ددرس‌گفتارها

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیا ص سلامٌ علیکم و رحمة الله.

در روایت هفتم از باب چهارم کتاب الموت بودیم که امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام فرمودند: أیها الناس کل امر انلاقٍ فی فراره ما منه یفر و لا اجل مساق النفس الیه و الهرب منه موافاته.

توضیح دادیم که چرا قرعه قبض روح به نام جبرائیل-- حضرت عزرائیل علیه السلام افتاد.

روایتی رو در این خصوص عرض کردیم.

سؤالی پیش میاد، اون هم اینکه آیا حضرت قابض الارواح بدون استثناء همه رو قبض روح میکنه؟

یا ایشون دستور رو صادر میکنه کسی دیگه قبض روح میکنه؟

به چه شکله؟

اولاً فرمودند که اون کسی که اسمش هم رو خودشه دیگه، ملک الموت مأمور موته.

یعنی محاله کسی بخواد از این دنیا فارغ بشه نفس ناطقه‌ش اعلام انصراف از بدن بده و سفر برزخی‌ش آغاز بشه الا اینکه باید اذن‌ش رو حضرت ملک الموت بده و حضرت ملک الموت حاضر باشه.

اما اینکه چه کسی این عملیات رو انجام میده روایت داریم که بله استثنائاتی وجود داره.

در همه جا خداست و خدایی میکنه دیگه به قول حضرت علامه علیه الرحمه خداست و خدایی میکنه.

به کسیچه.

دوست داره استثناء بگذاره.

خاک خوردنش حرامه اما میگه بخور از خاک امام حسین.

مستحبم است، مؤکدم است، استثناء است.

اینجا هم یک استثناء خدا گذاشته.

اولاً یه روایتی قبل از اینکه من این استثناء رو خدمتتون عرض کنم، یه روایتی داریم که انشاالله این هم باشه طلبتون باز کردن این روایت که یعنی چی؟

منظورش چیه؟

این رو در کتاب بحار جل七十六 میتونید صفحه صد و شصت و-- صد و هشتاد و هشت ببینید.

ما من بیتا هیچ خونه‌ای نیست الا و ملک الموت یقف علی بابه.

مگر اینکه مک- ملک الموت می ایسته بغل این در.

حالا اینا یک یک باید چی بشه؟

تفسیر بشه، تأویل بشه.

یعنی چی؟

این با- بیت چیه؟

بابش چیه؟

و قفع ایستادن ملک الموت چیه؟

کل یوم هر روز، اینجا منظور از هر روز چیه؟

خمسم رات پنج بار، این پنج بار کیه؟

چگونه است؟

باشه طلبتون.

فعلاً اینو بدونیم که بر ما روزی نمی‌گذره مگر اینکه پنج بار مک- ملک الموت متوجه ما میشه.

حالا قدیم‌ها می‌گفتن یه دفعه همینطوری ناخودآگاه یه لرزشی به بدنت میفته، ملک الموت نگات کرده یا از بغلت رد شده.

از این حرف‌ها می‌زدن.

این‌ها حرفای همینطوریه، استدلالی براش نیست.

اما این روایت مطمئنه که حالا بزرگان فرمودن این پنج بار همون پنج بار وقت نمازه.

شاید به یک معنا مترصد نماز ماست حضرت ملک الموت.

که اگر کسی نمازشو اول وقت بخونه، وقت موتش خود ملک الموت کمکش میکنه.

حتی میگن شهادتین رو تلقین میکنه.

این روایت که نشون میده که همه تحت توجه این آقا هستن، روزی پنج بار.

مخصوصاً وقت نماز ظاهراً این چنین باشه.

اما روایت دیگری داریم که مثلاً مناقب آل ابی طالب که ابن شهرآشوب مازندرانی میدونید این کتاب رو جمع کرده نوشته ج- جل two صفحه دوصد سی و شش روایت داره که وقتی که پیغمبر عزیز عالم معراج تشریف بردن در سف- سفر معراجی‌شون، اونجا حضرت قابض الارواح ایشون رو زیارت کردن و به ایشون عرض کردن به رسول خدا.

عرض کردن إن الله جل جلاله وكلنی بقبض ارواح الخلائق.

خدا منو موکل کرده، منو مأمور کرده به قبض روح که همه ما قراره ایشون رو زیارت کنیم.

خب حالا این استثناء داره یا نه؟

اینجا مشخصه که داره.

میفرماید ما خلا روحک مگر روح تو یا رسول الله و روح علی ابن ابی طالب.

این دو تا.

فإن الله يتوفیكما بمشیئته.

خدا شما دو تا رو توفی می‌کنه.

موت شما دست خداست.

که اونم به مشیتش.

حالا باز اینجا مشیت چه معنایی میده باشه طلبتون.

که نشون میده بله در خصوص قبض روح هم باز استثنائاتی وجود دارد که خدا اینجا خودش مستقیم روح پیغمبر و امیرالمؤمنین یعنی ملک الموت شأنی از شؤون وجودی اونان.

از نظر اعتقادی هم این ثابت شده است.

ملک الموت شأنی از شؤون وجودی او هستند.

هیچ وقت جزء نمی‌تونه احاطه به کل پیدا کنه که بیاد جزء بیاد جان کل رو بگیره.

نشدنیه.

مثل اینکه قوه باصره شما، قوه سامعه شما، قوه لامسه شما، این‌ها شؤون نفس شماست.

یعنی تحت امر نفس شماست.

نفس شما از طریق روح بخاری احکام خودش رو در بدن پیاده میکنه.

به چشم میگه ببین اینجا رو ببین، اینجا رو نبین.

داره پیاده‌سازی میکنه.

کی داره امر میکنه اینجا؟

امیرالامرا کیه در وجود شما؟

در سلطنت وجودتون نفسه.

حالا چشم این چشم پیدا رو نمیگم قوه باصره بیاد نفس رو توفی کنه یعنی کل نفس رو بگیره، جان اون رو بگیره به اصطلاحا.

نمیشه، نشدنیه دیگه.

پس ببینید از جهت عقلی هم جواب داریم.

نمیشه.

اگر اینطوری باشه این حدیث داره تصریح بر مقام ولایت میکنه.

امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام به عنوان صاحب منصب اصلی مقام ولایته.

یعنی اینکه امام عصر ما هم، یعنی اینکه حضرت زهرا هم، یعنی امام حسین رو، این‌ها رو، انسان کامل رو هم خدا توفی می‌کنه.

این یک نکته.

آیا باز استثناء دیگری هم داریم؟

یعنی کسانی هستند که معصوم علی الاطلاق یا انسان کامل نباشند باز خدا خودش مأمور قبض روحشون باشه؟

باز یه حدیث داریم بله.

اونم سند خیلی محکم.

قدیمی‌ترین کتابی که مصدر و منبع زیارت عاشورا است کدوم کتابه؟

حدود هزار و اندی سال پیش نوشته شده، کتاب کامل الزيارات ابن قولویه.

یعنی ما قدیمی‌تر از این کتاب بر منبع زیارت عاشورا نداریم.

که هم تو کا-- انشاالله رفتید کاظم این قسمت شد بغل شیخ مفید ایشون دفنه.

یا بهتره بگیم شیخ مفید بغل ایشون دفنه.

که یه ضریح دارن مشترکه.

هر دو تا اونجا دفنن.

قبل اینکه وارد روضه مقدس بشید که با عرض کردم دیگه بارها امام عصر رو دیدم.

نه یکی دو بار، بارها که صورت به ضریح این بزرگوار گذاشته و های های گریه می‌کنه امام عصر.

اینقدر که شیخ مفید پیش آقا عزیز بود و من جمله ابن قولویه قمی.

در این کتابش اگه خواستید ببینید بالاخره این مخصوصا سخنران‌ها، ذاکر‌ها، هیئتی‌ها باید این کتاب رو داشته باشن و بخونن.

صفحه دویست و شصت و چهاره.

روایات خواندنی درش هست.

امام سجاد سلام الله علیه می‌فرماید "فَاِذَا بَرَزَتْ تِلْکَ العِصَابَةُ العِصَابَةُ إِلَى مَضَاجِعِهَا" وقتی که اون جماعت در روز کربلا، جماعت یعنی یاران امام حسین، به طرف قبرهاشون نما-- برزت آشکار شدن، نمایان شدن.

یعنی وقت قبض روحشون شد.

کی اومد قبض روح کرد؟

"تَوَلَّى اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ قَبْضَ أَرْوَاحِهَا بِيَدِهِ".

الله اکبر.

بِيَدِهِ.

خدا به دست خودش شهدای کربلا رو من جمله سید الشهدا رو قبض روح کرده.

این نشون میده که اولا مقام شهدای کربلا رو که به وساطت مقام ولایت کلی امام حسین.

دو، چقدر این‌ها بالاخره مقام داشتن که هیچی، چقدر این‌ها شانشون بالا شده که شاید به یک معنا گفت بشه گفت که حتی این ملک مقرب هم باز می‌تونه شده باشه شؤونی از وجود اون‌ها.

به خاطر وصل‌شون به اون کره مثل اینکه قطره‌ای که وصل شد به دریا دیگه دریاست.

شهدای کربلا، یه روایت میگه آب شدن، ذوب شدن در امام حسین.

اصلاً شدن حسین.

"لا فرق بینهم و بین حبیبهم".

اون عالمی که می‌گشت که خیلی دوست داشت.

حالا مکاشفات زیادی داشت، تمثلات زیادی براش رخ می‌داد.

شهدای کربلا رو می‌دید.

این‌ها خیلی دوست داشت عبدالله ابن-- سعید ابن عبدالله رو ببینه که همون که سیزده تا تیر خورد تو صورتش، بدنش و آخریش تو پیشونیش.

خودش رو رو در روی ابا عبدالله قرار داد که حضرت تیر نخوره وقت نماز.

خیلی دوست داشت ایشون رو زیارت کنه.

چگونه تو تونستی این تیرها رو تحمل کنی؟

خیلی سخته.

یه سوزن تو بدن آدم میره دادت بلند می‌شه.

سیزده تا تیر رو تحمل کنی.

اونم آخریش به پیشونیش خورد.

دیگه نتونست.

باز دیگه آقا سلامو که داد افتاد.

و این‌ها خیلی حرفه.

شوخی نیست اینا که بابا.

یه ذره مصیبت سر ما می‌ریزه رو دوش ما.

یا مثلاً کرایه خونه‌مون عقب میفته.

مری-- خانوممون مریض می‌شه.

چک‌مون چی می‌شه؟

بخواد پاس بشه.

مایه نداریم.

چه-- یه مشکلی پیش بیاد دادمون می‌ره آسمون هفتم.

خدا تو فقط منو گیر آوردی فلان.

حالا تیر تمام وجودش رو گرفته.

که می‌ش- می‌دونید شنیدید دیگه بارها در روضه‌ها که وقتی افتاد ابا عبدالله سلام نماز رو داد.

ایشون افتاد بغلش کرد.

حسین ابن علی علیهم السلام.

ایشون گفت "أوفيت بعهدي" آیا به عهدم وفا کردم؟

حضرت ابا عبدالله فرمود چگونه تو به عهدت وفا نکردی در حالی که دائما در قیامت دائما در بهشت "أنت أمامي في الجنة" تو دائما روبه‌روی منی.

الله اکبر.

در بحث تمثل اعمال، تجسد اعمال، تجسم یا تجسد که انشاالله یه وقتی چند جلسه دربارش حرف بزنیم.

ملکه وجودیش این بوده که روبه‌رو عبد-- ابا عبدالله وایسته سپر بلا شده.

لذا متمثل، اون تمثل وجودیش در عالم بالاتر می‌شه روبه‌روی حسین بودن.

یعنی همون می‌شه.

میگن جزای عین عمل، جزای وفاق که قرآن می‌گه.

حالا بحث کاری نداره.

ایشون رو اون عالم زیارت کرد.

ازش سؤال کرد چگونه تو تونستی این تیرها رو تحمل کنی؟

اشاره کرد به حضرت ابا عبدالله فرمود "حب هذا الرجل" حب این مرد.

عشق به معنای حالا خودمونی عشق امام حسین.

ببین اصلاً عاش-- اینقدر ذوب در امام حسین شده سؤالش هم با حسین جواب میده.

مثل حضرت فظه.

اینقدر غرق در قرآن شده بود تمام سؤالات رو چه اهل بیت ازش می‌پرسیدن چه دیگران با قرآن جواب می‌داد.

این حالا داستان مفصلی داره که فکر می‌کنم اگه بار شمردم شاید حدود شصت و شش سؤال ازش شده بود.

همه رو با آیات قرآن جواب داد.

حتی اینکه اسمت چیه، کجا می‌خونی، نشونه خونه‌ت کجاست، چند سالته، همه رو با قرآن جواب داد.

این‌طوری عاشق می‌شه.

انشاالله خدا ما رو هم به اون مقامات و مراتب برسونه.

عاقبتمون انشاالله ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد