ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 094

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

زیرک‌ترین مؤمن؛ کثرت ذکر موت و آمادگی

سلام بر داعی خدا و ربانی آیات او. در روایت ششم از باب چهارم کتاب الموت آمده است که از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل ایمان زیرک‌تر و باریک‌بین‌تر است؟ فرمود: اکثرهم ذکراً للموت؛ آنکه بیش از همه بسیار یاد مرگ می‌کند؛ و أشدهم استعداداً؛ شدیدتر از همه برای مرگ آمادگی می‌یابد و خود را مهیا می‌سازد. چنین کسی از نظر پیامبر زیرک است؛ بلکه زیرک‌ترین است.

آدمی باید همزمان که بسیار یاد مرگ می‌کند، آمادگی آن راه را نیز فراهم آورد. البته خودِ یاد مرگ آمادگی می‌آورد؛ ذکر، تمرین مفارقت است پیش از مفارقت. روایت دو رکن را کنار هم نهاده تا ذکر بی‌آمادگی و آمادگی بی‌ذکر ناتمام نماند.

حکایت شهری که گناه نمی‌کرد

در حکایتی آمده شخصی وارد شهری شد و دید هیچ‌کس گناه نمی‌کند: کلاهبرداری نیست، فحش نیست، دروغ نیست، کم‌فروشی نیست. شگفت‌زده شد. چون از بازار به محل سکونت رفت، دریافت که هر کس عزیزش بمیرد او را پیش در خانه دفن می‌کند؛ رسم آن شهر چنین بود.

قدیم شهرها و دیه‌ها نظام خود را داشتند؛ مرده را به شهرداری نمی‌سپردند. برخی در حیاط خانه دفن می‌کردند. بسیاری از امامزادگان همان‌جا آرمیده‌اند که می‌زیسته‌اند. حضرت عبدالعظیم نیز در محل زندگی به شهادت رسید و سقف بر او فرود آوردند؛ اما همان خانه مزار شد.

چون از خانه بیرون می‌آمدند، عزیزی را که تا دیروز با او خورده و خندیده بودند پیش چشم می‌دیدند. به بازار می‌رفتند و جرئت گناه نداشتند؛ بازمی‌گشتند و دوباره با قبر روبه‌رو می‌شدند؛ در خلوت خانه نیز گناه دشوار می‌شد. این واقعیت است: کثرت یاد مرگ بازدارندهٔ معصیت است. امروز مرگ را به سردخانه و تشریفات سپرده‌ایم و از پیش چشم برداشته‌ایم؛ آن‌گاه از شیوع غفلت شگفتی می‌کنیم.

فراموشی حساب؛ آیهٔ داود

«يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ» (ص/۲۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای داود، ما تو را در زمین خلیفه ساختیم؛ پس میان مردم به حق داوری کن و از هوس پیروی مکن که از راه خدا گمراهت می‌کند. کسانی که از راه خدا گمراه شوند، به‌سبب آنکه روز حساب را فراموش کردند، عذابی سخت دارند.

عرفا می‌گویند قیامت کبرای انسان همان لحظهٔ مرگ است؛ بلکه عارف بالله همین‌جا قیامتش برپا شده: یوم تبلی السرائر همین‌جاست؛ فبصرک الیوم حدید همین‌جا دیده تیز است.

خطاب آیه به پیامبری عظیم چون داود است: هوا را پیروی مکن. خطر چنان جدی است که به پیامبر نیز تذکر داده می‌شود. تبعیت هوا از سبیل الله گمراه می‌کند؛ سبیل به صراط می‌انجامد و بی‌سبیل به صراط مستقیم نمی‌رسد. گمراهان عذاب شدید دارند. علت: بما نسوا یوم الحساب؛ فراموشی روز حساب که با فراموشی مرگ گره خورده است. گرفتاری ما از همین فراموشی‌هاست؛ ازاین‌رو روایات ذکر موت را بسیار تکرار کرده‌اند.

بیست بار ذکر موت؛ هم‌رتبهٔ شهدا

مقام شهید بلند است؛ مداد علما را افضل از دماء شهدا دانسته‌اند چون عالم، شهیدپرور است. از پیامبر پرسیدند آیا کسی در حشر به شهدا ملحق می‌شود و هم‌درجه می‌نشیند؟ فرمود آری. کیست؟ آنکه در شبانه‌روز بیست بار یاد مرگ کند. قدیم چهار ساعت می‌خوابیدند؛ النوم اخو الموت، خواب برادر مرگ است و خود به‌گونه‌ای مرگ است، سپس بازمی‌گردانندت. بیست ساعت بیداری و بیست بار ذکر، یعنی تقریباً هر ساعت یک‌بار. کدام‌یک چنین‌ایم؟

قدیم نه فقط علما، در حیاط خانه قبر می‌کندند. در اوایل انقلاب هنوز کسانی بودند که در حیاط قبر داشتند؛ اندک اما بودند. کثرت ساعت‌به‌ساعت ذکر موت آدمی را به مقام شهادت معنوی می‌رساند: شاهد عالم می‌شود؛ اشهد ان لا اله الا الله لقلقه نیست، شهود است؛ احکام را پیاده می‌کند و هرچه پیامبر بگوید چشم می‌گوید.

محبت بی‌عمل و عمل بی‌محبت

فرمایشی ترسناک از امام رئوف، امام رضا علیه‌السلام: هیچ سودی در محبت ما بدون عمل نیست؛ و هیچ سودی در عمل بدون محبت ما نیست. ادعا که «امام رضا داریم بس است» بی‌عمل، و عمل بی‌محبت، هر دو بی‌ثمرند. یکی از عمل‌ها همین یاد مرگ است؛ محبت را نگه می‌دارد. بی‌عمل، رفته‌رفته از مجالس اهل‌بیت اکراه می‌آید و شنیدن نام آنان نیز سنگین می‌شود. زنگ خطر است: چه کت‌وشلواری باشد چه لباس دین، اگر از وعظ و منبر بیزار شد، قلب بیمار است.

«أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا» (محمد/۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند یا بر دل‌ها قفل‌های آن است؟

قلب مقفول حقایق را پس می‌زند. پیش‌تر از قلب مقفول سخن رفته است.

دو بیم امام برای امت

پدر امت به فرزندانش می‌گوید مهم‌ترین چیزی که می‌ترسم دامن‌گیرتان شود دو چیز است. ما در تربیت غالباً از جیب خالی و اجاره و بی‌کاری می‌ترسیم؛ دغدغهٔ اخروی کم است. امام می‌فرماید: یکی پیروی هوای نفس که مانع حق می‌شود؛ «دلم می‌خواهد» بسیاری از کارها را می‌راند — حتی منبر و ادعا اگر عمل نباشد می‌تواند شهوت سخن باشد.

از طه منسوب به حضرت مسیح آمده که خدا به عیسی فرمود: مبادا آنچه را خود عمل نمی‌کنی به دیگران سفارش کنی؛ از من حیا کن. سخن هولناک است. حساب کتاب تمام است؛ برگ از درخت جز به اذن نمی‌افتد و قطره جز به حساب فرود نمی‌آید.

در داستان‌های کهن، سخنرانی در خواب حدیثی بی‌اصل گفت؛ پیامبر پرسید از کدام کتاب؟ به مجلسی و سید بن طاووس حواله داد؛ حاضر آوردند و نشانی نبود. سیلی‌ای خورد که تا بیداری جای آن بر چهره ماند. گمان مبر هر سخن بی‌حساب رها می‌شود.

آرزوی دراز؛ رژه در برابر چشم

دومین بیم: آرزوی طولانی. آرزوها پیش چشم رژه می‌روند و آخرت را به فراموشی می‌سپارند. کسی می‌گوید دار و ندار را بردند؛ صد سکه در خانه بود و دزد برد. فلسفهٔ صد سکه در خانه چه بود؟ گویی حسابی در کار نبود؛ دزد باید می‌برد. انباشتن بی‌تدبیر، نشانهٔ فراموشی حساب است.

جمع‌بندی زیرکی ایمانی

زیرک‌ترین مؤمن پرذکرترین در مرگ و آماده‌ترین برای آن است. حکایت دفن بر آستانه نشان می‌دهد حضور مرگ چگونه گناه را دشوار می‌کند. آیهٔ داود هشدار می‌دهد که هوا گمراه‌کننده است و فراموشی حساب عقوبت شدید دارد. بیست بار ذکر در شبانه‌روز راه الحاق به رتبهٔ شهداست. محبت بی‌عمل و عمل بی‌محبت نزد امام رضا بی‌سود است؛ بیزاری از ذکر، نشانهٔ قلب مقفول است. هوای نفس و آرزوی دراز دو دشمن ذکر موت‌اند؛ برگ و باران بی‌حساب نیستند و سخن نیز بی‌حساب نیست. زیرکی آن است که پیش از مرگ بمیری به ذکر، تا چون مرگ آید آماده باشی.

تفصیل آمادگی؛ از ذکر تا عمل

آمادگی برای مرگ تنها تصویر قبر در ذهن نیست. آمادگی آن است که حساب خلق را پیش از حساب حق صاف کنی: بدهی‌ها، غیبت‌ها، حق الناس، پیمان‌های شکسته. آمادگی آن است که توبه را تازه کنی و به گناه تازه دل نبندی. آمادگی آن است که وابستگی به جاه و مال را چنان سبک کنی که اگر امروز ندا آمد، سبک‌بار باشی. ذکر موت اگر به این‌ها نکشد، هنوز در سطح تصور است؛ روایت اما استعداد را در کنار ذکر نهاده تا تصور به تدبیر بدل شود.

در شهر حکایت، مردم نه از ترس پلیس، از حضور مرگ پرهیز می‌کردند. حضور، ادب می‌آورد. ما مرگ را آمار و خبر کرده‌ایم؛ عدد می‌شنویم و نمی‌لرزیم. باید مرگ را از خبر به حضور آورد: هر صبح که برمی‌خیزی، به‌یاد آر که این بیداری امانت است؛ هر شب که می‌خوابی، به‌یاد آر که النوم أخو الموت. خوابِ کوتاه نیاکان نه فقط مزاج، مکتب ذکر بود؛ بیداریِ طولانی فرصت ذکر بود. بیست بار در شبانه‌روز، یعنی مرگ را در تار و پود ساعات تنیدن.

شهود توحید و اطاعت

چون ذکر موت تکرار شود و رسوخ کند، شهادت به توحید از زبان به دیده می‌رود. آن‌که هر ساعت مرگ را می‌بیند، باطل را ماندگار نمی‌پندارد و حق را سبک نمی‌گیرد. ازاین‌رو احکام را پیاده می‌کند و فرمان پیامبر را با سنگینی گوش می‌شنود. مقام الحاق به شهدا در روایت، پاداش همین حضور مکرر است: شهید شاهد است؛ ذاکر موت نیز به‌تدریج شاهد می‌شود. مداد عالم اگر افضل است، از آن روست که عالم چنین شاهدانی می‌پرورد؛ اما راه ذکر موت بر غیرعالم نیز بسته نیست.

بیماری قلب و بیزاری از ذکر

بیزاری از وعظ نشانهٔ کوچکی مجلس نیست؛ نشانهٔ قفل قلب است. قرآن می‌پرسد چرا تدبر نمی‌کنید؛ مگر بر دل‌ها قفل است؟ آنکه از شنیدن نام حق و اهل‌بیت ملول می‌شود، باید بترسد نه آنکه مجلس را متهم کند. محبت بی‌عمل راه همین بیماری است: نام هست و اطاعت نیست؛ آن‌گاه نام نیز سنگین می‌شود. امام رضا علیه‌السلام سود را در جفت محبت و عمل نهاده است تا یکی بی‌دیگری غرور نسازد.

هوای نفس در لباس خیر

هوای نفس همیشه چهرهٔ زشت ندارد. گاه در قالب منبر و خیررسانی و «دلم می‌خواهد خدمت کنم» می‌آید؛ اگر عمل و اخلاص نباشد، شهوت کلام است. سفارش بی‌عمل، همان است که در خطاب به عیسی از آن نهی شده: آنچه را خود به‌جا نمی‌آوری به دیگرانه میاموز و از خدا شرم کن. داستان سیلی در خواب برای حدیث بی‌اصل، نماد آن است که کلمات امانت‌اند؛ برگ و باران بی‌حساب نیستند، سخن نیز بی‌حساب نیست. از بالا که بنگرند، همه چیز میزان دارد.

آرزوی دراز و تربیت وارونه

آرزوی دراز رژه می‌رود: خانه، مقام، اندوخته، فرداهای دور. آخرت در این رژه گم می‌شود. تربیت ما نیز غالباً وارونه است: بیم‌مان از جیب خالی بیش از بیم از قلب قفل‌شده است. امام برای امت از دو چیز می‌ترسد: هوا و آرزوی دراز. صد سکه در خانه بدون منطق امانت، خود فراموشی حساب است؛ دزد در آن قصه، آینه است نه فقط جنایتکار.

پایان حلقهٔ ذکر و زیرکی

حلقهٔ بحث چنین بسته می‌شود: زیرکی ایمانی = کثرت ذکر موت + شدت آمادگی. حضور مرگ در چشم، گناه را دشوار می‌کند. فراموشی حساب، هوا را امیر می‌کند و عذاب شدید می‌آورد. ذکر ساعت‌به‌ساعت راه شهود و نزدیک‌شدن به رتبهٔ شهید است. محبت و عمل باید با هم باشند و بیزاری از ذکر زنگ خطر قلب مقفول. هوا حتی در لباس خیر، و آرزوی دراز حتی در لباس تدبیر، دشمنان ذکرند. حساب بر همه چیز حاکم است؛ زیرک آن است که پیش از مرگ، به ذکر بمیرد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.