ددرس‌گفتارها

[چندگوینده] السلام علیک يا محمد و علی آل محمد.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیا چه؟

سلام علیکم و رحمة الله.

امروز اجازه بدید که آخر هفته هم هست چون طی این هفته استثنائا هر روز ما بحث روح بخاری و ربطش با اخلاق四 اربعه و اینا رو گفتیم.

امروز بحث موت رو، کتاب الموت رو یه روایت جدیدی تقدیم کنیم و بهش دقت نظر کنیم.

از کتاب المرت مرحوم مجلسی علیه الرحمه.

باب چهارم روایت چهاردهم.

روایتی از امام صادق صلی الله علیه تقدیم کنیم.

می‌فرماید که من احب الدنيا ذل.

روایت خیلی کوتاهه اما خیلی کلیدیه.

چهار کلمه است.

هرکس که دل ببنده، احب الدنيا، دل ببنده، عاشق دنیا بشه، حب به دنیا پیدا کنه، ذل.

خیلی صریح می فرماذ ذل.

چون این کسی ذلیل می‌شه، خوار می‌شه.

[صدای محیط] و از مولامون علی علیه الصلاة والسلام هم پرسیدن که چه ذلتی بدتره؟

یعنی بدترین نوع ذلت چیه؟

حضرت فرمودند که الحرص على الدنيا.

اینکه به دنیا حریص بشی، حرص بزنی.

هرچی جمع می‌کنی باز احساس کمبود داشته باشی.

این آدمو ذلیل و خوار می‌کنه.

خدا نگه دارشون.

در قرآن هم آیه بیست سوره حدید دنیا رو این چنین معرفی می‌کنه.

اعلموا، بدانید.

وقتی که سیاق آیه رو ت-توجه می‌کنید، می‌فهمید که خدا اینجا یه حرف خیلی مهمی داره می‌زنه.

اعلموا مثل که معلم گوش بچه رو می‌گیره می‌خواد خیلی حرف مهمی بزنه.

میگه بدون، بفهم، بفهم چی میگم؟

بدونید.

این اعلموا یعنی بدانید.

چی رو بدانیم خدا؟

بعد دو مرتبه با انما تأکید می‌کنه به داستان.

انما الحياة الدنيا.

دنیا رو می‌خواد معرفی کنه.

اونم خدا تو قرآن می‌خواد بگه دنیا چیه.

لعب و لهو.

یه بازیچه‌ست.

یه در حقیقت [مکث]سرگرمیه.

یک سرگرمی‌ایه که چگونه یه دفعه با خودت میای میگی بازی تموم شد.

بازی تموم شد؟

بله تموم شد.

[نفس عمیق] فقط وقتت گذشت.

لعب و لهو و زينة و تفاخر بينكم.

تجمل گرایی و فخر فروشی با همدیگه.

و تكاثر في الأموال والأولاد.

اینا میوفتن به چی؟

به تکاثر یعنی زیاده روی یا اكثار تکثیر مال دنیا.

و تكاثر في الأموال والأولاد.

هی میخوان پز بدن از داشته‌هاشون، از حیث دنیا، از حیث حالا اموالشون و بچه‌هاشون.

این اموال که مال شما که نیست که امانته.

اعتباره.

الان این ماشینو شما سوار شدی فردا می‌فروشیش یه آقایی دیگه‌ای سوار همین ماشینه.

مال شما نیست که.

این خونه الان شما توش نشستی.

می‌فروشیش میره یه خونواده دیگه میان می‌شینن.

اگه الان همین الان کسی وارد منزل شما بشه دزد تلقی می‌شه.

یا مال منه شما اینجا برا چی؟

ولی فردا یه آدم دیگه‌ای میاد با خانواده بهش دزد هم نمیدن.

نمیگن، میگن مالک.

چرا؟

چون اعتباریه.

اعتبار شده برای شما فعلاً بر اساس قوانین دنیوی که ردق و فتح امور مردم بشه این چنینه.

نظام زندگی دنیایی به این شکله.

اینا اعتباریه.

حتی بچه هم کی گفته بچه توئه؟

[نفس عمیق] این خلق خداست.

الخلق عيال الله.

اینا همه روزی خور خدااند.

حالا به امانت یه چند صباحی به شما سپردند که اونم شما شدی کانال رزقش.

شما نیستی که رزقشو میدی.

صریح آیه قرآن هم هست.

بچه‌هاتون نکشید از ترس فقر و اینها.

ما هستیم که نحن نرزقکم.

ما هستیم که رزق شما رو میدیم.

شما چی کاره اید که رزق؟

به هر حال این داره دنیا رو این چنین معرفی می‌کنه این آیه.

آیه قرآن هم هست محکم.

که ما متاسفانه وقتی از استحکام قرآن م-مطلع می‌شیم دیگه کار تموم شده.

دیگه کشفنا عنک قطاعک رو خورده این پرده از چشم ما افتاده و دیگه دستمون از دنیا کوتاه شده.

فبصرک اليوم حدید.

فبصرک اليوم اليوم.

امروز حدید.

این چشمت امروز تیز می‌شه.

چرا؟

چون پیش از این توجه نکردی الان پرده افتاد.

اون موقع متوجه می‌شیم سی-- این حرف حرف قرآن، حرف حرفش رو حسابه.

چه برسه به کلماتش و جملاتش و آیاتش و سورش و.

همش رمزه، کد و رمزه.

علامه یه جمله خیلی زیبایی دارن میخوام اینو جهت تصریح بر این بگم که همینطوری نگیم خب قرآن گفته دیگه قرآن گفته یعنی تمام کلام خداست.

و ما وقتی می‌فهمیم که چقدر حساب شده است اینا که متاسفانه دیر شده حتی چون این هفته هم هر روز ما بحث ا...

مزاج و اینا رو داشتیم، عرض می‌کنیم که اصلا فکر کنید که چرا ختم قرآن [صدای محیط] ختم قرآن کل قرآن ختم بشه اصلاح مزاج میاره.

اگر کسی برنامه‌ش باشه پشت سر هم هر ماه می‌تونه ختم قرآن کنه مزاجش-- چه ربطی داره آخه؟

چه ربطی بین این کلمات و حروف قرآنی داره؟

این بافت قرآن به چه شکله؟

یا آقا این غذا رو بخور، اون غذا رو بخور اصلاح مزاج کن.

اولا پیداست که ما قرآن رو داریم می‌خونیم یعنی داریم می‌خوریم.

یعنی چیزی داره وارد وجود ما میشه.

ثانیا ترکیب این حروف و این کلمات به گونه‌ای خلق شده، ایجاد شده توسط حکیم علی الاطلاق که یٰسِینَ وَالْقُرْآنِ الْحَکیمِ.

انقدر استحکام داره این کلمات که یه به گونه‌ای بافتش ایجاد شده و وضع شده که منجر میشه به اصلاح مزاج.

حتی ادعیه.

تو یکی از همین جلسات عرض کردیم که نظر بزرگان اینه که دعا، سحر حتی سحرخوانی، سحر، نماز شب اینا مزاج رو به سمت اصلاح می‌بره.

گفتیم هوا در دل شب چی بود در طبیعت؟

هوا معادلش در اخلاط چی بود؟

دم.

اگه یادتون باشه دم.

میگی هوا دم کرده.

اینطوری یادتون باشه.

خب سحر گفتیم که اون دموی‌ها خیلی سحر به دردشون می‌خوره مخصوصا.

برای همه خوبه.

بعد علتش هم گفتیم که در سحر چی میشه؟

هوا تصویه میشه.

حرکت ت-- کواکب به گونه‌ای قرار می‌گیره که هوا رو تصویه می‌کنند و خیلی برای اونا خوبه.

خب چرا استفاده نکنن؟

چرا بهره نبرن؟

درست شد؟

همینطور ببینید تو قرآن چی نهفته شده که کل قرآن را نه یک سوره دو سوره نه کل قرآن کسی تو برنامه‌ش باشه ختم کنه هی اینا میره به سمت اصلاح مزاج.

حالا این قرآنی که [صدای محیط] بله بهترش اینه که بزرگان فرمودن ماهی یک بار باشه.

مگر کسی استعدادش بیشتر از اینو داشتیم بعضیا ماهی پنج بار ختم قرآن می‌کردن.

داشتیم.

مثلا حضرت امام علیه الرحمه ماه مبارک رمضان سه بار ختم قرآن می‌کردن.

غیر ماه مبارک رمضان یک بار.

حضرت آقا علم الهدی حسن زاده کلا دستورشون به سُلاکه إلى الله و مریدانشون این بود که حداقل ماهی یک بار.

این اصلاح مزاج میاره.

بعد می‌بینید که شما خیلی هم شاید تو مسیر تغذیه قدم برنداشتشید معمولی زندگی کردی ولی نشاط دارید حالتون خوبه.

خیلی به هم ریختگی جسمی و روحی و روانی ندارید.

اینا می‌دونی علتش همینه.

حالا بحث اینجاست.

استحکام این آیات و این کلمات، بافت اینا چینش اینا چگونه اینها ایجاد شده توسط خدا.

خدا، خداست دیگه خداست و خدایین و چگونه که این غذا رو شما بخوری می‌دونی مزاجت اصلاح میشه.

قرآن رو بخ-- خدا میدونه چگونه قرار بده دیگه.

پس ما باید جدی بگیریم وقتی قرآن برگردیم به بحث، وقتی قرآن می‌فرماید که دنیا اینه آقا دل نبند.

پس یه چیز قطعیه.

چیز خیلی مهمیه.

چرا ما جدی نمی‌گیریم؟

الان انصافاً یه پرانتز باز کنیم هرکسی تو خلوت و نهان خانه خودش جواب بده.

انصافاً انقدر که ما برای تحصیل دنیا داریم وقت می‌گذاریم، چقدر داریم برای آخرتمون وقت می‌گذاریم؟

برای همین امورات ردق و فتق امورات دنیوی‌مون.

و بعضاً هم اصلاً مجبور شدیم‌ها.

مجبوریم انقدر وقت بگذاریم.

خب برای آخرت چی؟

مجبور نیستیم.

این چند صباحه، اون ابده.

حالا چون من خودم خیلی آدم متخلقی به اخلاق الهی نیستم متاسفانه اجازه بدید که اینطوری بحث نکنیم رد شه.

بیشتر برهانی حرف بزنیم.

یه روایت دیدم جالب بود که اولین در حقیقت عصیان‌ها و گناهانی که خدا با اون‌ها نافرمانی شده.

یعنی خدا اولین بار با چه گناهانی عصیان شد؟

گفتم دنیاپرستی اولیش دنیاپرستیه.

حب دنیا، حب ریاست، علاقه به غذا، شکم پرستی، محبت زنان البته از نوع افراطی‌شه و الا پیامبر فرمود من چند تا چیز را تو دنیا دوست دارم.

اینا رو اختیار کردم.

یکیش اصلا جنس زنه.

جنس زن چون مظهر جمال الهیه لطافت داره.

مگر طرف مریض باشه دلش اصلاً مرض-- آدم سالمی نباشه که بدش بیاد از ز-- از جنس زن.

یک وقت هست یک زن، دو زن، سه زن، افراد و اشخاص زن از چشم میفتن، آدمای پستی میشن، اون کاری نداریم.

ولی جنس زن دلنشینه، لطافت داره.

حالا اگه کسی در محبت به اونو افراط کنه، زن بارگی کنه اینو که یکی از گناهانی که خدا با اون عصیان شده.

پرخوابی، کثرت النوم پرخوابی یکی از اولین گناهانی بوده که در زمین صورت گرفته.

علاقه به تن‌پروری و راحتی.

اینکه طرف دوست نداره خیلی کار کنه، تن‌پروره، راحت‌طلبه، عافیت‌طلبه، اینام جدا.

ولی اولیش چی بود؟

حب دنیا بود.

حب دنیا.

خیلی عجیبه که فرمودن که این روایت رو خیلی خ-- بهش توجه کنید، دقت کنید.

می‌فرمایند که اگر کسی، ا، فرمودن که آخرتش رو اصلاح کنه، هم و غمش این باشه که آخرتش رو اصلاح کنه نه که دنیا رو ول کنه‌ها.

اما هم و غم اصلیش این باشه که آخرتش رو بسازه.

اگر از دنیا هم چیزی داره به جهت اینه که بتونه رو پای خودش بایسته، آقای خودش باشه، بتونه دست چند نفر رو-- به هر حال نیتش باز آخرتش باشه.

چنین کسی رو فرمودن که خدا دنیاش رو کفایت می‌کنه، تأمین می‌کنه.

[مکث] خیلی روایت جالب توجه.

شما دقت کنین آدم‌هایی که با خدا هستن معمولاً دچار زنگ معیشتی نمی‌شن.

چرا؟

اصلاً زنگ معیشت کجا بود؟

یادتون باشه آیه‌ش "من أعرض عن ذکری فإن له معیشة ضنکا ونحشره يوم القيامة أعمى".

کسی که فرمودن کسی که اعراض کنه، پشت کنه به ذکر من، به یاد من دچار زنگ معیشت می‌شه.

حالا کسی که یاد خداست، با خداست، تقوا پیشه می‌کنه چرا دچار زنگ بشه؟

چرا بعضاً سیر تطور تاریخ به گونه‌ایه که ظالمین ظلم می‌کنن، حق دیگران رو غصب می‌کنن، اونا رو فقیر می‌کنن.

یه مقطع‌هایی، یه ضرباتی، فشارهایی به بعضیا وارد می‌شه.

اما خدا چون کفایت امورشونو دست گرفته، اون به سرعت رفع، رفع می‌شه.

یه آیه‌ای از قرآن هست که من توصیه می‌کنم این رو تو مفاتیح شیخ عباس آورده روایت امام صادقه.

فرمودن که هرکس این آیه رو هفت بار بعد از نماز صبح و بعد از نماز مغرب بخونه، خدا کفایت امورشو می‌کنه.

خیلی هم ساده‌ست.

"فسیک-- فسیکفیهم الله وهو السميع العلیم".

همین تیکه از آیه.

"فسیکفیهم الله وهو السميع العلیم".

حالا باز توی این آیه چه درون مایی نهفته.

چینش و بافت این آیه چه رمزیه، چه کد رمزیه.

مثل یه کلیدی که رمز میدی در گاوصندوق رو باز می‌کنی توش پره مثلاً طلا و جواهر و چی و اینا با یه کلید باز شد.

رمزه.

این علمای فرمودن که قرآن سراسر رمزه.

تمام قرآن رمزه و حتی فرمودن خیلی جمله شیرینی فرمودن که ما قبلاً فکر می‌کردیم که حروف مقطعه یا سین، الف، لام، میم، حاء، میم اینا رمزن.

بعد فهمیدیم نه همه آیات، همه سوره‌ها، اصلاً کل قرآن رمزه.

بعد فهمیدیم که نه فقط ق-کل قرآن بلکه عالم همه چی رمزیه.

حتی خود ما، خود ما آدم‌هام رمز، رمزی هستیم.

یعنی رموز الهی در ما نهفته‌ست.

کیه که اینو کشف کنه؟

[مکث] یعنی شما میری تو کُنه این آیات الهی که یکیش خودتی، سیر انفسی می‌کنی، میری بیرون از خودت در جهان خارج سیر آفاقی می‌کنی.

می‌بینی که یه عنکبوت به قول علامه، یه عنکبوت بیست، شصت سال، شصت سال عمر یک دانشمند فرانسوی رو می‌گیره، بیست چهل کتاب می‌نویسه براش.

برای عنکبوت.

ناز یه موجود که اونم عن-- "أوهن البيوت لبيت العنکبوت".

قرآن میگه تازه سست‌ترین خونه‌ها مال اینه.

با این حال شصت سال عمر یه دانشمند رو به خودش گرفته.

ناز یه عنکبوت خدا.

آخرم اقرار می‌کنه اون شخص که من بازم هیچی نفهمیدم.

یعنی خیلی چیزا موند که ت-کشف نشد.

چه خبره تو این عالم؟

همه چی رمزه.

اینم رمزه آقا.

خدای ه-حق.

اون کسی که به حق نازل شده "بحق أنزلته وبالح-- وبالحق نزل".

همش حقه.

"سنريهم آياتنا في الآفاق وفي أنفسهم حتى يتبين لهم أنه الحق".

"هو الذي خلق السماوات والأرض بالحق".

آقا اون حق مطلق و اون کسی که سفیر این حقه، اون داره به صورت رمزی اینو بیان می‌کنه.

میگه آقا اگه کسی دل به دنیا بست، ولا.

خوار می‌شه.

چرا کسی که دل به دنیا ببنده خوار می‌شه؟

یه علتش اینه که بی‌خبر می‌شه از باطن عالم.

چون دنیا ظاهر عالمه.

مرتبه ظهوره.

مثل اینکه شما الان هیچ خبری نداشته باشی از باطن خودت.

هیچ خبر از نیازهای باطنیت نداشته باشی، نیازهای عاطفیت، نیازهای فهمیت، عقلیت، روحیت، قلبی‌ت، خیالی‌ت.

حتی حواس‌هایی که به ظاهر ظهور کردن.

اما اینا نفسه که داره می‌بینه باز مرتبه اعلی‌ش باطنیه.

خبر نداشته باشی از نیازهای چشمت، گوشت، زبانت، دستت، پات.

اینا خ-- بی‌خبر باشی.

اصلاً ندونی چی بخوری، به نفعته، چی بخوری به ضررته.

یهو می‌بینی سَم رو خوردی بدون اطلاع دیگه تمام خب به همین راحتی.

چرا اینجا رو اینو می‌پذیریم؟

در علوم طبیعی می‌پذیریم که اگه کسی سم بخوره از رو بی‌اطلاعی بی‌خبره دیگه خبر نداره.

این رمز رو نمی‌دونه.

این دانش و این علم رو نداره.

می‌خوره می‌میره.

اینو می‌پذیریم.

ولی نمی‌خوایم بپذیریم که در علوم الهی وقتی انسان کامل، امام معصوم، حضرت صادق، کشاف حقایق به قول علامه به حق ناطق، داره رمز رو بیان می‌کنه که دل ببندی به این دنیا خوار میشی.

اینو نمی‌خوایم بپذیریم.

چون با-- غافل میشی از باطن، از نیازهای تو، از حیث باطنی دنیا.

این دنیا چقدره؟

ظاهرش.

چهل سال، پنجاه سال، شصت سال، هفتاد سال خیلی دیگه امروز کسی عمر کنه تمام.

بعد اونور چی؟

نیازهای اونوری چگونه است؟

ما داریم در قرآن که [آیه قرآن]، تو قرآن میگه اونایی که میان تو صحنه محشر میگن [آیه قرآن] ما دو بار مردیم.

ما که یه بار می‌میریم ظاهراً یعنی چی [آیه قرآن]؟

دو بار زنده شدیم.

دو بار مردیم.

فرمودن آخر عالم برزخ هم می‌میریم ما دوباره.

ما وقتی از اینجا می‌میریم، می‌ریم-- موت چیز عجیبی نیست.

یعنی سفر از این ظاهر به باطن.

حالا اونور دوباره باطن مطلق که نیست.

اونور بهش میگن شهادت مضاف.

اینجا شهادت مطلقه است.

مطلقاً شهوده، ظهوره.

اونور میری تو برزخ میشه شهادت مضاف.

برزخه بین شهود و غیبه.

یه وجهش غیبه، یه وجهش شهوده.

اونجا هم انتها داره دو مرتبه.

یعنی یه م-مقطعی تو عالم برزخیم ما بعد می‌میریم، اونجا هم می‌میریم دوباره.

پوست اندازی می‌کنیم، می‌ریم به عالم بعدی.

خب الان این چشمی که من دارم مال این دنیاست.

من تو این دنیا با این چشم می‌بینم، با این گوش.

اگرچه نفس داره می‌بینه اما از کانال این چشم، این گوش، این دست، این پا.

وقتی اینو از ما گرفتن نفس ناطقه اعلام انصراف از بدن کرد، این بدن خاکی و رفت به عالم برزخ یعنی موت حاصل شد.

ما اونجا با چی می‌بینیم؟

قراره با چی ببینیم؟

برداشته نمیشه که.

این از افعال نفسه.

فعل نفسه دیدن.

نفس داره می‌بینه نه این چشمی که پی داره.

اونجا با چی می‌بینیم؟

با بدن مثالی‌مون، با چشم مثالی‌مون، گوش مثالی‌مون، دست مثالی‌مون، پای مثالی‌مون مطابق با احکام عالم برزخ.

خب چرا ما اینجا با چشم برزخی‌مون، اینجا با گوش برزخی‌مون نبینیم و نشنویم؟

عادت نکنیم که رفتیم اونجا کوب نکنیم.

برامون آشنا باشه این چیزا.

توجه کردید چی شد؟

اینکه میگه ذله چون فقط [نفس عمیق] اه اکتفا کرده به این ظاهر دنیا بی‌خبر از باطن.

سرش اینجاست.

بی‌خبر از باطن و نیازهای بعد از این دنیا.

خب بله ذ-- همین جا هم ذله.

تا همین جا هم حتی ذله.

چون اصن ببینید الان شما جدایی از بدنت هی؟

منو میگم احمد آقا، خب احمد آقای چی؟

یعنی روحه‌ته؟

بدون بدنت؟

یا میگم احمد آقا یعنی جسمتون بدون نفستون.

نباید بگم احمد آقا یعنی همه جمع جهاتتون ظاهر و باطنتون رو با هم دارم میگم.

درست شد؟

خب ما بنده خدا هستیم در حال حیات و زندگی و سیر هستیم.

یه وجهش این دنیاست.

اینا که از هم گسیخته نیستند.

دنیا از آخرت، از برزخ گسیخته نیست.

یک حقیقتن با جلوه‌های متعدد و مختلف.

حق جان جهان است و جهان جمله بدن.

اینجا رو شما بدن عالم فرض کن که سفر می‌کنی از بدن که دنیاست میری به باطن‌ترش.

میای عالم برزخ، میری به عالم مثال، میری به قوه خیال عالم مثلاً وقتی که از دنیا میری.

خب اینا یک حقیقتن.

توجه کردید؟

خب کسی که اینجا دل فقط به اینجا بست همین جا هم خوار میشه.

چون این‌ها از هم گسیخته نیستن که همین جا هم خوار میشه.

و چون زندگی نکته آخر.

چون زندگی رو مختص همین جا می‌بینه فقط میگه همین جا دیگه.

کسی که دل به دنیا می‌بنده دنیا پرست شده چون فکر می‌کنه همین و لاغیر.

و الا دل به دنیا نبیسپرد که می‌گفت اینجا ف-- پلعه، اینجا مسافرخونه‌ست.

شما هیچ‌وقت دل می‌بندی به اون اتاقی که رفتی مشهد سه شب می‌خوای اونجا باشی بری مبل بخری، فرش بخری، لوستر بخری بذاری تو اون اتاقی که سه شب توشی.

نه.

دل نمی‌بندی که.

می‌دونی باید بری.

درست شد؟

حالا [سرفه] کسی که میگه همین چند سباحه به محض اینکه خسارتی بهش وارد میشه، مصیبتی بهش وارد میشه، غم و حزنی بهش وارد میشه، ظاهراً آسیب می‌بینه میگه تموم شد دیگه.

ما بیچاره شدیم، ذلیل شدیم، خوار شدیم دیگه.

بدبخت شدیم.

نمی‌دونه که زندگی بعد از این جریان داره تا ابد.

این یه مقطعی بود.

صبور باش ببین اونجا خدا چیا برات در نظر گرفته.

چون صرفاً نگاهش دنیاییه میگه تموم شد، بیچاره شدیم، بدبخت شدیم، آسیب خوردیم، تراشیده شدیم، خراشیده شدیم.

لذا مصیبت‌های دنیا اونو از پا درمیاره.

ذله.

بله.

کسی که دل به دنیا ببنده تا جیبش خالی میشه ذله.

احساس خواری و پوچی و بیچارگی می‌کنه.

اما یه کسی م-مثل امیرالمؤمنین هرچی پول میاد دستش همون شب تا تقسیم نکنه نمی‌خوابه.

عجیبه این مرام آقا.

مثل ما نبودن که ذخیره کنن.

س-حساب بانکی‌ش رو چند تا داشته باشه.

این تموم شد، اون یکی هست.

این-- بره چند جا سرمایه‌گذاری کنه.

نه من نمیگم دنیا رو کلاً منها کنیم.

نه این، این هم غلطه.

اما دنیا پلی باشه برای آخرت.

اینم علته.

حالا دو سه تا از مبانی اینکه چرا کسی که دل به دنیا ببنده خوار میشه رو سعی کردیم خیلی سریع عرض کنیم.

انشاالله جلسات بعد بیشتر صحبت کنیم در خصوص چرایی و مظمت حب دنیا که "حب الدنيا رأس كل خطيئة" چرا "رأس كل خطيئة"؟

که خیلی امام به این توجه می‌دادن.

امام علیه الرحمه روحش شاد باشه.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات بفرستید.

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم