[سخنگوی 1] آل محمد [سرفه].
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
ما در کتاب الموت مرحوم مجلسی علیه الرحمه بودیم در روایت چهاردهم از باب چهارم.
یه روایت چهار کلمهای بود اگه یادتون باشه که من احب الدنيا ذل.
هر کسی که محبت داشته باشه به دنیا عاشق دنیا بشه، حب محبت شدید رو میگن در عرب.
خیلی شدید، دل ببنده یعنی، دل ببنده به دنیا.
[سخنگوی 1]عاشق- آره عاشق دنیا بشه، دلبسته به دنیا بشه، تعلق بهش میگن، علقه پیدا کنه.
ببینید وقت کسی دنیا داره به سمت دنیا میره چون گز-- گریزی نیست ازش مجبوره بالاخره دستش تو جیب خودش باشه، امرا رو معاش بکنه.
این که دلبستن نیست.
لذا تعریفی هم که از زهد کردن، زهد نه یعنی نداشتن، زهد یعنی دل نبستن.
که حالا بزرگان معمولاً از دنیا فرار میکنند به خاطر اینکه دل نبندن.
میگن بالاخره المجالسة مؤثرة وقتی شما تو رفاه و مثلاً آنچنانی زندگی کنی خودبهخود این دلبستگی میاد.
برای همین فرار میکنند.
خدا رحمت کنه آقای بهجت رو.
چقدر به ایشون تو قم میگفتن که آقا این خونه سقفش دیگه میخواد رو سر شما خراب شه.
نمیدونم دیده بودید یا نه منزل ایشون خیلی قدیمی بود.
خیلی ما توفیق بود که میرفتیم از-- سلام علیک و رحمت الله، از مسجد تا منزلشون ایندا گایب العکس.
اِممم خیلی خونه قدیمی یعنی نگاه میکردی تعجب میکردی یه مرجع تقلید تو همچین خونهای زندگی کنه.
اینا زهده یعنی دل نبستنه.
نمیره به اون سمت که دلش بسته نشه، دل نبنده.
پس این یه قاعده است.
اگر کسی دل ببنده به دنیا، علاقه پیدا کنه به دنیا قاعده است.
نمیشه با قاعده الهی جنگید.
این مساویست با خاری.
خاریش هم جلسه پیش عرض کردیم هم در این دنیاست هم هنگام موتش و هم اونورش.
در همه جا هست.
حالا توفیق بشه چند تا روایت در همین زمینه تقدیم میکنیم.
مولا فرمودند که من احب هاذه الدنيا اضرّه الله از ضرر میاد، اضر ال ضرر.
منتها اینجا میفرماید اضر الله عليه.
حالا اینجا خدا بهش ضرر میزنه یا خدا درش ضرر قرار میده.
یعنی چی خدا ضرر قرار میده؟
یعنی قاعده الهیه آقا.
خدا اینطوری قرار داده.
مثل اینکه شما دست بزنی به آب، خدا سنتش بر این تعلق گرفته که آب مرطوب کنه دست شماست.
چرا اینو قبول داری اون سنت رو قبول نداری؟
قانون الهیه داره به تو میگه.
فرمود من احب هاذه الدنيا هر کس این دنیا رو، هاذه الدنيا این دنیا رو، این دنیایی که هرچی نگاه میکنی همش ظلم و ستم و گناه و بیداد و تاریکی و...
چون اینجا حق و باطل مشوب شده، به هم قاطی شده، نور و ظلمت قاطی شده، خیر و شر قاطی شده.
از این جهت میگه هاذه این دنیایی که شما ساختید و الا شاید سر اینکه هاذه الدنيا میتونست هاذه رو نیاره بگه مطلقاً اد دنیا.
همون اد دنیا که چیز بدی نیست.
دنیا مستجر اولیاء الله.
دنیا جاییه که شهدا به تجارت اون تجارتی رسیدن که رهبر فرمود شهادت مرگ تاجرانه است.
ضرر نکردن کجا به اینجا رسیدن؟
تو همین دنیا.
الان نماز شب کسی میخونه شیاطین رو نه فقط از خودش از چهل منزل حداقل حول و حوش، حوش خودش شیاطین رو دفع میکنه.
مثل کبوتر که روایت داریم کبوتر در منزلتون نگه دارید.
امام صادق صلوات الله علیه فرمود.
حالا نه به اون معنای کفتربازی و اینا نه، ولی کبوتر نگه داری چون روایت داریم که هر بالی که میزنن شیاطین رو دفع میکنند و اون یه همهمهای از کبوترها بلند میشه.
اگه دقت کردید یه همهمهای دارن تو خودشون، اون لعن دشمنان و قاتلین اهل بیته.
امام صادق صلوات الله علیه فرمود.
پیش خدا عزیزن.
حالا این چرایش، فلسفهش به چه شکله؟
یه کبوتر بال میزنه چه سحر، چه روز.
اون-- تو مثلاً پشت اون تو یه قفس دو تا کبوتر گذاشته بودیم سحر اون همههمهشون شروع شد.
اینا، اینا دارن لعن میکنند دشمن-- نماز شبشون اینه.
دشمنان اهل بیت رو.
لعن الله قاتلی که فاطمه زهرا.
این میبینی که شیاطین رو دفع میکنه.
چه برسه ما سحر پاشیم و عبادت کنیم سحر نماز شب، یکی از بهترین و بالاترین دافعین یعنی داف-- دفع کنندهترین به یک معنا میشه گفت ااا س-- ااا عرض شود مناسکه، مناسکه، منسکه یا اصلاً خودش به یک معنا حرزه، خودش تعویذه.
خود پیکره نماز شب، هیئتش و شمایلش، شکلش، فرمش، محتواش همه.
ا اگر اولیا خدا به وجودشون دفع بلا میشه، یه بخششون نماز شبیه که میخونن.
نماز شب اولیا به شدت دافع بلاست.
خدا رحمت کنه حضرت آقای حق شناس رو که ایشون گوش ما رو پیچوند برد حوزه.
خب یادتون که رهبر در خصوص ایشون فرمودن از استوانه های تهران.
اینا وقتی که رفتن، وقتی علامه حسن زاده از دنیا رفت بسیاری به قول بزرگان اگه از یه بچه طلبهای مثل منم میشنید- می شنوید این حرف ما نیست، بزرگان فرمودن.
منتها چون مردم شاید کششش رو نداشته باشن غرق در دنیا و بازار و بورس و سکه و دلار و نوسان این چیز، چیزا هستن، درکشون ندارن اونا نمیگن به هر کسی.
و الا امثال اونا فرمودن امثال مثلا علامه حسن زادهها که از دنیا رفتن چقدر دست و بال شیاطین باز شد.
سید حسن نصرالله که از دنیا رفت ببینید بلافاصله بعدش چقدر شیاطین هجمه آوردن.
یا شما هر کدوم از اولیای خدا رو این در این وضع میبینی از دنیا میرن هجمهی شیاطین مضاعف شده بعدش.
چرا؟
یه وجهش گذشته از وجود خود اونا که وجودشون خودش یک حرزه، یک تعویذه، دافع بلاست، بلکه رافع بلاست، بلکه مانع بلاست.
اون نماز شبی هم که میخونن دیگه حرز اندر حرزه.
اون دیگه حرز اعظمه، اون تعویذ عظماست، اون دیگه اکسیره.
اونها نماز شبشون باز نماز شب امثال من نیستش که.
غرق در ملکوتاند.
نماز علامه رو نمیدونم کدومتون درک کردید، دیدید نماز علامه حسن زاده.
تمام کسایی که پشت سرش بودن زار میزدن از اون اه از نظر وضعیت نماز خوندن ایشون.
اصن یه فیلمی هم ازش هست تو قنوت داره دعا میکنه.
اصن چشمها چنان خیره به ملکوته و کسایی که اونجا نشستن دارن نگاه میکنن زار میزنن از نماز خوندن.
نماز خوندن اونا کجا ما کجا که.
از آقای قاضی اون نماز یه روز خدمتتون عرض کردم اینجا که از جهت ادبیات عربی قاعده عرب ادبیات شما الف الله رو نمیتونی بکشی که بگی الله اکبر از جهت ادبیاتی غلطه.
اما لامشو میتونی بکشی مد بدی الله اکبر.
درسته؟
آقای قاضی الف رو میکشی.
الله اکبر.
یه طلبه یه روز اشکال کرد.
البته معلومه طلبهی جزئی نبوده چون هر کسی اجازه نداشت به اینا اقتدا کنه.
اینا نمازاشونم یه مشت خواص میاومدن بهشون اقتدا میکردن.
نماز صبحشون [سرفه] از اذان شروع میشد تا یه مثلا چند دقیقه مونده به قضا شدن نماز.
اینقدر طولانی بود.
یه- بله نماز صبح اینا.
یه عده خاصی میومدن بهشون اقتدا میکردن.
هر کسی کششش رو نداشت.
اینا دیگه کمالین بودن، اینا کنده بودن از-- این ستونهای زمین و آسمانن.
یعنی آسمان رو وجود اینا برقراره.
اینا بزرگانن.
اینا [نفس عمیق] چه عرض کنیم به هر حال؟
میخوام بگم که کجا بودیم؟
بله که طلبه ازش پرسید که چرا الف رو میکشی؟
بله چرا شما آقای قاضی، چرا شما الف رو میکشی؟
گفت اون لحظهای که من الف الله رو میگم دیگه اینجا نیستم.
یعنی اصلاً دست خودم نیست.
جای دیگهایم.
بهش میگفتن مجسمه توحید.
اینجوریه.
اینها یعنی دیگه غرق در دنیا میشن.
بحث چی بود که به اینجا کشیده شد؟
گفتیم حاضر دنیا چرا؟
چرا این دنیا؟
میگه این دنیایی که شما درست کردید.
و الا تو همین دنیا سید و شهدا به اون مقامات عالیه و بالا رسید و تونست شافع امت بشه.
تو همین دنیا در قوس صعود پیغمبر عزیز عالم رفتن و به مقام صادر اول رسیدن.
یعنی علامه حسن زاده فرمودن اینکه فرمود انا من صادر اولام انا عقل انا العقل اون عقل اول یا عقل کل به یک معنا منم یا صادر اول، اولین چیزی که از خدا صادر شد که همه حقایق عالم منتقشاند به وجود نوریشون در اون پردهی آویختهی رقق منشور نور مرشوش.
اون صادر اول که نفس الرحمن از اون همه خلائق منتشر شدن پیغمبر فرمود اون منم یا من اونم.
علامه فرمودن حواستون جمع باشه در قوس نزول نه ها، در قوس نزول ایشون نازل شدن با فطرت الهی.
در قوس صعود، در سیر بندگی اشهد ان محمدا عبده، عبده و رسوله.
اول عبادت و بندگی و عبد بودن.
اونم نه عبودیت صفر، عبادت صفر.
عبدو، بنده بود بعد رسالت گرفت.
در قوس صعود این میگه در-- این ناظر به قوس صعوده، به سیر صعودی حضرته.
من صادر اولام یعنی در س-- همین دنیا.
خلاصهش رو بگیم تو این دنیا حضرت و الا اومدنش از عالم اله بیاد به عالم عقل بعد از اونجا بیاد به عالم مثال که بهش میگن در قوس نزول به اون میگن عالم زر.
از اونجا هم بیاد به نشئه طبیعت اگه قرار باشه اونطوری پیغمبر بیاد پایین که چه هنریه؟
چرا منو پیغمبر نیاوردی پایین؟
تو همین قوس صعود او به این فخر رسید، به این عظمت رسید، به این جایگاه رسید.
کجا؟
تو همین دنیا.
تو همین دنیا.
پس این حاضر دنیا میتونه ناظر به این دنیایی که ما درست کردیم باشه.
و الا دنیا که زیباست که.
مگر و فی الارض آیات للموقنین نیست مگر این نیست که توی این همین زمینی که روش داری راه میری آیههای الهیست.
"و فی انفسکم" در جانهای شما هم هست.
تو سوره ذاریاته.
"افلا تبصرون" یعنی بخواید نگاه کنید.
یعنی تو من آیه هست؟
یعنی آیات تو من هست؟
بعد تا دیروز من فکر میکردم من خودم یک آیه ام.
یعنی آیت اللهام.
درست.
اما الان میگه که آیات تو جان شماست.
یعنی من مجموعهای از آیاتم.
یعنی من قرآنم.
بله.
چرا میگه بیوضو نباش؟
شما که بیوضویی داری قرآن رو لمس میکنی.
داری آیات الهی رو مس میکنی.
شب قدر قرآن رو به سر میگیری که بهروزرسانی صورت بگیره.
تو برگردی به نسخه اولی و اصلی خودت.
و الا قرآن در توئه.
اصلاً تو وقتی به قرآن پی میبری به قرآن میرسی از کجا میرسی؟
تو وقتی به امام عصر پل میزنی و به حضر تقر پیدا میکنی از کجا میرسی؟
از بیرون از خودت یا از درون خودت؟
تو وجود خودته یه اتفاقی میفته.
تو وجود خودت تجلی حاصل میشه.
ظلمت میره و نور، شروق نور، اشراقات نوریه در وجود خودت.
هرچی هست در خودته.
خودت متجلی میشی.
خدا تجلی میکنه در تو و تو یک آدم جدیدی میشی.
این تو همین دنیا داره حاصل میشه دیگه.
خب این دنیا مگه بده؟
نه.
همش آیات الهیه.
منم یکی از آیات بلکه مجموعهای از آیات هستم.
اگر این زمین آیات درشه به همین reason اتفاقاً حضرت علامه آقای جوادی آملی میفرمودند که اگه "و فی الارض آیات للمؤمنین" پس زمین شناسی هم علم الهیه.
زمین شناسی هم علم الهیه.
اگرچه اونها مراتب دارن.
یعنی خداشناسی و خودشناسی از مراتب عالیه علمه.
علوم الهیند.
اما خب زمین شناسی هم با توجه به همین آیه اونم، اونم آیه شناسیه.
"و فی الارض آیات".
توجه کردید؟
اینطوری که نگاه میکنی چه جوریه، چه جوریه که آدم میتونه روی این زمین که آیات الهی درشه بلکه خودش یک آیت الله و امیرالمؤمنین در اون خطبه عجیبش فرمود "ان الارض" من زمینم.
چگونه روی این زمین ما بتونه بدون وضو و بدون طهارت میتونیم قدم بزنیم، راه بریم.
اینه که علامه میفرماید من بدترین حالتم اون لحظهایه که وضو ندارم.
حالا یا وقتی از خواب پا شدم تا وضو بگیرم یا رفتم تجدید وضو حالا تجدید وضو حالا مستراح هرچی اونجا بیت الخلاء و میخوام تا بیام وضو بگیرم.
اون بدترین لحظات عمر منه.
حالا بدترین لحظات عمر من کیه؟
[کشیدن نفس] دیگه چه عرض کنیم.
اصلاً این چیزا برا ما اصلاً عجیبه.
این چیزا رو که میشنویم میگیم آقا این حرفا کجا بوده تا حالا؟
این آدما کجا بودن تا حالا؟
اِمم ما کجا بودیم؟
اینا به هر حال خدا حرفشو به گوش من و شما رسونده و میرسونه.
منتها کو حرف کو گوش شنوا.
این گوش دهان روحه دیگه.
روحت باید تغذیه بشه با این حرفا.
به قول علامه همونطور که نباتات با هرس معدد میشن و حیوانات با شلاق، انسان با شنیدن معدد میشه.
هرس میشه.
شاخ و برگهای اضافیش گرفته میشه با حرف شنیدن.
چون دهان روح گوشه.
علم از طریق این گوش باید-- متأسفانه ما امروزه اصلاً حوصله حرف شنیدن نداریم.
یک ساعت بشین گرده بگیر بگو بخند عراجی فرضا حتی حرفای لغو و بیهوده بگو هستیم پای این.
به محض اینکه حرف حکمت آمیز و عرفانی و حقیقت بخواد بیان بشه همه فرار، all فرار.
[کشیدن نفس] به هر حال حالا من نمیخواستم مصدع بشم تو این حوزه ولی یه لحظه برهین بحث خدا شاهده برهین بحث یهو توجهم رفت به حاظهی.
اصلاً خودم یک آن متوجه شدم که چرا حاضر دنیا؟
چرا این دنیا؟
یعنی این دنیایی که شما درست کردید.
و الا من که خدا هستم از من چیز بد منتشر نمیشه.
"انشاء من هو ال" خدا خودش رو چگونه معرفی کرد در، در قرآن؟
"الذي خلقکم" شماها رو خلق کردم "من الارض" شما رو از این ارض آفریدم، از این زمین "و استعمرکم فيها" تا مأمور شدید که اینجا رو چیکار کنید؟
امارت به پا کنید، اینجا رو آباد کنید.
اما شما جهنمی در زمین درست کردید که شده سجن المؤمن.
از دنیا سجن المؤمن.
زندان شده برای اهل ایمان.
اما ببینم وقتی امام عصر صلوات الله علیه تشریف بیارن انشاالله باشیم و ببینیم اون روز رو وقتی پشت به کعبه میایسته و خودشون رو معرفی میکنند که "انا بغیت الله انا ابن علی المرتضی انا ابن فاطمه الزهرا".
اون لحظه دیگه انشاالله اِاِاِ اون حکومت صالحین و "ان الارض یعرفها ان الارض" زمین همین دنیا "یعرفها عبادی الصالحون" بندگان صالح من به ارث میرسه بهشون.
اِمم اگر این زمین، اگر این دنیا ذاتاً چیز پستی است اعوذ بالله ذاتاً منفوره، ذاتاً شره چرا به ارث برسه؟
چیز شر که به اهل خیر به ارث نمیرسه.
پس زمین هم یه خیره.
اصلاً تو خود قرآن یه جا میفرمود که فکر میکنم سوره عادیات باشه که میفرماید "ان هذا" سوره عادیات "والعادیات ضبحا والموریات قدحا والمغirat صبحا فأثرنا به نقعا فوسقنا به جمعا ان الانسان لربه لکنود".
و انّه علی ذلک لشهید.
خودش شاهده بر این قصه که چقدر ناسپاسه.
و انّه لحب الخير لشدید.
این خیر چیه که خیلی-- لحب الخير.
انسان، داره مذمت میکنه انسانو.
میگه ناسپاسه به خداش.
بعد نسبت به خیر شدیده.
حب شدید به خیر داره.
چگونه ناسپاسه؟
این خیر فرمودن ماله.
به یک معنا خود دنیاست.
اع خدا چرا تو این قرآن، تو این آیه از دنیا، از مال، از دارایی اینها به خیر تعبیر کردی؟
[مکث] مگه نفرمودی المال و البنون زینه، زینه، زينتن اینا زينت حیات دنیان.
یه جا فرمود فتنه اند مورد ابتلا از آزمایش.
ذاتاً پس بد نیستن.
خیره.
اینکه تو چگونه ازش استفاده کنی.
منم هرچه شر از ماست، حیوانات همه کار خودشو دارن انجام میدن در مسیری که خدا براشون قرار داده.
نباتات هیچکس ندیده مثلا درخت انار تعدی کنه.
هیچکس ندیده یهو مثلا به جای انار یه سنگ صخرهای از خودش به وجود بیاره بندازه تو سر مردم، سر مردم رو بشکنه به جای انار.
نه انار میده تو میزنش قطعش میکنی، میسوزونیش ولی باز به تو سایه میده، ثمر میده، میوه میده، همه چی میده.
کی تا حالا دیده که اصلاً یادش بره میوه بده؟
کی تا حالا دیده که به مثلاً آتش ازش-- هرچی میگه آتش توشه.
ما تو آیات قرآن داریم که آتش رو در شجر، در درخت قرار دادیم.
اما کو؟
همش که نور و رحمته.
تو آتیش میزنی.
همش-- ولی این انسان دو پا.
ببینید جمادات همه در معدنشون، در تکوینشون، اون گوهربها، فلزات، عناصر دارن به بهترین وجه ممکن رفت و آمد افلاک کلاً فی فлке یسبحون.
همه دارن.
میگه ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند.
همه دارن کارشون رو درست انجام میدن تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.
انسانه که متأسفانه این به قول علامه این، این موجود یه سر دو گوشه.
غفلت دو پا.
یه سر دو گوش حالا دو پا هرچی.
این داره-- اصلاً هرچه غفلته از اینه.
این باعث شده که امیرالمؤمنین علیهالسلام بفرمود که دنیا از نظر من، اون ریاست، ریاست دنیایی یا دنیا این چیزی که شماها براش می-- دست و پا میشکنید، در من مثل یک استخوان [مکث] خوک در دست یک فرد جذامی یا از اون کثافتی که جسارتاً از عطسه بز میریزه رو صورتش، از اونها هم از نظر من پستتره.
این حاضر دنیاست.
حاضر دنیا اینه.
این دنیایی که شما درستش کردید اینه.
و الا امیرالمؤمنین تو همین مسجد کوفه و تو همین دنیا به لقاء الله پیوست و به لقای خدا رفت.
توجه کردید؟
حالا زور من این بود که این قصه حاضر دنیا رو یه ذره بهتر متوجه-- هنوز حدیث رو تموم نکردیم.
من احب حاضر دنیا.
هرکس که دل ببنده به این دنیایی که به این وضع دراومده و اینچنین شده و [مکث] اضر الله علیه.
الله اکبر.
ما فی قلبه من الايمان.
آقا ایمان چیز خوبیه یا بدیه؟
ایمان اصلاً جواز ورود به بهشته.
شما هرچی عمل صالح داشته باشی بدون ایمان [مکث] اصلاً ارزش نداره.
تازه ترسناکش اونجاست.
هشدارش اونجاست که ایمان رو مطلقاً چه در ای-- روایات چه آیات فرمودن ولایت اهل بیته.
خب؟
میفرماید خداوند اونچه که از ایمان ته قلب کسی قرار داده رو اگر به دنیا دل ببنده به ضررش میکشونه.
اضر الله علیه.
بر علیهش قرار میده ضررش رو.
ما فی قلبه من الايمان.
ایمانی که تو دلشه به ضررش میشه.
[مکث] الله اکبر.
ایمان آقا ایمان، نماز، روزه، خمس، زکات.
اصلاً آقا من انقلابیام.
من نمیدونم مسجدیام.
من بچه هیئتیام.
من نوکر امام حسینم ف-- میگه اگر حب دنیا بیاد قاطی بشه همین اینا، همینا که انقدر خوبن خدا به ضررت قرارشون میده.
بعد بگی اه این همه ما مسجد رفتیم، هیئت رفتیم، دیندار بودیم، انقلابی بودیم چ-به چه درد خورد؟
چی شد آخرش؟
فهمیدی چی شد؟
نخیر داداش اینا خیلی به درد میخوردن.
مال دنیاشو قرآن میگه خیر.
تو بلد نبودی استفاده کنی.
تو بلد نبودی دیندار خوبی باشی.
خط قرمز قرون الهی رو شکستی.
محبت پیدا کردی به این دنیای زودگذر که باید همه چی رو بذاری بری.
چی شد؟
لذا چی شد؟
همین اینها، همین خوبیها به ضررت شد.
اینا به ضررت میشه.
ببین چقدر حکیمانه.
بیخود نیست میگن امیر بیان.
کی مثل امیرالمؤمنین دهن باز کرده همچین حقایقی رو بیان کنه؟
به قول علامه حسن زاده علیه الرحمه آقا این همه صحابی داشت پیامبر.
بفرمایین آقا شما هم بگید.
شما هم یه کلمه، یه جمله مثل امیرالمؤمنین بگید.
نه کل نهج البلاغه که تازه [مکث] مرحوم سید رضی یک صدمش رو جمع کرده شده این نهج البلاغه.
یک صدم از خطب و نامهها [مکث] رو جمع کرده از آثار امیرالمؤمنین یک ص-- و الا صد برابر این هست از آثار امیرالمؤمنین خب آقا نه نهج البلاغه، نه کلشو شما هم بفرمایید آقا این که مدعی بودید یک صفحه، سه یک صفحه هم نه یک خط دهان باز کنید مثل امیرالمؤمنین حرف بزنید.
من عرف نفسه فقد عرف ربه.
به به، به به.
هر کس فرمایش مولاست از معجزات قولیهی مولاست.
ما نمیفهمیم.
من چون بیسوادم نمیفهمم چی میگی و یه عالمه.
این بیفته دست زرشناس.
قدر زر زرجر شناسد قدر گوهر گوهری.
این بیفته دست یه زرشناس مثل علامه حسن زاده صد وجه از این حدیث رو کتاب میکنه.
من خوندم این کتاب رو.
صد وجه یعنی میگه یه معناش اینه.
حالا اینو بذار کنار.
معنای بعدیش اینه.
اینو بذار کنار.
معنای بعدیش دیوانه کنندهست.
رسالهی ایشون که بعضیا سؤال کرده بودن اینو کجا میتونیم پیدا کنیم؟
هست تو کتابفروشیها.
صد وجه حدیث من عرف.
علامه نوشته به عربی هم نوشته.
بعد تازه علامه هم هی آخرش هرچی نوشته نوشته فتعمل فتبصر.
ها یعنی تأمل کن با، با بصیرت نگاه کن.
چشمتو باز کن.
یعنی من گفتم و رد شدم.
بازش نکردم.
اهلش باید بگیره.
چه خبره در دریای عمیق و مواج این کلمات نورانی و گوهربار اهل بیت علیهم السلام.
بعد حالا حیف نیست ما وقتی که دور هم جمع میشیم گدههامون، بگو بخندهامون اینها خالی باشه از یاد اونها.
این غفلت نیست؟
این خسران نیست خداوکیلی؟
عیبی نداره بگیم بخندیم صفا کنیم.
همون لا به لای گدههامون، بگو بخندهامون یه دفعه یادی هم از مولا کنیم.
یادی هم از نوکرای مولا کنیم، از شهدا، از امام که ما وقتی از این دنیا رفتیم اونها ما رو بشناسن.
یعنی آشناس.
بله که یادم افتاد روایتیو حالا حاج حسین آقام خدا خیرش بده حواسش به وقت بود.
وقتش رو بذاره.
بله که بله وقت گذشته که در روز بعضیا خدا رو صدا میزنن خدا سریع میگه لبیک.
روز الکی میگن چرا خدا اینقدر با سرعت؟
فرمود اینا این صداش به گوش ملائکه من آشنا بود.
دیشب سحر منو صدا زده بود ملائکه شنیدن الان گواه این شاهدان عالمن، گواه بودن بر اینکه این دیشب شب سحر، نماز شب.
[نفس عمیق] انشاالله که خدای منون همهی ما رو عالم کنه و، و توفیق عمل به این علم رو هم به ما خالصانه مرحمت کنه.
والحمد لله رب العالمین.
صلوات.
اللهم صل علی محمد و آل