ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 141

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آداب سطح امام و اتصال صف

در نماز جماعت کسی نباید در سطحی پایین‌تر از امام بایستد. محل نشستن امام باید از همه پایین‌تر باشد یا دست‌کم هم‌تراز. در مساجد قدیمی جای امام اندکی چاله می‌شود و پایین‌تر قرار می‌گیرد؛ این تواضع مکانی است.

نحوهٔ اتصال مأموم به امام نیز با صف‌آرایی رایج امروز یکی نیست. امام نباید کاملاً جلوتر بایستد؛ تقریباً یک وجب پیشی کافی است تا همراه صف باشد. این ادب در بسیاری مساجد — حتی همین‌جا — فراموش شده؛ در گذشته بیشتر مراعات می‌شد.

تبریک میلاد صدیقهٔ طاهره

روز پرسرور و پرنور میلاد حضرت صدیقهٔ طاهره صلوات‌الله‌علیها موجبات نزول فیوضات الهی است. تبریک به امام عصر نیز از همان فیض فاطمی می‌رسد. مادران و همسران گرامی در این روز سهم ویژه‌ای از توجه دارند.

یادگار فاطمی‌نیا: ذکر و نذر اخلاق

هر روز در اقامه، یاد مرحوم فاطمی‌نیا زنده می‌شود؛ به دو دلیل.

نخست ذکری که پیش از نماز به یادگار از ایشان مانده: «یا مُقیلَ العَثَرات» — با قاف در مقیل و عین و ثاء در عثرات — یعنی ای کسی که لغزش‌ها را نادیده می‌گیری و می‌بخشی. برای آغاز نماز بسیار شیرین است و باید مزه‌مزه شود.

دوم نقل پسر ایشان: هرگاه مشکلی در زندگی پیش آمد، نذر نمایید که خانواده را خوشحال سازید؛ به‌ویژه همسر را. نذری شیرین به‌جای طلب ذکر عجیب و غریب. ایشان همواره بر اخلاق تأکید داشتند و خود نیز خوش‌اخلاق بودند؛ در مدتی که از محضرشان بهره بردیم یک‌بار تندخویی دیده نشد. روحشان شاد. در چنین روزی اخلاق را هدیهٔ منزل بردن مناسب‌ترین عمل است.

حب فاطمه در صد موطن

در بحارالانوار جلد هفت صفحهٔ پانصد و سی و نه از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله:

«یا سَلْمانُ حُبُّ فاطِمَةَ یَنْفَعُ فی مِئَةِ مَواطِنَ أَیْسَرُ تِلْکَ الْمَواطِنِ الْمَوْتُ وَالْقَبْرُ وَالْمیزانُ وَالْحَشْرُ وَالصِّراطُ وَالْمُحاسَبَةُ» (بحار ج۷ ص۵۳۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای سلمان، دوستی فاطمه در صد جایگاه سود می‌رساند؛ آسان‌ترین آن جایگاه‌ها مرگ و قبر و میزان و حشر و صراط و محاسبه است.

خدا چه قیمتی به حب این بانو داده است. آسان‌ترین مواطن همین‌هاست؛ پس مواطن دشوارتر چه خواهد بود؟

در قنوت نماز، ناخودآگاه تفسیر حسنه به حب فاطمه یاد می‌آید. بسیاری از علما در قنوت «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَفِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ» می‌خواندند؛ روایات مفسران حسنه را حب فاطمه زهرا صلوات‌الله‌علیها دانسته‌اند. هر جا حب فاطمه باشد آتش نیست؛ هر جا فاطمه نباشد عذاب است. سه تأکید در این دعا بر حب اوست.

اعتراض به موعظهٔ موت و پاسخ سنت

برخی جوانان برآشفته‌اند که مشکلات و غم بس است و هر روز سخن از موت تن را می‌لرزاند. حال آنکه فرموده‌اند موعظه‌ای بهتر و کافی‌تر از یاد موت نداریم. بسیاری بدبختی‌ها از آن رو سر می‌زند که موت فراموش شده است. اگر یاد مرگ آویزهٔ گوش و نصب‌العین باشد، بسیاری مشکلات فرو می‌نشیند؛ زیرا گمان کرده‌ایم اینجا جا خوش کرده‌ایم و روی فونداسیون خانه می‌سازیم، در حالی که در مسافرخانه اساس فراهم می‌کنیم برای کوچ.

ساختار روایت دوازدهم باب چهارم

موضوع اصلی باب چهارم کتاب الموت مرحوم مجلسی، روایت دوازدهم است. برخی شروح این روایت را نیاورده‌اند. استنباط از متن عربی بحار آن است که بخشی از سخن امام باقر آمده و سپس مجلسی آن را به خطبهٔ امیرالمؤمنین دربارهٔ فرار از موت پیوند می‌دهد و همان خطبه را می‌گشاید. روایت دوازدهم ملغمه‌ای است از سخن امام باقر و توضیح مجلسی با سخن امیرالمؤمنین؛ شاید از همین رو برخی شارحان آن را فروگذاشته‌اند.

فرار از موت همان ملاقات است

از امام باقر علیه‌السلام: هیچ امر مقدّر حتمی نیست که همچون موت باشد؛ چنان‌که چون از آن بگریزی، در واقع به ملاقاتش می‌روی. هرچه بیشتر بگریزی، بیشتر به سوی مرگ می‌روی؛ زیرا عمر تمام می‌شود.

آیهٔ حتمی ملاقات

«قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذی تَفِرّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقيکُمْ» (جمعه/۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو مرگی که از آن می‌گریزید قطعاً شما را ملاقات می‌کند.

پیداست موت حقیقتی است که ملاقات می‌شود؛ شیء و مخلوق است: «خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیاةَ». خلق یعنی اندازه؛ صادر بی‌اندازه نیست. پس هر کس سهمی و قسطی از موت در این عالم دارد. چه میزان از موت داده می‌شود؟ به میزان سعهٔ وجودی. رتبه است، نه امری یکسان برای همه.

خواب درجهٔ انبیا

چگونه است که خواب درجه‌ای از درجات انبیاست؟ همین خواب شبانه رتبه‌ای و مقامی است؛ شوخی نیست. بسیاری از کشف و کرامات از خواب می‌آید؛ زیرا لایه‌ای پنهان‌تر از این عالم درک می‌شود و سپس بازگشت رخ می‌دهد. هنگام بیداری حالتی پدید می‌آید که چشیدن موت آسان‌تر می‌شود و معمولاً حزنی دل را از دنیا جدا می‌کند. صبح اول وقت، پیش از آلودگی روزمره، سریع سجده نمودن در المراقبات مرحوم آقا میرزا جواد و آثار دیگر آمده است؛ آن لحظه بهترین یادآوری است چون از لایه‌ای پنهان آمده‌ای — همان‌جا که قرار است بروی — و بازگشته‌ای.

خواب برادر موت و ذائقه

«النَّومُ أَخو الْمَوْتِ». پس موت نیز رتبه‌ای از درجات انبیاست و چشیدنی است: «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ». هر کس به اندازهٔ قدر و سرّ قدر خود — به علم الهی — موت را می‌چشد. تمثیل: اگر شربت پخش شود، به کودک نیم استکان و به ورزشکار چند استکان می‌دهند؛ ذائقه به اندازه است.

سفر از ظاهر به باطن

موت سفر از ظاهر به باطن است. هر مقدار در همین دنیا «موتوا قبلَ أن تموتوا» چشیده شود — یعنی از ظاهر به باطن سفر شده باشد — همان مقدار اندازهٔ موت مشخص می‌شود.

نماز امروز سفر از ظاهر به باطن است. وقتی ورد بر لب است، اگر به ذکر بدل شود سفر رخ داده. «یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَذِکْرُهُ شِفاءٌ»: اسم دواست؛ شفا وقتی است که ذکر شود. هرگاه از ظاهر به باطن سفر شد، همان مقدار وقت موت اندازه مشخص می‌شود؛ به میزان سفرهای عبادی در نماز و روزه و خمس و زکات و آنات شب و روز. اسفار — جمع سفر — در نزد ملاصدرا سفرهای چهارگانهٔ معروف است.

ضریب سرعت برزخ

در برزخ سیر استکمالی است؛ ملائکه و ارواح مفارق یاری می‌رسانند تا شدت وجودی پدید آید. بستر آن میزان سفری است که اینجا از ظاهر به باطن انجام شده و اندازهٔ چشیدن موت. همان مقدار ضریب می‌خورد و سرعت سیر برزخ معین می‌گردد. همه در برزخ از ظاهر به باطن می‌روند؛ یکی به کندی لاک‌پشت و برزخش طولانی، یکی به سرعت نور یا آنی به عالم عقول و اله و اسماء.

اندازهٔ مرگ اندازهٔ اسفار عبادی است. ان‌شاءالله عاقبت به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر گردد.

جمع پیوند میلاد و موت

میلاد فاطمه فرصت هدیهٔ اخلاق خانگی است. حب او در مواطن سخت — از مرگ تا محاسبه — سود می‌رساند. فراموشی موت ریشهٔ بسیاری رنج‌هاست. مسافرخانه جای اساس دائم نیست. قسط مرگ به قدر سعه است. خواب برادر مرگ است و صبح سجده یادآوری لایهٔ پنهان. تبدیل ورد به ذکر اندازهٔ چشیدن را دگرگون می‌کند. سرعت برزخ ضریب همان اسفار دنیاست.

تأکید دوباره بر نصب‌العین بودن موت

اگر موت نصب‌العین نباشد، انسان اساس مسافرخانه را دائمی می‌پندارد و برای ماندن می‌سازد. یاد مرگ بسیاری نزاع‌های بی‌ثمر را فرو می‌نشاند و اولویت‌ها را جابه‌جا می‌کند. موعظهٔ کافی‌تر از این در سنت کمتر یافت می‌شود.

وجب پیشی و معنای اتصال

یک وجب پیشی امام از صف، اتصال است نه جدایی صف. فاصلهٔ زیاد امام را از مأموم می‌برد و ادب قدیم را می‌شکند. چالهٔ امام تواضع مکانی است که باید زنده بماند.

سه تأکید دعای حسنه

«فی الدنیا حسنة» و «فی الآخرة حسنة» و «قنا عذاب النار» سه لایهٔ تأکید بر حب فاطمه‌اند در تفسیر روایی. هر کجا این حب باشد آتش نیست؛ این پیوند میلاد را به موضوع موت گره می‌زند.

شرح مجلسی و خطبهٔ فرار

علامه مجلسی پس از نقل بخشی از سخن امام باقر، ناگهان به خطبهٔ امیرالمؤمنین دربارهٔ فرار از موت می‌پردازد و همان را می‌گشاید. از این رو روایت دوازدهم برای خوانندهٔ ناآشنا ملغمه می‌نماید: پاره‌ای از امام باقر و پاره‌ای از امیرالمؤمنین در کنار شرح مجلسی. فروگذاشتن آن در برخی شروح شاید از همین پیچیدگی ظاهری باشد؛ ولی پیوند محتوایی روشن است: فرار همان ملاقات است.

تمثیل قسط و سعه

قسط موت مانند سهمی است که به قدر ظرفیت داده می‌شود. سعهٔ وجودی رتبه است؛ از این رو مرگ برای همه یک تجربهٔ یکسان نیست. هرچه اسفار عبادی بیشتر، چشیدن نرم‌تر و سیر برزخی تندتر. کسی که اینجا از ظاهر به باطن کمتر سفر کرده، در برزخ با ضریب کمتر و کندی بیشتر روبه‌روست.

اخلاق به‌جای ذکر عجیب

در روز میلاد، به‌جای انتظار ذکر غریب از استاد، نذر خوشحالی خانواده — به‌ویژه همسر — الگوی فاطمی‌نیاست. اخلاق ایشان خود درس بود؛ تندخویی دیده نشد. هدیهٔ اخلاق در منزل، ترجمهٔ عملی حب فاطمه در موطن زندگی است؛ پیش از آنکه مواطن مرگ و قبر و میزان فرا رسد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.