ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 133

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

روایت یازدهم باب چهارم کتاب الموت

در کتاب الموت مرحوم مجلسی به روایت یازدهم باب چهارم رسیده‌ایم. یک بار دیگر روایت تقدیم می‌شود. امام صادق صلوات‌الله‌علیه فرمودند عن أبیه عن جده علیهم‌السلام قال: از پدرانشان تا امیرالمؤمنین. سئل أمیرالمؤمنین بماذا أحببت لقاء الله. اگر کسی دعوی می‌کند عاشق لقاء خدا و دیدار اوست، از او بپرس برای چه این‌قدر عاشق دیدار خدا هستی؟ عاشق موتی؛ ببین چه پاسخ می‌دهد. علت عشقش به لقاء الله چیست؟ این پرسش از امیرالمؤمنین شده است.

پاسخ امیرالمؤمنین؛ دین ملائکه و رسل و انبیا

قال حضرت پاسخ می‌فرماید: لما رأیته قد اختار لی دین ملائکته و رسله و أنبیائه. چون دیدم خدا برای من دین بهترینان را برگزیده است: ملائکه و رسولان و فرستادگان و انبیا. نبی از نبأ است؛ اسم مبالغه از باخبر بودن. عمّ یتساءلون عن النبإ العظیم: خبر بزرگ عالم که امیرالمؤمنین است؛ ولایت کلیه است. انبیا باخبران از عالم‌اند؛ رسولان فرستادگان‌اند.

اکرام الهی و نسیان‌نشدن در آخرت

قد اختار لی: خدا این را برای من اختیار کرده؛ یعنی خیر محض و خیر مطلق را. علمت أن الذی أکرمنی بهذا لیس ینسانی: دانستم آنکه مرا چنین گرامی داشته و لیاقت داده و برگزیده، قطعاً آن سو نیز فراموشم نمی‌کند. اینجا بهترین چیزها را نصیبم کرده؛ آن طرف نیز بهترین چیزها را نصیبم خواهد کرد. فأحببت لقاءه. پس دیدارش را دوست داشتم. چرا نباشم؟

نالهٔ ما و نگاه زیبای علوی

نگاه را بنگرید. چقدر ما در حال نالیدن از خدا و قانون دنیا و عالم آفاقی و نفسی هستیم؛ از جسم و بدن و سرنوشت و روزگار. امیرالمؤمنین نگاهش را ببین چقدر زیبا همه چیز را می‌بیند. چقدر خدا ما را تکریم کرده و دینش را به ما بخشیده. خلاصهٔ دین خدا اختیار و التزام به ولایت کلیه است.

داستان فقیر مدعی نزد امام صادق

کسی نزد امام صادق علیه‌السلام آمد و گفت شما را دوست دارم؛ و اول عرض کرد بسیار فقیرم و بیچاره‌ام و خودزنی کرد. حضرت فرمود چرا می‌گویی بیچاره‌ای؟ چرا می‌گویی فقیری؟ گفت هستم؛ مفلسم. حضرت فرمود آیا ما را دوست نداری؟ گفت چرا دوست دارم. فرمود حاضری محبتت را بدهی؟ هرچه از این عالم می‌خواهی به تو بدهیم. گفت نه. حضرت فرمود پس تو از داراترینی. نگاه ما سطحی است؛ فقط همین چند سال را می‌بینیم و تازه همان را هم درست نمی‌بینیم.

ترجمهٔ آیات حسنه و سیئه در سیرهٔ علوی

امیرالمؤمنین وقتی اینجا درست رصد می‌کند می‌گوید بهترین نعمتها را در اختیار من گذاشته: قد اختار لی. چه زیبا بر پایهٔ آیه:

«مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ» (نساء/۷۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر حسنه‌ای به تو برسد از خداست و هر سیئه‌ای از خودت.

این حسنه هست یا نه؟ اختیار دین خدا برای ما حسنه هست یا نه؟ پس انتسابش به خداست. قد اختار لی: خدا دین را برای من اختیار کرد. ولی من اگر باشم می‌گویم خودم بچهٔ زرنگ بودم دین را اختیار کردم؛ خودم زحمت کشیدم؛ حاصل عمرم است این عبادت و فهم و ولایت. نه؛ امیرالمؤمنین چنین نیست. اهل‌بیت ترجمان آیات‌اند. هر خوبی از خداست. و ما أصابک من سیئة فمن نفسک: هر بدی از نفس خودت است. دیگر فحش به این سو و آن سو و به آسمان و زمین و العیاذبالله به رسولان و خدا مده. آنان کارشان را می‌دانند. راضی باش که بهترین خدا را داری؛ خدا برای تو خدایی می‌کند.

دین ملائکه و جایگاه عقل

و چه شیرین که دین ملائکته؛ نخست به ملائکه اشاره می‌کند. این دین، دین ملائکه است. ملائکه معصوم‌اند؛ هیچ گناه و آلودگی ندارند؛ پاک‌پاک. عقل‌اند؛ عقل کل‌اند؛ کلاً عقل‌اند و نفس ندارند که بتوانند گناه کنند. اما مگر عقل چیز بدی است؟ رشته‌ای از عقل در ما آمده ببین چه کرده. آپولو که در آسمان نشانه چیست؟ وجود عقل است. موشکهایی که سپاه زد نشانه چیست؟ عقل است. عقل به اینجا می‌رسد؛ وگرنه کدام حیوان توانسته موشک اختراع کند یا اکتشاف داشته باشد؟ هیچ.

تمثیل علامه حائری؛ لانه و کندو در برابر اختراع انسان

به قول علامه حائری یزدی علیه‌الرحمه در شرح اسفار — گمانا جلسهٔ پنجم — می‌فرمودند پرندگان را بنگرید از اول خلقت تا حال لانه‌ای که می‌سازند همین شکل است؛ هیچ خلاقیت و تنوع و ابداعی در آن نیست. لانهٔ موش همان شکل است. کندوی زنبور شکلش تغییر نمی‌کند. اما انسان چه؟ اختراعات و اکتشافات انسان با همین صد سال پیش قابل قیاس نیست. این نتیجهٔ عقل است. حالا ملائکه عقل‌اند. می‌گوید این دین آنها را خدا به من داده؛ چیز کمی نیست.

ملکوت و حجاب شیاطین گرد قلب

آن ملائکه‌ای که واسطهٔ خیرند — و دیروز بر پایهٔ لنری إلی ملکوت السماوات سخن رفت — کسی که اگر شیاطین دور قلبش نچرخند ملکوت را می‌بیند. در بحث کلمهٔ شصت از صد کلمه نیز آمده بود. پیامبر و امیرالمؤمنین و امام صادق فرموده‌اند ملائکه خادمان شیعیان و محبان ما هستند. منتها آنان را نمی‌بینیم. چرا؟ چون شیاطین دور قلب ماست؛ بحث دیروز. گشتن حجاب ایجاد کرده و غافل شده‌ایم. حافظ از میان برخیز؛ تو خود حجاب خودی. حجاب خودمانیم؛ شیاطین وجودی خودمان.

قطرات وضو و صد ملک

برای هر کسی نتوان اینها را گفت؛ برای برخی سخت است. یا آب وضو که می‌گیری قطراتش هر کدام ملکی می‌شود؛ صد فرشته. اینها چه می‌کنند؟ چون دیدی، سی‌تا مژدهٔ بهشت می‌دهند؛ سی‌تا مژدهٔ ایمنی از آتش؛ سی‌تا تو را از خطا نگه می‌دارند؛ ده‌تا هر کس به تو نیرنگ بزند به او نیرنگ می‌زنند و مدافع می‌شوند. الله اکبر. و چه عجیب و چرا عجیب؟ بسیار درست و خوش و عالی.

نیمهٔ رمضان؛ میلاد امام حسن و تمام عقل

شب نیمهٔ ماه مبارک رمضان مولد کیست؟ امام حسن مجتبی. شیخ حر عاملی در کتاب شریف وسائل روایتی می‌آورد — پیش‌تر نیز تقدیم شده — که تمام عقل را خدا به امام حسن بخشیده است. ملائکه جنسشان چیست؟ عقل؛ عقول‌اند. شب نیمه می‌گوید این صد رکعت را باید انجام دهید. پس دیدنشان خیلی هم آسان است؛ این‌طور نیست که سخت باشد. اندکی مراقبت؛ آنان خادم ما هستند؛ خدمهٔ عالم‌اند. ما گمان می‌کنیم چیزهای غریب دورند؛ آنان خادم‌اند.

جمع‌بندی حب لقاء

پس حب لقاء از دیدن این تکریم می‌زاید که دین ملائکه و رسل و انبیا برای ما اختیار شده، و اطمینان که اکرام‌کننده آن سو نیز فراموش نمی‌کند. هر حسنه از خداست و هر سیئه از نفس. عقل ملائکی دین ماست و خلاقیت انسانی گواه آن. خادمان را از پس حجاب شیاطین وجودی باید خواست. نیمهٔ رمضان و امام حسن درِ عقل تمام را می‌گشاید. راضی بودن به خدایی خدا، راه عاشق شدن به لقاء است.

سطح نگاه و داراترین بودن

داستان فقیر مدعی نشان می‌دهد فقر مالی با داشتن محبت اهل‌بیت در یک کفه نیست. آنکه محبت را نمی‌فروشد دارا است هرچند مفلس بنماید. امیرالمؤمنین با همین منطق لقاء را می‌خواهد: چون بهترین دین را یافته، بهترین لقاء را نیز چشم می‌دارد.

ترجمان آیات در رفتار نه فقط در لفظ

اهل‌بیت آیات را ترجمهٔ عملی می‌کنند. ما آیهٔ حسنه و سیئه را می‌خوانیم و باز ناسپاسی می‌کنیم. روایت لقاء می‌گوید ترجمهٔ درست آن است که دین را هدیهٔ خدا بدانی و بدی را به نفس خویش برگردانی و از فحش به قضا دست بشویی.

اکرام و لیاقت

کلمهٔ أکرمنی در روایت فقط تعریف نیست؛ اقرار به لیاقت‌بخشی خداست. لیاقت را هم او می‌دهد. پس طلب لقاء، طلب ادامهٔ همان اکرام است نه فرار از دنیا از سر خستگی.

ولایت کلیه به مثابه نبأ عظیم

نبأ عظیم را امیرالمؤمنین دانسته‌اند. دین انبیا وقتی کامل می‌شود که به ولایت کلیه گره بخورد. از این رو حب لقاء در فضای ولایت معنا می‌یابد نه در فضای توحید انتزاعی بی‌امام.

پرهیز از خودستایی در دینداری

جملهٔ «خودم زرنگ بودم دین را گرفتم» بیماری رایج است. روایت علوی پادزهر آن است: قد اختار لی. اختیار از اوست؛ شکر از ما.

خدمه بودن ملائکه نه ابهت کاذب

تصویر رایج از فرشتگان گاه چنان دور و ترسناک است که پیوند عملی قطع می‌شود. روایت می‌گوید آنان خادم محبان‌اند. خادم نزدیک است؛ با مراقبت و طهارت وضو و ذکر، نزدیکی احساس می‌شود. ابهت کاذب خود حجاب است.

صد رکعت نیمه و تمرین حضور

دستور صد رکعت در نیمهٔ رمضان تمرین حضور در شب عقل تمام است. عقل تمام در امام حسن جمع شده؛ ملائکه از جنس همان عقل‌اند. عمل آن شب، تمرین دیدن خدمه است نه فقط عدد رکعات.

رضایت به خدایی خدا

رضایت یعنی بس کردن از فحش به قضا و از خودزنی بی‌ثمر. وقتی دین را هدیه دیدی، لقاء را هم هدیه می‌بینی و مشتاق می‌شوی. روایت لقاء درس رضایت است پیش از درس شوق.

پیوند جلسه با توحید افعالی

قد اختار لی همان توحید افعالی در انتخاب دین است. فاعل انتخاب خداست؛ عبد محل پذیرش است. سیئه را به نفس برگرداندن نیز توحید افعالی را از جبر جدا می‌کند: نیرو از اوست و انتخاب بد از من.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.