ددرس‌گفتارها

اللهم صل على محمد و آل محمد.

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

در روایت هشتم بودیم از باب چهارم کتاب الموت بهار.

بحث ما رسید در این روایت به اونجا که وجوه کراهت گونه‌ی [مکث] تسلیم مرگ شدن حضرت ابراهیم رو در این روایت بررسی می‌کردیم و رسیدیم به اینجا که به جهت نقص نفوس و جبران مافات برای ماها، ضعفا و به جهت طی مراتب برای اولیای خدا به جز مقام ختمی و اهل بیت عصمت علیهم الصلاة والسلام این حالت در هنگام مرگ پیش میاد که دوست دارن فرصت بیشتری بگیرن برای جبران و برای طی مراتب.

این سؤال ایجاد شد که خب اگر برای ما این حالت پیش خواهد آمد که هنگام موت ما دوست داریم بیشتر بمانیم یا گفتید که آقا روایت داریم خدای منان وعده کرده است که [نفس عمیق] محب امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام رو قبض روح نکنه مگر راضیش کنه.

خب این رضایت به چه صورته؟

این اکراه بر موت محبین اهل بیت هنگام موت چگونه برطرف می‌شود؟

اولاً یه روایت خیلی شیرینی داریم که هم در کـ-- مجامع روایه‌مون اومده اما چون من الان هرچی گشتم در اون منبعی که دیده بودم پیداش نکردم، منبع رو نقل نمی‌کنم.

اما یادمه که در مجامع روایة مستند احتمالا در کتب اربعه باشه.

اما از اساتیدمون هم زیاد شنیدیم که هنگام-- امام صادق صلوات الله علیه فرمود که سؤال شد از آقا چگونه محب رو آقا، خدا راضی می‌کنه؟

وقتی م-موت چگونه محب رو راضی می‌کنه؟

چون روایتی هم داریم حدیث قدسیه.

جامع احادیث قدسیه هم می‌دونید، جواهر الثنی، جواو، جواهر الثنیة فی احادیث القدسیه، مرحوم شیخ راملی کتاب قطوریه.

اونجا خدای منان فرمود "ما من شیء تردد فیه مثل ترددی عند قبض روح المؤمن".

خدا فرموده که من هیچ کجا مثل قبض روح مؤمن، مؤمن یعنی مطلقاً محب علی علیه الصلاة والسلام، مردد نمی‌شوم.

این مردد نه یعنی استیصال یا چه کنم، چه نکنم.

اینکه به خدا در ساعت قدس حضرت حق راه نداره.

این ترددی مثل اون ترددیه که حضرت ابا عبدالله در دعای عرفه عرض می‌کنه به خدا که "الهی ترددی في الآثار یوجب بعد المزار".

قبلاً درباره‌ش حرف زدیم در توحید صمدی حضرت حق که حضرت فرمودن که این تردید من یعنی رفت و آمد من بین آثار تو، ترددی في الآثار یعنی آیات تو، یوجب بعد المزار، منو از اون محل ز-- از، از زیارت تو دور می‌کنه.

یعنی این‌ها رو به عنوان اینکه نش آثار تواند، نشانه‌ی تواند من نگاه نکنم بلکه عین ظهور تواند که بحثش قبلاً گذشت.

حالا این تردد یعنی رفت و آمد.

نه یعنی استیصال و حیرت.

نه.

خدا میفر-- که نه که هی مثل اینکه واسطه‌ی فیض که قابض الارواح است مثل الان جریان حضرت ابراهیم که تو روایت وارد شده تردد می‌کنه.

یعنی با حضرت ابراهیم صحبت می‌کنه.

حضرت می‌فرماید که عرض می‌کنه که چگونه است که دوستی، اِممم مرگ دوستشو طلب کنه.

ایشون تردد یعنی میره.

اصلاً یک اصل در ذکر هم همینه.

اصل تردد.

هی ورد رو تکرار که می‌کنی بهش میگن تردد.

هی ورود می‌کنی به ذکر خروج می‌کنی.

ایشون میره به مقام باطن عالم و پیام‌ها رو که بحث شد درباره‌ش میگیره به خدا.

این هم و به حضرت ابراهیم می‌رسه.

این تردد منظور اینه که خدا می‌فرماید که من هیچ کجا مثل اینجا تردد نمی‌کنم یعنی اینکه هی واسطه‌های فیض رو به کار می‌ندازم.

اینه معناشه که جان و قبض کنن روح محب امیرالمؤمنین.

اونجا جایگاه شیعه اونجا معلوم میشه.

شیعه اسمه اشعری.

که حالا بعد از امام صادق صلوات الله علیه کیفیتشو پرسیدن.

یه چیزکی نسبت به ظرفیت سائل حضرت فرمودن که خدای منان اون لحظه وقتی می‌بینه اکراه داره محب برای تسلیم کردن جان، مواهب بهشتی‌ش رو بهش نشون میده.

درجاتشو در بهشت.

حور و قصور و حالا نسبت به ظرف وجودیش نشون میده.

باز ایشون راضی نمیشه.

محب امیرالمؤمنین راضی نمیشه.

چه خوب هم و چه خوش هم که راضی نشه.

خب اون که عاشق حور و قصور و انهار و این‌ها نبوده که.

توجه کردید راضی نمیشه.

بعد دو مرتبه خدا چگونه راضیش می‌کنه؟

روایت داریم که البته چند مرحله‌ست روایت من سریع ازش رد شدم.

می‌فرماید که چهره مقدس رسول خدا، امیرالمؤمنین و حضرت زهرا صلوات الله علیهم أجمعین رو توی روایت داره نشونش میدن.

و یه روایت میگه تا امام زمانش رو از پیغمبر تا امام.

حالا در هر حال چهره انسان کامل رو نشونش میدن.

اینکه امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام به وارث همدان فرمود که چه کا-کافر باشه چه مؤمن باشه "مَیَمُتِ یَرَنِی" هرکس بمیره منو می‌بینه یه وجهشه یه وضعی شه که باید ولایت تحت ولایت باید جان بده.

حالا محب آقا هست راضیش می‌کنند می‌برن.

غیر محب راضی نیستی که به درک که نیستی به سلامت.

شرشو از عالم می‌کنن.

ولی محب به هر حال راضی می‌کنند.

حالا این چهره‌های زیبا رو روایت داریم وقتی نشونش میدن راضی می‌شه.

یعنی چهره دلربای ابا عبدالله الحسین رو نشونت میدن.

چه چی شیرین‌تر از این؟

راضی می‌شه به موت.

اون کراهت دیگه برداشته می‌شه.

مثل این‌که اونجا حضرت قابض الارواح در خصوص حضرت ابراهیم فقط سؤال و جواب نیست، فقط خبر نیست، بحث اخبار نیست که بیاد خبر برسونه از ابراهیم که خدا فرموده که مثلاً کیو کدوم دوست رو دیدی از ملاقات دوستش کراهت داشته باشه که حضرت ابراهیم راضی بشه.

نه اون، اون عرض شود تجلیات بی‌مثال حضرت حق رو حضرت ابراهیم مشاهده می‌کنه.

یعنی می‌بینه، می‌چشه، می‌رسه به اون تجلیات بی‌مثال و بی‌واسطه.

لذا حاضر به قبض روح می‌شه.

حالا برای سهولت فهم من و شما این قصه رو نسبت به سنت الهی که همیشه واسطه‌های خیر وجود دارند، تردد ملائکه الله مثل قابض الارواح وجود داره، این چنین روایت فرموده.

اتفاقا خدا رحمت کنه حضرات آقای سیبوی رو محضر ایشون که بودیم یه رفته بودیم منزلشون حالا یادم به چه مناسبتی بود.

ایشون با حالت بغض و گریه این روایت شیرین رو به ما گفتن که البته شبیه این روایت رو هم مرحوم شیخ غلامرضا فقیه خراسانی از علمای به نام شیعه توی یزد بود.

ایشونم فرمودن.

ایشونم آوردن شبیه به این رو.

حالا آقای سیبوی فرمودن که بهشتیا تو بهشت خب یک یک که وارد می‌شن حضرت زهرا سلام الله علیها به روایت مبسوطی که مرحوم آقا میرزا جواد آقای ملکی تبریزی آورده که تنها کسی که جرئt می‌کنه، جرات می‌کنه بره دم در جهنم بهیسته یک یک ببینه کسایی که وارد آتش جهنم می‌شن یه وقت بوی حسین نداشته باشن.

اینا مفصله خیلی شیرین.

بعد حضرت زهرا سلام الله علیها وقتی که یک یک محبین بچه‌هاش که واردش بهشت شدن و خیالش راحت شد قدم به بهشت می‌گذاره.

اونجا روایات اینو از آقای سیبوی من شنیدم که وقتی خانم دید همه محبین حسینش تو بهشت جمع‌ان یه لبخند رضایتی می‌زنه.

از اثر لبخند اونجا ایشون فرمودن که از اثر لبخند تو روایت من دیدم میگه از دندون‌های مبارکه.

چون قابل جمع هم هست.

حضرت زهرا سلام الله علیها نوری ساطع می‌شه که بهشت رو می‌گیره.

همه میگن این چه نوریه که پیش از این ما همچین نوری ندیده بودیم.

این چه تجلی‌ایه؟

این چه جلوه جدیدی از حضرت حقه.

قبلاً عرض کردیم با اون روایت که در وسائل الشیعه شیخ حر عاملی میاره تمام زیبایی‌ها و جمال رو خدا بخشیده به حضرت زهرا سلام الله و بله باید نور لبخند ایشون هم چنان تجلی جمالیه داشته باشه که همه رو مدهوش کنه.

این چیه؟

این چه نوریه که ما نه در دنیا دیده بودیم، نه در برزخ و نه در الان تو بهشت ندیده بودیم.

میگن این اثر نور لبخند حضرت زهرا سلام الله علیها از دندون‌های مبارکش بلند شده، ساطع شده.

چه ایشون خوشحال شده محبین حسینش رو تو بهشت جمع دیده.

به به، به به چه مادری.

ایام فصل نوکری ابا عبدالله‌م که داره از فردا شب می‌رسه آماده باشیم انشاالله.

خود خانم نفس بزنه همه‌مونو آماده کنه.

با آلودگی نریم تو خیمه امام حسین [نفس عمیق].

بله.

تو اون روایت مرحوم آقای یز خراسانی که عرض کردم از علمای به نام یزد بود، ایشون می‌فرما-- این روایتو به این شکل میاره که می‌فرماید که مؤمنین تو بهشت هستن.

نه اینکه وارد شدن.

تو بهشت هستن.

اینم کامتون با این روایت شیرین بشه.

برای امروز بسه اگرچه بحث نیمه کارمونه انشاالله روزهای بعد.

بعد مشغول نعمتن.

نعمت‌های مختلف الهی رو اینا غرق در نعمتن.

ناگاه نوری می‌تابه.

یه فضای جدیدی در بهشت ایجاد می‌شه.

مؤمنین از ابتهاج این نور بی‌هوش می‌شن.

اینجا می‌گه بی‌هوش می‌شن.

تو روایت قبلی نمی‌گه بی‌هوش می‌شن.

بعد وقتی به هوش میان می‌پرسن این چه نوری بود؟

همچین تجلی و نوری ما تا حالا ندیده بودیم.

اونجا ملائکه بهشون میگن که این اثر این نور از اثر لبخند حضرت زهرا همین الان به امیرالمؤمنین بوده.

به به، به به.

یعنی الان در مقام قرب حضرت زهرا سلام الله علیها به امیرالمؤمنین لبخند زد.

این اثر نوری اونه.

چون جمال حقه دیگه یکپارچه م-محل یعنی فیض هرچه جماله در او جمع شده وقتی لبخند بزنه باید در عالم یه همچین رشحه ایجاد بشود از جمال او.

منتها بهشتیا درکش می‌کنند.

بعد اونا میگن ما همچین چیزی تا حالا ندیده بودیم که بعد اینجا که می‌رسه در شرح این روایت دیدم خدا رحمت کنه حضرات آقای مصباح این عبارت رو می‌فرمودن.

می‌فرمودن آیا این تجلیات و این جلوه‌ها دیدنی نیست؟

چه سؤال قشنگی.

اینایی که دنبال حوری و سیب و گلابی بهشتن، میگه شاخک‌هاشونو تیز کنید آقای مصباح می‌فرمود با این روایات.

آیا دیدن تجلی لبخند حضرت زهرا برای تو محب امیرالمؤمنین یا در دیدن چهره امیرالمؤمنین اون لبخند، این دیدنی نیست؟

آدم ح-حق نیست جون بده برای دیدن این تجلیات؟

حالا نقطه سرخط بحث تجلیات و دیدن و جلوه‌ها این‌ها بماند.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم