د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۳۳
دارای متن همگام
روایت یازدهم باب چهارم کتاب الموت
بحار. کتاب الموت ۱۵۴
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۴:۳۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۰ سرفصل
## روایت یازدهم باب چهارم کتاب الموت
۰:۰۰
## پاسخ امیرالمؤمنین؛ دین ملائکه و رسل و انبیا
۱:۰۶
## اکرام الهی و نسیاننشدن در آخرت
۱:۵۳
## نالهٔ ما و نگاه زیبای علوی
۲:۳۳
امیرالمؤمنین وقتی اینجا درست رصد میکند میگوید بهترین نعمتها را در اختیار من گذاشته: قد اختار لی. چه زیبا بر پایهٔ آیه:
۴:۲۶
## دین ملائکه و جایگاه عقل
۴:۴۷
## تمثیل علامه حائری؛ لانه و کندو در برابر اختراع انسان
۶:۱۴
## ملکوت و حجاب شیاطین گرد قلب
۶:۳۵
## قطرات وضو و صد ملک
۱۲:۲۹
## نیمهٔ رمضان؛ میلاد امام حسن و تمام عقل
۱۳:۱۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلام علیکم و رحمة الله.
کتاب الموت مرحوم مجلسی روایت یازدهم باب چهارم بودیم.
یک بار دیگه روایت رو تقدیم کنم.
امام صادق صلوات الله علیه
فرمودند "عن ابیه عن جده
علیه السلام قال" از قول
آباهاشون تا امیرالمؤمنین.
"سئل امیر المؤمنین
بماذا احببت لقاء الله".
اگر کسی ادعا میکنه که عاشق لقاء خداست و دیدن خداست ازش سؤال کن برای چی انقدر عاشق دیدن خدا هستی؟
عاشق موتی. ببین چی جواب میده.
علت عشقش به
لقاء الله چیه؟ حالا این سؤال از امیرالمؤمنین شده.
قال حضرت جواب میفرماید "لما رأيته"
وقتی من دیدم که "قد اختار لي
دين ملائكته و رسله و أنبيائه"
وقتی دیدم که خدا اختیار کرده برای من دین بهترینهاشو
که ملائکهند، رس-رسولان و فرستادهدگانش و انبیااند.
انبیا، نبع،
نابع، نبی میشه اسم مشبّهش دیگه اسم
مبالغه ش. که
به شدت باخبر. نبع خبر.
"أَمَّ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ".
خبر بزرگ عالم که امیرالمؤمنینه.
ولایت کلیه است. انبیا باخبران از عالم.
رسولان فرستادهگانه.
یه وقتی من دیدم که "قد اختار لي"
خدا اینو برای من اختیار کرده.
یعنی خیر محض رو، خیر مطلقه رو.
"علمت" و دانستم که "أن الذي أكرمني بهذا"
اون که اینطوری به من تکریم کرده
و به من لیاقت داده، منو انتخاب کرده
"ليس ينساني" قطعاً اون ور هم منو فراموش نمیکنه.
اینجا بهترین چیزهاش رو نصیب من کرده.
اون طرفم بهترین چیزهاش رو
نصیب من خواهد کرد. "فأحببت لقاءه".
پس من عاشق دیدارشم.
چرا نباشم؟ نگاه رو ببینید.
چقدر ما در حال نق زدن از خدا و قانون دنیا و عالم آفاقی و نفسی
از خودمون نق میزنیم. اه این چه،
از خودمو، این چه جسمیه، این چه بدنیه، این چه آدمیه، تو کی هستی؟
ای ف-- به خودمون فحش و دری وری میدیم تا نظام آفاقی زمین و آسمان و
ای سرنوشت، ای روزگار.
تا بگیرید خدا و امم پی--
امیرالمؤمنین نگاهش رو ببین چقدر زیبا میبینه همه چی رو.
چقدر خدا ما رو تکریم کرده.
دینش رو به ما بخشیده. که خلاصه دین خدا میشه اختیار و التزام به ولایت کلیه.
که اومد پیش امام صادق علیه السلام گفت آقا من شما رو دوست دارم.
و اول عرض کرد که آقا من خیلی فقیرم، خیلی بیچارهام.
خودزنی کرد. من خیلی بیچارهام.
حضرت فرمود چرا میگی تو بیچارهای؟
چرا میگی فقیری؟ گفت آقا هستم دیگه.
مفلسم اینا. حضرت فرمود
آیا ما رو دوست نداری؟ گفت چرا آقا دوست دارم.
فرمود حاضری محبتتو بدی؟
هرچی از این عالم میخوای بهت بدیم.
فرمود نه. گفت نه.
حضرت فرمود پس تو داراترینهایی.
نگاه ما سطحیه. فقط همین چند ساله رو میبینیم.
باز تازه همینش هم درست نمیبینیم.
امیرالمؤمنین وقتی اینجا درست رصد میکنه و نگاه میکنه میگه بهترین نعمتها رو در اختیار من گذاشته.
"قد اختار لي"
خدا این اختیار، این رو برا من اختیار کرده.
چه زیبا بر اساس آیه "ما أصابك من حسنة"
اصابت نمیکنه به تو حسنهای
الا از کیه؟ "فمن الله"
از الله. این حسنه هست یا نه؟
اختیار دین خدا برای ما حسنه هست یا نه؟
پس انتسابش میده به خدا.
"قد اختار لي" خدا اختیار کرد برای من دین رو.
ولی من باشم میگم خودم بچه زرنگ بودم دینو اختیار کردم.
خودم زحمت کشیدم به اینجا رسیدم.
حاصل زحمات و تلاش یک عمرمه این عبادت و بندگی و فهم و علم و درایت و ولایت و هرچی.
نه امیرالمؤمنین اینطوری نیستها.
هرچی خوبیه بر اساس این آیه قرآن، ما ترجمان آیاتند دیگه، از خدا.
اما از اون طرفش این آیه قرآن رو میخونما.
"وما أصابك من سيئة"
به تو اصابت نمیکنه بدی،
سیئه. الا چی؟ "فمن نفسك"
از نفس خودته. هرچی بدیه از خودته.
هرچی خیره از خداست. دیگه خودت
فحش به این ور اون ور و به آسمان و زمین و عالم و
العیاذ بالله رسولان الهی و خدا نده.
اونا کارشونو بلدن. راضی باش.
راضی باش که بهترین خدا رو داریم.
خدا واسه تو خدایی میکنه. و این ملائکه و چقدر شیرین که
"دين ملائكته" اول اشاره به ملائکه میکنه.
این دین، دین ملائکه است.
ملائکه دیگه معصومن دیگه.
هیچ گناه و آلودی ندارن.
پاک پاک. درسته عقله.
عقل کل عقلن. کلاً عقلن
و نفس ندارن که بتونن گناه کنن.
اما مگه عقل چیز بدیه؟ یه رشت هشت تو ما اومده ببین چه کرده با ما.
آپولو که رو آسمون نشونه چیه؟
وجود عقله دیگه عقل انقدر
این موشکهایی که سپاه زد نشونهش چیه؟
عقله. عقل به اینجا میرسه و الا کدوم حیوان تونسته موشک اختراع کنه؟
اصلاً کدوم حیوان میتونه اختراع یا اکتشاف داشته باشه؟
هیچ. ببینید به قول علامه حائری یزدی علیه الرحمه در شرح
اسفارشون فکر میکنم جلسه پنجم بود میفرمودن که
جلسه پنجم شرح اسفار ملاصدرا.
میفرمودن شما این نگاه کنید پرندهها رو
از اول خلقت تا حالا
لونهای که میسازه همین شکلیه.
هیچ خلاقیتی، تنوعی، ابداعی درش نداره.
همش همین شکله. لونه موش رو نگاه کن همش همین شکله.
کندوی زنبور اصلاً شکلش تغییر نمیکنه.
همینه که هست. اما انسان چی؟
اصلاً قابل قیاس الان اختراعات و اکتشافات انسان با مثلاً همین صد سال پیش، دورتر هم نریم.
این نتیجهش چیه؟ نتیجه عقله.
حالا ملائکه عقلن. میگه این دین اونها رو خدا به من داده.
چیز کمی نیست. اون ملائکهای که واسطهی خیرن
و دیروز بر اساس اون "لَنَذَرُ".
"لَنَذَرُ إِلَى مَلَکُوتِ السَّمَاء"
یا "إِلَى مَلَکُوتِ". کسی که
اگر شیاطین دور قلب کسی نچرخن تو قلب،
تو بحث اون کلمه شصت صد کلمه در معرفت نفس گفتیم شیاطین دور قلب کسی نگردن که اون حرم خداست.
نتیجهش چی میشه؟ قطعاً نظر میاندازه به ملکوت.
ملکوت عالم ملائکت الله.
تازه اون ملائکه برزخیاند تو ملکوت.
در جبروت که دیگه اون اصل ملائکه، ریشهی ملائکهاند.
مقربیناند. بالاتر از اونم
داریم ملائکه مهیمیناند که اصلاً غرق در خدا هستند از خلق خدا خبر ندارن.
این ملائکه کم کسایی نیستن.
شما اینا رو ورداری عالم میپاچه.
واسطهی فیضاند. واسطهی
هرچی به من و شما میرسه.
اینا مدبراتاند.
قرآن چی میفرماید؟ تالیات، ذاکرات، زاجرات.
ها؟ مرسلات، مفارقات.
اینا غول، ملائکهاند دیگه.
و اینام قابل دیدنن.
مثلاً پیغمبر عزیز عالم اشاره میکرد، وحی که
نازل میشد "هذا جبرائیل".
عرق میکرد حضرت حالشو. هرچی نگاه میکردن کسی چیزی نمیدید.
پیغمبر که میدید "إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى" وحیه هرچی میگه.
"مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى".
دیگه از رو هوا که نمیگه. میگه "هذا جبرائیل" قطعاً جبرائیله.
پس چرا هیچکس رو نمیبینه؟ چون تمثلش برای پیغمبره.
فقط پی-- دیگران مثلا آ-- خدا رحمت کنه آقای بهجت رو.
کسانی که از نزدیک با ایشون زیاد بودن، زیاد اینو از ایشون شنیدن که آقا حریم حرم رو نگه دارید.
خیلی با احتیاط اینجا حرکت کنید.
اینجا مملو از ملائکهاند.
حریم حرم حضرت معصومه صلوات الله علیها رو ایشون میفرمود که پر است از ملائکه
و اون ملائکهای که اونجا هستن و دیده میشن،
کاملاً آگاهاند بر حریم حرم،
حدود حرم. اصلاً میبینن همه رو.
حالا یه کسی مثل آقای بهجت به جایی میرسه که بر کشیش نفس میده،
کشیک نفس میدهش، مراقب نفسش میشه.
میشه چی؟ میشه آقای بهجت که ملائکه رو میبینه با اونا گفتوگو میکنه.
اصلاً السلام علیکم
و رحمة الله و برکاته. به کی سلام میدی؟
سلام آخر نمازت. قبلاً یه بحثی داشتیم اینجا گفتیم به کیا میخوره این سلام دیگه.
یکیش ملائکهاند که پر کردن ما رو.
دور تا دور ما پرن. میشه دید اینا رو؟
بله میشه دید. اگه نمیشد دید چرا دستور داریم شب نیمه،
حالا گذشت ولی یادتون باشه.
ها؟ یه یادگاری از مرحوم
شیخ طوسی خدمتتون عرض کنم از در کتابی که تهذیب الأحکامش.
تهذیب از تهذیب یکی از کتب اربعهشی هست دیگه.
تهذیب و استبصار مال شیخ طوسی.
درسته؟ ملایحضر مال
شیخ صدوق. اصول، ااا کافی هم که مال مرحوم کلینی.
کتب اربعه. دیگه ما با-- جامعترین کتب اربعهمان دیگه.
تو از تهذیبش اونجا اگه خواستید سندشو
جلد سه، صفحه شصت و دوه.
روایتی رو میاره که حالا یادتون باشه برای سال بعد.
ها؟ راه دیدن ملائکه.
یه راهشه البته. یه راهشه.
کسانی هستند و بودن امتحان کردن
حتی به امتحان انجام دادن و دیدن.
که فرمود در
شب نیمه ماه مبارک رمضان کسی صد رکعت نماز بخونه،
در هر رکعت ده تا بعد از هم ده تا قل هوالله.
میشه چند تا؟ هزار تا مجموعاً.
هزار تا قل هوالله بخونه. یعنی هزار تا قل هوالله رو تقریباً
سه ساعت و نیم اینطورا طول میکشه.
کسی اون شب انجام بده
نمیمیره تا اینکه
این حداقلشه دیگه.
حداقل کف کفش که برای هرکسی این کارو انجام بده اتفاق میفته.
مگر اینکه اون شرطی که قبلاً گفتیم
لحاظ نکرده باشه. گناه عقلو زایل میکنه.
اگر تو خواب ببینی و یادت نیاد این نشانه نقصان عقله.
یک وقت هست خواب ندیدی، خب ندیدی دیگه.
اتفاقاً قوت نفسه. آدمی که قویه خواب کم میبینه.
خوابم میبینه خواب درست و حسابی میبینه.
اتفاقاً چرا تو خواب ببینه، تو بیداری میبینه آدمی که نفسش قویه.
حالا حداقلش اینه که در خواب
که طرف بپذیره، اون شخصی که مخاطب
ب-بپذیره این فرمایشو و الا نه در بیداری.
در بیداری چرا در خواب
میبینه صد تا فرشته رو
هزار تا قل و بلا در صد رکت
که نه اینو حالا من ازش رد میشم اجازه بدید متوقف نشم.
میترسم خیلی بازش کنم. هر رکعت یه فرشته.
صد رکعته دیگه. هر رکعت یه فرشته.
چگونه که میگن از عرق
کسی که در جلسه ذکر ما و امام حسین بشینه هر عرقش یه ملک میشه.
برای هر کسی نمیشه اینا رو گفت. یه مقدار برای بعضیا سخته.
یا آب، آب که وضو میگیری قطراتش هر کدوم یه ملک میشه.
حالا صد تا فرشته میشه. اینا چیکار میکنن؟
اینا رو میبینی. این صد تا فرشته رو که دیدی
سی تاشون به تو مژده بهشت میدن.
سی تاشون مژده ایمنی از آتش میدن.
سی تاشون تو رو از خطا حفظ میکنند،
مراقبتت میکنند که از خطا حفظ بشی.
ده تاشون هم هرکس به تو نیرنگ بزنه اینا بهش نیرنگ میزنن.
مدافعت میشن. الله اکبر.
و چه عجیب، چه عجیب
و چرا عجیب؟ عجیب چرا؟
خیلی هم درست و خوش و عالی که شب نیمه ماه مولد کیه؟
امام حسن مجتبی. شیخ حر عاملی الان تا ذهنم اومد مثلا به این فکر نکردم الان یه دفعه متواتر شد به ذهنم
که در کتاب شریف وسائل شیعهش قبلاً هم این روایت رو تقدیم کردیم.
در خصوص تک تک اهل بیت صحبت میکنه.
یه روایت میاره. میفرما تمام
عقل رو خدا به امام حسن بخشیده.
عقل رو همه رو به امام حسن بخشیده.
ملائکه چیه جنسشون؟ عقل.
عقولن. شب نیمه ماه مبارک رمضان میگه این صد رکعت رو باید انجام بدین.
پس دیدنشون خیلی هم آسونه.
اینطوری نیست که سخت باشه. یه مقدار آدم مراقبت مثلا اونا خادم ما هستن.
خادمه، اونا خ-خدمه عالماند.
ما فکر میکنیم چیزای غلمبه سلمبه و عجیب غریبن.
اونا خادم مان. امیرالمؤمنین فرمود، امام صادق فرمود، پیغمبر فرمود
که ملائکه خدام شیعیان و محبین ما هستند.
منتها ما نمیبینیمشون اشکالی نداره.
چرا نمیبینیم؟ چون شیاطین دور قلب ماست.
بحث صحبت دیروزمون. گشتن حجاب ایجاد کردن، غافل شدن.
حاج چی؟ حافظ از میان برخیز،
تو خود حجاب خودی. حافظ از میان برخیز.
حجاب خودمونیم. شیاطین
وجودی خودمونه. ان شا الله که عاقبت بخیر بشیم.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهumma صل علی محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد