بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
سلام علیکم و رحمه الله.
بحث آخر ما اگر خاطر شریفتون باشه، کتاب الموت بود.
روایت پونزدهم فرود اومده بودیم و اجازه بدید که روایت پونزدهم رو سفرهش رو جمع کنیم که چون خیلی [مکث] نمیخوایم چون اوایل کتابم هستیم خیلی طول کشیده.
بریم روایت شونزدهم رو به فضل الهی بخونیم ببینیم [مکث] چی میفرمود.
از قول کتاب امالی شیخ طوسی علیه الرحمة این روایت رو [مکث] مرحوم مجلسی آورده که خلاصهش اینه که پیغمبر عزیز عالم به عیادت شخصی رفت که بیمار بود و تو بستر بیماری افتاده بود.
تا این عادت پیغمبر بود وقتی کسی به مدتی مسجد نمیاومد، اون موقعها تمرکز تو مسجد بود دیگه.
یعنی کسی مسجد نمیاومد پیدا بود که اتفاق خاصی افتاده.
نه که الان برعکس باشه یکی پیداش بشه تو مسجد بگیم حتما یه اتفاق خاصی افتاده اومده یه کسش مرده یا اومده یه ماهیه بریم اون جماعت بگیره بره.
چه میدونم متأسفانه.
این مصیبت بزرگیه که اسلام رو گرفته، دامنه مسلمونها رو گرفته.
به هر حال عادت پیغمبر بود همه هم اینو شنیدیم وقتی مدتیه کسی از دوستانش رو نمیدید پیگیری میکرد و اگر مریض بود سراغش میرفت و اگر چنانچه مسافر بود دعا میکرد برای سلامتیش که به سلامتی برگرده اینا.
مثلا آدم وقتی سنن النبي، سیرة ابن هشام، سیرة ابن هشام رو میخونه یا سنن-- سنن النبي علامه طباطبایی رو میخونه واقعا به اینجا میرسه که اصلا شاید بشه گفت یه نمی از اسلام در معاشرتهای اجتماعی ما باقی مونده.
یه نمی واقعا اینجوریه وقتی سنتهای پیغمبر رو انسان مطالعه میکنه [مکث].
امانت به درد دل نیوفتیم.
اینجا وقتی پیغمبر به عیادت ایشون میره که قال دخل رسول الله علی رجلا یعوده و هو شاکن.
هو شاکن یعنی چی؟
یعنی اون شخص ش-- همه شکایت میکرد.
شاکی بود اصطلاحا.
و به قول بعضیا میگن دیگه کم آورده بود.
شاکی بود شکایت میکرد.
چرا شاکی بود؟
اون روایت پونزدهم چنانچه خاطر شریفتون باشه میفرمود که سئمت دنیا دیگه.
یعنی خسته شدم از دنیا.
از اینجا شکایت میکرد.
حالا این علت شکایتش چیه؟
که فَتَمَنَّى الْمَوْتِ که تمنای موت میکرده به خاطر شکایتی که داشته تمنای موت میکرده به خاطر مریضیش.
و معلومه که مریضیش هم سخت بوده.
مدتی نبوده که پیغمبر رفته به دیدنش.
حالا اگه مریضه جزئی بود سریع تموم میشد و میرفت مسجد دیگه چند روزی نبوده که پیغمبر تشریف آورد.
این حالا، این دسته روایت که حالا البته هم روایت قبلیه هم این روایت تقریبا شبیه به همن.
اون میگه خسته شدم، این شکایت میکنه از مریضیش.
هم به ما به قول بزرگان این رو یاد میده که اگر ما در چنین موقعیتی قرار گرفتیم چه کنیم؟
مثلا تمنای موت بکنیم یا نه؟
اصن درست هست یا نه؟
چون خیلیا الان هستن خدا مرگم رو برسونه دیگه خسته شدم فلان.
هم به ما روش برخورد رو یاد میده با کسی که این وضعیت رو داره.
اگر رفتیم جایی دیدیم کسی از شدت درد و مریضی اینا به خودش میپیچه و تمنای موت داره ما چی بهش بگیم؟
یعنی دو وجهی به ما این آموزش رو میده.
پیغمبر بهشون فرمودن که لا تتمنى الْمَوْتَ.
اول فرمودن نکن این کارو.
تمنای موت نکن.
حالا علت چیه؟
به چه خاطر تمنای موت نکن؟
فإنك إن تک محسنا اگر تو از دو حالت بیرون نیست که یا محسن یا مسيءی.
یا نیکوکاری یا گناهکاری.
إن تک محسنا اگر چنانچه تو نیکوکار باشی تزدد احسانا إلى احسانک.
تو تمنای موت نکن که احسان بیاد رو احسان.
نور على نور.
حتی از یه وضو ساده که ما به راحتی از کنارش رد میشیم.
مگه حدیث نداریم؟
الوضو، الوضو نور على نور.
یکی از ااا بزرگان اهل معرفت که بعضا ما ازشون استفاده میکردیم خیلی تاکید داشتن اد-- بر وضو، بر وضو.
حتی میفرمودن که هر وقت شما خواستید نماز بخونید یا عبادتی رو شروع کنید، ایشون تاکید میکردن که حتی اگر وضو هم دارید دوباره وضو بگیر.
و حتی میفرمودن که اصلاً خدا دوست داره وضو روی وضو رو.
نور on النور دیگه.
حالا چه آثاری از وضو هست.
ااا استاد بروجردی، ایشون میگم استاد بروجردی هر وقت من تو صحبتهام حالا قدیم بیشتر میگفتیم بیشتر اشرافیت داشتیم با کتاباشون.
گفتم استاد بروجردی منظورم یه کسیه شبیه بانو مجتهد امین.
ایشونم بانو مجتهد بروجردی.
[سرفه] ایشون هم کتابهای بسیار خوبی نوشته و فاضله و عالمه.
ایشون توی یکی از این کتاباشون یادمه بر مبنای یکی از روایات اهل بیت فرموده بودند که تو بهشت هر مقدار که ما اینجا وضو داریم، وضو میگیریم، یعنی چ-- چه مقدار از عمرمون وضو داریم، همون مقدار حالا اینجا پنجاه سال و صد سال و اونجا دیگه ابده دیگه زریب میخورن.
همون مقدار همون زمان به یک معنا از حیث اخرویش بارون میباره.
مثلاً شما تو خونه خودتی، تو قصر خودتی، تو باغ خودتی، تو محوطه مختص خودتی.
خونه بغلیت بارون نمیباره اون لحظه ولی خونه شما بارون میباره.
خیلی شیرین بود برای من اون موقعها خیلی سالهای پیش شنیدم.
حالا بعد باید رفت تأویل کرد که این باران یعنی چی؟
لحظاتی که مؤمن در دنیا وضو داشته نشئه آخرت در حقیقت اون تجسم و تجسد برزخی یا اخرویش میشه باران.
چرا؟
باران چی هست در اونجا؟
حالا دیگه باید بحث کرد چون مورد موضوع بحث ما نیست.
الان ورود نمیکنیم ولی اگه خواستین یه ذره ش-- ذهنتونو بشورونین روش فکر کنید ببینید چه چیزهایی هست.
خودتون ذهنتون اجتهاد کنه.
باران سبب طراوت رشد و نمو رحمته به قول شما طراوت حیاته و خیلی، خیلی بخواهیم عمیق بشیم چون از آبه دیگه.
آب و جعلنا من الماء كل شيءٍ حي حیات داره.
این حیات، حیات واقعی جاییست که ولایت باشه.
ولایت رو شما برداری همه مردن.
اصلاً معنای آب ولایته.
وقتی شما میری بالا، میری بالا.
حالا اینکه قبلاً هم گفتم تو خواب بسته به اینکه شما تو خواب آب رو ببینی یا در تجرد عقلانی آب رو ببینی یا فوق تجرد عقلانی آب رو ببینی در کشف و شهود.
اینا هر کدوم یه ترجمهای دارن.
به هر حال ااا اینجا حالا خیلی از بحث فاصله نگیریم.
پیغمبر اعظمی العالم فرمودن که اگه تو آدم خوبی باشی به خودمونی بگیم، خب این اضافه عمرت، ازدیاد عمرت خوبی میاره رو خوبی.
نور میاد رو نور.
در حقیقت اضافه میشه بر احسان خود.
پرونده اعمالت پر میشه از حسنات.
"وإن كنت مسيئاً" اما اگر چنانچه تو بدکار باشی خدایی نکرده "فتأخر لتستعتب".
"لتستعتب" یعنی چی؟
یه تاخیری میافته به مرگت تا خودت خودتو عتاب کنی و توبه کنی، برگردی.
برای اینکه عذرخواهی کنی.
عذر تقصیر به طلبی از درگاه خدا.
اینجا هم باز اهمیت یک فرصت عمر برای عذرخواهی.
دو جایگاه خود عذرخواهی مشخص میشه.
الان مثلاً غزه الحمد لله از حیث سیاسی، دیپلماسی، اجتماعی همه جوره پیروز شد.
حتی از حیث نظامی.
پیروز شد واقعاً.
همه دارن دوست و دشمن دارن میگن دیگه.
خود اسرائیلیها هم الان [سرفه] دو سه نفرشون استعفا دادن به علامت اعتراض.
دیگه الان خودتون شاهدید.
درسته پنجاه هزار انسان بیگناه به خاک و خون کشیده شدن.
اما این جریان و این حزب که وصل به مقاومته یعنی انشعابی از مقاومت پیروز شد.
این چیز کمی نیست.
این پیروزی رو که البته رهبر عزیز هم قبلاً مژدهش هم داده بودند.
خب این الان خیلیامون خیلی، خیلی هنر کنیم بگیم الحمد لله خیلی کارمون درست بشه دو رکعت نماز شکر بخونیم و سجده شکر.
اما اینه؟
الان وظیفه، وظیفه ما در قبال این نصرت و این فتح و گشایش و پیروزی صرفاً حمد قرآنیشو بخواهیم پیش بریم چیه؟
سوره نصر دیگه.
اسمش رو خوشه.
"إذا جاء نصر الله والفتح" وقتی نصر الهی و فتح بر تو آمد و بر ما اومده یا نه؟
اومده دیگه.
الان جبهه مقاومت پیروز شد.
خب بریم جلوتر.
چه کار باید کرد؟
"فسبح بحمدك" پس تسبیح كن تسبیح به حمد.
"فسبح بحمد ربك" تسبیح، تسبیح به حمد پروردگار خودت را انجام بده.
حالا اینجا دنیایی حرف مفسرین پیاده کردن.
خلاصشو عرض کنم.
اولاً "فسبح بحمد ربك" تسبیح به حمد حالا اینجا چیه؟
تسبیح به حمد مفصله.
الان فرصت نمیشه.
تسبیح به حمد رو انسان کامل انجام میده و ما رو میکشونه با خودش میبره.
بار ما رو برمیداره و در حقیقت مثل برگ ریزان پاییز درخت آلودگیهای ما رو میریزه.
اون ولایت کلی است.
ما رو با خودش میبره، سیر میده، میبره به وادی ولایت.
اون تسبیح به حمده که اول توسط انسان کامل شروع میشه.
خب بعد بربک.
چرا رب مطلق نه.
فسبح بحمدالله چرا نه؟
بحمد ربک چرا؟
یعنی از دل و جانت به پروردگار خودت تسبیح به حمد پروردگار خودت یعنی از دل و جانت.
فیلم بازی نکن.
از دل و جانت.
دیگه معنیش اینه.
یعنی از رب خودت.
با خدای خودت سخن بگو.
[نفس عمیق] حالا برای اینکه زودتر هم، زودتر از بیست دقیقه هم جمع کنیم.
دیگه خیلی بیشتر از این توضیح ندیم.
فسبح بحمد ربک.
دیگه چی بگید؟
واستغفره انه کان تَوَّابًا.
واستغفره.
واستغفره واقعا؟
بله واستغفره.
یعنی بعد از اینکه جاء نصر الله والفتح واستغفره یعنی وظیفه ما استغفاره.
مثلا کسی به این فکر میکرد یا فکر میکنه؟
تا یه عالمی ذرهبین تهارت نفس بگذاره اینا رو ظرائف و دقایق رو پیدا کنه به ما بگه که بعد از هر پیروزی وظیفه ما استغفاره.
تسبیح به حمد انسان کامل انجام میده البته وظیفه ما هم هست.
سبحان ربي الأعلى وبحمده سبحان ربي العظيم وبحمده اینا وبحمده.
تسبیح به حمده اینا دیگه.
که در نما-- در معنای نماز گنجانده شده.
استغفار چیه؟
استغفار همه باید-- یعنی الان ما باید استغفار کنیم؟
بله.
چند تامون بعد از این فتح و گشایشی که برای غزه رخ داده استغفار کردیم.
الان آمار بگیریم از مردم.
در صورتی که صریح آیه قرآنه.
چرا ما اصلا توجه به آیات قرآن نداریم؟
چرا؟
پس یکی از وظایف مهم ما بعد از هر فتح و نصرتی اصلاً از هر حیثا شما مثلا عزتت بیشتر میشه.
توی دادگاه میری موفق میشی.
مثلا مشکل قانونی داشتی برطرف میشه.
حتی حقوقت اضافه میشه.
اینم یک نوع فتحه.
یک نوع نصرت الهیه دیگه.
رزق مالیه.
ها؟
یک وجه ایاری الهیه دیگه.
نصر الهیه دیگه.
نصر الهی شاخ و دم که نداره تو همه عرصهها هست.
یک بار شد که وقتی اضافه حقوق پیدا میکنیم بگیم استغفرالله [خنده] واسألوا التوبة.
یا چشامون چهار تا میشه و فوقش خیلی.
جان؟
نمیکنیم دیگه.
ما شا-- ما اصلاً اون قسمت رو به صورت تشکر شروع میکنیم.
یعنی استغفار متوجه نمیشیم.
آفرین.
آفرین.
اصلاً برای چی باید استغفار کنیم؟
جا نیفتاد.
چون ما معنای استغفار رو درست درک نکردیم.
معنای استغفار یعنی چی؟
طلب مغفرته.
حالا اینو اجازه بدید جلسه بعد دربارهش صحبت کنیم چون شما فرمودید که کم صحبت کنیم امروز منم که عجله دارم.
و الا خب الان جان مطلبه.
خوبه که دربارهش حرف زده بشه.
خب رسیدیم به انتهای روایت.
فلا تن-- فلا تمنوا الموت.
که بعد میگه اینطوره پیغمبر فرمود تمنای موت نکن دیگه.
بشین استغفار کن برای گناهات و کارهای خوبتو زیاد کن.
چرا داری تمنای موت میکنی؟
یه درسه برای ما.
حالا اون نکته استغفار چرا بعد از فتح و گشایش انشالله جلسات.
الحمدالله رب العالمین صلوات ختم کنیم.
الله