ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 124

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

حکم تکرار نماز جماعت

تصور کنید امام جماعت نماز ظهر و عصر را خوانده باشد و مأمومانی تازه بیایند و بخواهند بار دیگر نماز ظهر و عصر خوانده شود تا به فیض جماعت برسند. آیا می‌شود؟ رهبر معظم می‌فرماید در دو مسجد و دو جا می‌شود: اولاً مأمومان عوض شده باشند، ثانیاً جا نیز عوض شده باشد؛ آن‌گاه امام جماعت می‌تواند بار دوم نماز واجب را به نیت ادا بخواند. اما همین یک بار. اتفاقاً مستحب نیز هست؛ جایز که هیچ، مستحب است این کار — تا این اتفاق بیفتد؛ ولی بیش از یک بار نه. یعنی بار اول خوانده و بار دوم؛ بیشتر از آن جایز نیست. در همان مسجد بدون جابه‌جایی مکان نمی‌شود؛ این فتوای رهبر است.

یقینِ مرگ که به شک می‌ماند

چهارشنبه‌ها نوبت بحث شیرین موت است. اگر معنای موت درست استیضاح شود واقعاً شیرین است؛ اما متأسفانه پیش از آنکه آن شیرینی را درک کنیم، کار از کار می‌گذرد و می‌گویند بلند بگو لا اله الا الله، دیر می‌شود.

در روایت دهم باب چهارم کتاب الموت بودیم. روایت عجیبی است که امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «لم یخلق الله عز وجل یقیناً لا شک فیه أشبه بشکٍّ لا یقین فیه من الموت.» یعنی خداوند عز وجل هیچ یقینی خالی از شک و تردید نیافریده که شبیه‌تر از مرگ به شکی باشد که در آن یقینی نیست. مردم با مرگ چنان رفتار می‌کنند، با نگاه شک به آن می‌نگرند، که انگار اصلاً یقینی در آن نیست؛ در صورتی که یقینی‌ترین‌هاست. خدا چیزی نیافریده که این‌قدر یقینی باشد. همه از علمشان می‌پذیرند که می‌میرند؛ اما یقین موضوع بحث است.

جلسهٔ پیش برخی اشکال کردند: چگونه همه قبول دارند می‌میرند و باز طوری رفتار می‌کنند انگار شک است؟ همه می‌گویند بله می‌میریم و همه می‌میرند. این گفتن را رها کنید. یقین نداریم؛ باور نداریم که قرار است بمیریم.

مانند قصه‌ای که حضرت امام علیه‌الرحمه در آداب الصلاة — در مقدمه — می‌آورد: جایگاه علم دو جاست، یکی مغز و یکی قلب. می‌فرماید چگونه است که از علم من و شما که در مغز است می‌پرسند آیا میت می‌تواند پا شود و یقه کند و آسیب برساند؟ علم می‌گوید نه. آیا شب فرقی با روز می‌کند جز آنکه تاریک شده؟ جواب نه. حالا حاضری با یک میت در دل شب جایی تنها باشی؟ نه، نه، اصلاً. تو که علمت جواب داد مشکلی نیست؛ چگونه در عمل حاضر نیستی؟ امام می‌فرماید اینجا معلوم می‌شود علم دو جایگاه دارد. یکی همین فکر ماست — علم فکری؛ مفهومی را می‌داند، چند اصطلاح حفظ کرده. اما باور کردن باید آن علم وارد یقین شود؛ با تمرین و ممارست این اتفاق می‌افتد. وقتی یقین حاصل شد، دیگر حاضر است کنار میت باشد بلکه هر شب دل شب برخیزد و به قبرستان برود. مشکل اصلی یقین است؛ و ما طوری رفتار می‌کنیم که متأسفانه مرگ مشکوک‌ترین چیزهاست.

شش مرحله و نزول ملائکه

وقتی به مراحل مختلف هنگام موت بنگریم — که خود شش جلسه می‌طلبد — این شش مرحله را گفته‌اند هنگام موت درک می‌کنیم. امروز نخستین را می‌گوییم. چنین نیست که فقط در زمان حیات مشکوک باشیم. وقتی روایات و آیات را بررسی می‌کنیم می‌بینی در همهٔ مراحل موت باز این شک همراه است؛ و اگر هم نباشد شیطان با تمام قوا — مخصوصاً در مرحلهٔ چهارم و پنجم که بعداً گفته می‌شود — می‌آید تا تو را به شک اندازد نسبت به باورهایت، به خدا و اهل‌بیت و قیامت.

در مرحلهٔ اول که مرگ می‌خواهد حادث شود، ملائکه نازل می‌شوند؛ تنزّل الملائکه. ملائکه نازل می‌شوند چون واسطهٔ فیض‌اند و می‌خواهد فیض به من و شما برسد. می‌خواهی از ظاهر عالم به باطن عالم سفر کنی، حقیقت عالم را ببینی، حقیقت خودت را درک کنی؛ «یوم تبلی السرائر» — باطن خودت برای خودت آشکار شود. نیکو است آدم به رتبه‌های مافوق نظام هستی برود، به عالم مثال؛ چرا همیشه در دنیا؟ رابطهٔ آنجا با اینجا گفته‌اند همچون کودک در رحم مادر است: اگر به او بگویند چنین دنیایی با این وسعت و عظمت کهکشان‌ها هست، اصلاً نمی‌فهمد و تصور نمی‌تواند کرد. رابطهٔ این دنیا با عالم مثال تازه این‌گونه است. اکنون ما همچون کودک در رحمیم؛ آن‌سو انگار آزاد می‌شوی. چه خبر است آن‌سو؟ چه خوب است — و چرا بد باشد؟

این را وقتی می‌خواهد اتفاق بیفتد، ملائکه چون واسطهٔ فیض‌اند می‌خواهند این سفر را شروع کنند. هنوز قابض الارواح تشریف نیاورده. ملائکه‌ای می‌آیند که خدمهٔ قابض الارواح‌اند؛ پاقدمِ حضرت عزرائیل را نشان داده‌اند. لذا شیاطین شاخکشان تیز می‌شود. روایت داریم آن لحظه شیاطین و اجنه می‌فهمند این شخص نزدیک است، یعنی می‌خواهد بمیرد، ولی خودش نمی‌داند.

آیهٔ اتقوا یوماً

اگر دوست داشته باشید برای هر مرحله دست‌کم یک آیه و یک روایت تقدیم می‌شود. آیهٔ دویست و هشتاد و یکم بقره می‌فرماید:

«وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ» (بقره/۲۸۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بترسید از روزی که در آن به سوی خدا بازگردانده می‌شوید؛ سپس هر کس آنچه کسب کرده تمام دریافت می‌کند و ستم نمی‌بینند.

بترسید و بپرهیزید از روزی که. «یوم» ظرف ظهور اشیاست؛ ظرف ظهور هر چیز آنجا ظهور می‌کند. یعنی آن روز محل ظهور تو برای خودت است؛ ظاهر شدن خودت برای خودت؛ یا به یک معنا مرگ برای تو ظهور پیدا می‌کند.

خدا حفظ کند آقای قرائتی را؛ در تفسیر نور می‌فرماید تنوین «یوماً» یعنی بسیار روز بزرگی است؛ عجب روزی است؛ لذا نکره آمده — یعنی نمی‌توانی آن روز را بشناسی. چه روزی؟ «ترجعون فیه»؛ فعل مجهول آمده: شما را بازمی‌گردانند. چه کسانی؟ «فیه الی الله» — انا لله آمدی به حوض نزول و اکنون انا الیه راجعون. «ثم توفّی» دوباره شما را می‌گیرند. هر کاری کردی، همهٔ کسب — له یا علیه — همه را توفّی می‌کنند. «کل نفس ما کسبت» هر چه کسب کردی را می‌گیرند؛ سر سوزنی فروگذار نمی‌کنند. جانت را می‌گیرند؛ کانه خود آیه اصرار دارد که تو خودت کسب کرده‌ای. مرگ یعنی روح تو را می‌گیرند؛ پس چه هر چه کسب کرده‌اند را می‌گیرند؟ یعنی تو خودت همان چیزی هستی که کسب کرده‌ای. لذا فرموده‌اند «جزاءً وفاقاً»؛ جزای عمل — اصلاً جزا نفس عمل است؛ همان عملی که کردی عین نفس عمل جزای توست. تو چه کردی؟ همین که اکنون هستی. هی منتظر بهشت و جهنم مباش؛ اکنون بهشتی یا جهنمی؛ تمام شد. اکنون خودت می‌توانی تشخیص دهی: منبسطی یا منقبض؛ زیغ داری یا انبساط و ابتهاج.

نشانهٔ فرح و نشانهٔ زیغ

نشانه‌ای که در این لحظه اتفاق می‌افتد و خود طرف نیز نمی‌داند — لحظاتی مانده تا از دنیا فارغ شود، ملائکه می‌آیند و شیاطین می‌بینند. شیاطین که می‌بینند شاخکشان تیز می‌شود و حمله‌ور می‌شوند تا این شخص را تا می‌توانند دوباره به شک و شبهه اندازند و باورهایش را از او بگیرند.

در این لحظه چه اتفاقی می‌افتد؟ فرموده‌اند کسی که اهل ولایت امیرالمؤمنین علیه‌الصلوةوالسلام باشد، اهل ایمان، یک فرح، یک نشاط، یک انبساط، یک ابتهاج، یک سرور — «رب اشرح لی صدری» — گشادگی سینه برایشان پیش می‌آید. خدا رحمت کند حضرت استاد کل علامه حسن‌زاده را؛ این دعا را همیشه در حق دیگران و شاگردان می‌کرد: هر کس خیری به او می‌رساند دعایش این بود که خدا به شما شرح صدر عطا کند. چقدر خوب است این دعا را در حق هم بکنیم. اصلاً اینکه خدا شرح صدر عطا کند یعنی خدا عاقبت به خیر کند.

اهل ایمان وقتی نزدیک موتشان می‌شود، فرحی عجیب در دلشان ایجاد می‌شود. می‌گوید نمی‌دانم چه مایه انبساط عجیبی دارم. فیلم حاج قاسم عزیز — روحش شاد — آخرین باری که وارد ستاد می‌شود پیش از شهادت، دوربین مخفی گرفته: اصلاً وارد ستاد که می‌شود مبتهج است، تسبیح در دست ذکر می‌گوید، هی می‌رود دست می‌کشد روی عکس شهدا روی دیوار، آیت‌الکرسی به سر و سینه می‌کشد؛ اصلاً حالی عجیب دارد. مشخص است قشنگ روی زمین نیست. یعنی دارند به او می‌فهمانند آماده باش؛ داری می‌روی؛ و این ابتهاج نشانهٔ آن است.

برعکس کافر و مشرک و منافق، حالت زیغ و سینه و جگرش می‌سوزد؛ داغ می‌شود وجودش؛ حالت بدی پیدا می‌کند. اصلاً می‌گوید نمی‌دانم چه شده؛ بروید کنار، حوصلهٔ هیچ‌کس را ندارم. دورش جمع می‌شوند می‌خواهند یقه را باز کنند؛ آنان که می‌فهمند حالش بد است. پرت می‌کند، داد می‌زند، عصبی می‌شود، جیغ می‌زند، فحش‌های ناجور می‌دهد. یعنی کارت تمام است؛ آماده. خودش هم نمی‌داند چیست. این یک نشانه است. نشانه‌های دیگر بعداً؛ اما یکی از مهم‌ترین نشانه‌هاست.

هر گاه دیدی فرحی جدید به تو رخ داد — مانند وقتی که زیارت امام حسین می‌کنی یا اشک عجیب برای امام حسین می‌ریزی و فرحی می‌آید؛ فرحی جدید است — باید بچشی؛ نمی‌شود دیگری بچشاند. باید آن لحظه را بچشی. آن‌گاه بدان که ان‌شاءالله لقاء نزدیک است. عاقبت ختم به خیر باد؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

این نشانه را باید چشید؛ نقل صرف کافی نیست. همان‌طور که در زیارت ابی‌عبدالله یا در اشک برای او فرحی تازه می‌آید، فرحِ نزدیکِ موت نیز از سنخ دیگری است و با زبان نمی‌توان آن را به دیگری چشاند. ملائکهٔ خدمه هنوز پیش از آمدن قابض الارواح آمده‌اند؛ شیاطین شاخک تیز کرده‌اند؛ و مؤمنِ اهل ولایت را شرح صدر فرا می‌گیرد در حالی که خودش از نزدیک بودن مرگ بی‌خبر است. کافر را زیغ و آتشِ جگر و پرخاش؛ و هر دو پیش از معاینهٔ آن‌سوی پرده رخ می‌دهد — پیش از آنکه دیگر کاری از دست برآید.

روایت دهم باب چهارم کتاب الموت دقیقاً بر همین شکاف میان دانستن و یقین انگشت می‌گذارد. همه می‌گویند می‌میریم؛ کمتر کسی چنان زیست می‌کند که گویی فردا می‌میرد. تمرین کنار میت، ممارست قبرستان، و مراقبت از باور در مراحل موت، راه عبور از علم مغزی به یقین قلبی است؛ وگرنه شیطان در همان لحظهٔ نزول ملائکه باورها را می‌رباید.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.