بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين السلام عليك يا داعي الله و رباني آياته.
سلام عليكم ورحمة الله.
میرسیم به روایت یازدهم از باب چهارم کتاب الموت.
البته پیش از اینکه ورود به این روایت کنم تبریک عرض میکنم عید فطر رو برای همتون.
انشاالله که عیدیهای بزرگ، بزرگ و خوب و عالی بگیرید و دامنه این عیدی تا قیامت تون کشیده بشه.
امیدوارم که امسال سال ریشهکنی غده سرطانی اسرائیل از روی زمین باشه و البته نکته در خصوص احکام هم عرض کنم به دردتون میخوره.
اینکه میگن امشب که شب عید فطر اگر باشد کسی هرجا مهمون باشه و اونجا افطار کنه فطرش میفته گردن صاحبالبد این اشتباه است.
همچین چیزی ما نداریم و یعنی نظر رهبری این نیست.
از ایشون اتفاقا استفسار کردن همین موضوع رو فرمودن که با یک شب و دو شب مثلا خ-غذا خوردن تو خونه یه نفر نونخور حساب نمیشه و باید حتما نونخور باشی تا نونخور طرف حساب بشه که فطریه بیفته گردنش.
پس همچین چیزی نیست.
الانم که فطریه رو هم رهبر عزیزمون برای اونایی که قوت غالبشون نونه شصت و پنج تومن اعلام کردن برای اونایی که برنجه صد و هشتاد تومن برای یک نفر.
حالا اونایی که بینا بینن یعنی نه میشه گفت صرفا نون مصرف میکنن، نه برنج، هر دو رو مصرف میکنن.
اونها میتونند حد وسط رو بگیرن.
مثلا نفری صدهزار تومن فطریه به این شکل.
انشاالله که موفق باشید.
اما میریم سراغ روایت یازدهم.
روایت دهم رو دیگه بابش رو جمع کردیم.
از همون باب چهارم کتاب الموت.
در این روایت که خیلی روایت شیرینیست.
امام صادق صلوات الله عليه عن ابيه عن جده از پدرشون و ایشون از جدشون امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام همچنین میرسه.
یعنی سلسله روایت تا مولا علی علیه الصلاة والسلام که قال سئل امیر المؤمنین سلام الله عليه بماذا احببت لقاء الله.
از حضرت سؤال شد که آجان شما چرا انقدر اشتیاق به مردن دارید؟
به لقاء الله دارید؟
قال لما رأيته قد اختار لي دين ملائكته ورسله و أنبيائه.
فرمودن امیرالمؤمنین که وقتی دیدم خدا، خدای متعال انقدر به من لطف داره که دین ملائکهش رو و انبیاش رو و رسولانش رو برای من انتخاب کرده.
قد اختار لي، اختیار کرده برای من دین ملائکته.
دین ملائکهش رو، رسولش رو و انبیاش رو.
علمت ان الذي أكرمني بهذا.
دونستم که اون کسی که با من با این لطف و کرامت برخورد کرده.
الذي أكرمني بهذا.
من این چنین تکریم کرده که منو اختیار کرده بر دین ملائکهش برای دین رسولانش و انبیاش.
از اینجا حضرت میفرماید متوجه شدم که لیس ینسانی قطعا به یقین منو فراموش نمیکنه چنین خدایی.
فاحببت لقائه.
پس به خاطر همین این فا فای پس نتیجه.
نتیجه اینکه به همین خاطر مشتاق لقای خدا شدم.
فاحببت لقائه.
عاشق لقای او شدم.
چقدر شیرین مولا و چقدر عالی و خوش.
حضرت چنین فر-بیان فرمودن و ما رو متوجه عنایات حضرت حق کردن.
واقعا ما وقتی که دقت نمیکنیم حواسمون نیست که یعنی این قبیل فرمایشات ارشیان رو که نمیبینیم اصلاً حواسمون نیست خدا چه تاج عزتی سر ما گذاشته، چه عنایتی به ما کرده.
اینجا حضرت میفرماید خیلی شیرین.
حالا انشاالله به مرور صحبت میکنیم که کلمه به کلمهش قابل بحث.
یکی اینکه قد اختار لي خدا منو اختیار کرده و خدا اختیار کرده این دین رو برای من.
و یعنی میزنش به خدا.
این خیر رو به خدا منتسب میکنه.
بعد چی رو؟
توی این کلمه اجازه بدید امروز یه مقدار بیشتر صحبت کنیم.
دين ملائكته ورسله و أنبيائه.
خب رسول و انبیا که مشخصاند.
ملائکه چگونهاند که یعنی ملائکه هم دین دارند؟
بله اونها هم دین دارند.
البته به صورت کلی دین هر کسی اون در حقیقت چیزیست که در تکوین نظام آفرینش براش تعبیه شده.
یعنی مثلا يسبح لله ما في السماوات وما في الأرض.
همه عالم تسبیح گفتن این دینشونه و یک انسانه که مختارِ اختیار خدا بهش داده که بتونه خلاف دین عمل کنه.
که اون هم تصریح کردن در اوج رو به حضرت حق کردن و اوج دینداری که معراج و نماز و صلاة بگو که إني وجهت وجهي للذي فطر السماوات والأرض.
امشب هم که عید فطر انشاالله.
فطر السماوات والأرض.
اونکه شکافنده و به وجود آورنده زمین و آسمانه.
رو به او میکنیم.
این تمام عالم رو به او دارن.
حالا یا غافلن و اگرچه حاضر غافلن یا اینکه حاضر غیر غافلن و توجه دارن که به این، اینکه در حال حضور هستن.
خب این ملائکه یه مختصری اجمالاً پیرامون ملائکه صحبت کنیم که اولا ارباب لغت مثلاً احمد بن فارس در معجم مقاییس اللغة اونجا جلد یک صفحه صد و سی و دو میاره.
راغب اصفهانی در المفردات فی غریب القرآنش جلد یک صفحه بیست و یک میاره.
ابن منظور در لسان العرب جلد یک صفحه سیصد و نود و دو.
اقس علی هذا میارن که اصلا ملائکه که جمع ملک از ریشه یا الک است یا الوکت.
حضرت تلمذ حسن زاده هم بارها در درس و بحث هاشون تصریح داشتن به این موضوع که یا معنای رسالت رساله یعنی رسول الهی فرستاده الهیاند یا سلطنت که سلطنت دارن بر عالم.
اونها واسطه خیرند.
از این حیث که حالا یا الک یا الوکت از هر حیث.
اِممم...
حالا برای ملائکه اینکه اصلا چ-- اینها جنسشون چیه؟
ماهیتشون به چه شکله؟
اصلا چی هستن اینها؟
نظراتی بیان شده.
مثلا متکلمین.
شما میتونید این موضوعی که الان عرض میکنم رو در کتاب تلخیص المحصل خواجه طوسی ببینید.
صفحه دویست و سی.
اونجا از حیث مثلا نظر متکلمان به صورت کلی عرض کنیم میگن ملائکه اجسامی لطیفاند و به شکلهای مختلف در میان.
اما از نظر فلاسفه بخواهیم بگیم مثلاً ملاصدرا علیه الرحمه در مفاتیح الغیبش میاره که ملائکه همون عقول مجرده و نفوس فلکیاند که هیچ علقه ای با اجسام ندارن.
هیچ علاقه ای، هیچ تعلقی به اجسام ندارن.
حالا نظراتیست به هر حال.
نظر امام علیه الرحمه که هم میتونید این نظرات حضرت امام رو در کتابهایشون مخصوصا در آداب الصلاهشون یا مثلاً شرح اربعین، اِاِه...
اربعین حدیثشون ببینید که اولا فرمودن ملائکه به صورت کلی دو قسمند.
یا تعلق به اجسام دارن یا ندارن.
اونهایی که تعلق ندارن باز دو قسمند.
یا مهیمیناند که قبلاً اجمالاً عرض کردیم که اونها مرتبط با حضر حقاند و در ملکوت، ملکوت اعلی در ملأ اعلی در اون منتها الی محو جمال حقاند.
در حیمان الهیاند.
اصلاً بیخبر از خلق و غیر حقاند.
یا اینکه جبروتیاند.
جبروتیا مبادی سلسله موجوداتاند.
ریشه اشواق و اِاِه...
عرض شود شوق مادونیها هستند.
اینها در مرتبه در عالم جبروتاند.
همینطور که جلسه پیش عرض کردیم که [سرفه] اینها جبروتیاند.
پیرامون عالم جبروت اجمالاً مطالبی رو گفتیم که باز حضرت امام علیه الرحمه میفرماید خب حالا اینا اوناییاند که تعلق ندارن.
اونایی که تعلق دارن یا به عبارتی به عالم اجسام توجه دارن، اینها که ملائکه موکل بر موجودات جسمی هستند.
اینها به یک معنا مدبر اینهاند.
دارای اصنافیاند.
یعنی صنوف متعدد و بسیار.
اونم کثرتشون بیشماره.
یعنی بیش-- هیچ خلقی روایت داریم که به اندازه ملائکه نیست که اصناف متعدد.
اینها و هر کدوم وظیفه ای دارن و که بهشون اصطلاحا اینهایی که تعلق به عالم جسمانی دارن رو بهشون میگن ملائکه برزخی یا مثالی.
اونجایی هم که تو قرآن برای ملائکه بال و پر [نفس کشیدن] میشمره و میگه اینا بال و پر دارن مربوط به همین ملائکه است.
ملائکه برزخیاند که این نظر حضرت امام علیه الرحمه.
که البته این رو باید بدونیم که یه استثناء هست.
اونم ملائکه مقرب.
یه سری ملائکه هستند که اینها از بالا تا پایین تصرف دارن، استیلا دارن، استعلای دارن.
به هر حال حکمرانی میکنن.
سلطنتشون خیلی بالاست.
مقرباند.
اسمشون رو خودشونه.
مثلاً اِممم...
حضرت جبرائیل صلوات الله.
اینها به واسطه اون احاطه تام و قیومیتی که دارن میتونن تو هر عالمی به هیأت و صورت اون عالم تمثل بشن.
مثلاً حضرت جبرائیل صلوات الله که تمثل ملکوتی داره در عین حال تجسد، تجسد ملکی هم داره.
یعنی میتونه به چشم این دنیاییها، ملکیها که جسم دارن بیاد و تمثلاً تجسد ملکی هم بگیره.
که البته حضرت امام اینجا که میرسن تذکر میدن که این نزول و صعود ملائکه به معنی تجافي از مقامشون نیست.
باید توجه داشته باشیم که اینطور نیستش که چون بر اساس اون اصل توقیفیت اسماء هر اسمی حالا بگیریم هر ملکی در مقام خودش میخکوبه به قول حضرت استاد و تکون نمیخوره.
این صعود و نزول به منزله تنزل به نحو تمثله.
نه تجافي.
یعنی از اون مقام خودش خارج بشه بیاد پایین یا بره بالا.
به این شکل نیست.
تمثله.
همونطور که در قرآن فرمود فتمثل لهى، لهى.
چقدر حضرت استاد تاکید بر این ها داشتن.
لهى بشراً سویًا.
حضرت جبرائیل وقتی اومدن بشارت حضرت عیسی رو بدهند، بدهند در حضرت مریم صلوات الله علیها[نفس عمیق] اه فتمثل الله ها.
متمثل شدن بر حضرت مریم.
یعنی اونجا کسایی که بودن نمیدیدن حضرت مریم رو.
همونطور که حضرت پیغمبر عظیم الشأن اسلام و صلوات و درود خدا و ملائکه مقربش و اولیاش بر او و خاندانش باد.
مثلاً اشاره میکردن که هذا جبرائیل میدیدن ایشون.
اما بقیه تا-- خب میدونستن که پیغمبره و حرف عبث و بیهوده نمیزنه.
انه و الا وحی یوحا دیگه.
درست داره میگه.
اما خب اونا نمیدیدن پیغمبر متمثل بر پیغمبر بود.
به نحو تمثله.
این رو توجه داشته باشید.
اما خب از عالم بالا بگیر تا پایین همینطور کشیده شدن.
حالا اینجا بعضیا این دیگه اختلاف رأیه که بعضیا اون روح القدس رو هم که اسم ج-- ظاهراً جبروتیه مثلاً ایشونه به هم گفتن هم حضرت جبرائیله.
بعضیا روح اعظم رو ایشون گرفتن.
به هر حال نظرات هست.
اما به صورت کلی اه بسیاری از حکما و عرفا فرمودن نه، روح اعظم حضرت جبرائیل نیست.
روح القدس حضرت عزرائیله.
همونطور که قبلاً تو فاطمیه بحثش گذشت بر رابطهی اون روح اعظم با نفس کل و حضرت صدیقه سلام الله علیها.
این اجمالا نکتهی پیرامون ملائکه که اینجا خیلی شیرین امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام در این روایت میفرماید که قد اختار لی دین ملائکته و رسله و انبیائه.
اینقدر که ملائکه عزیزن پیش ایشون.
چقدر امام سجاد در ادعیه در صحیفه سجادیه داریم دیگه.
درود میفرستن بر ملائکه، بر اسرافیل، بر میکائیل و اینها.
که اون مهماتشون رو دیگه خدای عظیم الشأن در قرآن عزیزش آورده.
اینها واسطهی فیضن، تعلیم میدن.
حالا هر کدومشون وسیلهای دارن.
عرض شود مجری یک یا محل فیض یک اسمن.
اه حضرت-- مثلاً هر کجا که بحث علمه حضرت جبرائیل پاش وسطه.
بحث قبض از مادون به مافوق حضرت عزرائیله.
قابض الارواح اسمش، اسمش روشه.
هر کجا بحث روزی و اندازهگیری و این چیزاست حضرت میکائیل، کیل.
فافلن الکیل.
هر کجا که بحث اماته و احیا و در صور دمیدن و این چیزاست حضرت اسرافیل و، و، و قس علی هذا.
که ما در جلد اول تفسیر علی بن ابراهیم قمی دیدیم که اونجا هست عزیزان میتونن رجوع کنن در خصوص حضرت آدم سلام الله علیه که وقتی ایشون از دنیا رفتن.
خب حضرت شیس نمیدونست واقعاً چه کنه.
فرزند ایشون که هبه حضرت حق به ایشون بود.
نمیدونستن چه کنن.
که البته میدون-- حضرت فی-- حضرت شیس سلام الله علیه به یک معنا به جهت اون سوز دلی که در از دست دادن و شهادت حضرت هابیل سلام الله علیه بر دل حضرت آدم وارد شد که ان العطیات یادش بخیر علی قدر القابلیات.
در فصوص الفص آدمی عرض میکردیم خدمتتون.
اونجا خداوند اون سوز دل آدم رو که دید شیس رو بهش هبه کرد.
لذا هبت الله لقبشونه.
خب حضرت شیس مونده بود چه کنه.
حضرت جبرائیل نازل شدن، متمثل شدن بر ایشون و فرمودن همینطوری هم دفن نکن بدن پدرت رو.
ایشون اه بدنشون پیش خدا عزیز هست و بر اون نماز بخون تا این نور نماز هم به او منتقل بشه.
که حضرت شیس عرض کرد من بلد نیستم نماز میت.
حضرت جبرائیل جلو ایستاد و فرمودن که من هرچی میگم القا میکنم شما تکرار کن.
او نماز میت رو به همان شکل که است القا کردن حضرت شیس بر حضرت آدم پدر عزیزشون خوندن.
این چنین واسطهی فیضن برای همهی انبیا.
حالا اینکه به صورت وحی بیاد این چنین قوانین رو به صورت جزئی و کلی بر پیامبر عظیم الشأن اسلام بیارن.
خب برای پیغمبر فقط بودن.
بر همه انبیا که جبرائیل نبودن.
برای عدهای از اوهدی انبیا بودن.
اونم نه همیشه و در همهی موارد.
بر پیغمبر به این شکل بودن و اصلاً جزو خدمه و صدنه پیغمبر و آل پیغمبرن.
ببینید دیگه آل پیغمبر چه مقامی دارن که همچین فرشتهای در خدمت ایشون است.
همین مقدار کفایت میکنه.
فرصت رفته.
پس توجه داشته باشیم که این فرمایش که امیرالمؤمنین میفرماید لما رأیتہ قد اختار لی دین ملائکته و رسله و انبیائه اتفاقاً ملائکه هم اونجا مقدم شدن بر رسل و انبیا.
چون اونها واسطهی فیض بین رسولان و انبیا بودن دیگه.
و دین اونها اختیار کرده خدا دین اونها رو برای امیرالمؤمنین و هر کسی که در مسیر این قرآن و عترت است که ان هذا القرآن يهدی للتی هي اقوم.
در مسیر هدایت و صراط مستقیم است باید شکرگذار باشه و همینطور مثل مولا علی علیه الصلاة والسلام عاشق دیدار خدا باشه و دلکنده از چی؟
از تعلقات از دنیا.
شبیه ملائکه بشه.
انشاالله که ما هم به اونجا برسیم.
یکی از عیدیهای بزرگ شب عید فطر انشاالله برای هممون همین باشه.
انشاالله که عاقبت هممون ختم بخیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد