یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
حدیثِ هفتم؛ فرار از اجل و برخورد با آن
سخن در بابِ بسیار شیرینِ موت است؛ از کتابِ الموت، بابِ چهارم، حدیثِ هفتم. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودهاند:
«أَيُّهَا النَّاسُ كُلُّ امْرِئٍ لَاقٍ فِي فِرَارِهِ مَا مِنْهُ يَفِرُّ» (بحار الأنوار، کتاب الموت)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای مردم، هر انسانی در همان گریزِ خود به آنچه از آن میگریزد خواهد رسید.
همه چنیناند که سرانجام به همان چیز میرسند که از آن میگریزند. منطوقِ سخن، اجل است — مرگ — که همگان میپندارند از آن میگریزند، در حالی که اجل نفس را به سوی خود میراند:
«وَالْأَجَلُ مَسَاقُ النَّفْسِ إِلَيْهِ وَالْهَرَبُ مِنْهُ مُوَافَاتُهُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اجل همان است که نفس بدان سوق داده میشود؛ و گریختن از آن همان رسیدن به آن است.
در همان حال که انسان گمان میکند میگریزد، با مرگ روبهرو میشود و به آن میرسد. اگر این باور در جان جای گیرد، رفتار در برابرِ اهلِ قبور و شهیدانِ گمنام دگرگون میشود: سلامی، حمدی، توسلی؛ زیرا آنان زندهاند.
«بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» (آل عمران/۱۶۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بلکه زندگاناند نزد پروردگارشان روزی داده میشوند.
این معارف را باید در خود پیاده کرد. به یک معنا همگان هماکنون «میت»اند؛ چنانکه به پیامبر نیز گفته شد:
«إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ» (زمر/۳۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تو نیز خواهی مُرد و آنان نیز مردگاناند.
تفاوت در خبر داشتن و بیخبری از این حقیقت است. باور به مرگ مهم است؛ و متأسفانه بیشتر مردم تا لحظهٔ جانسپردن بدان التفات ندارند.
داستانِ گورستان و پیامبرِ بنیاسرائیل
در کتابِ کلیاتِ جامعالتمثیل، صفحهٔ دویست و بیست و دو، آمده است که یکی از پیامبرانِ بنیاسرائیل از گورستانی عبور میکرد. مردم چون او را دیدند — از اولیای زمانه و صاحبنفس — گرد او جمع شدند؛ چنانکه در آن عصر علما غریب نمیمانند. تقاضایشان عجیب بود: حجتی بیاور؛ یکی از این مردگان را زنده کن تا از چگونگیِ جانکندن و سؤالِ نکیر و منکر بپرسیم و حجت تمام شود.
خدا نکند بر کسی حجت تمام شود و باز راه معصیت بگیرد. این خطر برای کسانی که ظهورِ امام عصر را در افقِ انقلابِ اسلامی درک کردهاند نیز هست. به قولِ حضرتِ استاد علیهالرحمه، انقلابِ اسلامی میانِ طلوعینِ ظهور است؛ و به تعبیرِ حضرتِ امام، نه تنها مقدمهٔ ظهور بلکه ابتدایِ ظهور است. ظهور را دیدن و باز غفلت کردن، خطرناک است.
آن پیامبر آبروی خویش مایه گذاشت و از خدا خواست؛ یکی از اموات سر از قبر برآورد و زنده شد. میانِ آنان پرسش و پاسخ درگرفت. بخشی از سخنِ آن میت که به معجزه بیدار شده بود چنین است:
«يَا أَهْلَ الدُّنْيَا أَنَا مِتُّ تِسْعِينَ سَنَةً فَمَا ذَهَبَ مَرَارَةُ الْمَوْتِ مِنْ حَلْقِي»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای اهل دنیا، من نود سال است که مردهام و هنوز تلخیِ مرگ از گلویم نرفته است.
خطابِ «یا أهل الدنیا» به همهٔ اهلِ دنیاست. پس از نود سال هنوز سختی و تلخیِ جانکندن از حلق و جانش نرفته است. اهلِ ایمان وقتی کسی تازه از دنیا میرود، گاهی به یکدیگر میگویند نزدیک نشوید؛ تبِ موت دارد و در حالتِ بیهوشی است و آشنایان را نمیشناسد. آن لحظه بسیار حساس است.
خوشا به حالِ آنکه پیش از آنکه بمیرانندش بمیرد؛ یعنی موت را سفر و پوستاندازی بداند. مارها که پوست میاندازند با انسان سخن میگویند: در وقتِ موت چنین اتفاقی میافتد؛ چیزِ غریبی نیست.
«إِنَّمَا تَنْتَقِلُونَ مِنْ دَارٍ إِلَىٰ دَارٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): جز این نیست که از سرایی به سرایی دیگر منتقل میشوید.
پیامبر فرمودهاند انسان از داری به دارِ دیگر منتقل میشود؛ هست و تا ابد خواهد بود. این پوست عوض میشود و پوستِ دیگری که هماکنون نیز همراه است آشکار میگردد. در خواب توجه به همان بدنِ لطیف است؛ و اکنون با اعمال همان را شکل میدهند.
اغوای شیطان و حبّ دنیا
پیامبرِ خدا از آن میت پرسید: در دنیا چگونه بودی و چه اعمالی داشتی که پس از نود سال هنوز تلخیِ جانکندن در حلقت مانده است؟ پاسخ داد: شیطان مرا اغوا کرد. شیطان دشمنِ درون است؛ دشمنِ بیرونی به آن قوت نیست. آنچه اهلِ ایمان بیشتر از آن رنج میبرند از درونِ خودشان است.
از همینجاست سرِّ استعاذه: پیش از حمد در نماز مستحب است «أعوذ بالله من الشیطان الرجیم» گفته شود و سپس بسمالله و سورهٔ حمد آغاز گردد. بسمالله را شیعه به جهر میگوید؛ اما اعوذ بالله را بزرگان آهسته میگویند تا شیطان نشنود. اگر بلند بگویند، چنان است که نقشهشان را خوانده و مترصدِ کارشکنی شده باشد. شیطان همواره رصد میکند و در جاهایی که گمان نمیرود نیز هست.
آن میت گفت: دنیا را دوست داشتم و میکوشیدم جمع کنم؛ اکنون میبینم هر چه جمع کرده بودم نهادم و رفتم و وارثان میخورند و یادم نمیکنند. بحثِ تکاملِ برزخی و اثرِ صدقاتِ جاریه — چه نیک و چه بد — در شدت و سرعتِ سیر به سوی اسماءِ جلال (جهنم) یا اسماءِ جمال (بهشت) جایِ بسط جداگانه دارد: فرزند، کتاب، سخن و هدایت، کاشتنِ درخت، تأسیسِ بنا، فرشکردنِ مسجد و حسینیه؛ به شرطِ آنکه رنگِ خدایی داشته باشد و «سبقتِ الله» در آن باشد.
در شرحِ مثقالِ حسنه از علامه حسنزاده آمده است که دوستی حسینیه ساخته بود؛ کسی دید لوستر ندارد و لوسترِ گرانبهایی نصب کرد. هر چه پرسیدند نامت چیست و از کجایی، خاموش ماند و دهان بست. برعکسِ کسانی که اندک کمکی میکنند و گوشهٔ فرش مینویسند: جنابِ افخمِ اعظمِ فلان بن فلان. بویِ خدا در آن اظهارِ خودیت و منیّت کم است.
نصیحتِ میت به پیامبر و حسرت بر جنبالله
میانِ نبیِ خدا و آن میت گفتوگوی طولانی درگرفت. آنکه با محبتِ دنیا از دنیا رفته و اهلِ عذاب شده بود، پیامبر را نصیحت میکرد. انبیا چه بودهاند که حتی از داود رجز میکردند یا سنگسار میشدند؛ و سلیمان وقتی میخواست حدی اجرا کند نخست میگفت مرا نصیحت کن. چه فاصلهای با تبخترِ کسانی که نصیحتِ دیگران را نمیشنوند.
از جملهٔ نصایحِ آن میت این بود که در آنجا عذرخواهی سودی ندارد. اینجا گریه میکنند و دلجویی میخرند؛ اما آنجا گریه در صورت مینشیند و از جنسِ این نوازشها نیست. نیز به آیهای اشاره کرد که فریادِ حسرت است:
«أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ» (زمر/۵۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تا آنکه نفسی بگوید ای حسرتا بر کوتاهیهایی که در جنبِ خدا کردم.
شیخ صدوق در کمالالدین و تمامالنعمه ذیلِ این آیه احادیثی از اهلبیت آوردهاند که جنبالله انسانِ کامل است؛ امامِ زمانِ عصر. هرکس از امامِ زمانش غافل باشد، قطعاً این فریاد را سر خواهد داد.
زیارتِ آلِیاسین و توجه در همهٔ اطوار
زیارتِ آلِیاسین تصویرِ همین توجه است: السلام علیک حین تقوم؛ حین تقعد؛ حین تصلی و تقنت؛ حین ترکع و تسجد؛ حین تسبّح و تمسى — صبح و شب و ظهر و عشا، آنبهآن، در سجده و رکوع و قنوت و استغفار و تکبیر و تهلیل. یعنی در جمیعِ اطوارِ وجودیِ امامت، توجه به حضرت باید زنده بماند. دستکم هنگامِ آغازِ نماز میتوان گفت: السلام علیک حین تصلی و تقنت؛ سلام بر تو در مقامِ صلات و قنوتت؛ تا نماز به برکتِ نمازِ امام عصر حقیقت یابد. عاقبت به برکتِ صلوات بر محمد و آلِ محمد ختم به خیر باد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.