ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

در محضر پنج تا شهید گمنام هستیم.

ان شا الله که روح این شهدا همه ما رو مشمول ادعیه زکیه و قدسیه خودشون بکنن.

نصارشون صلوات خد کنید.

اللهم صل على محمد آله محمد و عجل فرجه.

چهارشنبه‌ها ما در محضر اصحاب رسانه ملی جای دیگه‌ای از این سازمان بحث موت رو داشتیم.

کتاب الموت مرحوم مجلسی رو شروع کرده بودیم به شرح و فکر می‌کنم جلسه صد و سی چهل این حدودا هستیم.

الان رسیدیم به مرحله ششم مرگ.

با توجه به اینکه چهارشنبه بود و من قول داده بودم به دوستان امروز این بحث رو ان شا الله ادامه میدیم تو همین حدود یک ربع وقت و ان شا الله از جلسات بعد که چهارشنبه‌ها قراره بنده حقیر در خدمتتون باشم ببینیم چه موضوعی رو پیش بگیریم.

شما هم می‌تونید در موضوع انتخابی‌مون سهیم باشید.

ششمین و آخرین مرحله مرگ که از حساس‌ترین مراحل مرگه بر اساس آنچه که [مکث] از آیات و روایات مشخص می‌شه، مرحله‌ای است که دیگه خود قابض الارواح دست به کار می‌شه.

تا پیش از مرحله ششم، اون مراحل اول تا پنجم که حالا شروع می‌شه نزع روح و جان کندن از نوک انگشتان پا میاد که مراحلش تو پنج مرحله پیش ما عرض کردیم و از پاها میاد تا ناف و میاد تا سینه و همینطور تا تراقی که این استخوان‌های کتف هست.

اینا مراحلیه که گفتیم.

بعد گردن خودش یه مرحله بسیار سختیه.

بعد بلغت الحلقوم از حلق که می‌خواد روح کشیده بشه به بیرون از دهان مرحله پنجم بود که هر کدوم اسامی‌ای داشتن و ما اون‌ها رو توضیح دادیم.

همه این مراحل قابض الارواح خودش تماشاچیه و سدنه و خدمه‌ش اون ملائکه که حالا یا نسبت به اینکه این شخص چه گونه آدمیه یا ملائکه غlasz شدادن یا روح ریهانن اون‌ها دست به کارن.

اون مرحله آخر که دیگه می‌خواد این مرحله ششم می‌خواد روح به تمامه از بینی شخص کشیده بشه به بیرون و بسیار مرحله سخت و سنگینی‌ست.

خود قابض الارواح دست به کار می‌شه که اصطلاحا بهش میگن مرحله پایانی و قبض روح.

[نفس عمیق] اونجا حضرت قابض الارواح به شخص نگاه می‌کنه.

این البته نگاه دو طرفه‌ست.

حالا عرض می‌کنم هر دو به هم نگاه می‌کنن.

قابض الارواح طبق روایت می‌فرمایند اگر چنانچه اون شخص خدایی نکرده اهل گناهان کبیره و انسان خبیثی باشه بهش می‌فرماید که "یا أیتها الروح الخبيثة اخرج إلى نار ونيران ورب منتقم غضبان خارج شو و برو به سمت آتش، اون سوزناکی آتش، پروردگار منتقم." ببین قبلاً عرض کردیم که بر اساس نظریات حکمت متعالیه، جهنم تجلی اسماء جلال خداست.

همونطور که بهشت تجلی اسماء جمال خداست.

اینجا توی این فرمایش حضرت قابض الارواح اشاره به اسم جلال خدا شده.

منتقم، غضبان.

این خودش یه اشاره‌ست که اینجا میگن چهره طرف سیاه می‌شه به جهت چهره باطنی‌ش‌ها.

صورتشو شما ببینید ما چیزی متوجه نمی‌شیم.

اینجا نشأت ماده‌ست اگرچه تأثیرگذار هست از هم متأثر هستند.

بعد در این مرحله آیه نود و نه و صد سوره مؤمنون حرف اول رو می‌زنه که اونجا توی این وضعیت قرار گرفت این شخص.

حالا اگر اهل ایمان باشه که بهش بشارت میدن و اونجا ملکوت عالم و چهره دلارای امام عصرش رو بگیر تا پیغمبر عزیز عالم رو نشونش میدن.

اما غیر از این که خدایی نکرده حالا چهره سیاه از درون شد رب رجعون فریادشه آیه نود و نه سوره مؤمنون.

وقتی متوجه شد تازه اونجا، اونجا اون معنایی که میگن سرت به سنگ بخوره اینجاست.

سرش به سنگ خورد.

تازه اینجا چشاش برق زد "فبصروا کالیوم حدید".

اینجا تازه فهمید می‌گه رب رجعون تو رو خدا منو برگردون خدایا بذار من برگردم "لعلّي أعمل صالحاً فيما تركت".

همه جفاکاران یه همچین ندایی دارن.

برم اون چیزی که ترک کرده بودم، فروگذار کردم اون رو، اون عمل صالح رو انجام بدم.

اینجا در آیه صد خدا می‌فرماید که "کلا" این چنین نیست.

انّ داره به ما، به ما هوشیاری و بیداری می‌ده که "إنها كلمة هو قائلها".

این یه کلمه‌ایه که اون داره میگه یعنی به دروغ میگه.

منظور اینه که اگه برگرده دوباره همون آش و همون کاسه‌ست.

به دروغ میگه منو برگردون تا عمل صالح انجام بدم.

حالا این تیکش خیلی، خیلی حرف توشه.

خیلی حرف-- البته همش حرف توشه اما اینجا بزرگان خیلی حرف‌ها پیاده کردن "ومن ورائهم برزخا إلى يوم يبعثون" که دیگه تو این حالت که کار تموم می‌شه و اصطلاحاً میگن تمام اعضا و جوارح و ارکان قفل می‌شن.

سکرة الموت اینجا قفل می‌شن.

دیگه هیچ حسی و حرکتی طرف نداره.

می‌بینه که تحت قبضه قدرت جبروت عالمه.

جبروت بر وزن فعلوت.

جبر محض.

اصلاً اونجا مثل دنیا نیست یه اختیارکی داشته باشی.

دیگه همه چی تموم شد.

همه چی دست اوست و تو هرچی خودت تو ساختی همون، همون هستی.

حالا این در خصوص برزخی که اینجا فرمودن که "من ورائهم برزخا إلى يوم يبعثون" در تفسیر اهل بیت علیهم الصلاة والسلام رجوع کنید.

تا خب تفاسیر روایی مثل برهان، نور الثقلین اینا صافی دارن این روایات رو.

تفسیر اهل بیت جلد ده، صفحه صد و شونزده، اونجا من خوندم از علی ابن ابراهیم به نقل ایشون از امام صادق صلوات الله علیه ذیل این آیه داره باز می‌کنه این آیه، این برزخ رو.

اینکه برزخ اینجا منظور چیه؟

حضرت فرمودن "البرزخ القبر" اینو فعلاً داشته باشین "وهو الثواب والعقاب بين الدنيا وهو الثواب والعقاب بين الدنيا والآخرة.

والدليل على ذلك أيضا قول العالم" که منظور قول امام صادقه که می‌فرماید "والله ما يخاف عليكم إلا البرزخ".

ما برای شما هیچ ترسی نداریم مگر از برزخ.

میگه برزخ اون حالت بین دنیا و آخرت یا دنیا و قيامته که بحث عقاب و ثواب پیش میاد.

اونجا چه عقابی باشد، چه ثوابی باشد به عینه اونجا شخص می‌بینه که اصطلاحاً بهش میگن قیامت صغرا.

حالا این دیدن، این قبر که در قبر می‌بینه، این کدوم قبره؟

این قبر فقهیه، خاکیه که بدن ما رو درش می‌گذارن؟

قطعاً این نیست.

چون این قبر nature مادی اصلاً ظرفیت این رو نداره که بخواد اون سعه رو به خودش بگیره.

بحث مجرده.

اونجا روح که قبض می‌شه دیگه اونجا عالم مجرداته.

اصلاً این، این یه رشه ایست، یه آیتی‌ست، یه نک-- یک نشانه ایست از او که چون بدن تو بحث سر الله و فاطمیه یه چیزکی اینجا عرض کردیم.

چون بدن از چرخه طبیعته برمی‌گرده به چرخه طبیعت.

از آب و نانیه که پدر و مادر خوردن نطفه تشکیل شده هیچی.

اون قبر پس چیه که اینجا حضرت صادق تصریح فرمودن "البرزخ القبر وهو الثواب والعقاب بين الدنيا والآخرة".

ثواب و عقاب اونجا میاد و امام صادق فرموده من ترسم برای شما اونه و الا قیامت، اون قیامت کبرا بنده، امام صادق فرمودن من و اجدادم تا پیغمبر اصلاً نمی‌گذاریم شیعه ما، محب ما به جهنم بره.

و این قصه چیه که اینجا فرمود من از-- می‌ترسم برای اون لحظه برزخ.

این قبر کدوم قبره؟

می‌خواستم از رو نکته این کتابی که دست بنده است، هزار و یک نکته علامه است.

نکته ششصد و پنجاه و چهار اگر رجوع کنید این رو باز کرده.

چه خوب فرصت نیست من فقط این قسمت اولش رو.

ذیل همین آیه‌یه "ومن ورائهم برزخا إلى يوم يبعثون" علامه قلم می‌زنه.

در این کریمه بعث مبعوث شدن، برانگیخته شدن.

بعث بعد از برزخ است و عذاب قبر در برزخ است.

همین که میگه عذاب قبر در برزخ است پس منظور این قبر دنیایی نیست.

این قبر دنیاییه.

عذاب قبر تو برزخه که می‌فرماید "ومن ورائهم برزخا إلى يوم يبعثون" بین بعث یعنی قیامت و برانگیخته شدن و دنیاست.

اون برزخی که منظور همون قبر ماست.

علامه ادامه میدن چه قبر حقیقی انسان بیروز-- بیرون از او نیست.

این نیستش که بگه حالا قبر من اینجا تو امامزاده باشه، بغل امام معصوم باشم، دیگه در روح و ریحانم.

یا مثلاً بگیم که نه طرفو مثلا بغل-- دیدید تو بهشت حضرت زهرا سلام الله عليها بعضیا رو بغل جسارتاً سرویس بهداشتی دفن کردن.

یکی می‌گفت این بیچاره رو نگاه هر روز بوی گند فلان اذیتش می‌کنه.

متوجه نیست که اصلاً این حرفا نیستش.

قصه چیز دیگریست.

اینجا علامه می‌فرماید که چه قبر حقیقی انسان بیرون از او نیست و وزان قبر حقیقی وزان مراتب انسان است که قبر انسان را مراتب طولی‌ست یعنی انسان را قبرهاست و تفاوت به کمال و نقص است.

اولین قبری که ما واردش می‌شیم و عقاب و ثواب اونجا به ما داده می‌شه، عرضه می‌شه که در حقیقت خودمون هستیم.

ثواب و عقاب خودمون هستیم.

خودمون رو به جهنم کردیم یا بهشت، بدن برزخی ماست اون بدنه که علامه می‌فرماید در کتاب شریف انسان در عرف عرفانشون، اونجا در یکی از نکات توضیح میدن که بدن برزخی ما از کجا ساخته می‌شه؟

همونطور که نفس برزخی ما.

ما در ساخت بدن دنیایی و نفس دنیاییمون ظاهراً دخیل نبودیم.

اگرچه اگر بریم به سُق باریک و در علم الهی در اعیان ثابته که قبلاً بحثش اینجا گذشت، چرا زبان حال ما بود که به این شکل شدیم.

اون باز هم ما دخیل بودیم.

حالا میگیم بر فرض نبودیم در این دنیا اما بعد از این نشئه در شکل بدن برزخیمون و نفس برزخیمون کاملاً دخیلیم.

خدا سپرده به خودمون.

لذا علامه می‌فرماید اعمال ما مشخص بدن برزخی ما، اعمال ما؛ یعنی قبر برزخی ما، قبر ما، قبر اصلی ما که عقاب و ثواب اونجاست، همون بدن برزخی ماست.

اعمال ما اون رو می‌سازه، اون رو شکل می‌ده.

بعد باورها و اعتقادات، علوم ما چی رو می‌سازه؟

باطن برزخی ما رو؛ یعنی نفس برزخی ما رو.

در حقیقت ما به، نسبت به اینکه عملمون و علمی که اخذ می‌کنیم، باورهامون چیه، داریم خودمون، خودمون رو می‌سازیم به همون شکلی، به همون شکلی که هستیم.

لذا این کتاب، کتابی‌ست که نون و قلم و مایستغنی سطر، سطر به دست خودمون داره نگاشته می‌شه.

خودمون داریم این کتاب وجودی خودمون رو می‌نویسیم.

برای همین هم در نهایت میگن اقرأ کتابک.

خودت کتاب خودت رو بخوان.

کفا بنفسک اليوم عليك حسیبا.

خودت کفایت می‌کنی که چه کردی و چه ساختی.

حالا اونجایی که امام صادق صلی الله علیه می‌فرماید ما از اینجا نگرانیم، از برزخ قیامت دستتونو می‌گیریم، این وجه چگونه است؟

امتیاز این دو.

یعنی قیامت دست ما رو می‌گیرن یعنی چی؟

ما یعنی یه دفعه قیافمون عوض می‌شه؟

چون میگیم بدن برزخی رو خودمون داریم شکل میدیم با اعمالمون.

بعد قیامت ما رو نجات میدن.

این یعنی چی؟

این برمی‌گرده به همون بحث استهالة و اون روایت شریف و شیرینی که دیگه فرصت من گذشته فقط اشاره عرض می‌کنم برید ببینید روایت رو خیلی شیرینه که خیلی عالیه این روایت.

می‌فرماید-- مفسوت هم هست.

می‌فرماید کسانی هستند که خب صاحب گناهان کبیرن.

جهنم شدن اصلاً خودشون قرینن با جهنمی‌ها.

بعد اینا در جهنم می‌سوزن.

یه مدتی که می‌گذره بر اساس سیر استکمالی برزخ که ما چندین جلسه در این مورد حرف زدیم، دوستانی که دوست داشتن تو کانال می‌تونن رجوع کنن هست هنوز مباحث.

بعد این تغییر و تحول ایجاد می‌شه چون اونجا هم تبدل و عرض شود خدمتتون اون تجدد امثال هست.

حرکت جوهری تو نشئه طبیعت هست فقط.

ولی اونجا تبدل امثال ادامه داره.

اونجا از طوری به طور دیگه بدل می‌شن.

بعد بالاخره به میزانی که این شخص گناه کرده، عذاب که می‌بینه، بعد خدا به شفاعت، حالا باید بحث شفاعت باید اینجا باز بشه.

یعنی چی؟

خودش خیلی حرف‌ها پیاده کردن بزرگان.

این شخص اهل نجات می‌شه از جهنم اصطلاحاً میاد بیرون.

از جهنم میاد بیرون، اینجا رو خوب دقت کنید.

فرمودن یک نشانه‌ای تو صورت این شخص هست، تو وجهش، وجاهتش، صورتش، پیشانی‌ش.

یک صورتی هست معلومه این جهنمی بوده.

این یعنی چی؟

آقا اهل نجات شد اومد بیرون.

چگونه‌ست که معلومه جهنمی بوده؟

همینه.

اشاره به همین بدن برزخی دارد که هنوز همون شکلیه.

منتها آوردنش بیرون از اون عذاب.

یه مقدار راحتش کردن.

بعد این شخص که بعد که بین بهشتی‌ها حرکت می‌کنه همه می‌شناسنش با انگشت نشون میدن.

این صریح روایته.

یعنی بدن برزخیش همون شکلیه.

اعمالش بوده.

موجوده بالاخره این گناهانی کرد موجود هست یا نه؟

می‌شه یه چیزی، یک موجودی عدم بشه، نیست بشه؟

نمی‌شه که.

هست.

التماس می‌کنه، استغاثه می‌کنه به حضرت حق.

حتی یک روایت دیدم که بعد از هزار سال یه نفر یهو یاد حضرت زهرا میفته، یادش میفته.

میگه یا زهرا.

این استهالة رخ میده، تبدیل و تحول رخ میده.

عجیبه این روایات.

روایات معراج مرحوم مجلسی رو بخونید غوغاست.

خستتون نکنم.

خلاصه مطلب اینکه بعد خدا چه می‌کنه؟

به شفاعت اهل بیت اون نشانه رو از صورت اون ورمیداره.

یعنی چی؟

یعنی بدن رو استهالة می‌کنه.

بدن، چهره‌ش عوض می‌شه.

مثلاً چهره بهشتی پیدا می‌کنه.

تمام شد باز طرف دچار عذاب وجدانه.

وجدان که نمی‌میره.

اذیت می‌شه.

قاطی بهشتی‌هاست اما خاطرات جهنم، خاطرات گناهانش اذیتش می‌کنه.

چون اونجا هم قوه خیال داریم ما.

اونجا عالم مثال دیگه.

اصلاً عینیّت قوه خیال برزخه و مثال متصل تو وجود خود ما.

و اونجا اذیت می‌شه، به مرتبه استغاثه می‌کنه.

به شفاعت آل الله چی می‌شه؟

خدا عجیب، عجیب، ارحم الراحمین، خدای منّان، خاطرات جهنم و خاطرات گناه رو هم از او محو می‌کنه.

دیگه راحت می‌شه.

دیگه در علم الهی می‌مونه.

لذا بزرگان اهل معرفت، این جمله آخر منو اهل عرفان توجه کنن.

ما که اهلش نبودیم ان‌شاءالله شما هستید که بزرگان اهل معرفت که تالی تلب معصوم می‌شن، گناه ازشون سر نمی‌زنه.

برای چی گریه می‌کنن؟

برای این علم الهی.

علمی که خدا از ذهن‌ها پاک می‌کنه، از ذهن‌ها حتی از ذهن خود طرف و حتی ملائکه و حتی اولیاء الله.

اما در علم خودش باقی خواهد ماند.

به این گریه می‌کنند.

ان‌شاءالله که عاقبتمون ختم بخیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صلي على محمد و آل محمد و عجل فرجهم