ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 156

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

روایت شانزدهم: نهی از تمنای موت

در روایت شانزدهم باب چهارم کتاب الموت، پیامبر به عیادت کسی رفته بود که تمنای موت کرده بود — از فحوا شاکی از بیماری سخت. فرمود: «لا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ».

محسن و مسیء

«فَإِنَّکَ إِنْ تَکُ مُحْسِناً تَزْدَدْ إِحْساناً إِلی إِحْسانِکَ» — اگر محسنی احسان را بر احسان بیفزای؛ این بهتر از موت است. «وَإِنْ کُنْتَ مُسیئاً فَتَأَخَّرْ یَسْتَعْتِبْ» — اگر گناهکاری فرصت توبه و عتاب نفس داری. برخی می‌گویند زود بمیریم تا گناه کم شود؛ راه بسته شده است. دوباره: «فَلا تَمَنَّوُا الْمَوْتَ». دو بار تأکید؛ پیش و پس از توضیح. اهل‌بیت کمتر تکرار می‌کنند؛ تکرار نشانهٔ جدّی بودن نهی است. «إِنْ هُوَ إِلّا وَحْیٌ یوحی».

استغفار پس از نصر

«إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ وَالْفَتْحُ … فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوّاباً» (نصر)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): چون یاری خدا و پیروزی فرا رسد … پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و از او آمرزش بخواه که او بسیار توبه‌پذیر است.

فتح و نصر فرق دارند؛ جای بحث جدا. چون فتح آید و مردم فوج‌فوج در دین خدا درآیند، خوب و بد و جاهل و عالم می‌آیند. نبود گزینش خطر نفوذ است. «أَفْواجاً» اعلام خطر نیز هست. از این رو استغفار: مبادا در تمییز خطا کنی. «وَامْتازُوا الْیَوْمَ أَیُّهَا الْمُجْرِمونَ».

ستّار و مدارا و صبر

باید پرده‌پوش بود چون خدا ستّار العیوب است. از پیامبر مدارای با خلق بگیر؛ تکلف در معاشرت ندارد. از امام صبر در بلاها بگیر؛ بدون صبر هیچ عبادتی نمی‌ایستد؛ حتی صبر بر صبر.

سد شکسته و سنگلاخ

پس از انقلاب سد می‌شکند و آب همه چیز را می‌آورد؛ پس از ته‌نشینی سنگلاخ‌ها پیدا می‌شوند. جامعه‌شناسی همین را می‌گوید. شهید باکری مردم را سه دسته می‌دید — نه لزوماً از چشم برزخی، از جامعه‌شناسی انقلاب: پشیمانان، دشمنان پایدار، و استواران بر حق که خون‌جگر می‌شوند.

غرور پس از یاری و محک سفر

پس از هر یاری غرور و خودبرتربینی می‌آید. حتی اضافهٔ حقوق نصرت رزقی است — «هُوَ الرَّزّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ» — و استغفار می‌خواهد. در همان آن امتحان: کربلا یا آنتالیا؟ کمک به آنکه رو زده بود یا نه؟ «وَما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلکِنَّ اللّهَ رَمی»: فاعل حقیقی خداست.

کبریایی پس از قدرت

حتی اگر فتح را از خدا بدانی، پس از قدرت عفو و کرامت آب می‌رود؛ آنجا نیز استغفار لازم است.

نور توبه و نگهداشت احسان

اگر محسني خیر را بیفزای؛ اگر گناهکاری خود توبه نور دارد. تواب وزن فعّال و اسم خداست در سورهٔ نصر؛ پس نور دارد. نگهداشت نور مهم است.

بهجت و تسبیح فاطمه

آیت‌الله بهجت به نقل از مشایخ از مرحوم کمپانی: از اول تکلیف یک تسبیح حضرت زهرا گفتم و نورش را حفظ کردم. اشکال عمدهٔ ما جیب سوراخ است؛ هرچه بریزیم خالی می‌شود. «تَزْدَدْ إِحْساناً» نگهداشت است. بدون مراقبه جیب خالی می‌ماند. مراقبه بهترین کار است. والحمد لله رب العالمین.

چرا دو بار نهی؟

تکرار نهی راه فرار را می‌بندد؛ شاکی از بیماری نیز مستثنی نیست. محسن با افزودن احسان عمر را پر می‌کند؛ مسیء با توبه در باز دارد. تمنای موت در اصلاح را می‌بندد.

أفواجا و نفوذ

ورود فوج‌فوج بدون گزینش خطر است. استغفار پس از نصر برای خطا در تمییز و عتاب زودرس است. ستر و مدارا و صبر سه صفت ظرفیت پس از پیروزی‌اند.

محک نیت در آنِ رزق

آنِ رسیدن پول قضیهٔ حینیه است. اولین سفر و اولین خرید نیت را می‌شوید. وما رمیت یاد فاعل حقیقی است؛ غفلت در نصر استغفار می‌خواهد.

نور علی نور نگهداشت

تزدد إحسانا الی إحسانک نور علی نور است اگر نگه داشته شود. توبه نیز نور دارد اگر جیب سوراخ نباشد. بهجت نگهداشت تسبیح را راه رتبه دانست؛ مراقبه سد خالی‌شدن است. عیادت پیامبر امید عملی آموخت نه تشویق به مرگ.

فحوای عیادت و شکایت بیماری

شخص از بیماری سخت شاکی بود و تمنای موت کرد. نهی صریح آمد. محسن باید احسان بیفزاید؛ مسیء باید توبه کند. دست گناهکار برای استعتاب باز است؛ ناامیدی از توبه تمنا می‌آورد.

ندرت تکرار در لسان وحی

اهل‌بیت کمتر تکرار می‌کنند؛ ما از بی‌تسلط تکرار می‌کنیم. تکرار پیامبر نشانهٔ وحی و جدّی بودن نهی است. اقوال او شریعت است.

فرق فتح و نصر و خطر أفواج

فتح و نصر در قرآن معانی متفاوت دارند. ورود فوج‌فوج خوب و بد را می‌آورد؛ نفوذ از نبود گزینش است. استغفار برای خطا در تمییز و عتاب زودرس است. ظاهرگرایی و تعمیم عقاب خطر است.

سه صفت ستر و مدارا و صبر

از خدا ستّاریت بگیر؛ از پیامبر مدارا؛ از امام صبر. صبر در باطن هر عبادت است؛ صبر بر صبر لایهٔ باطنی است.

ته‌نشین پس از انقلاب

سد می‌شکند؛ سپس سنگلاخ پیدا می‌شود. باکری سه دسته را دید: پشیمان، دشمن پایدار، استوار خون‌جگر. قاعدهٔ پس از نصر است.

آنِ رزق و امتحان نیت

اضافهٔ حقوق نیز نصر رزقی است و استغفار می‌خواهد. در همان آن: کربلا یا تفریح؟ کمک به نیازمند یا انتقام؟ وما رمیت فاعل را به خدا برمی‌گرداند.

کبریایی پس از منصب

شکر فتح کافی نیست اگر پس از قدرت عفو آب شود. استغفار برای نگهداشت کرامت در منصب است.

تواب نور دارد

توبه نور دارد چون تواب اسم خداست. نگهداشت احسان و توبه نور علی نور است. جیب سوراخ درد رایج است.

سلسلهٔ مشایخ تا کمپانی

بهجت از مشایخ پرسید؛ پاسخ کمپانی: تسبیح فاطمه از اول تکلیف و حفظ نور آن. مراقبه سد خالی‌شدن است. عیادت پیامبر امید عملی آموخت نه تشویق به مرگ.

جمع نهی و نصر و نگهداشت

دو بار نهی تمنا را می‌بندد. استغفار پس از نصر ظرفیت می‌سازد. ستر و مدارا و صبر سه بال‌اند. نگهداشت تسبیح راه رتبه است. تمنا در اصلاح را می‌بندد.

جامعه پس از پیروزی و فرد پس از رزق

همان‌گونه که جامعه پس از فتح سنگلاخ نشان می‌دهد، فرد پس از رزق نیت را نشان می‌دهد. هر دو استغفار می‌خواهند. لا مؤثر فی الوجود إلا الله.

سلمان سمع می‌کند

توضیح دوبارهٔ پیامبر نشانهٔ کودک‌صفتی شنونده است؛ سلمان سمع می‌کند. نهی برای شاکی بیمار نیز برقرار است.

وامتازوا و ظرفیت تمییز

پس از أفواج باید تمایز نهاد؛ ظرفیت نداریم زود عتاب می‌کنیم. استغفار برای خطا در قضاوت ظاهر است.

ذاریات و رزاقیت

هو الرزاق ذو القوة المتین. هر یاری مادی نصر است و آنِ امتحان. برداشت غلط از یاری غفلت می‌آورد.

لا مؤثر إلا الله

فتح مطلقاً از خداست. تسبیح و استغفار یاد همین توحید افعالی است. خودبرتربینی پس از نصر نقض توحید است.

نور توبه حتی برای بد

حتی اگر آدم بدی باشی خود توبه نور دارد. چگونه؟ چون تواب اسم خداست. نگه داشتن این نور مهم‌تر از انباشت اذکار بدون مراقبه است.

سه جلد سؤالات بهجت

در زندگی‌نامه و مجموعهٔ سؤالات، راز رتبه را به نگهداشت تسبیح ارجاع دادند نه به کثرت عنوان. جیب سوراخ هرچه بریزد خالی می‌شود.

مراقبه بهترین کار

بدون مراقبه اذکار خالی می‌شوند. گوینده خود را اهل کامل مراقبه ندانست و سخن را کوتاه کرد تا اهلش بگویند. اصل روشن است: نگهداشت.

پیوند تمنا و نصر در جلسه

نهی تمنا عمر را برای احسان و توبه باز می‌گذارد. استغفار پس از نصر جامعه و فرد را از غرور و سنگلاخ حفظ می‌کند. تسبیح محفوظ رتبه می‌سازد.

فتح مبین و تمایز واژگان

إنا فتحنا لک فتحا مبینا با نصر فرق دارد؛ دوست داشتید وقتی به آن پرداخته می‌شود. اکنون مقصود استغفار پس از آمدن یاری است نه فقه لغوی فتح.

ورأیت الناس یدخلون

دیدن ورود فوج‌فوج خود اعلام خطر است. همه جور آدم می‌آید. تمیز مجرمان از مؤمنان پس از پیروزی مقام استغفار می‌خواهد چون باطن‌ها آشکار نیست.

مثال شستن ذهن با کربلا و آنتالیا

مثال‌ها برای شستن ذهن است: اولین سفر پس از پول اضافه کربلاست یا آنتالیا؟ اولین فکر برای خانه چیست؟ همان لحظه نیت آشکار می‌شود.

جهاد و وما رمیت

در جهاد بسیار خوانده می‌شد وما رمیت إذ رمیت ولکن الله رمی. آیا وقت نصر واقعاً چنینیم؟ استغفار برای فاصلهٔ ادعا و حال است.

از اینجا به بعد کبریایی

فتح را از خدا می‌دانیم و شکر می‌گوییم؛ اما از اینجا به بعد در منصب، عفو و مردانگی آب می‌رود. این وجه دیگر استغفار پس از نصر است.

ارزش نور علی نور در متن روایت

اصل بحث روایت تمنای موت است؛ سؤال نصر پیش آمد و پاسخ داده شد. مهم ارزش افزودن احسان و نور توبه است. نگهداشت همان تزدد إحسانا است.

اخوی و عدم تعریف نفس

پاسخ بهجت و مشایخ برای آن بود که خود را تعریف نکنند؛ راز را به تسبیح محفوظ ارجاع دادند. دعوی مقامات با جیب سوراخ ناسازگار است.

صلوات پایانی جلسه

والحمد لله رب العالمین. صلوات بر محمد و آل محمد ختم عادت جلسات است؛ نگهداشت نور عمل ختم واقعی است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.