د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۱۴
دارای متن همگام
روایت کراهت از مرگ و خرج باطن
بحار. کتاب الموت ۱۳۵
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۳:۲۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## روایت کراهت از مرگ و خرج باطن
۰:۲۰
## نذر فرهنگی در برابر بنای ظاهر
۰:۴۰
## حدیث قدسی ابن عربی: قلب آنجا که مال است
۷:۰۰
## رمز ماندگاری عاشورا
۹:۲۲
## ملات سور برزخی: ملکات نفس
۱۱:۴۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اللهم صل علی محمد
و آل محمد و عجل.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله
و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
در روایت نهم بودیم
از باب چهارم کتاب الموت مرحوم مجلسی.
نکته مهمی از این روایت موند
که یه بار دیگه صورت روایت رو بخونم از رو--
نورانیتش بهره بگیریم. عن الصادق عن ابیه علیهم السلام.
امام صادق از پدرشون فرمودن، نقل کردن که أتی النبي
رجل. یه مردی اومد محضر پیامبر عزیز اسلام و
فقال مالي لا أحب الموت.
يا رسول الله چرا من دوست ندارم موت رو؟
فقال له.
پیغمبر ازش سؤال کرد که ألك مال؟
آیا مال داری؟ ثروتی داری؟
قال نعم. بله، ثروت دارم.
مال دارم. قال فقدمته.
آیا اون رو تقدیم میکنی؟ پیشکش میکنی؟
فرش قرمز آخرتت میکنی؟
قال لا. نه، من
برای اون ور خرجی خیلی نمیکنم.
قال فبمن ثم لا تحب الموت.
علت اصلی اینکه تو از موت کراهت داری و بدت میاد و دوست نداری همینه
که پولتو خرج موت نمیکنی.
کی تا حالا شنیده کسی پولشو خرج موت کنه؟
خرج مرگ کنه؟ یه مقدار
ملموس نیست انگار. انسان پولشو خرج
مرگ کنه. مرگ قبلاً موتی که از معانیش چی بود؟
سفر ظاهر به باطن. یعنی مقدار انسان پولشو خرج باطن کنه به همین راحتی.
انقدر به ظواهر... طرف مثلاً ده شب محرم، اونم عشق،
هر شبی ده هزار غذا میپزه، دیگ بار میذاره فقط غذا میده.
هیچ کار دیگه، نه روضهای. خب تو که این همه خرج کردی
یه ذره باطن هم-- اگرچه غذای سید الشهدا قبلاً عرض کردیم با
خود اون دستگاه، خود اون غذا هم که میاد
از عمر شب که بیاد تو دستگاه سید الشهدا خودش نور دارد.
من لم يجعل الله له نورا فما له من نور.
خدا وقتی نوری برای کسی قرار نداد، نوری هم درش نیست.
نور داشته که اومده تو دستگاه امام حسین.
لیاقت داشته هر پول خ--
لیاقت نداره خرج امام حسین بشه.
اما خب حالا تو که این زحمتو کشیدی
خرج ظواهر کردی با یه
منبری هم بیار دو تا حدیث بگه.
یه روضه خون هم لاقل صلي الله علیک آبا عبدالله یه
دو قطره اشک هم مردم بگه بعد غذا بده نفر بعد غذا میده.
وارد نیتش نمیشیم. میگم اینم قشنگه.
اما چقدر خوبه آدم خرج باطن هم بکنه.
الان ببینید چقدر
بانی البته میگیم چقدر
اونا-- اونقدرم نیست. به نسبت
خرج کردن بر ظاهر و باطن دارم قیاس میکنم و الا نه ما
اتفاقا خیلی هم کم تو این متأسفانه زمین و
بانی داریم. ولی چقدر در صورت ظاهر بانی حسینیه، مسجد، کتابخانه، حمام اینا چقدر داریم؟
آدمهایی که خرج اینا میکنن.
اما پیدا کنید آدمی که بیاد خرج باطن کنه.
یعنی چی خرج باطن کنه؟
یعنی اصطلاحاً ما بهش میگیم نذر فرهنگی
نذر فکر مردم کنه. چند تامون هزینه کردیم برای
تقویت بنیه فکری و اعتقادی و اخلاقی مردم.
مسجد میسازیم برو بالا الا ماشاءالله میلیاردی هم خرج میکنیم.
ولی توش میبینیم چهار تا پیرمرد جسارت نشه.
اونام نور چشمیم.
ها نور هم که توفیق دارن تو مسجدن تا اون سنشون.
چون آدم سنش که میره بالا شهوتش کم میشه، پول پرستیش زیاد میشه.
اینا اگه پول پرست بودن مسجد نبودن که.
اما خب حالا همون چهار تا پیرمرد.
جوونا کوشن؟ نمیدونم
برنامهای براشون. خرج کردی برای جوونا؟
فر-- خرج کردی برای فکر مردم؟
چرا یه کسی مثل حضرت آقای جوادی آملی من انقدر افسوس خوردم چند وقت پیش
فراخوان عمومی از بین
طلاب اینا که بیاید آثارشون نشون میده و اکثر آثارشون چیه؟
صوتیه مثل شهید مطهری. صوتیه نیاز به پیادهسازی داره.
فرصت نکردن بشینن بنویسن.
آقا بیاید مثلاً جمشید فراخوان
که آثارشونو پیاده کنیم. حیفه داره خاک میخوره.
این باعث تأسف ماست.
یکی حاضر نیست عمرشو خرج کنه، یکی پولشو خرج کنه.
بالاخره پول میخواد. یه ده تا طلبه، پنجاه تا
طلبه رو به خط کنه. علمایی که این اصطلاحات رو هم بشناسن.
پولی بهشون بده ماهیانه یه بالاخره
میریم اجیر میکنیم خونهمونو تمیز کنن پول میدیم.
حاضر نیستیم برای پاکسازی ذهنمون پول بدیم.
آقا شما بیا اینا رو پیادهسازی کن امتمن ما هدی-- نذر فرهنگیمونه.
نشر آثار، در دسترس قرار دادن، دادن این حقایق به جوونها و اینا.
نذر باطن خیلی کمه.
وقتی میخوایم پول خرج کنیم میریم جاهایی که رفیقامون هم بشناسن
اینها. ولی جاهایی که نه ببینید، ببینید واقعاً
داره تزریق معنوی صورت میگیره، داره تولید علم صورت میگیره و، و اینها رو بره آدم تقویت کنه.
اونم گمنام بره اونها رو حمایت کنه.
تا حالا شده یه آدم مثلاً برجسته علمی که میبینید آدم مثلاً ظاهراً آدم با اخلاسیه.
معصوم که نیستیم هیچ کدوممون.
حالا حداقل گناه علنی ازش نمیبینیم.
دعوه دین داره. خب مشکلات اقتصادی، مالی داره ولی حرف داره برای گفتن.
میتونه بیان خوبی داره، دین رو خوب فهمیده بریم
حمایتش کنیم بگیم آقا خرج زندگی تو
با من. من پدرم با من همین کارو کرد که الان تو این کسبهام.
پدر ما کارخونهدار بود تمام پوشاک جنگ تو کارخونه پدر ما انجام می شد.
اون موقع که وضعش خیلی خوب بود به من گفت تو حق نداری بری سر کار.
اگه بری سر کار عاقت میکنم.
یعنی بالعکس. من تو رو نذر دین کردم.
تو فقط وقتتو میذاری برای دین، مطالعه فلان.
دو هزار تا کتاب هم خریده بود گذاشته بود تو خونه.
گفت تو باید بری سمت دین. یه آدم پیدا بشه بگه آقا من خرج شما رو میدم.
شما معلومه که یه چیزی داری برای گفتن، حرف متفاوته.
یعنی دین رو خوب فهمیدی و خوبم بیان میکنی.
بفرمایید شما نمیخواد بری سر کار، بری انگشت بزنی صبح تا شب
هیچ آیدهای هم نداشته باشه.
من خرج شما رو میدم. شما وقتتو بذار برای اسلام.
چند تامون هم این کارو کردیم. به خدا قیامت باید جواب بدیم.
این خرج کردن و علت اینکه ما عاشق معارف نیستیم میدونید چیه؟
چون خرج معارف نمیکنیم.
این حرف منو قبول دارید شما؟
اجازه بدید یه سند رو کنم. دیگه
بزرگ بزرگان و عرفا که امثال علامه حسن زادهها بهشون افتتاح میکردن حضرت ابن عربی
که امام علیه الرحمه عقلا و اندیشمندان شرق و غرب عالم رو به درون مایه آثار ایشون دعوت کرد دیگه.
در کتاب فصوص الحکمش
خواستید ببینید جلد یک صفحه صد و نود و دوئه.
اون فصوصهای قدیم البته.
یه حدیث قدسی رو ایشون میاره
که میفرماید حضرت عیسی علی نبينا و آله و عليه الصلاة والسلام یک دنیا حرف تو این حدیثه.
به یارانش فرمود که "يا بني إسرائيل
قلب كل إنسان حيث
ماله فاجعلوا أموالكم في سماتكم قلوبكم في السماء".
میفرماید ای مردم بدانید قلب انسانها همون جاییه که مالشون هست.
جایی که پول خرج میکنند، این حضرت عیسی روح الله داره میفرماید.
ابن عربی داره سند میاره.
که هر کجا پول خرج میکنند دلشون هم همون سمته.
اگر میخواید دلتون آسمونی بشه،
آسمونی بشه خرج آسمون کن پولتو.
نه فقط زمین، نه فقط این زمین و خرج.
اینم یه مصداقشه. این زمین
وقف مسجد، وقف حسینیه.
درست. خب درون مایه ش چیه؟ محتواش چیه؟
آدمهاش کو؟ چند تا حسینیه الان بیکارن.
تموم شد درو دههش، دهه محرم تموم شد درشون قفل شد رفت تا سال بعد.
اینا جفاست. بعد چقدر ما جوونها داریم که همینطور هیئتهای خوبی هم دارن.
دارن کار میکنن جا ندارن.
چهار تا پیرمرد شدن متولی حسینیه و مسجد،
جوونها رو راه نمیدن. پنجاه تا مسجد خوبه برای شما من اسم ببرم که ما،
ما، ما با همه ادعامون رفتیم فعالیت کردیم بیرونمون کردن.
حتی یه مسجد با ما دعواشون شد گفت مسجد جای کلاس قرآن نیست که.
قرآنتون رو بچهها برن خونهشون بخونن.
تا این حد. بعد کلاه پدرسوختگی هم سرش گذاشته جسارتا.
بهش میگن آ-- چی؟ عرق چین.
ما زمان جنگ میگفتیم پدرسوختگی جسارت به شما نشه.
اینایی که اینطوری با اسم دین بازی میکنند.
بچهها رو از دین و دیانت و
مسجد و هیئت زده میکنند.
چرا مسجدها از ما خالیه؟ اصلا میدونید رمز و راز
ماندگاری نهضت امام حسین یه وجهش البتهها من
عرض کنم چیه؟ همین الان شما باید نسبت به سیر بحث بگید.
چرا نهضت امام حسین ماندگار مونده؟
اما غدیر متاسفانه نشد.
نهضت این عاشورا، این دهه چرا ماندگاره؟
آفرین چون مردم خرجش میکنند نه حکومتها.
مردم خرجش میکنند.
چون مردمیه. مردم خرج امام حسین میکنند مونده.
چون دلشون میره به چه سمتی؟
اون جایی که خرج میکنند. یه سریه، این رمزیه.
هرچی رو دوست داری باید پول خرجش کنی.
چرا بعضیا پوستشونو میکنی نمیتونن از عرق و ورق و نمیدونم کاباره و رقص و آواز و چی و اینا دل بکنند؟
چون پول دارن خرج اون میکنند.
چرا بکشیش نمیتونه شب جمعه، یه شب جمعهشو بذاره بیاد سر کو-- کمال
مثلا امیرالمؤمنین بشینه تا تعطیلی
بسم الله. یه ویلا هم خریده و نوش جونت.
ما که بخیل نیستیم.
سفره رحمانیت خداست نوش جونت.
والا خدا گذاشته بفرمایید.
ولی از سفره رحیمییت خدا چی برخورداری؟
چون پولشو خرج اونجا کرده.
باربیکیو و چیو استخر و سونا و جکوزی و اینا.
اصلا عشقش شده اون. تا تعطیلات ذ-- تو میبینی
تو قوه خیالش صورت و شکل جکوزی و سونا
داره موج میزنه. بخارا بلند شدن داره خودش رو اون تو غرق میبینه کیف میکنه.
جوجه زده و این، این صورت و
تمثلات برزخی وجودش
علی القوه رتبه مثالیه
متصل وجودش اینه، ایناست.
الا اینه. حالا خنده داره ولی حقیقته دارید میخندید.
دارید به حقیقت میخندید. حقیقت وجودی خودمون.
اما حالا اینایی که کمال خوندن شب جمعه یا چی،
تا شب جمعه میشه اون صورتی که تو ذهنشون
خودش رو نشون میده، اون صورت و شکل چیه؟
یه جماعتی از اهل ایمان جمع شدن دارن کمال میخونن.
اینم قاطیشون داره صفا میکنه.
صورت حرم میبینه. صورت
مسجد میبینه. صورت سجاده و تسبیح میبینه.
اینا اصلا برزخ ما همینه.
اون ملاتی که دقت بفرمایید جمله آخر فرود بیام.
اگرچه بحث نیمه کاره موند حالا فردا رو که عمو نگرفتم.
اون قبلا بارها عرض کردیم اون اصل مهم و رسین و رکین
از چهل و هفت اصل انسانساز معرفت نفس کتاب انسان در عرفان از تعالمه.
چقدر ما عرض کردیم. آنچه که
ملات، دقت بفرمایید، ملات
سور و اشکال برزخی ماست.
یعنی تمثلات برزخی ما.
یعنی ما از اینجا دنیا که بریم، بریم در عالم برزخ
که رتبه وجودیش و درونیش و
متصلش الان در عالم خواب رخ میده.
وقتی میمیریم، میریم در عالم مثال مت-- منفصل و بیرون از خودمون.
اونجا این سور و اشكال رو میبینیم بر اساس چیه؟
ملاتش چیه؟ ملکات نفسه.
ملکات بعد از چی تشکیل میشه؟
اصرار بر عمل. کسی که اصرار داره بر اقامه صلات،
اقامه جلسات سید الشهدا، خرج کردن در این راه،
اون ور هم سور و اشکالی که میبینه همینه.
ملذهست. لذت می-- کیف میکنه.
اما اون وریه نه. اونجا موهشه، مدهشه، وحشت برش میداره.
اینا چیه؟ سر سفره خودشه.
چیزی غیر از این نیست. چقدر رمز و راز تو همین یه روایته.
چقدر باید اینا موشکافانه باز بشه.
تولید علم باید بگیره جوونهای ما درون مایه دین رو متوجه بشن.
حالا آقا محسن ساعتشو نگاه کرد دیگه بسه.
انشاالله عاقبتمون ختم بخیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله- اللهم صل علی محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد