بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
هفته وحدت رو تبریک میگم.
انشاالله برکات این ایام نصیب همه شما و خانوادههای عزیزتون بشه و از عنایات ویژه امام عصر که دلش انشاالله خنک این ایام به برکت مولود اجدادشون بهرهمند بشید.
ما در کتاب الموت بودیم.
مثلا حاج آقا که نبودن رفتیم تو کتاب الموت.
قلب مؤمن دیگه بحثش تموم شد تا قلب جدیدی انشاالله شروع کنیم.
گفتیم یه مقدار از کتاب الموت، از کتاب الموت سخن بگیم.
چنانچه خاطر شریفتون باشه در روایت هفتم از باب چهارم بودیم که همه، همه اون ملاک اصلی رو میبرد نزد معاینه.
اینکه انسان از موت لقای خدا خوشش میاد یا نه؟
همه رو برد حضرت در هنگام معاینه.
یعنی تو این دنیا ملاک نیست.
همونطور که عرض کردیم احتمال داره اینجا کسی از مرگ خوشش نیاد، اینها یا حتی خوشش بیاد.
اینها ملاک نیست چون اینجا قوه خیال میاد، مداعبات نفس هست، قوه وهم میاد.
اینا دخالت میکنند.
مشوب میشه آنچه برداشت میکنه انسان از حقیقت موت و حقیقت موت رو اصلاً درک نکرده میگه آقا من از، از مرگ نمیترسم و عاشقم و سینه چاک.
یا بالعکس میگه من میترسم و دوست ندارم.
اینا اصلاً ملاک نیست.
لذا اونجا حضرت فرمود تو این روایت شریف که اصل اون لحظه معاینه است که پرده میفته و در حقیقت اون محتضر هم اینجا رو میبینه هم اونجا رو.
دیگه چشمش باز میشه به ملکوت.
خیلی لحظه خاص و ویژهای هست که سکرات موت آغاز میشه.
یه حالت انقدر اون لحظه سخته، انقدر سنگینه که بهش میگن بیهوشی.
یعنی انقدر سکرات اون لحظهایست که انسان اصلاً مدهوش میشه از دیدن اون سمت.
چشمش چیزهایی رو میبینه که تا پیش از این نمیدید.
اصلاً این ح-حقیقت موت قبل ان تموتو همینجا بمیرید قبل از اینکه شما را بمیرانند، آسانسازی مرگه.
خوش به حال کسی که اینجا موت قبل ان تموت.
برسه به این حیات و چشمش باز میشه و هر چقدر بازتر باشه چشمش به ملکوت، موتش راحتتره.
چون چیزهایی که اونجا میبینه براش از قبل آشنایی داشته.
دیگه خیلی دهشت، سلام علیکم، برش نمیداره.
حالا وحشت از چیز در حقیقت ناصحیح و نادرسته.
دهشت از چیز درسته.
مثلاً انسان از مقام حضرت حق دهشت میکنه.
اما وحشت از حیوان وحشت میکنه مثلاً.
به جا نیست که.
نباید وحشت کنی که اونم یکی از موجودات حضرت حق هست.
حالا من این بخش روایت میخواستم رد شم.
امروز دوباره روایت رو نگاه کردم دیدم یه بخشش خیلی نکته جالبی رو داره اشاره میکنه.
این رو گفتم که با همدیگه م-- یه مقدار دربارهش سخن بگیم.
اذا رأى ما یحب فلیس شیء احب الیه من ان یتقدم و الله یحب لقاء ایة کرام.
[نفس عمیق] میفرمود که اون لحظهای که حالت معاینه پیش بیاد و چش-- شخص چشمش باز بشه به اون چیزی که میبینه، هیچ چیزی دوستداشتنیتر از اون نیستش که به سوی خدا بره.
چرا؟
به جهت اینکه میبینه اون چیزی رو که دوست داره.
اذا رأى ما یحب، اذا رأى ما یحب.
اون لحظهای که میبینه چیزی رو که دوست داره.
اینجا یه نکتهای هست، البته نکتهها هست.
یکیش اینه که اگر کسی به گونهای زندگی کرده باشه که دوست داشته باشه ملکوت رو، دوست داشته باشه عالم، عالم آخرت رو، دوست داشته باشه باطن اشیاء رو، دوست داشته باشه باطن عالم رو، اینجا وقتی چون چشمش به ملکوت باز شده دیگه.
چون چشمش به ملکوت باز شده و این هم دوست داشته ارتباط با ملکوت رو، خوشش میاد.
یه نکتهست.
اما کسی که ملکوتی زندگی نکرده، اصلاً با عالم معنا ارتباط نگرفته، همش دنیایی بوده، قطعاً چیزی که میبینه دوست نداره.
چون اونجا ملکوته دیگه.
این خودش یه نکتهست.
دقت کردید؟
یعنی کسی، سلام علیکم، یعنی اینطوری میشه گفت کسی که اخروی زندگی کرده، کسی که باطنی زندگی کرده، کسی که اهل معنا بوده، صرفاً به قشر و پوست و ظاهر توجه نکرده، سعی کرده پل بزنه از ظاهر به باطن که یه وجه موت همین بود قبلاً عرض کردیم.
چنین کسی قطعاً اونجا هرچی ببینه خوشش میاد.
هرچی ببینه.
چون دارن ملکوت رو بهش نشون میدن.
اما بالعکس کسی که هیچ ارتباطی با ملکوت عالم نداشته باشه وقتی چیزی بهش نشون میدن چون دارن ملکوت رو نشون میدن چیز نامأنوسه براش.
نامأ-- به، از نظر خودش چیزهای موهون میاد از نظر خودش.
وحشت میکنه از-- فکر میکنه چیزهای خیالی داره میبینه.
اصلاً خیلیا شنیدید ارواح سرگردان احتمالاً.
خیلیا اصلاً نمیخوان بپذیرن، باورشون نمیاد که مردن.
[مکث] یکی از وجودی که میگن لحظه جان کندن طول میکشه، سکرات مرگ خیلی طولانیه برای بعضیا هفتصد ساله.
برای عدهای یکآنه لحظه جان کندن اینه.
طرف نمیخواد بپذیره مرگ رو، موت رو.
یعنی اون لحظه هم باز لحظه مرگش هم حالت برزخی دارد.
حالت انتظاره.
نمیخواد قبول کنه.
و البته این انتخاب که مثلاً نمیخواد اینطوری نیستش که بگیم خب چون نمیخواد پس نمیخوان ببرنش.
نه اینطوری نیست.
اون فقط در خصوص مومنه.
در خصوص مومن بله.
تا راضی نشه خدا نمیبرش.
خدا این وعده رو داده.
مومن هم که گفتیم کسی که ایمان به امیرالمؤمنین پیدا کرده.
چون نام مولا در قرآن عرض کردیم ایمانه.
حالا کسی رو که نمیخواد بپذیره چگونه میبرنش؟
مومن که قطعاً میبینه چون اهل معنا بوده میره.
با رضا و رغبت میره.
خدا هم وعده داده که تا راضی نشی نمیرم که عرض کردیم اهل بیت رو نشونش میدن تا راضی بشه و بره.
اما انسانهای گناهکار چی؟
بالاخره میخوان ببرنش دیگه.
اینم نمیخواد بپذیره.
چگونه میبرنش؟
البته ببخشید آیه سنگینه خیلی.
اما آیهی پنج-- صد و پنجاه نه، آیه پنجاه سوره انفال، پنجاه.
بفرمایید من الان میخونم دقت بفرمایید.
ببینید قشنگ ترجمهش رو متوجه میشید.
"ولترى اذ يتوفى الذين كفروا" وقتی ببینی اونهایی که کفر ورزیدن میفتن به حالت وفات که میخوان [مکث] توفی بشه همه جانشون به یکباره گرفته بشه.
"الملائكة" کیا میان جونشونو میگیرن؟
اینجا میگه الملائکه.
خدا کانا اینجا انقدر بدش میاد کراهت داره از گرفتن جان کافر حرف از خودش نمیزنه.
"الملائكة يضربون وجوههم".
الله اکبر.
میگه ملائکه میان "يضربون" میزنن به-- صابون کدوم.
"وجوههم" جمع وجه.
کجا؟
صورت.
ملائکه میزنن تو صورت اینا.
[مکث] دیگه کجا؟
"و ادبارهم" به پشتشون.
تو صورت و پشت.
این نشون میده که وقتی تو صورت میزنن، [مکث] وقتی تو صورت میزنن بعد اینا پشت سرش هم راه میفتن.
پشت سر که "و ادبارهم" به پشتش هم میزنن.
ولش نمیکنن.
[مکث] به حالت نذر و جان کندن اینو میبرن.
خودش نمیخواد.
کراهت داره هرچی میبینه.
اما به زور میبرنش.
"و ذوقوا" به ش-- خیلی عجیبهها.
"ذوقوا" بچشید.
"ذوقوا عذاب الحريق".
اون آتش سوزاننده رو بچشید.
[مکث] این در خصوص اونهایی که کراهت دارن.
[مکث] اون لحظه معاینه.
نمیدونم.
زیاد قطعاً شنیدید.
میگفتن که در سرازیری قبر علی به فریادت برسه.
درسته؟
این زیاد شن-- اخیرا خیلی کم.
اهل قدیم من زیاد میشنیدم.
خیلی دعای قشنگیه.
این سرازیری قبر کیه؟
موقع که جنازه رو اینجوری سردهیش میکنن.
نه خیر.
اگر کسی بدن نداشت چی؟
بدنش پودر شده.
اصلاً آب تو آب تو دریا برق شده.
هیچکس دسترسی پیدا-- یعنی سرازیری قبر نداره.
قبر باشه.
آفرین، آفرین آقا.
مال لحظه یک-- همین سکرات موت.
لحظهایه که داره وارد عالم برزخ میشه.
بعد قبر رو اینجا چی بگیریم؟
قبلاً عرض کردم از جهت فلسفی قبر میشه اون بدن مثالیش.
اون بدنی که با اعمالش ساخته شده شکل گرفته.
اون میشه.
اصلاً قبر حقیقی میشه اون.
قبر فقهی میشه این.
این قبر خاکی که بدنه ما، اون جایگاه بدنمون است.
حالا اینا هم فکر نکنید من از خودم دارم میگم.
اجازه بدید وسط بحث یه گریز بزنیم از فرمایش حضرت استاد استفاده کنیم.
برید نکته ششصد همینجا هست دیگه.
این کتاب جلوی منه برید ببینید.
من همشو که نمیخونم، بخشیشو.
نکته ششصد و پنجاه و چهار هزار و یک نکته از علامه حسن زاده علیه الرحمة والرضوان رو بخون که [مکث] اشاره به این آیه شریفه میکنه که "قوله سبحانه حتی اذا جاء احدکم الموت احدهمل موت قال رب ارجعون لعلي اعمل صالحا فيما ترکت كلا انها كلمة هو قائله و ما وراءهم برزخ到 يوم يبعثون".
وراءهم برزخ.
برزخ.
برای اینها برزخه که اینها دارن به اون سمت میرن.
میگه وقتی که موت یکی از شما وقتش برسه، اینا به خدا میگن که خدایا ما رو برگردون عمل صالح انجام بدیم.
بعد خدا میفرماید که "کلا".
این کلمه زجره.
کلا رو فقط کلمه زجره.
دقت بفرمایید.
کلا کلمه زجره کم نکه اعتابت میکنن میگن هرگز.
مطلقا.
اصلا اجازه نمیده صحبت کنی.
"انه کلامته و قائله".
این آیه رو که حضرت استاد میارن بعد اینچنین ادامه میدن که در این کریمه بحث، بحث بعد از برزخ است.
در این کریمه این بحثی که اینجا گفته "و مبرائهم برزخا الی يوم یبعثون".
این بحثی که اینجا گفته بحث بعد از برزخ است و عذاب قبر در برزخ است.
عذاب قبر کجاست؟
تو آخرت و قیامت یا برزخه؟
برزخه.
خب؟
يوم یبعثون بعد از برزخه.
اینجا حضرت استاد دارن تو همین نکته میگن دیگه.
الی يوم یبعثون روز بعث میشه بعد از عالم بعد از برزخه.
حالا کجاست اونو بعدا حرف میزنیم دربارهش.
فعلا بدونیم-- اصلا چرا میگن برزخ؟
چون بین دنیا و آخرته دیگه.
حالا چون بحث قبر بود من اینجا رو دارم عرض میکنم.
و عذاب قبر در برزخ است.
چه قبر حقیقی اینجا، اینجا دقت کنید.
چه قبر حقیقی انسان بیرون از او نیست.
فکر نکنید این قبر خاکیها.
حالا کسی بدن نداشت یعنی قبر نداره؟
یعنی عذاب قبر نداره؟
نه ربطی نداره.
اون مال بدن دنیویشه.
اما روحش، اون نفسش وقتی اعلام انصراف از بدن دنیایی میده و حرکت میکنه به سمت حضرت حق، اون کجا باید بره؟
نمیشه نفس بدون بدن، روح بدون بدن اصلا امکان نداره.
باید بدن داشته باشه.
اما بدن مطابق با عوالم هست.
عالم بعدی مطابق با اون عالمه.
چون عالم مثالیه بهش میگن بدن مثالی.
اون میشه قبر.
پس اینجا حضرت استاد میفرماید که و عذاب قبر در برزخ است.
چه قبر حقیقی انسان بیرون، بیرون از او نیست و وزان قبر حقیقی وزان مراتب انسان است که قبر انسان را مراتب طولی است.
یعنی انسان قبرهای متعدد داره.
یعنی انسان را قبرهاست و تفاوت، حالا تفاوت این قبرها به چیه؟
تفاوت این قبرها به کمال و نقص است و آن حفره خارج از او، اون قبر که ما مصطلح میگیم این قبره.
حضرت استاد می فرماید و آن حفره خارج از او قبر مجازی اوست و نمودی از بقر-- قبر واقعی اوست.
یه نمودیه.
مثل اینکه الان میگیم فضای مجازیه.
بیرون از این موبایل که حقیقت وجود نداره که.
یه نمودیه، یه رشحیه.
اینجا هم می فرماید که اون حفره مجازیه و یه نمودی از قبر واقعی اوست و بعد از خروج از قبر واقعی، حضرت آقای وحدت که پرسیدین يوم یبعثون کیه؟
و بعد از خروج از قبر واقعی یعنی برزخ که تموم شد و امث-- و امث نص نتن.
قرآن میگه ما دو بار میمیریم.
آخر عالم برزخ هم دوباره میمیریم.
اونجا میشه که خروج از قبر واقعی يوم بعث است که از اون بدن مثالیمون هم خارج میشیم.
انگار که پوست میندازیم.
میریم به عالم بعدی.
بدن مثالی میشه یکم بیشتر توضیح بدید چه شکلیه؟
قبلا گفتیم دیگه.
بدن مثالی رو اگه کسی میخواد بدونه چه شکلیه حضرت استاد در کتاب شریف اینجا هم هست کتابش.
دوست داشتید بیاید نشونتون میدم.
کتاب انسان در عرف عرفانشون.
می فرمایند که با اعمال ما ساخته میشه.
یادتون هست دیگه بدن مثالی، بدن عالم برزخ با اعمالمون شکل میگیره.
روح-- نفسمون یا باطنمون با علوم و باورهامون، اندیشههامون.
[پچ،پچ] ما اول اینجا وجود نداره.
خودش با خودش میاد.
آفرین.
اعمالش.
دقیقا همینه.
اون اعمال انسانی با خودش میبره، همون میشه بدن مثالی.
یعنی خودش درست کرده.
هرچی خودش برای خودش درست کرده در این دنیا همونو با خودش میبره.
دقیقا.
حالا فرمایش ایشون اصلا اینجا حضرت استاد دارن تو همین کلمهای که عرض کردم و بعد از خروج از قبر واقعی يوم بعث است و کلمه شریف يوم را چون اینجا فرمود و مبرائهم برزخ الی يوم یبعثون.
يوم.
يوم ظرف ظهور اشیا دیگه قبلا گفتیم.
و کلمه شریف يوم را در این مقام خیلی اهمیت است.
چه؟
يوم ظهور است و يوم بعث به ارتقا و اعتلاء وجودی انسان و خروج او از حیت-- هیئات مكتسبهای که قبر اوست میباشد.
اون ظرف ظهور میشه چی؟
یعنی شما هرچی کردی، اصلا هرچی هستی اونجا ظهور میکنه.
تو خودت ظهور میکنه.
اینجا هم ظهور کرده.
فرق تفسیر آفاقی با انفسی چیه؟
تفسیر آفاقی میگه آقا این قرآن فرموده که کارهای خوب انجام بده تا در آینده بعد از مرگ جزو آدمهای خوب باشی، بهشت بری، سیب و گلابی بهت بدن و امثالهم.
اگر آدم بدی باشی کارای زشت و قبیح انجام بدی اونجا میبرنت جهنم.
ببین میبرنت.
چیکار میکنه؟
وعده آینده رو میده.
این میشه تفسیر آفاقی.
این یکی از وجوه تفسیر آفاقیه.
اما الان چی؟
خب من الان چیکار کنم؟
[پچ،پچ]اینکه نسیه است نقدش چیه؟
تفسیر انسی میاد الانتو در نظر میگیره.
این فرق اساسی تفسیر انسی با آفاقیه.
این کتابهایی که الان جلوی ماست اینا همه تفسیر انسی آیات قرآناند.
که حضرت استاد فرمودن به جانم سوگند این کتابها رو اگه کسی نخونه به باطن خطاب محمدی یعنی قرآن دسترسی پیدا نکرده و نمیکنه.
توجه کردید؟
پس اینجا داره میگه اونجا-- آنچه که شما در اون بذرهایی که در خودت کاشتی همین الان، همین الان این بذرها جوانه زده و در حال رشده و اگر خودت به حقیقت خودت برسی خودت رو یا جهنم میبینی یا بهشت.
همین الان.
چون قبل بحث رو حالا قبلاً داشتیم من دیگه بیشتر از این ادامه ندم.
یا [پچ، پچ] جانم.
یعنی روحی که در عالم اخ-- پاکی هستیم با روحی که میره عالم برزخ همون میشه؟
یا فرق میکنه؟
تجسم اعمالته.
نه این مثلا من روحی که ناخودآگاه در اخلاق میگیرم مثال با همین اعمال و کاری که میکنم آقا روح به such چیزی ربطی نداره.
نداره؟
روح.
میفرماید که از روح ازت میپرسن بگو روح یک چیزی است از جانب پروردگار.
[هم پوشانی گوینده ها] یَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي.
أَمْرِ رَبِّي.
امر پروردگارت.
پس این عذيبا رو هم- حالا خلاصشو عرض کنم.
اشکال به کجا برمیگرده که این سؤالات برای ما پیش میاد؟
اینکه ما توجه به نفس نداریم.
ما میگیم روح یک موجود ماورائی میدونیم روح رو خ-- که تعلق به عالم بالا داره و هیچ ارتباطی با عالم ظاهر و نشئه طبیعت نداره.
کلاً از امر الهیه و، وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَة.
بحث وحدته، وحدت جمعیه.
ما رو-- مکانتش اهدیه نه واحدی.
واحدی کثرته.
اهدی عالم بالاست.
اصلاً هیچ ربطی به نشئه طبیعت نداره.
درست شد؟
ربط که البته منظور اینکه اون خیلی از جهت مکانتی بالاست.
رتبهش خیلی بالاست.
نه اینکه ربط حالا اصطلاحی که ما میگیم ربط نداره یعنی اینکه خیلی اعلی علیین اینطوری بگیم.
و الا همون پیاده میشه، میشه نشئه طبیعت.
وَمَا نَنْزِلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ.
اون اَ местах عن الله عندنا خزائن اون خزینه است.
کلیه.
وحدت جمعیه.
جمع الجمع.
مقام وحدته.
روح از اونجاست.
ما اگر توجه بکنیم به نفس، اینجا اهمیت معرفت نفس خودش رو نشون میده.
متوجه این میشیم که بعد از موت هرچه هست در نفس اتفاق میفته.
روح که چون وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي از روح الهیه، روح الهی اصلاً کی میتونه درش تصرف کنه؟
روح الهی رو کی میتونه بمیرانه؟
اصلاً حی محض است.
حیاة تفور.
هرچه اتفاق میفته در نفسه.
نفس چیه؟
ما گفتیم رتبه تعلق روح به بدن رو میگن نفس.
یعنی اون مرتبهای از روح که به جهت تعلقش به بدن میخواد بدن رو هم مدیریت کنه به اون میگن نفس.
در حقیقت برزخ بین ظاهر و باطنه.
این برزخ خیلی-- اصلاً بحث برازخ از نظر حضرت استاد بسیار چیز مهمیه.
به برزخها خیلی باید توجه کرد.
معرفت نفس از مهمات زندگی ماست چون برزخ بین ظاهر و باطن ماست.
روح بخاری چرا سی جلسه ما دربارهش حرف زدیم به جای یک جلسه؟
چون انقدر که مهمه برزخ بین نفس و بدنه.
باز بین نفس و بدن هم برزخ هست.
اینا خیلی مهمه.
خب نفس پس میشه رتبه مادون روح.
رتبهای که تعلق بین روح و در حقیقت اون رتبهای که روح میخواد حکمش رو در بدن پیاده کنه از طریق نفس انجام میده.
نفس به جهت رسیدگی بیش از حد به بدن میره به سمت فساد.
میره به سمت خرابی.
اون حقیقت نفس نه ها.
حقیقت نفس باز از نظر حکما و عرفا غالباً میگن اون هم خودش یک جوهر قدسیه.
اما ما میایم انگار که معذرت میخوام لجن بریزیم رو یک سکه.
یک سکه رو لجنمال کنیم.
دیگه انقدر قضارات و آلودگی، رسوبات روی این سکه رو بگیره که دیگه نشه اصلاً این رسوباتو کند از روش.
اصلاً دیگه بشه رسوب خالی.
اون نفس که مرحله تعلق روح به بدنه این اتفاق درش میفته.
دیگه یکپارچه بوی بدن میده.
بوی انزل مراتب رو میده.
بوی دنیا رو میده.
بوی نشئه طبیعت رو میده.
اصلاً دیگه بوی معنویت و عالم معنا رو گفتیم لحظه سکر-- سکرات مرگ، موت این اتفاق میفته.
اونورو هیچکس استشمام نمیتونه بکنه.
اونور نمیتونه متوجه بشه.
اینجا مداعبات نفس، وهم و خیال اومده رهزن شده.
براش یه چیزایی رو درست کرده فکر میکنه اینا درسته.
اون چیزی که تصور میکنه از عالم ملکوت فکر میکنه اوناست.
چون ارتباط جدی نگرفته فکش رفت، فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَک رخ نداده.
اینجا چشمش اینجا تیز نشده، اونجا.
فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ عِلِيٌّ میشه اونجا.
اونجا ظهور میکنه حقیقتش اونجا تیز میشه.
پس ح-ح خلاصش اینه که اونچه که ما در خودمون از بذر عمل و علم، علم و عمل جوهرند و انسان ساز.
در خودمون میکاریم ماهیت وجودی ما رو تشکیل میده.
ظاهر و باطن ما رو میسازه.
ما وقتی میریم اونور دیگه کتابی که قراره بخونیم، نامه عمل خودمونیم.
خودمون رو قراره بخونیم.
لذا اونجا پیغمبر وقتی فرمود ازش سؤال کردن که اون کسی که تا ابد با ما قرینه، اون قرین ما، همسر ما تو بحث حورالعین گفتیم دیگه.
اون حورالعین، اون همسر سرش همراه-- همسر یعنی سرمون یه جاست.
ما دو یک روحیم اندر دو بدن.
ما یک حقیقتیم، یک واقعیتیم که در فس محمدیه، فردیه محمدیه شیخ اکبر تو آخرین فس بیست و هفتمین فس فصوصالحکمه.
پیران پیغمبر اصلا علت اینکه پیغمبر سه چیز را از دنیا اختیار کرد یکیش زن بود، این بود که فرمود ز-زن، جنس زن از مرد ساخته شده.
ظهور ز-ظهور مرده.
چون مرد کل، زن جزء.
کل به جزءش علاقه داره.
مثل اینکه حضرت حق که کله به جزءش.
البته ح-حق تجزیه بردار نیستا اینو اشتباه نشه.
ولی از لحاظ مخلوقش میگیم کل به جزء علاقهمنده.
برای همین به جنس زن علاقهمنده چون زن مخلوقه.
یعنی در حقیقت ظهور مرده.
از مرد ساخته شده که بحث مبسوطیه به جاش باید تو بحث لق و الله این رو بگیم.
خلاصش اینکه اونجا اتفاقی که میفته "اقرأ كتابك، اقرأ كتابك" کتاب خودتو بخون.
"کفا بنفسك اليوم عليك حسيبا".
خودت کتاب خودتو بخون خودتم بسی.
کدوم کتابو؟
خودت خودت رو می چشی.
خودت اگر جهنمی تو جهنمی، اگه بهشتی تو بهشتی.
خب؟
این دیگه بیرون از ما و درون ما و این حرفا نداره، خودتی.
چه بلایی سرت اومده؟
هرچی اومده سر نفست اومده.
چگونه اومده؟
اگر نفس تعلق بیش از حد به بدن نشون داده یعنی بدنی زندگی کرده، جسمی، جسدی، خاکی، مادی، دنیوی زندگی کرده، کاری کرده که روح قهر کنه از بدن.
روح قهر کنه اون پرنده روح پرواز کنه بره و قهر کنه با این بدن مثالی هم قهر کنه و این بشه نفس اماره، نفس اماره.
تموم کنید.
جان؟
الان تموم میشه.
اما اگر، اگر چنانچه بالعکس باشه، اگر چنانچه این نفس در حد نیاز به بدن رسیدگی کنه تا روح رو پرورش بده، روح رو تقویت کنه، روح رو تعالی ببخشه، میشه در خدمت روح.
روح اشراف به نفس پیدا میکنه.
چرا قهر کنه؟
اون موقع یکپارچه تو بوی نور میدی.
تو کار- اینجا تحلیلیه دست خود ماست.
بله نفس دست خودمون است.
بله.
اجبارا به ما روح رو انت-- دادن "ونفخت فيه من روحي" اما اختیارا ما هستیم که نفسمون یعنی برزخ بین روح و بدن و چگونه ازش استفاده کنیم.
بدن رو در خدمت روح بگیریم یا روح رو در خدمت بدن.
اینجا نفس تعریف میشه که حالا شد نفس اماره، تعلق زیاد به بدن.
یا نفس لوامه، نفس ملهمه، نفس مطمئنه.
نفس مطمئنه اصلا بدن میاد در خدمت روح قرار میگیره.
میشه زیر مجموعه.
نزدیک بزنید.
بله.
جلسه تموم کنید.
خواهش میکنم.
تموم کنیم؟
آره اگه- باشه والحمد لله رب العالمین.
صلوات بفرستید.
اللهم صل علی محمد آله.