یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
استفتای شرکت در انتخابات بدون تشخیص اصلح
استفتا از رهبری: اگر اصلح را نشناسیم وظیفه چیست؟ و اگر تحقیق کنیم و به اصلح نرسیم، آیا ممکن است در انتخابات شرکت نکرد؟ رهبری فرمودند در تشخیص فرد اصلح میتوانید از کسانی که به لحاظ تعهد دینی و بصیرت انقلابی مورد اعتمادند کمک بگیرید؛ و در هر صورت شرکت در انتخابات نظام جمهوری اسلامی برای افراد واجد شرایط وظیفهٔ شرعی است. چنین نیست که به بهانهٔ نشناختن اصلح شرکت نکنید؛ از دیگران بپرسید.
سه دشواری زندگی در سخن امام رضا
در بحث موت — و تبریک این شب عظیم که به فرمایش امام خمینی مانندش در سال نیست و هدایت منوط به آن است و زیارت امام رئوف فضیلت بالا دارد — حدیثی از امام رضا در اصول کافی آمده که دشوارترین مراحل زندگی سه است. نخست تولد: کودک بسیار میگرید؛ برای او آنچه ما تولد مینامیم موت است از عالم رحم. عالم رحم برای او ظاهر بود و سفر به باطن آن — دنیا که مرتبهٔ مافوق رحم است — موت است؛ بیخبری سبب گریه است. دوم موت این دنیا. سوم برانگیخته شدن و حشر. حضرت به آیهٔ پانزده مریم دربارهٔ یحیی اشاره میکنند:
«وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا» (مریم/۱۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و سلام بر او روزی که زاده شد و روزی که میمیرد و روزی که زنده برانگیخته میشود.
همه این سه مرحله را درک خواهیم کرد.
مراتب موت و مرحلهٔ سوم: تراقی
موت مانند همهٔ عالم ذو مراتب است؛ پیش از موت قطعی و پس از آن. پیش از موت قطعی شش مرحله گفته شده. مرحلهٔ اول بیخبری است؛ ملائکه برای توفی آمادهاند و او خبر ندارد. مرحلهٔ دوم آغاز نزع روح از نوک انگشت پا؛ هنوز خبر ندارد و ملائکه را نمیبیند. مرحلهٔ سوم خود تراقی است: روح میخواهد از دو استخوان کشیده از گودی نحر به کتفها تا زیر گلو بیاید؛ هنوز به حلق نرسیده. میان گودی زیر گلو و حلق خود مرحلهای است. چون به اینجا برسد شهود رخ میدهد؛ برای نخستین بار ملائکه — صدن و خدمهٔ قابضالارواح نه خود او — را میبیند ولو نشناسد. محتضر خیره به گوشهای مینگرد با تعجب؛ چیزهایی میبیند که پیشتر نمیدید و نمیتواند بگوید. مردم شلوغ میکنند و پزشک میخواهند؛ تلقین میخوانند و او انگار رفته در حالی که نبض میزند. روح کامل خارج نشده اما حالش نیست سخن ما را بفهمد.
تلقین در مرحلهٔ سوم
وصیت کنیم نخستین تلقین در همین مرحله باشد؛ تلقین قبر خوب است اما اولی اینجاست. سه تلقین داریم؛ سومی پس از دفن وقتی همه رفتند با آدابی خاص. نزدیکان اغلب فقط برای لحظهٔ مرگ ما را میخواهند. چون زل زد و ملائکه را دید، همان تلقین قبر را بخوانید. اینجا مشخص میشود طرف کیست و خودش نیز درمییابد.
آیات قیامت: کلا إذا بلغت التراقی — وقتی روح به تراقی میرسد — و پیش از حلقوم که مرحلهٔ چهارم است: إذا بلغت الحلقوم. و قیل من راق؛ گفته میشود کی نجاتش دهد — به مردم یا به خودش که هنوز مشکوک است. حتی پس از دیدن ملائکه نمیخواهد بپذیرد که رفتنی است؛ ضعف باور و شیاطینی که حولش میگردند — هنوز شیطان اصلی نیامده که آخر کار میآید. روایت دهم باب چهارم کتاب الموت: یقینیترین چیز را مردم چون مشکوکترین گرفتهاند. و ظن أنه الفراق؛ برخی تفسیرها ظن را یقین گرفتهاند چون ملائکه را دیده؛ بسیاری میگویند خود آیه ظن میگوید نه یقین — گمان میکند فراق است اما باور کامل نشده. والتفت الساق بالساق؛ پاها به هم میچسبد و تکان نمیخورد؛ چشم زل میماند. چون روح از حلق بالا نکشیده هنوز میبیند و میشوندود و اگر اذن باشد سخن میگوید؛ گاه از ترس لال شده در حالی که روح از زبان خارج نشده.
خاطرهٔ خلع روح و قلعهٔ قزوین
آیتالله خزعلی حافظ قرآن و نهجالبلاغه در جلسات خصوصی خاطرهای از شیخ هاشم قلعهای قزوینی نقل میکرد از ولیای که خلع روح میتوانست: روح از بخشی از بدن خارج و هنوز میبیند و میشوندود و سخن میگوید — رشحهای از همین مرحله. روحش به قلعهٔ قزوین رفت؛ کشاورزی و نوبت آب؛ دزد آب را زدند و با بیل کشتند و گریخت. دو ماه بعد پرسید از فلانی چه خبر؛ گفتند دو ماه پیش مرد؛ یقین کرد درست دیده. هفت سال بعد در قزوین قاتل آمد؛ گفت چگونه کشتی — شب با بیل بر سرش. رنگ باخت؛ گفت از وارثان حلالیت بطلب. این مرحله را ممکن است پیش از موت اجباری پیمود؛ چون نپیمودهایم ناگهان چشم تیز و زبان لال میشود هرچند هنوز توان سخن هست. انشاءالله عاقبت ختم به خیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
پیوند انتخابات و موت
شرکت شرعی با یاری افراد متعهد و بصیر برای تشخیص اصلح است؛ ترک صندوق به بهانهٔ تردید جایز نیست. در سوی دیگر، مراتب موت نشان میدهد بیخبری و گمان تا شهود تراقی ادامه دارد. مردم موت یقینی را چون مشکوک گرفتهاند؛ محتضر نیز پس از دیدن ملائکه گاه نمیپذیرد.
تراقی و من راق
میان نحر و حلقوم مرحلهٔ شهود خدمهٔ قابض است. قیل من راق فریاد نجات است. التفات ساق به ساق علامت بستهشدن حرکت است. تلقین نخستین باید همینجا باشد نه فقط در قبر. سه تلقین هریک جای خود دارند.
خلع اختیاری و عبرت
داستان ولی قزوین نشان میدهد خلع روح رشحهای از مراحل احتضار است. آنکه پیش از موت اجباری این راه را نرود در لحظه مات و لال میشود. شب عظیم و زیارت رضا با این معارف پیوند خجستهای دارد.
شب عظیم و سه سختی
این شب را امام خمینی بیمانند خواندهاند؛ هدایت به آن گره خورده و زیارت رضا فضیلت بسیار دارد. امام رضا دشوارترین مراحل را سه دانستند: تولد که برای نوزاد موت از رحم است، موت دنیا، و بعث. آیهٔ سلام بر یحیی همان سه روز را گرد آورده است. همه پیش روی ماست. موت خود ذو مراتب است؛ شش مرحله پیش از قطعی گفته شده است.
از بیخبری تا نزع پا
مرحلهٔ اول نزول ملائکه برای توفی بدون خبر محتضر است. مرحلهٔ دوم نزع از نوک پا؛ هنوز نمیبیند. مرحلهٔ سوم تراقی: روح از استخوانهای نحر تا زیر گلو میآید و هنوز به حلقوم نرسیده. اینجا شهود خدمهٔ قابض آغاز میشود. چشم خیره میماند؛ مردم گمان اتمام میکنند در حالی که نبض هست. وصیت کنیم تلقین اول همینجا باشد.
ظن فراق و شیاطین حول
آیه میگوید و ظن أنه الفراق؛ بسیاری این را گمان میدانند نه یقین کامل. ضعف باور و یحومون شیاطین مانع پذیرش است. شیطان اصلی آخر کار میآید. روایت کتاب الموت میگوید مردم با یقینیترین چیز چون مشکوکترین رفتار کردهاند. التفات ساق به ساق بستهشدن حرکت است؛ هنوز شنوایی و بینایی و گاه تکلم هست اگر اذن باشد.
خلع روح ولی قزوین
آیتالله خزعلی از شیخ هاشم قزوینی از ولیای نقل کرد که خلع میتوانست؛ روح به صحنهٔ نزاع آب رفت و قتل را دید؛ بعداً قاتل را شناخت و به حلالیتطلبی امر کرد. این رشحهٔ همان مراحل است. چون پیش نرفتهایم در لحظه چشم تیز و زبان گرفته میشود. شرکت در انتخابات نیز با یاری افراد متعهد برای تشخیص اصلح وظیفه است و ترکش به بهانهٔ تردید روا نیست. انشاءالله عاقبت ختم به خیر باشد.
جمع دو خط جلسه
خط نخست: استفتای رهبری — کمک از افراد مورد اعتماد و وجوب شرکت. خط دوم: مراتب احتضار تا تراقی و تلقین و ظن فراق و عبرت خلع اختیاری. هر دو دربارهٔ مسئولیتاند: مسئولیت حضور اجتماعی و مسئولیت آگاهی از سفری که پیش روست.
جزئیات استخوان تراقی
از گودی نحر دو استخوان به کتفها کشیده شده که عرب تراقی میگوید. مرحلهٔ دوم نزع تا پیش از رسیدن روح به اینجاست؛ مرحلهٔ سوم خود گذر از تراقی تا زیر گلوست بدون ورود به حلقوم. حلقوم مرحلهٔ چهارم است: إذا بلغت الحلقوم. این برش کوتاه میان نحر و حلق خود عالمی از شهود خدمه است.
سه تلقین
تلقین اول در احتضار وقتی چشم خیره شد؛ تلقین دوم هنگام نهادن در قبر؛ تلقین سوم پس از دفن و سپری شدن جمع با آداب خاص. بسیاری فقط لحظهٔ مرگ سراغ اهل معنا میآیند؛ حال آنکه باید از پیش وصیت کرد. خواندن همان مضامین قبر در بالین محتضر او را یاری میدهد و خودش نیز درمییابد کارش چیست.
بیخبری نوزاد و عبرت ما
گریهٔ نوزاد از موت از رحم است و بیخبری از دنیا. ما نیز نسبت به برزخ بیخبریم و از این رو موت را انکار عملی میکنیم. امام رضا سه سختی را به هم پیوست؛ آیهٔ یحیی همان سه را سلام داد. آگاهی از مراحل احتضار بخشی از آمادگی است؛ خلع اختیاری رشحهٔ همان آگاهی پیش از اضطرار است.
ختم جلسه موت و انتخابات
از صندوق رأی تا بالین محتضر یک رشتهٔ مسئولیت است: از افراد متعهد برای اصلح کمک بگیر و در نظام شرکت کن؛ و از مراحل روح آگاه باش تا در تراقی غافلگیر نشوی. انشاءالله عاقبت ختم به خیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
مرحلهٔ چهارم رسیدن روح به حلقوم است که در آیات جدا آمده؛ امروز بر مرحلهٔ سوم درنگ شد تا شهود خدمه و ضرورت تلقین بالین روشن شود. کسانی که جلسهٔ پیش نبودند با این توضیح جای بحث را بازمییابند. موت یقینی را مشکوک نگیریم و از خلع اختیاری اولیای الهی بیاموزیم که پیش از اضطرار چشم باطن را گشودهاند.
این معارف برای عمل است نه زینت کلام؛ باید در زندگی جاری شود تا هنگام نیاز ذخیره باشد.
قابضالارواح با صد و خدمه میآید؛ خدمتگزاران پیش از او کار میکنند و در تراقی دیده میشوند. این ترتیب را باید به خاطر سپرد.
ترتیب مراحل را از بیخبری تا تراقی و سپس حلقوم در ذهن نگاه دارید.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.