ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 132

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

تبریک عید فطر و نکته‌ای در فطریه

بسم الله الرّحمن الرّحیم و به نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربّانی آیاته. می‌رسیم به روایت یازدهم از باب چهارم کتاب الموت. البتّه پیش از آنکه به این روایت وارد شوم عید فطر را برای همگان تبریک می‌گویم؛ ان‌شاءالله عیدی‌های بزرگ و خوب و عالی بگیرید و دامنهٔ این عیدی تا قیامت‌تان کشیده شود. امیدوارم امسال سال ریشه‌کنی غدّهٔ سرطانی اسرائیل از روی زمین باشد.

نکته‌ای در خصوص احکام که به دردتان می‌خورد: اینکه می‌گویند امشب که شب عید فطر اگر باشد کسی هرجا مهمان باشد و آنجا افطار کند فطره‌اش به گردن صاحب‌خانه می‌افتد، این اشتباه است. چنین چیزی نداریم و نظر رهبری این نیست. از ایشان اتّفاقاً استفسار کردند همین موضوع را و فرمودند با یک شب و دو شب مثلاً غذا خوردن در خانهٔ کسی نان‌خور حساب نمی‌شود و باید حتماً نان‌خور باشی تا نان‌خور طرف حساب شوی که فطریه به گردنش بیفتد. پس چنین چیزی نیست. اکنون فطریه را هم رهبر عزیزمان برای کسانی که قوت غالبشان نان است شصت‌وپنج تومان اعلام کرده‌اند؛ برای کسانی که برنج است صدوهشتاد تومان برای یک نفر. آنان که بینابین‌اند — یعنی نه صرفاً نان مصرف می‌کنند نه برنج، هر دو را — می‌توانند حدّ وسط بگیرند؛ مثلاً نفری صد هزار تومان فطریه به این شکل. ان‌شاءالله موفّق باشید.

روایت یازدهم؛ اشتیاق امیرالمؤمنین به لقاء الله

اما می‌رویم سراغ روایت یازدهم. روایت دهم را دیگر بابش را جمع کرده بودیم؛ از همان باب چهارم کتاب الموت. در این روایت که بسیار شیرین است، امام صادق صلوات‌الله‌علیه عن أبیه عن جدّه — از پدرشان و ایشان از جدّشان امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام — همچنین می‌رسد؛ یعنی سلسلهٔ روایت تا مولا علی علیه‌الصلاةوالسلام که قال: سئل امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه بماذا أحببت لقاء الله. از حضرت سؤال شد که چرا این‌قدر اشتیاق به مردن دارید؛ به لقاء الله دارید؟ قال: لمّا رأیته قد اختار لی دین ملائکته و رسله و أنبیائه. فرمودند امیرالمؤمنین که وقتی دیدم خدا، خدای متعال آن‌قدر به من لطف دارد که دین ملائکه‌اش را و انبیایش را و رسولانش را برای من انتخاب کرده. قد اختار لی — اختیار کرده برای من دین ملائکته؛ دین ملائکه‌اش را، رسولش را و انبیایش را. علمت أنّ الّذی أکرمنی بهذا — دانستم آن‌که با من با این لطف و کرامت برخورد کرده و مرا چنین تکریم کرده که دین ملائکه و رسولان و انبیایش را برایم اختیار کرده، لیس ینسانی — قطعاً به یقین مرا فراموش نمی‌کند چنین خدایی. فأحببت لقاءه — پس به خاطر همین مشتاق لقای خدا شدم؛ عاشق لقای او شدم. چقدر شیرین مولا و چقدر عالی. حضرت چنین بیان فرمودند و ما را متوجّه عنایات حضرت حق کردند. واقعاً وقتی دقّت نمی‌کنیم حواسمان نیست؛ این قبیل فرمایشات عرشی را که نمی‌بینیم اصلاً حواسمان نیست خدا چه تاج عزّتی بر سر ما گذاشته و چه عنایتی به ما کرده. اینجا حضرت می‌فرماید خیلی شیرین. ان‌شاءالله به مرور کلمه به کلمه‌اش قابل بحث است. یکی آنکه قد اختار لی — خدا مرا اختیار کرده و خدا این دین را برای من اختیار کرده؛ یعنی این خیر را به خدا منتسب می‌کند.

دین ملائکه در تکوین آفرینش

بعد چه را؟ امروز قدری بیشتر بر این کلمه بایستیم: دین ملائکته و رسله و أنبیائه. خب رسول و انبیا که مشخّص‌اند. ملائکه چگونه دین دارند؟ بله آنان هم دین دارند. البتّه به‌صورت کلّی دین هر کس آن چیزی است که در تکوین نظام آفرینش برایش تعبیه شده؛ یعنی مثلاً یسبّح لله ما فی السّماوات و ما فی الأرض — همهٔ عالم تسبیح گفتن دینشان است؛ و یک انسان است که مختار است و اختیار خدا به او داده که بتواند خلاف دین عمل کند. آن هم تصریح کرده‌اند در اوج رو به حضرت حق کردن و اوج دین‌داری که معراج و نماز و صلاة بگو که إنّی وجّهت وجهی للّذی فطر السّماوات و الأرض. امشب هم که عید فطر است ان‌شاءالله؛ فطر السّماوات و الأرض — آنکه شکافنده و به‌وجودآورندهٔ زمین و آسمان است؛ رو به او می‌کنیم. این تمام عالم رو به او دارند؛ حالا یا غافل‌اند و اگرچه حاضر غافل‌اند یا آنکه حاضر غیرغافل‌اند و توجّه دارند که در حال حضورند.

لغت ملک و اقوال در ماهیت ملائکه

حالا ملائکه را اجمالاً پیرامونشان صحبت کنیم که اوّلاً ارباب لغت مثلاً احمد بن فارس در معجم مقاییس اللغة آنجا جلد یک صفحهٔ صد و سی و دو می‌آورد؛ راغب اصفهانی در المفردات فی غریب القرآنش جلد یک صفحهٔ بیست و یک می‌آورد؛ ابن منظور در لسان العرب جلد یک صفحهٔ سیصد و نود و دو؛ قس علی هذا می‌آورند که اصلاً ملائکه که جمع مَلَک از ریشه یا ألک است یا الوک. حضرت علّامه حسن‌زاده هم بارها در درس و بحث‌هایشان تصریح داشتند به این موضوع که یا معنای رسالت دارند — رساله یعنی رسول الهی، فرستادهٔ الهی‌اند — یا سلطنت که سلطنت دارند بر عالم؛ آنان واسطهٔ خیرند؛ از این حیث که حالا یا ألک یا الوک از هر حیث.

برای ملائکه اینکه اصلاً جنسشان چیست؛ ماهیتشان به چه شکل است؛ اصلاً چه هستند این‌ها؟ نظراتی بیان شده. مثلاً متکلّمین. می‌توانید این موضوع را در کتاب تلخیص المحصّل خواجه طوسی ببینید صفحهٔ دویست و سی. آنجا از حیث مثلاً نظر متکلّمان به‌صورت کلّی می‌گوییم می‌گویند ملائکه اجسامی لطیف‌اند و به شکل‌های مختلف درمی‌آیند. اما از نظر فلاسفه بخواهیم بگوییم مثلاً ملاصدرا علیه‌الرحمه در مفاتیح الغیبش می‌آورد که ملائکه همان عقول مجرّده و نفوس فلکی‌اند که هیچ علاقه و تعلّقی به اجسام ندارند. حالا نظراتی است به هر حال.

تقسیم‌بندی امام خمینی از ملائکه

نظر امام علیه‌الرحمه که هم می‌توانید این نظرات حضرت امام را در کتاب‌هایشان مخصوصاً در آداب الصّلاه‌شان یا مثلاً شرح اربعین حدیثشان ببینید که اوّلاً فرموده‌اند ملائکه به‌صورت کلّی دو قسم‌اند: یا تعلّق به اجسام دارند یا ندارند. آنهایی که تعلّق ندارند باز دو قسم‌اند: یا مهیمین‌اند که قبلاً اجمالاً گفته‌ایم که آنان مرتبط با حضرت حق‌اند و در ملکوت اعلی در ملأ اعلی در آن منتها محو جمال حق‌اند؛ در حیمان الهی‌اند؛ اصلاً بی‌خبر از خلق و غیرحق‌اند. یا آنکه جبروتی‌اند؛ جبروتیان مبادی سلسلهٔ موجودات‌اند؛ ریشهٔ اشواق مادون‌ها هستند؛ این‌ها در مرتبهٔ عالم جبروت‌اند. همین‌طور که جلسهٔ پیش گفته‌ایم پیرامون عالم جبروت اجمالاً مطالبی را گفتیم که باز حضرت امام علیه‌الرحمه می‌فرماید خب حالا این‌ها آنهایی‌اند که تعلّق ندارند. آنهایی که تعلّق دارند یا به عبارتی به عالم اجسام توجّه دارند، این‌ها که ملائکهٔ موکّل بر موجودات جسمی هستند؛ این‌ها به یک معنا مدبّر این‌هایند؛ دارای اصنافی‌اند؛ یعنی صنوف متعدّد و بسیار؛ آن هم کثرتشان بی‌شمار است؛ هیچ خلقی روایت داریم که به‌اندازهٔ ملائکه نیست که اصناف متعدّد. این‌ها و هر کدام وظیفه‌ای دارند و به آنان اصطلاحاً این‌هایی که تعلّق به عالم جسمانی دارند را می‌گویند ملائکهٔ برزخی یا مثالی. آنجایی هم که در قرآن برای ملائکه بال و پر می‌شمارد و می‌گوید این‌ها بال و پر دارند مربوط به همین ملائکه است؛ ملائکهٔ برزخی‌اند که این نظر حضرت امام علیه‌الرحمه است.

ملائکهٔ مقرّب و تمثّل نه تجافی

البتّه این را باید بدانیم که یک استثنا هست؛ آن هم ملائکهٔ مقرّب. یک سری ملائکه هستند که این‌ها از بالا تا پایین تصرّف دارند، استیلا دارند، استعلا دارند؛ به هر حال حکمرانی می‌کنند؛ سلطنتشان خیلی بالاست؛ مقرّب‌اند؛ اسمشان روی خودشان است. مثلاً حضرت جبرائیل صلوات‌الله. این‌ها به واسطهٔ آن احاطهٔ تامّ و قیّومیّتی که دارند می‌توانند در هر عالمی به هیأت و صورت آن عالم تمثّل شوند. مثلاً حضرت جبرائیل صلوات‌الله که تمثّل ملکوتی دارد در عین حال تجسّد ملکی هم دارد؛ یعنی می‌تواند به چشم این دنیایی‌ها، ملکی‌ها که جسم دارند بیاید و تمثّلاً تجسّد ملکی هم بگیرد. که البتّه حضرت امام اینجا که می‌رسند تذکّر می‌دهند که این نزول و صعود ملائکه به معنی تجافی از مقامشان نیست. باید توجّه داشته باشیم که این‌طور نیست که چون بر اساس آن اصل توقیفیّت اسماء هر اسمی — حالا بگیریم هر ملکی — در مقام خودش میخکوب است به‌قول حضرت استاد و تکان نمی‌خورد. این صعود و نزول به منزلهٔ تنزّل به نحو تمثّل است نه تجافی؛ یعنی از آن مقام خودش خارج شود بیاید پایین یا برود بالا؛ به این شکل نیست؛ تمثّل است. همان‌طور که در قرآن فرمود فتمثّل لها بشراً سویّاً. چقدر حضرت استاد تأکید بر این‌ها داشتند. حضرت جبرائیل وقتی آمدند بشارت حضرت عیسی را بدهند به حضرت مریم صلوات‌الله‌علیها فتمثّل لها؛ ممثّل شدند بر حضرت مریم. یعنی آنجا کسانی که بودند نمی‌دیدند حضرت مریم را. همان‌طور که حضرت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام — صلوات و درود خدا و ملائکهٔ مقرّبش و اولیایش بر او و خاندانش باد — مثلاً اشاره می‌کردند که هذا جبرائیل؛ می‌دیدند ایشان را؛ اما بقیه تا — خب می‌دانستند که پیامبر است و حرف عبث و بیهوده نمی‌زند؛ إن هو إلّا وحی یوحی دیگر؛ درست دارد می‌گوید؛ اما خب آنان نمی‌دیدند؛ تمثّل بر پیامبر بود به نحو تمثّل. این را توجّه داشته باشید. اما خب از عالم بالا بگیر تا پایین همین‌طور کشیده شده‌اند.

حالا اینجا بعضی اختلاف رأی است که بعضی آن روح‌القدس را هم که اسم جبروتی ظاهراً ایشان است با حضرت جبرائیل یکی گرفته‌اند؛ بعضی روح اعظم را ایشان گرفته‌اند؛ به هر حال نظرات هست. اما به‌صورت کلّی بسیاری از حکما و عرفا فرموده‌اند نه، روح اعظم حضرت جبرائیل نیست؛ روح‌القدس حضرت عزرائیل است؛ همان‌طور که قبلاً در فاطمیّه بحثش گذشت بر رابطهٔ آن روح اعظم با نفس کلّ و حضرت صدّیقه سلام‌الله‌علیها. این اجمالاً نکته‌ای پیرامون ملائکه که اینجا بسیار شیرین امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام در این روایت می‌فرماید که قد اختار لی دین ملائکته و رسله و أنبیائه. این‌قدر که ملائکه عزیزند پیش ایشان. چقدر امام سجّاد در ادعیه در صحیفهٔ سجادیّه داریم دیگر؛ درود می‌فرستند بر ملائکه، بر اسرافیل، بر میکائیل و این‌ها؛ که آن مهمّاتشان را دیگر خدای عظیم‌الشأن در قرآن عزیزش آورده. این‌ها واسطهٔ فیض‌اند، تعلیم می‌دهند. حالا هر کدامشان وسیله‌ای دارند؛ مجری یک یا محلّ فیض یک اسم‌اند. مثلاً هر کجا که بحث علم است حضرت جبرائیل پایش وسط است. بحث قبض از مادون به مافوق حضرت عزرائیل است؛ قابض‌الأرواح اسمش، اسمش روی اوست. هر کجا بحث روزی و اندازه‌گیری و این چیزهاست حضرت میکائیل، کیل؛ فافهم الکیل. هر کجا که بحث اماته و احیا و در صور دمیدن و این چیزهاست حضرت اسرافیل؛ و قس علی هذا.

جبرائیل و نماز میّت بر آدم؛ تقدّم ملائکه

که ما در جلد اوّل تفسیر علی بن ابراهیم قمّی دیدیم که آنجا هست؛ عزیزان می‌توانند رجوع کنند در خصوص حضرت آدم سلام‌الله‌علیه که وقتی ایشان از دنیا رفتند. خب حضرت شیث نمی‌دانست واقعاً چه کند؛ فرزند ایشان که هبهٔ حضرت حق به ایشان بود. نمی‌دانستند چه کنند. که البتّه حضرت شیث سلام‌الله‌علیه به یک معنا به جهت آن سوز دلی که در از دست دادن و شهادت حضرت هابیل سلام‌الله‌علیه بر دل حضرت آدم وارد شد — که إنّ العطیّات یادش بخیر علی قدر القابلیّات؛ در فصوص الفصّ آدمی می‌گفتیم — آنجا خداوند آن سوز دل آدم را که دید شیث را به او هبه کرد؛ لذا هبةالله لقبشان است. خب حضرت شیث مانده بود چه کند. حضرت جبرائیل نازل شدند، ممثّل شدند بر ایشان و فرمودند همین‌طوری هم دفن نکن بدن پدرت را؛ ایشان بدنشان پیش خدا عزیز است و بر آن نماز بخوان تا این نور نماز هم به او منتقل شود. که حضرت شیث عرض کرد من بلد نیستم نماز میّت. حضرت جبرائیل جلو ایستاد و فرمودند که من هرچه می‌گویم القا می‌کنم شما تکرار کن. او نماز میّت را به همان شکل که است القا کردند؛ حضرت شیث بر حضرت آدم پدر عزیزشان خواندند. این چنین واسطهٔ فیض‌اند برای همهٔ انبیا. حالا اینکه به‌صورت وحی بیاید این چنین قوانین را به‌صورت جزئی و کلّی بر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام بیاورند خب برای پیامبر فقط بودند. بر همهٔ انبیا که جبرائیل نبودند؛ برای عدّه‌ای از اوحدی انبیا بودند؛ آن هم نه همیشه و در همهٔ موارد. بر پیامبر به این شکل بودند و اصلاً جزو خدمه و سَدَنهٔ پیامبر و آل پیامبرند. ببینید دیگر آل پیامبر چه مقامی دارند که چنین فرشته‌ای در خدمت ایشان است. همین مقدار کفایت می‌کند. فرصت رفته.

پس توجّه داشته باشیم که این فرمایش که امیرالمؤمنین می‌فرماید لمّا رأیته قد اختار لی دین ملائکته و رسله و أنبیائه اتّفاقاً ملائکه هم آنجا مقدّم شده‌اند بر رسل و انبیا؛ چون آنان واسطهٔ فیض بین رسولان و انبیا بودند دیگر. و دین آنان را اختیار کرده خدا دین آنان را برای امیرالمؤمنین و هر کسی که در مسیر این قرآن و عترت است که إنّ هذا القرآن یهدی للّتی هی أقوم. در مسیر هدایت و صراط مستقیم است باید شکرگزار باشد و همین‌طور مثل مولا علی علیه‌الصلاةوالسلام عاشق دیدار خدا باشد و دل‌کنده از چه؟ از تعلّقات از دنیا؛ شبیه ملائکه شود. ان‌شاءالله که ما هم به آنجا برسیم. یکی از عیدی‌های بزرگ شب عید فطر ان‌شاءالله برای همه‌مان همین باشد. ان‌شاءالله که عاقبت همه‌مان ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمّد و آل محمّد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.