ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

سلام علیکم و رحمة الله.

خوش آمدید.

بفرمایید.

امروز بحث کتاب الموت رو این روایتو جمعش کنیم نکته‌ای رو ازش بیان کنیم تبرکاً.

روایت چی بود؟

در خصوص موت.

روایت سیزدهم بود از باب چهارم کتاب الموت بهار.

حدیث نبویه.

می‌فرماید شیانه یکره ما ابن آدم.

فرزندان آدم از دو چیز کراهت دارن.

بدشون میاد.

یکره الموت.

اول چیزی که کراهت دارن موته.

والموت راحة للمؤمن من الفتنه.

اینجا رو عرض کردیم که چرا موت راحتیه برای فقط مؤمنه.

این از چی؟

از فتنه.

اینجا یادتون باشه یه جلسه درباره فتنه و ارزش نجات از فتنه صحبت کردیم.

و یکره و دومین چیزی که بدش میاد بچه آدم قلت المال کمی ماله و قلت المال اقل للحساب.

پیغمبر می‌فرماید چرا بدت میاد که کم بود در حیث مال باعث کم شدن حسابه.

حساب کتابت کمتر میشه راحت میشه و اینا.

نکته‌ای که امروز به فضل الهی بگیم فکر کنم با امروز سه جلسه است که ما سر سفره این روایت هستیم.

[نفس عمیق] نکته این بحث والموت راحة للمؤمن من الفتنه است که ما اون فتنه رو به صورت کلی از حوادث روزگار اون جلسه بیان کردیم و بررسی کردیم.

امروز می‌خوایم بگیم که اتفاقاً اعظم فتن سلام علیکم.

اعظم و بزرگ‌ترین اکبر فتن و فتنه ها خود شیطانه، کید شیطانه، اغواگری شیطانه.

خودش قسم یاد کرده که فبعزتك چقدر قسم جدیه که خدا رو به عزتش قسم یاد کرده.

فبعزتك لأغوينهم أجمعین.

اینو در خاطر شریفتون باشه هر کجا که قسم به اسماء ذاتی خاصی مثل عزت خدا خورده میشه پیداست بعدش موضوع خیلی مهمی می‌خواد مطرح بشه.

مثل کمال که در کمال بعضی از جاهای دعای کمال امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام خدا رو به عزتش قسم میده.

اونجا بعد از اون قسم باید نگاه کرد که درخواست چه درخواستی هست که چنین قسمی داده شده.

اینجا هم شیطان قسم عزّی به حضرت حق می‌خوره و جالبه که رب خیلی عجیبه البته.

میگه رب، رب یعنی ربی.

حضرت قواعد عربی رب یعنی ربی، پروردگار من.

رب بما اغویتنی حالا که تو منو اغوا کردی بی‌ادبی می‌کنه به خدا اما رب یعنی پروردگار من یعنی ربوبیت حق رو قبول داره.

شیطان که ما لعنش می‌کنیم ربوبیت حق رو قبول داره و آدم تعجب می‌کنه از انسان یه سر دو گوشi به قول علامه که ربوبیت حق رو که چه عرض کنم اصلاً قبول نداره که نظام، نظام بر اساس حق و نظام احسن و صنع صانع در پناه و سایه خالق صانع وجود داره.

و حالا بماند.

این فتنه هرچی هم که به ظهور امام عصر صلوات الله علیه نزدیک می‌شیم این فتنه شدیدتر میشه، بزرگتر میشه.

[نفس عمیق] سلام علیکم.

حالا فتنه هم که در قرآن می‌فرماید شدیدتر از قتله دیگه.

آیش یادتون هست؟

والفتنه اشد من القتل.

درسته؟

یا اکبر من القتل.

حالا یه همچین مضمونیه که شدیدتره یا بزرگتره از قتل.

چی؟

فتنه.

فتنه توسط شیاطین رخ میده.

چه شیاطین جنسی-- جنی چه انسی.

یعنی چه از جنس انسان باشه چه جن باشه.

فتنه-- سوالی دارید؟

نه، نه، نه.

فتنه است.

فتنه نه فتنه شدیدتر است از-- الان اینجا درش میارم.

تا که دارم صحبت می‌کنم اینجا تو سیستمم تایپ می‌کنم درش میارم.

بله.

یه صلوات هدیه کنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد کما فتنه است.

بله فتنه است که شدیدتر از قتله.

حالا الان اینجا نیومد.

بله.

جناب آقا سعید؟

الان شما والفتنه اشد من- اشد.

پس اشد درست بله.

فتنه شدیدتر از قتله.

به جهت که شیطان، شیاطین بهش میگن جمعشو که میگن ابالسه.

بقره صد و نود و یک.

بله احسنت.

سوره بقره صد و نوه آیه صد و نود و یک.

خب این فتنه هرچی که به ظهور آقا نزدیک می‌شیم یعنی به آخرالزمان شدیدتر میشه.

شکلش، ااه اون تعددش و نحوه‌ش، انواع و انحاءش مختلف میشه.

به گونه‌ای که چنان پیچیده میشه هر کسی نمی‌تونه از این فتنه نجات پیدا کنه.

یکی از فتن زمان ما که شدیدتر از قتله، چه اثرش، چه خود عملش.

یعنی الان یکی یکی رو بکشه چقدر ما توبیخش می‌کنیم.

اما [مکث] یا کی فتنه ایجاد کنه شاید انقدر در ذهن ما شدید نباشه، شدید العقاب نباشه، شدید العقوبه نباشه.

اینم یه اشتباه محاسباتیه که ما داریم.

حالا یکی از- [پچ،پچ] احسن.

احسن، احسن.

تو قصه فتنه هشتاد و هشت زدن خیلی‌ها اشکال کردن آقا برای چی اعدام می‌کنین و اینا.

این خودش یه جواب محکم و [مکث] یکی از ش-- فتنه های خیلی شدیدی که خیلی‌ها بالا و پر می‌ریزن طبق روایات [مکث] دجاله.

خروج دجاله.

دجال خیلی درباره‌ش حرف زدن.

هرچی به ظهور آقا نزدیک‌تر می‌شیم، بزرگان اهل معرفت بیشتر متفق القول میشن که دجال یک شخص نیست، یک فرهنگه.

چون روایت هم میگه که یک چشم مثلا یک چشم رو پیشانیش داره و اینا، میارن اینو تعویل می‌کنن به ماهواره، به تلویزیون، به این موبایل.

رسانه.

رسانه احسن.

که تک چشم یک چشم داره و واقعا هم الان به قول رهبر شده قتلگاه نوجوانان و جوانان.

واقعا اینطوری هست.

این اشد فتنه هاست و ما در قبال این فتنه زمانمون چه کردیم و چه می‌کنیم من نمی‌دونم هرکس خودش رو مواخذه کنه در وجود خودش نفسش رو عقاب کنه که چه کرده در مقابل و تقابل با این فتنه بزرگ.

به هر حال خیلی‌ها بودن که باور کنید آدمای خیلی خوبی بودن.

اینکه میگم چون متاسفانه از جهاتی و خوشبختانه از جهاتی ما به خاطر لباس پیغمبر که تنم هست محل رجوعیم.

خیییلی آدم‌ها اومدن گفتن آقا تا قبل از اینکه ما این موبایل هوشمند رو داشته باشیم، اصلا فکر بعضی گناهان معصوم بودیم.

قسمت داشتیم تو بعضی از گناهان.

این که اومد ما رو برد.

اینکه روایت میگه دجال یه طوریه که سراب ایجاد می‌کنه برای مردم.

یعنی حقیقی نیست.

نشون میده مجازی مردم تشنه و گشنن.

اون از راه دور به اون‌ها نان و آب نشون میده و اینا به سمتش، این روایتا، به سمتش حرکت می‌کنن.

خیلی جماعت مردم میرن و اینا رو همه رو غرق می‌کنه در دریای هلاکت.

[مکث] دقیقا میشه تطبیق داد با این.

یکی از فتنه هاست.

به هر حال فتنه ها خیلی شدیده، خیلی زیاده.

از درون خ-- زندگی خود آدم می‌جوشه.

هوش مصنوعی که دیگه داره بیداد می‌کنه.

بله.

تبعاتی که داره.

[پچ،پچ] شما بچه‌تون رو می‌برید یه مدرسه خوب اسلامیه مثلا چقدرم پول خرج می‌کنی غیر انتفاعی میذاری از ترس اینکه این بچه نره تو مدرسه دولتی گرفتار اون معضلات اجتماعی بشه.

برعکس ببینید تو همون کسایی که تو مدرسه به اسم مذهبی اومدن ثبت نام کردن هزار و یک مشکل داره.

یعنی فتنه همه جا رو گرفته و برداشته.

باید امام حسن به داد هممون برسه و بعضیا هستن انشاالله به وقتش باید اینو باز کنیم.

خیلی بحث به دردبخور، به‌روز و ااا سختیه، خیلی بحث سختیه که بعضیا الان از بزرگان اهل معرفت ما هستن دارن زندگیشون رو فدا می‌کنن.

کارهای سنگین، خطومات سنگین، شبانه روز مشغولن که این کیدها رو برطرف کنن.

سپر بلا هستن.

امثال آقای بعجت‌هات که از دنیا رفتن.

من خودم یکی از اولیای خدا رو در حرم امام علیه رحمة دیدم و گفتگو کردم باهاشون.

[مکث] ایشون چندین سال بود که شبانه روز نشسته بود یه ختم سنگینی رو دست گرفته بود که بتونه این بلای بزرگی که به جان اسلام و اهل اسلام افتاده رو دفع کنه.

بلا برداشته بود.

مثل حضرت موسی بن جعفر یا مثال اتم میشه که فرمود ما، من مخیر شدم بین بلا و عافیت.

بلایی که قرار بود بر شیعیان ما نازل بشه.

من بلای جان شیعیان شدم.

سپر بلا شدم.

بلایی که قرار بود بر شیعیان ما بریزه بر سرشونو من خریدم.

لذا موسی بن جعفر از همه اماما بیشتر سختی کشیده.

چهارده سال زندان.

اونم چه زندان‌هایی.

شوخی نیست.

اصلا مصیبت این آقا رو نمیشه بیان کرد.

اینطور که تو روایات هست نمیشه بیان کرد.

حالا چون شب جشن هم هست ما تبریک هم عرض می‌کنیم.

حالا خیلی به این سمت‌ها نریم ذوقه شما رو تلخ کنیم.

ااا از شود بحث فتنه بود.

حالا شما با این مسائلی که ما داریم میگیم و نظام عجیب و غریبی که این هندسه عجیب و غریبی که شیطان از خودش و عواملش ایجاد کرده در خطه زمین، ببینید که به نظر شما آیا موت برای مؤمن با این کیفیت، با این کمیت، با این وضعیت آیا به راستی موت برای یک مؤمن راحتی از این فتنه ها نیست؟

البته سر کجاست که راحتیه؟

در خود کلمه مؤمنه.

راحت للمؤمن.

مؤمن مؤمن یعنی کسی که دل داده، ایمان و باورش حفظ شده.

من جاع بل حسنة فله عشر امثالها.

کسی که با دل حسنه بیاد ده برابر پاداش میبینه.

این حداقلشه.

اون حسنه در روایات فرمودن ایمانه.

در یک روایت می فرمودن که ولایت علی ابن ابی طالبه یعنی جا از بیاد کسی که بیاد یعنی ولایتو تو دنیا جا نزاره و بیاد.

یعنی ایمانشو جا نزاره و بیاد.

یعنی عاقبت بخیر بشه و بیاد.

لذا راحت للمؤمن با ایمان بره.

خیلی سخته اون لحظه آخر کسی ایمان رو بتونه با خودش ببره.

باید در وجودش این جا افتاده باشه، رسوخ کرده باشه تک تک اعضا و سلولهای بدنش فریاد بزنه ایمان رو ش-- بش-- یعنی شاهد باشه بر او.

و الا با لقلق زبان انسان نمیتونه.

بعد ملکات کار دست آدم میده.

بسیاری آدما لب موت بهشون هی میگه آقا بگو بگو لا اله الا الله.

نمیتونه بگه قفل میشه زبان.

چون اون درونیاتش میریزه بیرون.

ملکاتش ظهور میکنه.

مثل اون بارها عرض کردیم هیزم فروشی که در زمان قدیم هیزم فروش بود.

حزمتم به فلس حزمه یعنی به اون زمان اون موقع یعنی مثل یه بسته فله، یه بسته هیزم.

حزمتم به فلس.

فلس هم پول اون زمان بوده.

یه بسته هیزم یه فلس.

دائم این مثل این نمکیا میموند نمکیه.

همش دائم اینو صبح تا شب میگفت.

وقت موتش اومدن بهش گفتن آقا بگو لا اله الا الله.

میگفت حزمتم به فلس.

گفتن آقا بگو لا اله حزمتم به فلس.

تا هنگامی گفت و مرد.

این دو مرحوم حضرت آیت الله اشتهاردی تو کتابش میاره.

اونجا من خوندم.

یعنی اینطوریه آدم به اون چیزی که عادت کرده ملکه وجودیش شده.

شما الان یه دونه یکی می-- تا میخوره زمین فحش میده.

اصلاً ناخودآگاه فحش میده.

فلان فلان شده.

اه این یکی هم ناخودآگاه میگه یا ابالفضل، یا علی.

این ناخودآگاهش ظهور میکنه اونجا.

ناخودآگاه‌ها می‌ریزه بیرون که خودت هم شاید آگاهی نداری.

اون کمون غیبی، کمون ذاتی، ذاتت، غیب وجودت.

اون میریزه بیرون.

که حالا اینجا مطالب اینو قبلاً عرض کرده بودیم در بحث قلب‌ها، در بحث قلب‌ها که بعضی از بزرگان فرمودن آدما رو می‌خواید بشناسید دم چند تا موضوع بشناسید.

یکی خطر وقتی که یه دفعه خطری مثلاً یه خبر هولناکی بهشون میرسه.

یکی وقت بیهوشی شون که از بیهوشی میخوان هوشیار بشن.

اون لحظه دست خودشون نیست.

اونچه که تو وجودشونه میریزه بیرون.

من در بیمارستان بودم یه روزی.

یه آقایی داشت به هوش میومد.

فحش خوار مادر و چی و زشت و کری و همین گی-- خودش هم حالیش نبوده ها.

اصلاً هنوز تازه داشت به هوش میومد.

فحش میداد، فحشای رکیک، زشت.

آدم شرمش میومد گوش بده.

دقیقاً تو همون اتاق یکی از عزیزان ما که بچه جبهه و جنگ بود اونم داشت به هوش میومد.

من قشنگ اونجا بغلش بودم.

دیدم داشت میگفت [شعر] کجایید شهیدان خود با همین سبک، با همین لحن.

چون مداح هم بود.

اون جا افتاده تو وجودش.

همون داره ظهور میکنه براش.

خب حالا شما ببینید کسی که بتونه انشاالله ایمان و ولایت رو با خودش ببره.

تو یه روایتی دیدم این حسنه من جا بل حسنه فله و اشرف محبت فاطمه زهراست.

ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخرت حسنه و قنا عذاب النار حسنه محبت فاطمه زهراست.

چیزی بالاتر از اون نیست.

که روایت داریم پیغمبر فرمود حب به دخترم فاطمه جا به درد شما میخوره.

ايسرها یعنی کمترین جا، س-- راحت‌ترین جا عند الموته.

راحت‌ترین جا وقت موته.

محبت فاطمه زهرا آسون‌ترین جاش وقت موته به درد میخوره.

و اولادش یا آقا.

حالا حضرت زهرا رو شما دوش-- دوست داشته باشی قطعاً اولادش رو هم داری.

اون مخلصه دیگه.

ب- به فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها.

اون محوره.

نمیشه کسی حضرت زهرا رو دوست داشته باشه، پدرشو، همسرشو، فرزندانشو نخواد.

باز هم بوی ولایت رو میده.

خلاصه بحث شیطان و فتنه‌ها و اینها جدیه و جدی بگیریم.

احراز، عوضات یعنی حرز، تعویذ، ادعیه، خطومات اینا رو باید داشته باشیم.

باید برنامه زندگیمون باشه.

بعضی از سور که دفع بلا و شیاطین میکنن اینها باید برنامه ما و زندگی و خونواده‌مون باشه.

و الا بیچاره‌مون میکنن شیاطین و دارن میکنن.

الآنم که هجمه‌شون به شدت گسترده‌تر شده با تمام قوا اومدن وسط که تو بحثهای قبلی گفتیم.

آقا بحث شیطان انقدر مهمه که حتی این نکته آخرم بگم و بس سلام.

گرچه بحث میدونم نپخته موند اما خب بسه همین مقدار.

ااا انقدر مهمه که در جزئی‌ترین شئون زندگی ما میتونه دیده بشه.

مثال: علامه طباطبایی علیه الرحمه روحش شاد.

استاد علامه حسن زاده.

ایشون خانومشون نقل میکنن که شب‌ها وقت خواب علامه جورابشونو که در میاوردن مثل من پرت نمیکردن یه گوشه.

قشنگ این جورابا، جوراب رو صاف میکردن، تا میکردن میذاشتن یه گوشه.

آخه دیگه جوراب چیه که صافش کنی تاش کنی یه گوشه.

پرت کن دیگه.

[خنده] مثل بعضی که از بیرون میان و لباسشونو پرت میکنن از خستگی و گفتی.

حالا دیگه خودتونو لو ندید آقا شمس.

بعد حالا خوبه شما لباستو فرد می‌کنی من خودمو فرد می‌کنم.

[خنده] بعد خانم علامه که اینو بهش میگه، علامه می‌فرمود این جمله رو میگه خیلی جمله عجیبه.

علامه می‌فرمود شیطان در لباسی که ولو باشد تصرف می‌کند.

عجب!

تصرف شیطان در لباسی که بی‌نظمه، ولوه.

تا حالا شنیده بودید؟

ما حدیث داریم که اگر لباسی کثیف باشه نمی‌تونه ذکر بگه.

یه بار دیگه اینو تکرار کنید.

حدیث از کیه؟

این فرمایش علامه می‌فرمود دیگه.

علامه طباطبایی به همسرشون.

می‌فرمود که وقتی همسرش میگه نمی‌خواد حالا لب-- جورابتونو تا کنید.

یه جوراب که چیزی نیست تا کنید.

ایشون می‌فرماید عین عبارتش رو من دارم به شما می‌خونم.

شیطان در لباسی که ولو باشد تصرف می‌کند.

این فرمایش علامه طباطبایی به همسرشونه.

بعد یکی دیگه از علما هم داریم به نام آیت الله تعلّحی همدانی.

حالا من رد شم از این بزرگوار.

بعضیا گفتن علامه همدانی.

خیلی ایشون بزرگوار و صاحب کرامات بودن.

ایشون جمله‌ش رو بذارید از رو بخونم مثلاً ایشون چی فرمودن.

مستحب است در وقت کندن لباس بسم الله بگوید.

چرا به نظر شما؟

فرمایششونه- شیطان از لباس [پچ،پچ] بله.

فرمایش ایش-ایشونه.

تا جن آن را به نظر شما چیکار نکنه؟

آفرین.

نپوشد.

عجب!

یعنی جن میره لباس رو برمی‌پوشه.

یکی از ما مثلاً خیریه‌ای که داریم، ا از هر کسی لباس اگرچه میریم توزیع می‌کنیم میدیم به نیازمندا.

مثلاً ماهی شاید بیش از صد دست لباس‌های مستعمل اما در حد تمیز و نو ما میاریم.

اخیرا مثلاً یه نیسان آوردیم با یه ماشین لباسشویی که حالا متاسفانه چهار میلیون هم پول اجا-اجاره اون وسیله رو دادیم که حالا خدا خیرش بده.

یکی از اعضای کانال فقط گزارش خیریه رو شنیده بود به جای چهار میلیون، پنج میلیون برگشته بود گفته بود چرا این هزینه رو کردید؟

من تقدیم می‌کنم.

خدا به همشون خیر بده انشاالله.

اگه صدای ما هم بهشون می‌رسه ما دعاگوشون هستیم.

به هر حال اینا رو ما از هر کسی قبول نمی‌کنیم.

هر کسی ما لباس ازش نمی‌گیریم.

چرا؟

لباس مستعمل خطرناکه.

می‌تونه همراه خودش شیاطین رو بیاره، جن رو بیاره، سحر و جادو و اینا رو بیاره و خیلی کار دشوارتر.

حالا بحث جمله رو ادامه بدم پس یه بار دیگه.

مستحب است در وقت کندن لباس بسم الله بگوید تا جن آن را نپوشد.

اینجا دقت کنید تا کردن.

کی داره می‌فرماد اینو؟

من نمیگما.

علامه همدانی.

تا کردن جامع یعنی لباس و پیچیدن آن مستحب است.

یعنی ولو نباشد.

چرا که سالم‌تر باقی می‌مانند و نیز به خاطر اینکه اگر باز بمانند، یکی از وجوه سلامت رو داره میگه.

اگر باز بمانند شیاطین آنها را در شب می‌پوشند.

[خنده] لباسو فرد کرده بچه اونور بعد صبح اون لباسو می‌پوشه میره مدرسه.

میاد می‌بینه ریخته به هم بچه.

حالش بده.

اصلاً آرامش قرار نداره.

اصلاً اعصابش داغونه.

اینا وجود داره.

اینا رو بزرگان ما دارن میگن من نمیگم.

ما متاسفانه دین رو خیلی سرسری گرفتیم.

دشمن رو جدی نگرفتیم اینطوری بگم.

بحث فتنه بود در این روایت شریف.

فتنه رو جدی نگرفتیم.

آقا، یکی از محارم ما چند وقت پیش یه رؤیای صادقه‌ای دیده بود تا چند وقت به هم ریخته بود.

بارها به من میگه و می‌گفت که هر وقت یادم میره بدنم موش، موهای بدنم سیخ میشه.

می‌گفت تمام دور تا دور ما رو شیاطین پر کرده بودند.

اصلا مملو از شیاطین بود.

و اینا آنف-- آن مترصد زرد-ضربه زدن به ما بودند.

اگر ما دشمن رو جدی بگیریم، انقدر سرسری نمی‌گیریم، نمی‌ریم جلو.

باید خیلی مراقبه داشته باشیم.

خیلی مراقب باشیم.

خیلی، خیلی.

که حالا این مراقبه به چه معناست؟

قص علی هذا.

این کتاب‌ها رو شما ملاحظه کنید.

اینا همه پیرامون مراقبه و اخلاق و چی و این‌هاست.

بعد چقدر آدم کتاب بخونه، زانو بزنه، پای درس بزرگان برنامه داشته باشه.

مراقبه، مراقبه، مراقبه.

در انتهای جلسه هم در حد دو، سه دقیقه تبریک عرض می‌کنم میلاد حضرت زینب صلوات الله علیها رو.

سلام الله علیها.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل.

حضرت زینب دیگه زبان قاصر از گفتن فضائل ایشون.

واقعاً زبان قاصره.

فقط اکتفا می‌کنم به یک حدیثی که خیلی جالبه فرمودن حالا در خصوص عزا بیان شده اما در خصوص جشن و این‌ها هم مضمونش قطعاً اه هست که فرمود اگر کسی برای عمه جان ما حضرت زینب سلام الله علیها گریه کنه، براش دو تا ثواب می‌نویسن.

دو برابر.

چرا؟

می‌نویسن هم برای امام حسن گریه کرده هم برای امام حسین علیهم السلام.

حالا چه سری در این هست؟

تک-- یعنی حضرت زینب توی و-- برهه‌ای از زمان بار امامت برداشته.

بعد از قصه کربلا و شهادت آقا تو اون مقطعی که حضرت زین العابدین مریض احوال بودن حضرت زینب امامت کرده.

اینو همه پذیرفتن و معصومه بوده.

و این رمز رو من به شما عرض کنم.

رمزه این خیلی با کلید رمز و با احتیاط عرض می‌کنم که توی روایتی گفته شده و رفته شده که اگر توجه کنید کلید رمزه برای خیلی فتوحات.

اون هم اینکه شنیدید شاید یک سائلی اومد در خونه امیرالمؤمنین زد.

خب آقا عادت داشت کسی دست خالی نره.

اومد از حضرت صدیقه شهیده پرسید فاطمه جان چیزی در منزل هست؟

خانم گفت متأسفانه هیچی نداریم فقط یه قرص نان سهم زینبم و اونم خوابه که بیدار بشه مثلاً غذاشو بخوره.

یه قرص نان.

همونطور که داشتن گفت‌وگو می‌کردن یه دفعه در همین اثنا متوجه شدن که حضرت زینب دویده رفته دم در این قرص نان رو داده به سائل و سائل رو رد کردن.

سهم نان خودشون.

امیرالمؤمنین دخترش رو با آغوش گرفت و فرمود چه کردی زینب جان؟

چرا این کارو کردی؟

گش-- گرسنه می‌مونی عزیزم.

چرای نه به اشکال کردن به سؤال که حالا این چرا این کارو کردی؟

یعنی سؤال داره می‌کنه که آقا دلیلت چی بود؟

نه اینکه آقا با اون کرامت و اون عظمت بیاد مثلاً به دخترش بگه نده که گشنه نمونی، نه.

[سرفه] حضرت یه جمله خیلی عجیبی گفتن.

این رمزه.

حضرت زینب فرمودن که نمی‌خواستم کسی از در خونه بابام علی دست خالی بره.

این سر و رمز اینه که کسی بره به سمت این خانم کأنّه رفته به سمت امامان، امام.

یعنی اصلاً واسطه است.

حلقه وصل.

یعنی کسی بره به سمت حضرت زینب، یعنی دامن حضرت زینب رو بگیره انگار دامن ولایت و دامن امیرالمؤمنین رو گرفته.

حلقه وصله.

تا همین مقدار بسنده می‌کنم.

انشاالله که عیدی‌های خیلی خوب امشب و فردا از بیبی جانمون بگیریم.

آماده عزاداری فاطمیه برای مادرش بشیم.

نثارشون صلوات خد کنیم.

الله صلي علي محمد