ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 130

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

مکروهات روزه‌دار

و به نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربّانی آیاته. چند کار که برای روزه‌دار کراهت دارد را بیان می‌کنیم. اوّل هر کاری که سبب ضعف شود مانند خون‌دادن و حمّام‌رفتن؛ چون ضعف می‌آورد مکروه است. بوییدن گل و گیاه خوشبو مکروه است؛ البتّه عطر زدن کراهت ندارد، ولی بوییدن گل — هر سری در آن باشد که گفته‌اند مکروه است — مکروه شمرده شده. خیس‌کردن لباسی که بر تن است؛ اگر شوخی کنند و آب بپاشند در حالی که طرف روزه است، این کراهت دارد. مسواک‌کردن با چوب تر مکروه است؛ با چوب خشک کراهت ندارد. کشیدن دندان یا هر کاری که باعث خونریزی دهان و دندان شود مکروه است. چشیدن غذا و مانند آن — مثلاً خانم خانه برای افطار غذا درست می‌کند و انگشت در غذا می‌گذارد و اندکی می‌چشد — روزه را باطل نمی‌کند اما کراهت دارد. ریختن دارو در بینی در صورتی که به حلق نرسد — اگر برسد باطل است — باز کراهت دارد. ریختن دارو در چشم یا حتی سرمه کشیدن در صورتی که بو یا مزهٔ آن به حلق برسد مکروه است؛ معمولاً هم می‌رسد. نشستن زن — نه مرد — در آب کراهت دارد. مزه‌مزه‌کردن زیاد مکروه است؛ کمش اشکال ندارد؛ بعضی که دهانشان خشک می‌شود تندتند آب می‌گیرند و مزه می‌کنند و بیرون می‌ریزند، زیادش مکروه است. ملعبهٔ همسر با همسر به گونه‌ای که شهوت تحریک شود نیز کراهت دارد.

روایت دهم باب چهارم و شش مرحلهٔ مرگ

امروز ان‌شاءالله بحث روایت دهم در باب چهارم کتاب الموت را شاید جمع کنیم. در جلسهٔ پیش در مسجد بلال به مرحلهٔ ششم مرگ برخوردیم؛ دوستان که خواستند می‌توانند به فایل سخنرانی در کانال مراجعه کنند. متن روایت دهم این بود که هیچ چیز مانند مرگ یقینی نیست که هیچ شکی در آن نیست. خدا مخلوقی نیافریده — مرگ را هم خلق کرده — که یقینی‌تر از مرگ باشد و هیچ شکی در آن نباشد؛ در حالی که مردم با آن چنان رفتار می‌کنند انگار شکی است که هیچ یقینی در آن نیست. چون گفتیم یکی از لحظاتی که به شدّت شیطان و سَدَنه و خَدَمه‌اش می‌آیند تا ما را به شک و ریب بیندازند هنگام موت است، رفتیم سراغ مراحل شش‌گانهٔ موت و آنجاهایی که شیطان انسان را به تردید می‌اندازد سخن گفتیم.

حالت معاینه؛ دیدن دنیا و آخرت با هم

چیزهایی که انسان هنگام موت می‌بیند چند تاست؛ این را مقدّمه می‌کنم تا نکتهٔ آخر را برسانم. مراحل شش‌گانهٔ موت بود؛ اکنون می‌خواهیم بگوییم میّت چه چیزهایی را می‌بیند. اصلاً آن حالتی که چشم میّت به آن‌سو باز می‌شود و هم دنیا را می‌بیند هم آخرت را، معاینه می‌نامند؛ دیگر به عینه می‌بیند. لحظهٔ خاصّی است که اتّفاقاً فرمایش امیرالمؤمنین برای تکان‌دادن و هشدار و هوشیاری ما بسیار عجیب است و با ایجاد سؤال تلنگر می‌زند. تا به حال دیده‌اید اهل‌بیت با ایجاد سؤال تلنگر بزنند؟

حضرت فرموده: آیا حس کردی و دیدی چنین لحظه‌ای را؟ وقتی قابض‌الأرواح وارد منزلی می‌شود، تا به حال دیده‌ای؟ دارد سؤال می‌کند. آیا؟ آیا می‌دانی چه شکلی است و چگونه وارد می‌شود؟ اصلاً دیده‌ای چگونه جان کسی را می‌گیرد؟ حواست هست؟ قرار است روزی وارد منزل ما و خود ما شود و توفّی کند. حضرت می‌گوید تو اصلاً دیده‌ای؟ آیا تا به حال دیده‌ای چه شکلی است؟

قبض روح جنین؛ پیچیده‌ترین سؤال

سپس می‌فرماید: بلکه چگونه جنین را در شکم مادرش توفّی می‌کند؟ الله اکبر. چقدر سؤال زیبایی است. یا اصلاً دیده‌ای آن جنینی را که در رحم مادر می‌میرد و اصطلاحاً سقط می‌شود، چگونه جانش را می‌گیرد؟ معلوم است مسئله‌ای آنجاست. می‌فرماید آیا از بعضی جوارح مادر وارد بر جنین می‌شود و وارد رحم؟ چون در رحم مادر است و بچه در رحم مادر است؛ چگونه جان بچه را می‌گیرد در حالی که مادر زنده است؟ خیلی سؤال پیچیده است. از کدام یک از این جوارح قابض‌الأرواح وارد رحم می‌شود؟ یعنی از آنجا وارد می‌شود.

یا آنکه روح جنین به اذن پروردگارش اجابت قابض‌الأرواح را می‌کند در رحم؛ یعنی خود جنین اجابت می‌کند و روحش را تقدیم می‌نماید. می‌دانی کدام یک از این‌هاست؟ یا آنکه او ساکن با جنین در احشای مادر است؛ یعنی حضرت عزرائیل معیت دارد و ساکن با جنین در رحم است؛ قرین با جنین است؛ یا این است که می‌تواند آنجا قبضش کند. به هر حال یکی از پیچیده‌ترین مباحث، بحث جنین است. یادش بخیر؛ برای دانشگاهی که درس می‌خواندم، رشتهٔ پزشکی دانشگاه تهران، سالی که قبول شدیم دیپلمم ریاضی بود و برای پزشکی تجربی شرکت کردم. زیست‌شناسی که می‌خواندم و بحث جنین‌شناسی پیش می‌آمد، هر صفحه‌ای را که می‌خواندم قاطی می‌کردم؛ برمی‌خاستم نماز آیات می‌خواندم از حیرت؛ مثل کسی که دیوانه شده می‌گفتم الله اکبر؛ این چه صانعی است؛ این صانع چه کرده و چه می‌کند. خیلی چیز عجیبی است بحث جنین. حالا این سؤالات و عجب‌داشتن هوشیاری و هشدار است به ما که حواست هست چه اتّفاقی قرار است بیفتد.

چهره‌هایی که در معاینه دیده می‌شوند

در حالت معاینه چهره‌هایی می‌بینیم. یکی را فقط توضیح می‌دهم که مرتبط با بحث است؛ اگر هر کدام را بخواهیم جدا توضیح دهیم یک جلسه می‌خواهد. یکی از کسانی که آنجا می‌بینیم کلاً خیل ملائکه‌اند؛ حالا یا این ملائکه بلا و شدّت‌اند یا روح و ریحان. یک دسته‌ای از ملائکه پیش از مرحلهٔ ششم دسته دسته می‌آیند برای معیت؛ آنان را می‌بینیم. دومین کسی که می‌بینیم حضرت عزرائیل است؛ حضرت قابض‌الأرواح را قطعاً همه می‌بینند. دیگری ملائکهٔ ثبت اعمال‌اند؛ کسانی که ثبت اعمال خوب و بد ما را کرده‌اند آنجا حاضرند. شما می‌بینیدشان؛ حتی بعضی با آنان گفتگو می‌کنند.

بسیار جالب است فرمایشی از آقا که موکل فرشتگان — چرا این‌ها خاص شده‌اند — موکل رزق اطعمه و رزق اشربه؛ یعنی غذا جدا و آب جدا و نفس. هر کدام ملائکه دارند؛ هر کدام ملکی در وجود ما موکل‌اند. این سه را ما می‌بینیم. بعد این‌ها با ما حرف می‌زنند. آن موکلی که مأمور غذاست می‌گوید من شرق و غرب عالم را گشتم؛ دیگر لقمه نان و غذایی نمانده که رزق تو باشد؛ دیگر هیچی نمانده برایت؛ معلوم است کارت تمام است. آن آبی هم این‌گونه می‌گوید: گشتم؛ یک قطره آب دیگر رزق تو در این دنیا نیست. آن که موکل نفس است می‌گوید دیگر تمام شد. پیداست همهٔ این‌ها در نفس آخر اتّفاق می‌افتد؛ این حالت معاینه یعنی نفس آخر. ببین چقدر طول می‌کشد، چه چیزهایی می‌بینی، چه گفتگوهایی هست. بعضی فکر می‌کنند یک آن تمام می‌شود. ملک موکل نفس می‌گوید نگاه کردم لوح محفوظ و همه را دیدم؛ دیگر یک نفس برای تو رزق باقی نمانده؛ تمام. الله اکبر از این حساب‌وکتاب الهی. چقدر دلگیر است. حالا این گفتگوها زیاد است؛ هر کدام از این‌ها که می‌گویم میان او و ما قرار است گفتگو صورت بگیرد و ما رد می‌شویم.

دیدار معصومین و تمثلات مال و فرزند و عمل

در خصوص پیامبر و ائمّهٔ معصومین و حتی حضرت صدّیقهٔ کبری سلام‌الله‌علیهم‌اجمعین نیز روایت داریم که این دیدار صورت می‌گیرد و حتی گفتگوهایی پیش می‌آید. یکی از بزرگان که حتی هشدار می‌زد و نهیب می‌زد می‌فرمود قطعاً امام عصر — هر کس — مورد سؤال قرار می‌گیرد توسط مادرش؛ حضرت زهرا سؤال می‌کند در خصوص پسر من چه کردی. حالا گفتگوهایی که برای اهلش است؛ بهشت یا جهنّم. می‌بیند هر کسی؛ بهشتی بهشت را می‌بیند و جهنّمی جهنّم را. مال و فرزندان و اعمال همه آنجا حاضرند و ظهور دارند به چهره‌های برزخی‌شان. امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام روایتی بسیار شیرین دارد؛ این‌ها را یک‌یک توضیح می‌دهد که مال به تو چه می‌گوید؟ می‌گوید از من فقط دیگر یک کفن برای تو می‌ماند؛ دیگر هیچ تصرّفی در من نمی‌توانی بکنی. بچه‌ها می‌گویند ما تا دم قبر با تو هستیم. این‌ها چهره‌های تمثّلات برزخی مال و فرزند و این‌هایند؛ یعنی حقیقتشان. و از اعمال می‌گویند ما دیگر حاوی اعمال شماییم و به سوی شما بازمی‌گردیم؛ دیگر این اعمال شما تا ابد با تو هستیم؛ مثلاً آن که قرین با توست همیشه با توست؛ ما هستیم؛ خودت کردی و خودت کردی.

شیطان در احتضار؛ تشکیک تا خروج نفس

یکی دیگر مانده که ما می‌بینیمش؛ همه می‌بینند. یعنی حضرت می‌گوید نمی‌شود کسی نبیند. تعجّب می‌کنید بگویم: شیطان. روایتش را بخوانم؛ اصلاً خود متن روایت را بخوانم متوجّه می‌شوید که می‌گوید هیچ‌کس نیست مگر اینکه — یعنی پس همه می‌بینند. هیچ‌کس نیست که حالت احتضار موت به او دست دهد مگر آنکه ابلیس یکی از شیاطینش را بر او بگمارد؛ از آن سردمداران و قدرتمندان شیاطین. چون می‌گوید ابلیس جنسش از جنس آن ابلیس ملعون خبیث است؛ یعنی دیگر منظور این است که از سردمداران شیاطین است؛ شیطان معمولی نیست. چرا؟ حضرت می‌فرماید چرا: می‌آید امر می‌کند که تو را با کفر از این دنیا ببرد. یعنی دروغ بی‌خود. حتی قدرت دارد؛ در آن مرحلهٔ چندم که گفتیم قدرت دارد امواتی را که از دنیا رفته‌اند ممثّل کند تا به تو دروغ بگویند. عمو یا دایی‌ات که از دنیا رفته هر که باشد؛ یک‌باره ممثّل می‌شود؛ شیطان این کار را می‌کند. لحظهٔ مرگ تو او را می‌بینی؛ عمویت را می‌بینی که داد می‌زند آی شهادتین نگو، دروغ است؛ من رفتم آن بالا؛ اصلاً نه خدایی نه بهشتی نه جهنّمی؛ همهٔ این‌ها را می‌گوید. این قدرت شیطان است. چرا؟ چرا خدا در لحظهٔ آخر؟ گیر آوردیم ما را. پرِ طاووس را می‌خواهند بدهند به کرکس نمی‌دهند که. باید در خون و پوست و گوشت طرف نفوذ کرده باشد ولایت. بازی نیست مثل اینجا که من یک تصویر باشم بیایم لباس پیامبر بپوشم و دلق و سجّاده و بگویم من انقلابی‌ام؛ بخورد به سرت این انقلابی. دم زدن فقط. این‌طوری نیست. خون و پوست و گوشتت به جوش می‌آید و به خروش می‌آید و حرف می‌زند.

و او را به شک می‌اندازد. یعنی به خاطر همین مثلاً این روایت را انتخاب کردم. و او را در دینش به شک می‌اندازد؛ چون در روایت می‌گوید یقینی‌ترین چیزها موت است اما برای مردم اصلاً انگار شک است و هیچ یقینی در آن نیست. و اصلاً ولت نمی‌کند تا لحظهٔ آخر؛ و او را در دینش به شک می‌اندازد تا در دینت تشکیک ایجاد نکند و با شک و تردید — قلب مریب یادش بخیر؛ مردّد؛ ده پانزده بیست جلسه چقدر صحبت کردیم — تا با این حالت تو را نبرد ولت نمی‌کند؛ تا آن لحظه‌ای که نفست می‌خواهد خارج شود و کار تمام شود رها نمی‌کند. تشکیک، تشکیک، تشکیک. حالا بعد روایات دیگر داریم که این‌ها را باز می‌کند؛ چگونه تشکیک ایجاد می‌کند. یک منظره‌اش این است که به هر چیزی که تو تعلّق داری و علاقه داری می‌گوید اگر شهادتین بگویی مثلاً می‌زنم این را لهش می‌کنم؛ این را می‌کشم؛ این را از مدیریتت می‌گیرم آقای مدیر؛ دلبسته‌ای؛ عاشق مدیریتی؛ این را از تو می‌گیرم؛ دیگر مدیر نیستی. مثلاً به یک گلدان روایت دارد دلبسته؛ می‌گوید این گلدان را می‌زنم می‌شکنم. این‌ها وجه تمثیل است؛ به ضرب من البیان تمثیل است. هر چه تعلّق داری را می‌گوید می‌زنم داغون؛ بچه‌ات را سر می‌برند. باید ابراهیم‌مشرب باشی تا بتوانی طاقت بیاوری.

مؤمن و توصیهٔ تلقین شهادتین

پس نفس راحتی کشیدیم: کسی که مؤمن باشد قدرت ندارند بر او. کسی که مؤمن باشد به تمام معنای دل — دل کار ایمان حوزه‌اش در قلب است؛ تعلّقات در قلب است؛ تعلّقات ایمانی — کسی که دل سپرده باشد به ولایت و به خدا و به قرآن و اهل‌بیت، قدرت ندارند در او تسلّط کنند. این الحمدلله.

و هرگاه حاضر شدید نزد مردگانتان — حالا توصیه‌ای دارد حضرت در انتهای روایت — هر وقت حاضر شدید پیش کسانی که دارند می‌میرند، یکی‌اش هم خود ما که وصیت می‌کنیم کسی آمد دید ما داریم دست‌وپا می‌زنیم لحظهٔ آخرمان است، شهادت را تلقین کنید: أن لا إله إلّا الله و أنّ محمّداً رسول الله صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم تا بمیرد. الله اکبر از این «حتّی یموت». طلبتان چرا می‌گویم الله اکبر: تا آن لحظه‌ای که نمرده تلقین کن، تلقین کن، تلقین کن؛ چون آن‌سو دست به کارند که این را مشکوک کنند و با کفر از بین ببرند. ان‌شاءالله که عاقبتمان ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمّد و آل محمّد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.