یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
روایت کراهت از مرگ و خرج باطن
در روایت نهم باب چهارم کتاب الموت مرحوم مجلسی نکتهٔ مهمی مانده بود. صورت روایت را دوباره میخوانیم تا از نورانیتش بهره بگیریم. عن الصادق عن أبیه علیهما السلام: أتی النبیَّ رجلٌ فقال مالی لا أحب الموت؟ مردی محضر پیامبر آمد و گفت یا رسول الله چرا من دوست ندارم مرگ را؟ فقال له: ألک مال؟ آیا مال داری؟ قال نعم. قال فقدمته؟ آیا آن را تقدیم میکنی؛ فرش قرمز آخرتت میکنی؟ قال لا. نه؛ من برای آنسو خرجی بسیار نمیکنم. قال فبِمَ ثم لا تحب الموت؟ علت اصلی آنکه از مرگ کراهت داری و دوست نداری همین است که پولت را خرج مرگ نمیکنی.
کی تا کنون شنیده کسی پولش را خرج مرگ کند؛ خرج مرگ کند؟ اندکی ملموس نیست. انسان پولش را خرج مرگ کند. مرگ — موتی که از معانیاش چیست؟ سفر ظاهر به باطن. یعنی انسان پولش را خرج باطن کند؛ به همین سادگی. آنقدر به ظواهر... برای نمونه ده شب محرم، هر شبی هزاران غذا میپزد، دیگ میگذارد فقط غذا میدهد؛ هیچ کار دیگر، نه روضهای. تو که این همه خرج کردهای اندکی باطن نیز — اگرچه غذای سیدالشهدا پیشتر گفته شد با خود آن دستگاه، خود آن غذا که از عمر شب میآید در دستگاه سیدالشهدا خودش نور دارد:
«وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ» (نور/۴۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر که خدا برای او نوری قرار نداده باشد هیچ نوری ندارد.
خدا وقتی نوری برای کسی قرار نداد نوری هم در او نیست. نور داشته که آمده در دستگاه امام حسین؛ لیاقت داشته هر پولی لیاقت ندارد خرج امام حسین شود. اما حال که این زحمت را کشیدی خرج ظواهر کردی، با یک منبری هم بیاور دو حدیث بگوید؛ یک روضهخوان لااقل «صلی الله علیک یا ابا عبدالله»؛ دو قطره اشک مردم بریزد بعد غذا بده. وارد نیت نمیشویم؛ این نیز نیکوست. اما چقدر خوب است آدم خرج باطن هم بکند.
نذر فرهنگی در برابر بنای ظاهر
اکنون نسبت خرج کردن بر ظاهر و باطن را قیاس میکنیم؛ وگرنه اتفاقاً بسیار کم در این زمین بانی داریم. ولی چقدر در صورت ظاهر بانی حسینیه، مسجد، کتابخانه، حمام داریم؟ آدمهایی که خرج اینها میکنند. اما پیدا کنید آدمی که بیاید خرج باطن کند. یعنی چه خرج باطن کند؟ اصطلاحاً نذر فرهنگی؛ نذر فکر مردم کند. چند تن هزینه کردهایم برای تقویت بنیهٔ فکری و اعتقادی و اخلاقی مردم؟
مسجد میسازیم الیماشاءالله میلیاردی هم خرج میکنیم؛ ولی درونش چهار پیرمرد — جسارت نباشد؛ نور چشماند و توفیق دارند تا آن سن در مسجدند. چون آدم سنش که بالا میرود شهوتش کم میشود و پولپرستیاش زیاد میشود. اینان اگر پولپرست بودند مسجد نبودند. اما همان چهار پیرمرد. جوانان کجایند؟ برنامهای برایشان هست؟ خرج کردی برای جوانان؟ خرج کردی برای فکر مردم؟
چرا کسی مانند حضرت آقای جوادی آملی — افسوس چند وقت پیش فراخوان عمومی از میان طلاب که بیایید آثارشان را نشان دهید و بیشتر آثارشان صوتی است مانند شهید مطهری؛ صوتی نیاز به پیادهسازی دارد؛ فرصت نکردهاند بنشینند بنویسند. حیفا دارد خاک میخورد. این باعث تأسف است. یکی حاضر نیست عمرش را خرج کند، یکی پولش را. بالاخره پول میخواهد. ده طلبه، پنجاه طلبه را به خط کند؛ علمایی که این اصطلاحات را بشناسند؛ پولی ماهانه بدهد. خانه را اجیر میکنیم تمیز کنند پول میدهیم؛ حاضر نیستیم برای پاکسازی ذهنمان پول بدهیم. اینها را پیادهسازی کن؛ نذر فرهنگی ماست: نشر آثار، در دسترس قرار دادن، دادن این حقایق به جوانان. نذر باطن بسیار کم است.
وقتی میخواهیم پول خرج کنیم میرویم جاهایی که رفقا بشناسند؛ ولی جاهایی که واقعاً تزریق معنوی صورت میگیرد و تولید علم صورت میگیرد را آدم تقویت کند؛ گمنام برود حمایت کند. تا کنون شده یک آدم برجستهٔ علمی که ظاهراً با اخلاص است — معصوم نیستیم هیچکدام؛ حداقل گناه علنی از او نمیبینیم؛ داعیهٔ دین دارد؛ مشکلات اقتصادی و مالی دارد ولی حرف برای گفتن دارد، بیان خوب دارد، دین را خوب فهمیده — برویم حمایتش کنیم بگوییم آقا خرج زندگی تو با من؟
پدر ما همین کار را کرد که اکنون در این کسبهایم. پدر کارخانهدار بود؛ تمام پوشاک جنگ در کارخانهٔ پدر انجام میشد. آن موقع که وضعش بسیار خوب بود به من گفت تو حق نداری بروی سر کار؛ اگر بروی سر کار عاقت میکنم — یعنی بالعکس. من تو را نذر دین کردم؛ تو فقط وقتت را میگذاری برای دین، مطالعه و مانند آن. دو هزار کتاب هم خریده بود گذاشته بود در خانه. گفت تو باید بروی سمت دین. یک آدم پیدا شود بگوید من خرج شما را میدهم؛ شما معلوم است چیزی داری برای گفتن؛ حرف متفاوت است؛ دین را خوب فهمیدهای و خوب بیان میکنی؛ نرو سر کار انگشت بزنی صبح تا شب و هیچ ایدهای نداشته باشی؛ من خرج شما را میدهم؛ وقتت را بگذار برای اسلام. چند تن این کار را کردهایم؟ به خدا قیامت باید جواب بدهیم.
این خرج کردن و علت آنکه عاشق معارف نیستیم چیست؟ چون خرج معارف نمیکنیم.
حدیث قدسی ابن عربی: قلب آنجا که مال است
اجازه دهید سندی بیاورم. بزرگ بزرگان و عرفا که امثال علامه حسنزادهها به ایشان افتتاح میکردند حضرت ابن عربی است که امام خمینی عقلا و اندیشمندان شرق و غرب عالم را به درونمایهٔ آثار ایشان دعوت کرد. در کتاب فصوص الحکم — جلد یک، صفحهٔ صد و نود و دو از چاپهای قدیم — حدیث قدسی میآورد که حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیهالصلوةوالسلام یک دنیا حرف در این حدیث است. به یارانش فرمود: «یا بنی اسرائیل قلب کل انسان حیث ماله فاجعلوا أموالکم فی السماء تجعلوا قلوبکم فی السماء.» میفرماید ای مردم بدانید قلب انسانها همان جایی است که مالشان هست؛ جایی که پول خرج میکنند. این حضرت عیسی روح الله میفرماید؛ ابن عربی سند میآورد. هر کجا پول خرج میکنند دلشان هم همان سمت است. اگر میخواهید دلتان آسمانی شود، آسمانی شود، خرج آسمان کن پولت را — نه فقط زمین، نه فقط این زمین و خرج. این نیز مصداقی است: این زمین وقف مسجد، وقف حسینیه؛ درست. خب درونمایهاش چیست؟ محتوایش چیست؟ آدمهایش کجا؟
چند حسینیه اکنون بیکارند. تمام شد درِ دههاش؛ دههٔ محرم تمام شد درها قفل شد رفت تا سال بعد. این جفاست. بعد چقدر جوان داریم که همینطور هیئتهای خوبی هم دارند؛ دارند کار میکنند جا ندارند. چهار پیرمرد شدهاند متولی حسینیه و مسجد؛ جوانان را راه نمیدهند. پنجاه مسجد خوب هست برای نام بردن که با همهٔ ادعا رفتیم فعالیت کردیم بیرونمان کردند. حتی یک مسجد دعوایشان شد گفت مسجد جای کلاس قرآن نیست؛ قرآنتان را بچهها بروند خانهشان بخوانند. تا این حد. بعد کلاه عرقچین بر سر؛ آنان که اینگونه با اسم دین بازی میکنند بچهها را از دین و دیانت و مسجد و هیئت زده میکنند. چرا مسجدها از ما خالی است؟
رمز ماندگاری عاشورا
اصلاً رمز و راز ماندگاری نهضت امام حسین — یک وجهش — چیست؟ چرا نهضت امام حسین ماندگار مانده اما غدیر متأسفانه نشد؟ نهضت این عاشورا، این دهه چرا ماندگار است؟ چون مردم خرجش میکنند نه حکومتها. مردم خرجش میکنند. چون مردمی است. مردم خرج امام حسین میکنند مانده. چون دلشان میرود به چه سمتی؟ آن جایی که خرج میکنند. این سری است؛ این رمزی است. هر چه را دوست داری باید پول خرجش کنی.
چرا برخی پوستشان کنده میشود نمیتوانند از عیش و ورق و کاباره و رقص و آواز دل بکنند؟ چون پول دارند خرج آن میکنند. چرا بکشیش نمیتواند شب جمعه را بگذارد بیاید سرِ کمال امیرالمؤمنین بنشیند تا تعطیل؟ ویلایی هم خریده نوش جانش. ما که بخیل نیستیم؛ سفرهٔ رحمانیت خداست نوش جانش؛ والا خدا گذاشته در اختیار است. ولی از سفرهٔ رحیمیت خدا چه برخورداری؟ چون پولش را خرج آنجا کرده: باربیکیو و استخر و سونا و جکوزی. اصلاً عشقش شده آن. تا تعطیلات میبینی در قوهٔ خیالش صورت و شکل جکوزی و سونا موج میزند؛ بخار بلند شده دارد خودش را آنجا غرق میبیند کیف میکند. این صورت و تمثلات برزخی وجودش علی القوه در رتبهٔ مثالیهٔ متصل وجودش همین است. خندهدار ولی حقیقت است؛ به حقیقت وجودی خودمان.
اما آنان که کمال خواندهاند شب جمعه یا مانند آن، تا شب جمعه میشود آن صورتی که در ذهنشان خود را نشان میدهد چیست؟ جماعتی از اهل ایمان جمع شدهاند دارند کمال میخوانند؛ این نیز قاطیشان دارد صفا میکند. صورت حرم میبیند؛ صورت مسجد میبیند؛ صورت سجاده و تسبیح میبیند. اینها اصلاً برزخ ما همین است.
ملات سور برزخی: ملکات نفس
جملهٔ آخر فرود میآییم. اصل مهم و رصین از چهل و هفت اصل انسانساز معرفت نفس کتاب انسان در عرف عرفان از تعالیم علامه: آنچه ملات سور و اشکال برزخی ماست — یعنی تمثلات برزخی ما. یعنی ما از اینجا دنیا که برویم، برویم در عالم برزخ که رتبهٔ وجودی و درونی و متصلش اکنون در عالم خواب رخ میدهد. وقتی میمیریم میرویم در عالم مثال منفصل و بیرون از خودمان. آنجا این سور و اشکال را میبینیم بر اساس چیست؟ ملاتش چیست؟ ملکات نفس. ملکات بعد از چه تشکیل میشود؟ اصرار بر عمل. کسی که اصرار دارد بر اقامهٔ صلات، اقامهٔ جلسات سیدالشهدا، خرج کردن در این راه، آنسو هم سور و اشکالی که میبیند همین است؛ ملذ است؛ لذت میبرد؛ کیف میکند. اما آنسوی دیگر نه؛ آنجا موحش است، مدهش است؛ وحشت برش میدارد. اینها سر سفرهٔ خود اوست؛ چیزی غیر از این نیست.
چقدر رمز و راز در همین یک روایت است. چقدر باید اینها موشکافانه باز شود. تولید علم باید بگیرد تا جوانان درونمایهٔ دین را متوجه شوند. عاقبت ختم به خیر باد؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.