د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۹۸
دارای متن همگام
حدیثِ هفتم؛ فرار از اجل و برخورد با آن
بحار. کتاب الموت ۱۱۹
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۳:۳۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
سخن در بابِ بسیار شیرینِ موت است؛ از کتابِ الموت، بابِ چهارم، حدیثِ هفتم. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودهاند:
۰:۳۸
## داستانِ گورستان و پیامبرِ بنیاسرائیل
۲:۳۳
## اغوای شیطان و حبّ دنیا
۲:۵۴
## زیارتِ آلِیاسین و توجه در همهٔ اطوار
۳:۵۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلام علیکم و رحمة الله.
سخن در باب بسیار شیرین موت بود.
از کتاب الموت، باب چهارم، حدیث هفتم.
قال امیرالمؤمنین سلام الله علیه "أيها الناس
کل امرئ لاقٍ في فراره ما منه
یفر". همه اینچنیناند که بالاخره میرسند به اون چیزی که ازش فرار می-میکنند.
که اینجا فرمود "والأجل"
اون منظور اینجا، منظور از این منطوق
اجل هست، مرگ. که همه، همه ازش فرار میکن-- فکر میکنند دارند فرار میکنند.
در حالی که "والأجل مساق النفس الیه".
نفستو داره همینطوری به اون سمت
سوق پیدا میکنه. "والهرب منه موافاته".
در همین طور که فکر میکنی داری فرار میکنی بالاخره این
بهش برخورد میکنی، بهش میرسی.
موافاته. که اگر چنانچه
این باور بشه،
باور بشه من الان میبینم همین پنج تا شهید گمنام رو
معمولاً خب انشاالله شما میچنین هستید.
همین از کنارش تا رد میشید یه سلامی، یه حمدی، یه توسلی کمک کنید.
اینا زندهاند "الأحياء عند ربهم یرزقون".
کمک کنید این حرفهایی که ما میزنیم خودمون عامل بشیم در خودمون پیاده بشه.
اینا باورش خیلی مهمه
که باور کنیم واقعاً اهل
همین الان اصلاً ما میشه گفت به یک معنا
میت هستیم. اما
نه م-- إنك ميت وإنهم میتون.
به پیغمبر فرمود حتی تو مردهای، دیگران هم مردند.
منتها یکی خبر داره، یکی خبر نداره.
که مرده.
حالا این مرده اینجا منظور پیغمبر چیه؟
قبلاً بحث کردیم منظورش چیه.
باورش مهمه، باور.
که متأسفانه اکثراً تا لحظهی مرگ ما این رو توجه نداریم.
در کتاب کلیات
جامع التمثیل میدیدم
صفحه دویست و بیست و دو که
یکی از پیامبران بنیاسرائیل از گورستونی عبور میکرد.
مردم تا ایشون رو دیدن بالاخره
از اولیای زمانه، میدونن صاحب نفسه، ریختن دورش.
مثل الان نبوده که علما انقدر غریب واقع بشن.
و ریختن دورش. یه چه تقاضای عجیبی هم کردن.
گفتن آقا شما پیغمبر خدایی
یه حجتی برای ما بیار. چی میخواید؟
یه دونه از این میتهای مردههایی که اینجا تو گوراند زنده کن
ما ازش سؤال بپرسیم در خصوص چگونگی جان کندنش.
سؤال نکیر و منکر و این همه به ما میگید
بالاخره ما حجتی برای ما تموم بشه.
و خدا نکنه بر کسی حجت تمام بشود و باز ره معصیت بگیرد.
این دیگه خیلی مثل ما که
ظهور امام عصر رو به یک معنا در
ظهور انقلاب اسلامی درک کردیم.
به قول حضرت استاد علیه الرحمه
انقلاب اسلامی بین طلوعین ظهور امام عصره.
یا به قول خود حضرت امام مقدمهی ظهوره بلکه ابتدای ظهوره.
نه مقدمه به معنای ذی المقدمه نه،
ابتدای ظهوره. یعنی ظهور رو دیدیم باز
خطرناکه. ایشون تفضلی کردن و بالاخره آبرو مایه گذاشتن و از خدا خواستن یکی از این اموات
سر از قبر بیرون آورده زنده شد و،
و ازش شروع کردن سؤال و جواب.
ایشون این جمله رو حالا
صحبت زیاد کرده. بخشی از صحبتهای این میتی که
به معجزهی این پیغمبر بیدار شده رو
بهتون عرض میکنم. گفت "یا أهل الدنيا" اینکه یا أهل الدنيا به همهی ماست از اونجا.
هم کما اینکه الان روزی شما شده شما هم بشنوید.
"یا أهل الدنيا أنا مت تسعين سنة".
من نود ساله که مردهام.
"فما
ذهب مرارة الموت من حلقی".
هنوز اون سختی و تلخی جان کندن
از حلقم، اصطلاحاً از گلویم، از جانم
نرفته. بعد نود سال.
به، به یک معنا میگن تب مرگ.
وقتی تا میمیره کسی
، اون آشناهاش که اون ورن
تازه اگه اهل ایمان باشه میخوان بیان دورشو بگیرن به همدیگه
تذکر میدن فعلاً نزدیکش نشیم.
الان تب موت داره و حالیش نیست.
اصلاً ما رو نمیشناسه الان. تو حالت بیهوشیه.
انقدر اون لحظه حساس. خوشا به حال اون کس که
قبل از اینکه بمیره، بمیره.
قبل از اینکه او را بمیرانند بمیرد.
یعنی موت سفره دیگه.
پوستاندازی. من هم
قبل نماز داشتم فکر میکردم به این مارههایی که پوست میاندازند اینا.
اینا اصلاً دارن با ما حرف میزنن.
دقیقاً وقت موت یه همچین اتفاقی میافته.
چیز خاصی نیست. "إنما تنتقلون من دار إلى دار".
پیغمبر فرمود منتقل میشید از داری به دار دیگه.
هستید و خواهید بود تا ابد
این پوستت عوض میشه. الان این پوست ما اینه.
این پوست میافته. یه پوست دیگهای اون زیریه هنوز هست، الانم باهامونه.
حواسمون بهش نیست. موقع خواب حواسمون به اونه
و با اون میریم اینور اونور.
حالا داریم اونم شکل میدیم با اعمالمون که بسطش گذاشته.
خلاصه اینکه پیغمبر خدا به ایشون
فرمود که شما
چگونه بودی تو دنیا که بودی
چه اعمالی داشتی که بعد نود سال هنوز تلخی جان کندن تو حلقته.
ایشون گفت من شیطان مرا اغوا کرد.
امان از شیطان. شیطان این دشمن،
دشمن درونه. شیطان درونه.
بیرونیه خیلی قوی نیست.
این درون که هرچی ما میکشیم اهل ایمان از این درون خودمونه، از خودمونه.
اصلاً این سر اعوذ بالله
که بزرگان فرمودن آهسته بگو قبل از--
میدونید مستحبه قبل از
حمد در نماز شما اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بگی بعد بگی بسم الله الرحمن الرحیم سوره حمدو شروع کنی.
بسم الله رو جهر باید بگی.
درسته؟ جهر میگی.
شیعه اینطوری میگه. امامیه.
اما اعوذ بالله رو چرا من ندیدم هیچ بزرگی بلند بگه.
همه آهسته میگن. چرا؟ برای خود من سؤال بود
تا یکی از اساتیدمون فرمودن که
سرش در اینه که شیطان نشنوه.
تو داری استعاذه میکنی
که بالاخره یعنی مثل اینکه نقشتو بخونه
بشنوه آها پناه بردی حالا ببینم چیکارت میکنم.
اینقدر مترصد ماست.
اینقدر رصد میکنه ماها رو
و ما بیتوجه. اتفاقاً جاهایی هم که گمان نمیکنیم هست.
جاهای حساس. حالا بماند.
ایشون گفتش که شیطان مرا اغوا کرد.
میت که بعد نود سال بیرون اومده از قبر
و من دنیا رو دوست داشتم.
سعی میکردم جمع کنم.
الان میبینم هرچی که جمع کرده بودم گذاشتم و اومدم وارث دارن میخورن یاد من هم نمیکنن.
یه روزی بشه چند جلسهای به فضل الهی پیرامون تکامل برزخی صحبت کنیم
و اثر ا اون صدقات جاریهای که میمونه چه بد، چه خوب اینجا در
تکامل برزخی. چه برای اهل
عصیان و عصیان و معصیت، چه برای اهل ایمان
که اینا رو چگونه شدت رو-- ضریب میخوره به
سرعتشون. چه به سمت اسماء جلال که جهنمه، چه به سمت اسماء جمال که بهشته.
اون صدقات جاریه مثل فرزند و کتاب نوشتن و سخن و هدایت دیگران و
نمیدونم کاشتن درخت و
اینایی که در روایاتе بنایی رو تأسیس کنی و فرشی رو وقت مسجد و حسینیه کنی.
اون البته سبقت الله باشه دیگه رنگ خدایی داشته باشه.
در-در فکر میکنم جلسه فکر نکنم دیگه یقیناً امروز گوش دادم.
بله جلسه دهم مثقال ons حضرت علامه حسن زاده،
شرح مثقال ons. ایشون فرمودن که یه
که از دوستان ما گفت یه حسینیه ساخته بودیم،
میزنن حسینیه مثلاً وقف میکنن بعد به ایات صالحات دیگه.
بعد یه کسی اومد دید لوستر نداره حسینیه.
یه لوستر بانی شد. یه لوستر خوشگل بزرگ و اینا خوب قیمتی نصب کنن تو حسینیه امام حسین.
هرچی بهش گفتن شما اسمت چیه؟
از کجا اومدی؟ اهل کجایی؟
هیچی نگفت. خاموش.
دهان بسته. برعکس بعضی از ما یه قرون کمک میکنیم،
گوشه فرشه میگیم بنویس
جناب افخم اعظم اکرم فلان
فلان فلانه به فرزند فلانی.
اینا بوی خدا خیلی توش نیست.
اظهار خودیت، منیّت.
حالا یه وقتی انشاالله بشه در خواستمون صحبت کنیم.
وقتتون رو نگیرم روایت رو جمع کنم.
طولانیه این روایت. صحبتها شد بین نبی خدا و ایشون
و گفت که خب حالا نصیحتی کنید.
این کسی که با اهل با محبت دنیا از دنیا رفته
و اهل عذاب بوده گرفتار شده، داره پیغمبر خدا را نصیحت میکنه.
بعد چی بودن این انبیا که از داود
داشتن رجز میکردن، یه سنگسار میکردن.
یه جا دیگه فرمود سلیمان نبی میخواست یکی رو به دار بیاویزونه.
مثلا حالا حد رو اجرا کنه، هرچی بود تازیانه بزنه.
اول میگفت منو نصیحت کن. الله اکبر.
چقدر ما متب-- خیلی متبخترانه.
حالا حالت تبختر و تکبر و
بچه نصیحت-- ساکت باش تو هنوز نمیفهمی.
من بزرگتر-- اصلاً توجه
به نصایح دیگران نداریم.
ایشون نصیحت کرد پیغمبر خدا رو.
الله اکبر. گفت مراقب باشید که اونجا یه چند تا گفته من یکی دو تاشو براتون بگم.
خیلی عجیبه. به پیغمبر خدا میگه اونجا دیگه عذرخواهی هیچ فایدهای نداره.
هیچ سودی نداره اونجا. اینجا گریه کن همه نوازش رو میخرن.
چته؟ چی شده؟ از جمله خدا
دلجویی میکنه. عنف یقول بمنكسر.
اونجا گریه کنی تو صورتت میزنه.
این حرفا نیست. و یه نکته جالب دیگه که ایشون اشاره به آیه قرآن میکنه که
اینجا فریاد همه بلنده.
یا حسرتا على
آیه پنجاه و شش سوره زمر باید باشه.
نگاه کنید اگه اشتباه نکنم
یا حسرتا على ما فرطت
في جنب الله. اینجا نبی خدا
همه فریادشون بلنده.
حسرت میخورن از کوتاهیهایی که در خصوص جنب الله کردن
و مرحوم شیخ صدوق در
کمال الدین و تمام النعمت زیر این آیه حدیث چند تا آورده از اهل بیت علیهم السلام که این جنب الله انسان کامله.
امام زمان عصرته. هرکس که از امام زمانش غافل باشه که بعدا قبلاً چندین جلسه دربارهش حرف زدیم.
غافل باشه، حواسش به امام زمانش نباشه،
قطعاً این فریاد رو سر خواهد داد
که شما ببینید تو زیارت آل یاسین، آل یاسین چیه که السلام علیک حین تقوم،
السلام علیک حین تقعد،
السلام علیک حین تصلی و تقنت، السلام علیک
حین تنکع و تستشرد، السلام--
همش در اتوار مختلف طورهای مختلف آقا رو داری سلام میدی.
یعنی چی؟ السلام علیک حین
تسبح و تمسی. صبح و شب،
ظهر و نمیدونم عشا.
هم آن، آن به آن.
سجده، رکوع، قنوت، استغفار، تکبیر، تهلیل.
یعنی چی؟ شما بفرمایید این یعنی چی؟
این یعنی چی؟ زیارت آل یاسین داره چی داره به ما میگه؟
چی رو تصویر میکنه؟ قربون صدقه آقا داری میری.
اما در جمیع اتوار وجودی امامت حواست بهشه.
این دیگه درسه. حداقل وقت شروع نماز بگیم السلام علیک
حین تصلی
و تقنت. سلام به تو میدم در مقام
صلات و قنوتت. که انشاالله نمازمون به برکت نماز امام عصر نماز بشه.
امیدوارم که عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله- اللهumma صلي على
محمد و آل محمد و عجل فرجهم
جلسه قبل
جلسه بعد