ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 119

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

سؤال فقدّمته در روایت نهم

روایت نهم باب چهارم کتاب الموت است. پیامبر از کسی که موت را دوست ندارد می‌پرسد: «فَقَدَّمْتَهُ» — آیا مالت را تقدیم و پیشکش می‌کنی؟ پاسخ منفی است؛ از این رو از موت بدش می‌آید. تقدیم مطلق آمده و مصداق خرج تنگ نشده: پیشکش موت. سؤال این است که چقدر مال را خرج موت می‌کنی؛ فرش قرمز موت را پهن می‌کنی؟

موت اختیاری و حدیث موتوا

وجهی برای باطن است: چقدر برای باطن هزینه می‌کنی؟ موت دیگری نیز هست به نام موت اختیاری: «موتوا قبلَ أن تموتوا» — بمیرید پیش از آنکه شما را بمیرانند. برخی آن را سخن متصوفه دانسته‌اند؛ اگر صوفی به معنای محب حکمت و عرفان باشد نیکوست. فخر رازی نیز آورده است. بزرگان ما چون سید حیدر آملی در جامع‌الأسرار و منبع‌الأنوار آن را حدیث نبوی شمرده‌اند — صفحهٔ سیصد و هفتاد و هشت همان کتاب. ملا محسن فیض در وافی جلد چهار صفحهٔ چهارصد و دوازده آن را حدیث مشهور میان عرفا و حکما می‌داند.

مانور زلزله و مانور موت

برای احتمال زلزله مانور می‌دهند و فونداسیون ضدزلزله می‌سازند؛ کمک‌های اولیه می‌آموزند. برای امر قطعی موت نیز باید مانور باشد. مانور موت همان تمرین موتوا قبل أن تموتوا است: هم‌اکنون چون میت شو در دستان غسال؛ خود را به خدای عالم بسپار تا تطهیر کند. جملهٔ سردار سلیمانی: «خدایا مرا پاکیزه بپذیر» — سپردن به دو دست غسال عالم.

هزینه برای آمادگی موت

سؤال از خود: چقدر برای این هزینه شد؟ چند بار مانور داده شد؟ چند سفر برای درک این حقیقت؟ چقدر در زندگی برای امور مختلف — که ان‌شاءالله ضروری‌اند — هزینه می‌شود و برای این ضروری‌ترین چه؟ چند کارشناس دیده شد، مشورت، خلوت، زانو در بغل غم، کتاب خواندن برای آمادگی موت؟ دم تهویهٔ روایت همین است: آیا وقت و عمر و مال را تقدیم کردی؟

بازار خانه و بازار موت

برای فروش خانه به بیست بنگاه می‌روند؛ برای خرید به صد جا. برای همه چیز وقت و پول می‌گذارند؛ برای موت چقدر؟ انصافاً چقدر وقت نهاده شده؟

غررالحکم: ما قدّمته للآخرة

مشابه معنایی در غررالحکم جلد یک صفحهٔ سیصد و هفتاد و شش از امیرالمؤمنین: «إِنَّما لَکَ مِنْ مالِکَ ما قَدَّمْتَهُ لِلْآخِرَةِ وَما أَخَّرْتَهُ فَلِلْوارِثِ». انما حصر است. فقط آنچه برای آخرت پیشکش کنی مال توست؛ باقی از آنِ وارث است. رمز آشکار شده است.

شیخ جعفر مجتهدی و یا علی

در زیاده روی بخشش فردا بحث می‌شود؛ هیجان یک‌بارهٔ بخشیدن همهٔ مال جای تأمل دارد. شیخ جعفر مجتهدی‌ها می‌خواهد. در زندگی‌نامه آمده دستگاه‌های قطعه‌زنی از آلمان آوردند و خراب شد؛ مهندسان آلمانی ناز می‌کردند. پیش شیخ گلایه کردند. فرمود کنار بروید؛ دست بر دستگاه‌ها نهاد و بلند گفت یا علی؛ راه افتادند. چنین تقدیمی امداد می‌آورد. آیا حق بخشش همهٔ مال هست و چرا امثال او یا امام حسن بخشیدند؟ رمز فردا.

عشق به موت به قدر هزینه

هر مقدار اکنون برای موت — ظاهر و باطن — هزینه شود، همان قدر آمادگی و عشق به موت است. کراهت از آنجاست که خرج نمی‌شود؛ باید چشید نه فقط فهمید.

رفیق خوب کسی است که خرج کند

ماحصل: رفیق خوب آن است که پول خرجت کند. ادعا بدون خرج دروغ است. روایات پیامبر و امام صادق بر این گواهی می‌دهند. چرا امام زمان را کمتر دوست می‌داریم؟ چون کمتر خرج آقا می‌کنیم. علما و قرآن نیز چنین. ابن‌عربی حدیث قدسی آورده: دل‌ها جایی است که مالت را آنجا هزینه می‌کنی. اگر رفیق در دل است، خرج کن؛ سفری به کربلا یا سفری دیگر. ادعا صرف ادعا نیست.

رمز دلبری و سؤال با پول

یکی از رمزهای مجرب دلبری خرج کردن است. خدا به پیامبر فرمود بگو از فردا هر که سؤال دارد پول بدهد. جز امیرالمؤمنین نیامد؛ سلمان و ابوذر پولشان تمام شد و علی قرض کرد و ادامه داد. این اثبات عشق است. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر.

تقدیم مطلق و فرش قرمز

تقدیم در سخن پیامبر مطلق است؛ هر آنچه تعلق را سست کند پیشکش موت است، از انفاق تا ترک خواهش. ظاهر کفن و باطن تهذیب دو لبهٔ فرش قرمزند. کم‌گذاشتن در هر لبه کراهت را نگه می‌دارد.

موت اختیاری کندن از شهوات

موت اختیاری در سنت حکما کندن از شهوات دل است. خواهش‌های بی‌ثمر اضافاتی‌اند که توحید اسقاطشان می‌کند. مانور زلزله برای احتمال است؛ مانور مرگ برای قطعیت. خلوت و کتاب و انفاق تمرین همان مانورند.

دم تهویهٔ روایت

روایت می‌پرسد وقت و عمر را هم تقدیم کردی یا فقط اضطراب؟ یک هزینهٔ ثبت‌شدهٔ هفتگی برای قطع تعلق، فقدّمته را از حرف به عمل می‌برد. دوستی بی‌خرج نزد خلق رسواست؛ نزد حق نیز سؤال فقدّمته همان رسوایی را می‌پرسد.

جامع‌الأسرار و وافی پشتوانه

سید حیدر آملی و فیض کاشانی روایت موتوا را نشانده‌اند؛ برچسب صوفی برای رد حدیث نابجاست اگر محب حکمت باشد. غرر معنای هزینه برای حقیقت را هم‌افق روایت نبوی می‌نشاند. سفر کربلا برای رفیق ادعا را راست می‌کند؛ هزینه برای حق نیز ادعا را راست می‌کند.

مصداق خرج تنگ نشده

چون تقدیم مطلق آمده، محل خرج را تنگ نباید کرد. هر راهی که مال و وقت را پیشکش موت کند داخل سؤال است: ظاهر تجهیز و باطن تهذیب. پیش‌تر وجه باطن گفته شده بود؛ امروز وجه هزینهٔ عملی برجسته است.

منابع حدیث موتوا قبل أن تموتوا

جامع‌الأسرار و منبع‌الأنوار سید حیدر آملی — کتابی که علامه حسن‌زاده بسیار ستوده — روایت را حدیث نبوی نشانده است. وافی فیض نیز آن را مشهور میان اهل معرفت می‌داند. رد با برچسب تصوف، اگر مقصود محب حکمت باشد، نابجاست.

غسال عالم و سردار

مانور موت یعنی هم‌اکنون اراده را چون میت در دست غسال بسپار. تطهیر از خداست. «خدایا مرا پاکیزه بپذیر» سپردن پیش از اجبار است. سؤال هزینه همان دم تهویه است: چند سفر، چند خلوت، چند کتاب، چند زانو در بغل غم برای این آمادگی؟

ضروریت موت در برابر ضروریات روزمره

همه هزینه‌ها ضروری پنداشته می‌شوند؛ آیا آمادگی موت ضروری‌ترین نیست؟ بازار خرید و فروش خانه صد شعبه دارد؛ بازار موت در زندگی کم‌شعبه است و همین کراهت می‌زاید.

انما لک من مالک

حصر امیرالمؤمنین روشن می‌کند چه مقدار از دارایی حقیقتاً مال خود انسان است: آنچه برای آخرت پیشکش شده. باقی برای وارث است. رمز مالکیت حقیقی باز شده است.

هیجان بخشش و فقه فردا

بحث زیاده روی در بخشش و اینکه آیا همهٔ مال را می‌توان بخشید فردا می‌آید. هیجان یک‌باره آتش‌زدن مال مطلوب نیست. شیخ جعفر مجتهدی نمونه‌ای است که تقدیم تمام با امداد همراه شد؛ دستگاه‌ها با یا علی راه افتادند. امام حسن نیز بخشید؛ رمز جای خود.

نسبت هزینه و عشق به موت

هر مقدار هزینهٔ ظاهر و باطن برای موت، همان مقدار آمادگی و عشق است. کراهت از کم‌خرجی است. باید چشید نه فقط فهمید.

خرج دوستی معیار محبت

رفیق آن است که خرج کند. ادعا بدون خرج دروغ است. امام زمان، علما، قرآن، رفیق زمینی — همه با میزان خرج سنجیده می‌شوند. حدیث قدسی دل‌ها: آنجا که مال هزینه شود دل است.

کربلا و سفرهٔ ادعا

یک‌بار رفیق را به خرج خود به کربلا بردن یا سفره‌ای گستردن ادعا را راست می‌کند. رمز دلبری مجرب همین خرج است؛ مصادیق با خود خواننده.

سؤال با پول در مسجد پیامبر

دستور الهی به پیامبر که سؤال را با پول بپذیرد محک عشق بود. جز علی نیامد؛ دیگران تمام شدند و او قرض کرد. این امیرالمؤمنین می‌سازد. عاقبت به خیر با صلوات.

جمع فقدّمته و مانور

فقدّمته مطلق است. موت اختیاری کندن است. مانور قطعی لازم است. غرر مالکیت حقیقی را می‌گوید. شیخ جعفر تقدیم را نشان داد. عشق به موت خروجی صورتحساب است. دوستی بی‌خرج رسواست.

شاگرد پیش از نماز و ماحصل جلسه

پیش از نماز شاگردی با نگاه می‌پرسید حقیقت جلسه چیست. ماحصل در یک جمله: رفیق خوب کسی است که پول خرجت کند. آنکه می‌گوید می‌دهم اما پول نه، حساب دوستی را نفهمیده است.

چرا فلان را بیشتر دوست داریم

میزان محبت میزان خرج است. برای این خرج می‌کنیم و برای آن نه؛ از این رو محبت‌ها متفاوت است. همه حساب و کتاب است.

سوءاستفاده از رمز خرج

رمز دلبری با خرج را سربسته باید گفت تا سوءاستفاده نشود؛ ده منبر پر ملات می‌خواهد. مصادیق شخصی است.

چوب دنبال آخوند بازاری

اگر کسی به نام خود در مسجد پول بگیرد و سؤال جواب دهد مردم با چوب دنبالش می‌کنند؛ آن دستور وحی به پیامبر بود نه دکان. فرق وحی و ادعا روشن است.

ظاهر و باطن هزینهٔ موت

هزینهٔ موت دو لایه دارد: ظاهر تجهیز و آداب، و باطن تهذیب و موت اختیاری. هر دو داخل فقدّمته‌اند. کم‌گذاشتن در باطن کراهت را نگه می‌دارد حتی اگر ظاهر کامل باشد.

تمرین روزانهٔ مانور

خلوت کوتاه، مطالعهٔ مرگ‌آگاهی، انفاق ثبت‌شده، و ترک یک خواهش سمج، مانور روزانه‌اند. قطعیت موت بیش از احتمال زلزله مانور می‌طلبد.

فونداسیون ضدزلزله و فونداسیون موت

خانه را ضدزلزله می‌سازند چون احتمال می‌دهند؛ موت قطعی است و فونداسیون باطنی می‌خواهد. کمک اولیه برای جاده می‌آموزند؛ کمک اولیهٔ روح برای انتقال کمتر آموزنده‌ای دارد در برنامهٔ زندگی.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.