ددرس‌گفتارها

و بهیم استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمه الله.

[نفس عمیق] یه چند تا کارهایی که برای روزه دار کراهت داره رو من عرض کنم.

اولاً هر کاری که سبب ضعف بشه مثل خون دادن، مثل حمام رفتن این‌ها چون ضعف میاره کراهت داره.

بوییدن گل و گیاهی که خوشبو باشه.

البته عطر زدن نه، عطر زدن کراهت نداره.

ولی بوییدن گل حالا چه سری درشه، چه سری درشه که گفتن مکروهه.

بوییدن گل و گیاهی که خوشبو باشه.

خیس کردن لباسی که به تنته.

یه مقدار شوخی چیزی بکنی، آب بپاشی طرف روزه است این کراهت داره.

مسواک کردن اما با چوب تر، با چوب خشک کراهت نداره.

[نفس عمیق] کشیدن دندان یا هر کاری که باعث خونریزی دهان و دندان و این‌ها بشه کراهت داره.

چشیدن غذا و ماننده‌آن.

مثلاً خانم خونه داره برای افطار غذا درست می‌کنه، انگشتشو می‌ذاره تو غذا یه ذره می‌چشه، این کراهت داره.

باطل نمی‌کنه روزه رو اما کراهت داره.

[نفس عمیق] ریختن دارو توی بینی در صورتی که به حلق نرسه، اگه برسه که باطله.

اما اگر یعنی تو بینی دارویی بریزی به گونه‌ای که به حلقت نرسه باز کراهت داره.

ریختن دارو تو چشم یا حتی سرمه کشیدن در صورتی که بو یا مزه اون به حلق برسه، طعمش یا بوش به حلق برسه، دارو تو چشم بریزی که معمولاً هم می‌رسه، کراهت داره.

نشستن زن البته نه مرد، در آب.

زن بشینه در آب، این کراهت داره.

مزه مزه کردن زیاد، کمش اشکال نداره.

زیاد مزه مزه کنی بعضیا هی دهنشون خشک می‌شه تندتند می‌برن آب مزه مزه می‌کنن می‌ریزن بیرون.

این زیادش کراهت داره و ملعبه کردن همسر با همسر به گونه‌ای که شهوت تحریک بشه.

این هم کراهت داره.

امروز انشاالله ما بحث اون روایت دهم در باب چهارم کتاب الموت رو شاید دیگه بحثش رو جمع کردیم.

یادتون باشه برخورد کردیم به اون شش مرحله‌ی مرگ.

جلسه‌ی پیشمون که مرحله ششم بود در مسجد بلال عرض کردیم.

دوستانی که خواستن مراجعه کنن تو کانال سخنرانی‌ش بچه‌ها گذاشتن فایلش رو.

[نفس عمیق] چون متن روایت دهم این بود که هیچ چیزی مثل مرگ یقینی نیست که هیچ شکی درش نیست.

خدا مخلوقی خلق نکرده، خلقه.

مرگ هم، موت هم خلقه که یقینی‌تر از مرگ باشه و هیچ شکی درش نباشه.

در حالی که مردم با اون به گونه‌ای رفتار می‌کنند انگار شکیه که هیچ یقینی درش نیست.

متن روایت این بود که بعد چون گفتیم یکی از لحظاتی که به شدت شیطان و سدن و خدمش میان ما رو به شک و ریب بره، بندازن هنگام موته رفتیم سراغ اون مراحل شش گانه موت که اونجاهایی که شیطان میاد و انسان رو به تردید می‌ندازه، اونجا صحبت کردیم.

[نفس عمیق] چیزهایی که انسان در هنگام موت می‌بینه، اینو مقدمه کنم تا نکته آخر رو عرض کنم، چند تاست.

حالا اون مراحل شش گانه موت بود.

الان می‌خوایم بگیم چه چیزهایی رو میت می‌بینه.

اصلاً اون حالتی که میت چشمش به اون سمت باز می‌شه، یعنی هم دنیا رو می‌بینه هم آخرت رو، به اون حالت می‌گن معاینه.

دیگه به عینه می‌بینه.

لحظه‌ی خاصیه که اتفاقاً یه فرمایش امیرالمؤمنین برای تکون دادن ما، هشداری و هوشیاری ما میده.

خیلی فرمایش عجیبی، ایجاد سؤال، چند تا سؤال حضرت مطرح می‌کنه.

مثلاً تا حالا دیدید اهل بیت تلنگر بزنن با ایجاد سؤال؟

حضرت فرموده "هل تشص بهی اذا دخل" آیا حس کردی، دیدی همچین لحظه‌ای رو؟

"اذا دخل منزلاً" وقتی که قابض الارواح وارد یه منزلی می‌شه، تا حالا دیدی؟

داره سؤال می‌کنه.

هل، آیا؟

سؤالیه.

آیا دیدی تا حالا وقتی، اصلاً می‌دونی چه شکلیه؟

چجوری وارد می‌شه؟

چجوری قابض الارواح وارد منزلی می‌شه؟

"ام هل تراه اذا توفى احداً" اصلاً دیدی که چگونه جون کسی رو می‌گیره؟

حواست هست؟

قراره ما هم ببینیم دیگه.

قراره یک روزی وارد بر منزل ما و خود ما بشود و توفی کند.

حضرت می‌گه تو اصلاً دیدی؟

آیا تا حالا دیدی چه شکلیه؟

"بل كيف يتوفى الجنين في بطن أمه" الله اکبر.

چقدر سؤال قشنگه.

یا اصلاً دیدی اون جنینی که تو رحم مادر می‌میره، اون اص-اصطلاحاً سقط می‌شه، اون، اون رو هم دیدی که چگونه می‌گیره جونش رو؟

معلومه، پیداست که یه مسئله‌ای اونجا هست.

می‌فرماید که "أي لج عليه في بعض جوارحه" اصلاً چجوری قبض روح می‌کنه جنین رو در رحم مادر؟

از بعضی از جواره مادر وارد بر جنین می‌شه، وارد رحم می‌شه.

چون در رحم مادره.

بچه تو رحم مادره.

چگونه جون بچه رو می‌گیره، مادر زنده است؟

خیلی سؤال پیچیده‌ست.

از کدوم-- حضرت می‌فرماید از کدوم یکی از این جواره قابض الأرواح وارد می‌شه بر رحم؟

یعنی از اونو وارد می‌شه.

"أَمْ الرُّوحُ عَجَبَتْهُ بِإِذْنِ رَبِّهَا".

الله اکبر.

حیرت اندر حیرت.

[خنده] سؤال‌ها همش حساب شده است.

واقعاً باید چند جلسه آدم بشینه اینو واکاوی کنه.

این روایت‌ها رو ما داریم می‌گیم رد می‌شه.

می‌فرماید یا این، اینطوریه که روح جنین اجابت قابض الأرواح رو می‌کنه در رحم.

یعنی اون خود جنین اجابت می‌کنه و روحش رو تقدیم می‌کنه.

می‌دونی کدوم یکی از این‌هاست؟

"أَمْ هُوَ سَاكِنٌ مَعَهُ فِي أَحْشَائِهَا".

یا اینکه اصلاً "سَاكِنٌ مَعَهُ".

حضرت عزرائیل معیت داره، ساکنه با جنین در رحم.

یعنی قرینه با جنینه.

یا اینه اصلاً که می‌تونه اونجا قبضش کنه.

به هر حال یکی از پیچیده‌ترین مباحث بحث جنینه.

یادش بخیر من برای دانشگاهی که درس می‌خوندم، رشته پزشکیم، دانشگاه تهران.

سالی که قبول شدیم یادمه که خب من دیپلمم ریاضی بود.

بعد برای اینکه پزشکی قبول شیم، ااا تجربی شرکت کردم.

زیست شناسی که می‌خوندم بحث جنین، جنین شناسی اینا که بود هر صفحه‌ای رو که می‌خوندم قاطی می‌کردم.

پاشدم نماز آیات می‌خوندم برا حسن.

یا مثل آدم خول و دیوونه می‌گفتم الله اکبر.

این چه، چه صانعیه.

این صانع چه کرده و چه می‌کنه.

خیلی چیز عجیبیه بحث.

خیلی پیچیده‌ست بحث جنین.

خب حالا این سؤالات و عجب داره می‌کنه که یه هوشیاریه، هوش-هشداره به ما که حواست هست چه اتفاقی قراره بیفته.

حالا اونجا این حالت معاینه که پیش میاد ما یه چهره‌هایی رو می‌بینیم.

من اینا رو بگم یکیشو فقط توضیح بدم که مرتبطه با بحثه.

الا هر کدوم رو بخوایم توضیح بدیم یه جلسه می‌خواد.

یکی از کسایی که اونجا ما می‌بینیم کلاً خیل ملائکه‌اند.

حالا یا این ملائکه بلا و شدادن یا روح ریحانن.

یک دسته‌ای از ملائکه یادتون باشه در قبل از مرحله ششم دسته دسته ملائکه میان برای معیت.

اونا رو می‌بینیم.

دومین کسی که می‌بینیم حضرت عزرائله.

حضرت قابض الأرواح رو قطعاً همه می‌بینن.

دیگریش ملائکه، این همه روایات‌ها، ملائکه ثبت اعمالند.

اون کسایی که ثبت اعمال خوب و بد ما کردن اونجا حاضرن.

شما می‌بینیشون.

حتی باهاشون بعضیا گفتگو می‌کنن با اینا.

بعد خیلی جالبه فرمایش داره از آقا که موکل فرشتگان، حالا اینا چرا خاص شدن؟

موکل رزق، رزق اطعمه و رزق أشربه.

یعنی غذا جدا جدا و آب و نفس.

[خنده] چه جالبه هر کدوم ملائکه دارن.

هر کدوم یه ملکی دارن در وجود ما.

موکلن.

این سه تا رو ما می‌بینیم.

بعد اینا با ما حرف می‌زنن.

اون موکلی که مثلاً ملکی که مأمور غذاست می‌گه من گشتم شرق و غرب عالمو دیگه لقمه نان غذایی نمونده که تو رزقت باشه.

دیگه هیچی دیگه نمونده برات.

معلومه که کارت تمومه.

اون آبیه هم اینجوری می‌گه.

می‌گه من گشتم یه قطره آب دیگه رزق تو تو این دنیا نیست.

اونم که نفسه می‌گه دیگه تمام شد.

پیداست همه اینا تو نفس آخر اتفاق می‌افته این حالت معاینه.

یعنی نفس آخره.

ببین چقدر طول می‌کشه، چه چیزهایی می‌بینی، چه گفت‌وگوهایی هست.

بعضیا فکر می‌کنن یه آن تموم می‌شه.

ملک موکل نفس میگه آقا من نگاه کردم لوح محفوظ و همه رو دیدم.

دیگه یک نفس دیگه برای تو رزق باقی نمونده.

تمام.

الله اکبر.

از این حساب کتاب الهی.

چقدر دلگیره.

حالا این گفت‌وگوها زیاده.

هر کدوم از اینا که من دارم می‌گم بین او و ماها قراره گفت‌وگوها صورت بگیره، ما رد می‌شیم.

در خصوص پیامبر و ائمه معصومین حتی حضرت صدیقه کبری سلام الله علیهم أجمعین هم روایت داریم که این دیدار صورت می‌گیره و حتی گفت‌وگوهایی پیش میاد.

یکی از بزرگان که حتی هشداری می‌زد، نهیب می‌زد می‌فرمود که قطعاً امام عصر هر کسی مورد سؤال قرار می‌گیره توسط مادرش.

حضرت زهرا سؤال می‌کنه در خصوص پسر من چه کردی؟

حالا گفت‌وگوهایی که برای اهلشه البته.

بهشت یا جهنم.

می‌بینه هر کسی.

بهشتی بهشت رو می‌بینه، جهنمی جهنمی رو.

مال، فرزندان، اعمال اینا همه اونجا حاضرن، ظهور دارن و به چهره‌های برزخی‌شون امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام یه روایت خیلی شیرینی داره.

اینا رو یک یک توضیح میده که مال به تو چی میگه؟

میگه از من فقط دیگه یه کفن برای تو فقط می‌مونه.

دیگه هیچ تصرفی در من نمی‌تونی بکنی.

بچه‌ها میگن که ما تا دم قبر باهات هستیم.

اینا چهره‌های تمثلات برزخیه‌ی مال و فرزند و اینهان.

یعنی اون حقیقت‌شون.

و از اعمال میگن ما دیگه "حاوي أعمالكم تردّ إليكم" دیگه.

این دیگه اعمال شما ما تا ابد با تو هستیم.

مثلاً اون کسی که قرین با توست همیشه با توست دیگه ما هستیم.

خودت کردی و خودت کردی.

دیگه کی به نظر شما؟

یه دونه مونده.

ببین دسته کلی‌ها بود.

اینا هر کدومش جزئی میشن.

یکی دیگه مونده که ما می‌بینیمش.

همه می‌بینن.

یعنی حضرت میگه نمیشه کسی نبینه.

تعجب می‌کنید بگم.

شیطان.

روایتشو بخونم.

اصلا خود متن روایتو بخونم متوجه میشید که "ما من أحد".

هیچ کس نیست مگر اینکه، یعنی اینکه پس همه می‌بینن دیگه.

"ما من أحد که یحضره الموت".

هیچ کس نیست که حالت احتضار موت بهش دست بده.

"الا و کل به ابلیس من شیاطینه".

مگر اینکه یه دونه از اون شیاطینی که خلاصه حسابی همون قدر قدرت‌های شیاطینه.

چون میگه ابلیس جنسش از جنس اون شیطون، از جنس ابالسه است.

از جنس اون ابلیس ملعون خبیثه.

یعنی دیگه قدر-- منظور اینه که از اون سردمدارهای شیاطینه.

شیطون معمولی نیست.

چرا؟

حالا حضرت می‌فرماید چرا.

"می Amoru هو بالکفر".

برای اینکه میاد امر می‌کنه که تو رو با کفر از این دنیا ببره.

یعنی دروغ بیخود.

حتی قدرت داره دیگه تو اون مرحله چندم بود گفتیم قدرت داره.

می‌تونه امواتی که از دنیا رفتن رو متمثل کنه به تو دروغ بگن.

عمو تخالت که از دنیا رفته هرکی.

یه دفعه متمثل میشه شیطان این کارو می‌کنه.

لحظه مرگ تو اونو می‌بینی.

عمو تو می‌بینی داد می‌زنه میگه آی شهادتین نگو دروغه.

من رفتم اون بالا اصلاً نه خدایی نه بهشتی نه جه-- همه اینا رو میگه.

این قدرت شیطانه.

چرا؟

چرا خدا آخه تو لحظه آخر آخه خدا گیر آوردیم ما رو ها.

آقا پر طاووس میخوان بدن به کرکس نمیدن که.

باید تو خون و پوست و گوشت طرف نفوذ کرده باشه ولایت.

بازی نیست مثل اینجا من یه تصویر هستم بیام لباس پیغمبر بپوشم، دلق و سجاده و من انقلابی‌ام.

بخوره تو سرت این انقلابی.

دم زدن فقط.

اینطوری نیست.

خون و پوست و گوشتت به جوش میاد به خروش میاد حرف می‌زنه.

بله حالا "و یشککهو".

یعنی به خاطر همین مثلا این روایتو انتخاب کردم.

"و یشککهو فی دینه".

چون تو روایت میگه یقینی‌ترین چیزها موته.

اما برای مردم اصلا انگار ش-شک اصلاً هیچ یقینی درش نیست.

و اصلاً ولت نمی‌کنه تا لحظه آخر "و یشککهو فی دینه" تا تو دینت تشکیک ایجاد نکنه، تا با ش-شک و تردید قلب موری یادش به خیر.

مردد.

یه ده پونزده جلسه بیست جلسه چقدر صحبت کردیم.

تا با این حالت تو رو نبره ولت نمی‌کنه.

"حتی تخرج نفسه".

تا اون لحظه‌ای که نفست می‌خواد خارج بشه کار تموم بشه ولت نمی‌کنه.

تشکیک، تشکیک، تشکیک.

حالا بعد روایات دیگه داریم که این‌ها رو باز می‌کنه.

چگونه تشکیک ایجاد می‌کنه دیگه.

یه، یه منظره‌ش اینه که به هر چیزی که تو تعلق داری علاقه داری رو میگه اگه شهادتین بگی مثلا می‌زنم اینو لهش می‌کنم.

اینو می‌کشم.

اینو از مدیریتتو می‌گیرم آقای مدیر.

دلبستی.

عاشق مدیریت.

اینو ازت می‌گیرم.

دیگه مدیر نیستی.

و و.

مثلا به یه گلدون روایت داره دلبسته میگه این گلدونو می‌زنم می‌شکنم.

اینا وجه تمثیله.

بضرب من البيان بضرب من-- مثلا تمثیله.

یه مثلیه.

هرچی که تعلق داری رو میگه می‌زنم داغون.

بچتو سر می‌برن.

ابراهیم مشرب باید باشی بتونی طاقت بیاری.

خب.

"فمن کان مؤمنا لم يقدر عليه".

آخه یه نفس چاق کردیم.

"فمن کان مؤمنا لم يقدر عليه".

کسی که مؤمن باشه به تمام معنای دل، دل کار ایمان حوزه‌ش تو قلبه.

تعلقات تو قلبه.

تعلقات ایمانی.

کسی که دل سپرده باشه به ولایت و به خدا به قرآن و اهل بیت "لم يقدر عليه".

نمی‌تونن، قدرت ندارن درش تسلط کنن.

تسلط داشته باشن.

این الحمدالله.

"و اذا حضرتم موتاکم".

حالا یه توصیه داره حضرت انتهای روایت.

هر وقت حاضر شدید پیش کسایی که دارن می‌میرن، یکیشم خود ما هم وصیت می‌کنیم کسی اومد دید ما داریم دست پا می‌زنیم لحظه تا آخرمونه.

"فلقنوه الشهادة".

تلقین کنید بهش شهادت رو.

"ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله صلی الله عليه و آله و سلم حتی یموت".

تا بمیره.

الله اکبر از این "حتی یموت".

طلبتون "حتی یموت" چرا میگی الله اکبر.

تا اون لحظه‌ای که نمرده تلقین کن، تلقین کن، تلقین کن.

چون اونور دست به کارن که اینو مشکوکش کنن و با کفر از بین ببرن.

ان شا الله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهُم صلي علی محمد و آل محمد