د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۱۱
دارای متن همگام
روایت هشتم؛ کثرت خلق و وحدت حق
بحار. کتاب الموت ۱۳۲
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۴:۵۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## تلاش انبیا و کشتی نوح
۰:۰۰
## سفینهٔ الحسین أسرع و أوسع
۰:۲۱
## ابراهیم در لب مرگ و رضای حسین در گودی
۴:۴۸
## یا غیاث المستغیثین؛ فریاد برای امّت
۷:۳۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
و بهین استعین. السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات. السلام علیکم و رحمة الله.
در روایت هشتم باب
چهارم کتاب الموت بودیم.
به اینجا رسیدیم که بالاخره هر چقدر که
اولیاء الهی دستور
ارتباط با خلق و به یک معنا کثرات رو دارن،
کثرت خلائق رو باز
اگرچه مأمورند به امر الهی اما هرچه باشد باز
کثرت است و توجه به کثرت
، از اون وحدت و شدت وحدت بخواهی نخواهی انسان رو
دور میکنه و لذا اون
توجه تام رو
اگرچه اولیاء الله معصومین علیهم الصلاة والسلام دارن
اما ظاهراً یک وجهش به قول بزرگان مثل امیر جواد آقا میمونه بعد از مت-- موت که حالا توجهشون از کثرات
یعنی جمله بدن خودشون برداشته بشه دیگه
اتم میشه. یعنی هرچه به سمت
وحدت بری، به سمت
توحید بری، به سمت احدیت حضرت حق حرکت کنی
و إنا إلیه راجعون این رجعت باید انسان رو قویتر میکنه.
اصلاً اینکه سر اینکه
توجه داشته باشید یه سؤال رو داریم الان تو دل بحث جواب میدیم.
چگونه است که میگن انسان وقتی از دنیا میره دستش بازتره؟
به نظر شما علتش چیه؟ چرا انسان از دنیا میره دستش تازه باز میشه؟
مثلاً مرحوم آقای بهائالدینی،
بنده در قم که بودم چند وقت پیش از شاگرد ایشون شنیدم
که از ایشون به نقل از خود آقای بهائالدینی فرمودند که اواخر عمرش
حضرات آقای بهائالدینی به من فرمودند که
، به اون کسانی که میان مشکلاتشون رو الان به من میگن که من در نشئه حیات و طبیعت هستم،
اه میخوام کاری براشون بکنم و دست و بالم بسته است
تو اینجا. بهشون بگید که من که از دنیا رفتم،
از دنیا که رفتم بیان سر قبرم،
اونجا دست من تازه باز میشه و براشون اونجا تلاش میکنم.
این یادتون باشه سر مزار آقای بهائالدینی برید،
اونجا براشون تلاش میکنم و حاجاتشون رو از خدا طلب میکنم.
این یعنی چی به نظر شما؟
علتش چیه؟ حرکت به سمت وحدته.
یعنی برداشته شدن توجه از کثرات و این خلائق و این نشئه ضیغی که
ضیغ س--
نشئه طبیعت، مادهست.
همه چی به سمت خرابی میره اینها.
ولی اونور نه، اونجا دیگه مجرده باز میشه دست، اصلاً اینجا ظله، اینجا سایه اونه.
اون یه حقیقتیست که حالا فاصلهی بین نشئه طبیعت تا برزخ هم فرمودند مثل یک ریگیست در کف
بیابون بیانتها. این فاصلهشه.
چقدر دنیا کوچیکه ما انقدر بهش دل بستیم.
دو مرتبه برزخ به قیامت همچین حالتی داره.
اونم مثل یه ریگ در بیابان.
همینطوری مراتب فوق مراتب
، به این شکله که هرچی که انسان به اون سمت حرکت کنه،
هرچه غرق در وحدت بشه و توحید میتونه غریقها رو،
اونایی که دارن غرق میشن رو بیشتر نجات بده.
من دلم میسوزه گاهی اوقات که در تاریخ میبینم انبیا چقدر تلاش کردن،
پوستشون کنده شد، بیچاره شدن.
طفلیات چقدر عده قلیل و کمی رو تونستن اینها نجات-- مثلا حضرت نوح
دیگه شیخ الانبیا که تا چهار هزار سال هم بر ایشون در بعضی از
کتب اومده بر عمر ایشون.
خیلیهها که نهصد و پنجاه سال قرآن فقط نبوتش رو تصریح کرده.
چند نفر رو به نظر شما تونسته هدایت کنه؟
حضرت نوح با این همه عمر شیخ الانبیا
چند نفر رو تونسته بکشونه و اصلاً سوار کشتی هدایت کنه و؟
هشتاد نفر، هشتاد نفر دیگه نه و بیشتر از هشتاد نفر ما نداریم.
حالا شما اینو بیایید قیاس، حالا ما که اهل-- نبایدم قیاس کنیم.
قیاس نمیخوایم بکنیم. اما میخوایم بگیم که
ولایت حضرت نوح هم تحت ولایت اباعبدالله تعریف میشه.
ببینید حضرت حسین ابن علی
چگونه غرق در کثر-- وحدت شده، چگونه در
کثرت بود اما توجهش به وحدت چگونه بود
که هنوز که ایشون در-- ظاهراً از دنیا رفته، بدن عنصریش از دنیا خارج شده که
در کامل الزيارات ابن قولویه روایت داریم از امام
صادق صلوات الله علیه کسی پرسید الان ما میریم کربلا بدن حسین ابن علی اونجا هست یا نه؟
اون بعد حضرت فرمود سؤال
، سنگینی کردی. چگونه است که بدن حسین ابن علی اونجا بخواد بماند در حالی که این زمین گنجایش
ظرفیت گرفتن یه همچین گوهر و جوهری رو نداره.
بعد از سه روز بدن
به بالا رفته. بدن اونها هم بدن خاصیه.
از نوره یکپارچه. خب ببینید
این آقا چه کرده؟
چگونه است که با اینکه بدن عنصریش از این بد-- از این
نشئه طبیعت رفته، ظاهراً دیگه الان فقط امام عصره که با بدن عنصریش رو این زمین مثل ما
زندگی میکنه. اما هنوز که هنوزه داره دستگیری میکنه.
شما ببینید چن-چند میلیارد بگیم
بعد از شهادت آقا تا حالا چند میلیارد نفر آقا حسین ابن علی واسطهی هدایتشون شده.
هرکی داره به سمت خدا میره به وساطت این آقا داره میره.
کشتی نجات. خیلی و لکن سفینه الحسینه
أسرع و أوسع سریعتر،
وسیعتر. ببین غرق در وحدت شده چگونه
که قدرت وحدت رو دست گرفته
انگار که شده باشه مثلاً چه عرض کنیم جانشین که قطعاً
هست دیگه ولی جانشین اتمه.
انگار، انگار چیه؟ جا پای خاتم الانبیا گذاشته.
چه کرده حالا شما ببینید حضرت ابراهیم
بحث کجا بود تو روایت هشتم؟
حضرت ابراهیم علیه و علی نبیین و آله السلام
لب موتشون سؤال کردن که چگونه
دوستی مرگ دوستش رو میخواد.
بعد خدا فرمود چگونه دوستی اکراه داره از لی، از ملاقات دوستش.
این سؤال رو شما ببینید مناجات ابا عبدالله رو در گودی قتلگاه لحظهای که میخواد تشریف بر از دنیا ببینه.
این لحظهی تشریف بردن حضرت ابراهیم
اون لحظهی تشریف بردن امام حسین
که وقتی که سر،
سر مبارک چه بخواد چه نخواد در حالت سجده افتاده در گودی،
حضرت فرمودن الهی رضا، رضان به رضائک هم تازه نه،
رضان به قوائک قضا حکمه.
من راضیم به هرچی تو حکم کنی و تسلیم الأمرک.
من تسلیم مطلق امر تو هستم.
اصلاً چون و چرا نداره حسین ابن علی.
و لا معبود سواک اصلاً معبودی جز تو نیست.
یا غیاث المستغيثين.
ببینید فریاد رو که
بعضی از بزرگان یه روزی محضر یکی از بزرگان بودم حضورا از خود ایشون شنیدم اینو
که فرمودن نظر ما این است
که آقا ابا عبدالله این یا غیاث المستغيثين رو
برای خودش نگفته برای امت گفته
چون خواست دستگیر امت باشه به جهت اینکه هفت بار
آخرین بارش در گودی قتلگاه بود.
پیک حق تشریف آوردن محضر ارباب
گفتن حسین جان میخوای از طرف خدا
میخواید ورق برگرده
شما شهید نشی اهل بیتت اسیر نشن.
اما من خدا هرچه وعده به مقامات و مراتب داشتم به تو همه رو بهت میدم نه که ندم.
رتبه تو سر جاش اما شهید نشی اهل بیتت اسیر نشن.
ابا عبدالله تو گودی قتلگاه یا غیاث المستغيثين میگفت
و داشت جون میداد که خدا یعنی ورق برنگرده و من شهید نشما.
چرا؟ مگه مقامات رو به آقا نمیدادن؟
دلواپس من و شما بوده آقا.
چون اگر حسین ابن علی شهید نمیشد همهی ماها
دیگه به راه باطل بودیم.
همهی ما به واسطهی امام حسین به سمت حضرت حق در حرکت بودیم و هستیم و خواهیم بود.
کیه که ادعا کنه بدون حسین موحد شده؟
پس اونجا اون فریاد یا غیاث المستغيثين حضرت به خاطر من و شما و این ملت و این امته.
ما ملت امام حسینییم یعنی این.
حضرت شهید سلیمانی سر دادن این ندا رو چه ندای
زیبا و پرمعناییست.
یا اون دعا رو شما ببینید لحظات آخر
حالا به هر حال اشکهاتونم جاریه خوبه.
الحمدلله به هر حال ایامیه که
اگر غیر از این باشه باید تعجب کرد.
قبل از اینکه این دعا رو تقدیم کنم خیلی دعای
شریفیست و شما ببینید اون لحظات آخر آقا چه کرده؟
واقعاً چه کرده؟ نه زبان قاصره.
از حضرت آیه الله محسن زاده
یه فرمایشی رو دیدیم که ایشون فرمودن ابن عربی من از در آثار ابن عربی ندیدم این فرمایش رو ولی حضرت استاد فرمودن
ابن عربی این رو فرموده که اگر مثل قرآن
کتابی در شهادت نازل شود
مثل قرآن کتابی در موضوع شهادت نازل شود یعنی بشود کتابالقرآن بشود کتاب شهادت.
فرمودن فاتحة الكتاب یعنی سورهی حمد
که همهی قرآن توش جمعه. فاتحهی اون کتاب شهادت حسین ابن علیست.
یعنی تمامه دیگه تمام کرده.
حالا این آقا اومده در
لحظاتی که میخواد بره وداع کنه
اومد در خیمهی آقا امام سجاد صلوات الله.
این رو میتونید در کتاب ادعوات صفحه پنجاه و چهار مرحوم قطب راوندی ببینید.
تو صحن اصلی حرم حضرت معصومه سلام، صلوات الله علیها
رو به ایوان طلا که وایسید دست چپتون یه مقدار اونورتر از حوض
یه سنگ بلنده تقریباً شاید
نیم متر بیشتر از نیم متر سنگ بلند و بزرگی باشه.
اون مرحوم قطب راوندیه. مال
سدهی شیا بله شش،
ششم بله. مال سدهی ششمه
و نزدیک غیبت امام عصر و این کتاب ادعوات، دعواتشو همهی بزرگان تأیید کردن.
ایشون در اونجا نقل میکنه که امام حسین لحظات آخر از امام سجاد نقل میکنه.
اومدن خیمهی امام سجاد برای وداع.
امام سجاد صلوات الله علیه میفرمایند که دیدم از
تمام بدن پدرم حسین خون جاریه از رگهای بدن خون جاریه
و داره میره برای وداع. توی اون لحظه پدرم من رو بغل کرد
و یه یادگاری به من داد. فرمود پسرم
این یادگاری رو قدر بدان
که از مادرم فاطمه
یاد گرفتم و او از
پیغمبر، پیغمبر از جبرائیل و از حضرت حق.
این دعا رو امام حسین تو اون لحظهای که خون از بدنش داره میره و داره میره
به سمت گودی به امام سجاد هدیه کرده برای من و شما
و فرمود برای حاجت و برای هم و غم
و برای بلاهای سنگین روزگار مفیده.
حالا این متن دعا رو ببینید.
شما ببینید لحظات آخر
ابا عبدالله زبانش چگونه باز بوده به توحید
فرمود به حق یاسین والقرآن الحکیم.
به به به. و به حق طه
والقرآن العظیم.
به به به. یا من يقدر علی حوائج السائلین.
به فکر گداها و سائلینم.
ای کسی که قادر هستی بر حوائج
سؤال کنندهها. یا من يعلم ما فی الضمیر.
ای کسی که باخبری از درون هرکسی.
یا منفسا عن المکروبین.
ای کسی که برطرف میکنی
پریشانی پریشان حالها رو.
یا مفرج عن المغمومین.
ای کسی که غمها رو بر میداری.
یا راحم الشيخ الكبير.
به فکر پیرها بوده. یا رازق الطفل الصغیر.
به فکر شیرخواران و خردسالان و کوچکها و کودکها بوده.
یا من لايحتاج الی تفسیر.
ای کسی که اصلاً احتیاج به تفسیر نداری.
بر هر چیزی آگاهی. صل علی محمد و آل محمد و افعل بی.
با من این کار رو بکن.
حالا کذا و کذا یعنی حاجتتو میدی.
اینو امام حسین فرموده و رفته.
ببین همش داره با حق مناجات میکنه.
این رو یاد میده به پسرش که به همه بگو
و خودش هم که میره غرق در توحید و وحدته.
یه همچین کسی میتونه چیکار کنه؟
دست عالم رو بگیره و با خودش ببره.
لذا آقای قاضی فرمود تمام مراتب توحید
با حسین بن علی طی میشود.
از صفر تا صدش. حالا باید ببینید
حضرت ابراهیم جد بزرگوار ایشون
وقت موتشون سؤالشون از خدا چیه؟
که چگونه دوستی مرگ دوستش رو طلب میکنه.
البته وجوهش رو گفتیم چیز بدی نیست به نگاه خدای نکرده بد به این سؤال نگاه نکنید.
اما وقتی امام حسین رو ببینیم
نه خودش رو بلکه همه محبینش رو داره غرق در خدا میکنه.
در یک دستش یک دست ما رو گرفته با اون دستش هم دست حضرت حق داره همه ما رو بالا میکشه.
خدایا ما رو از اربابمون جدا نکن.
خدایا ما رو با اربابمون محشور کن.
صحبتهای امروز رو هدیه میکنم به امام و
شهدا و شهدای کربلا و
اموات و رفتگان خودتون، مادر و برادر خودم
آقای لطفی که اینجا خدمت میکرد از دنیا رفت و همچنین پدر آقای ناطقی که روز اول محرم دفن شدن.
روح همشون شاد باشه نثار همشون صلوات ختم کنید.
اللهم صل علی
محمد و آل محمد. اللهم اغفر له وارحمه وعافیه واغفر له وارحمه.
جلسه قبل
جلسه بعد