ددرس‌گفتارها

اللهم صل على محمد و آل محمد.

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين.

السلام علیک يا داعي الله و رباني يا آياته سلام عليكم ورحمة الله.

عزیزان می‌دونید که در تکبیرة الاحرام گفتن الله اکبر واجبه.

دست بردن تا بناگوش واجب نیست، مستحبه.

و همین که الله اکبر رو گفتید کفایت می‌کنه.

در خصوص کتاب الموت ما رسیدیم به روایت ششم.

امروز روایت رو تقدیم کنیم.

باب چهارم روایت ششم.

سئل رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم أي المؤمنين أكياس.

از حضرت سؤال شد که باهوش‌ترین، زیرک‌ترین، کییس‌ترین اهل ایمان کیه؟

أي المؤمنين أكياس.

خب هرکی این سؤال ازش بپرسن یه ترجمه‌ای برای خودش داره بالاخره.

یه نظری داره.

صاحب نظران الا ماشاءالله.

اما ببینیم فرمایش پیغمبر چیه که دنیای امروز آیا یه همچین فرمایشی رو در خودش حذف کرده یا نه.

قال پیغمبر فرمودن اكثرهم نظر شما کیه؟

اون کسیه که چی رو زیاد داره که از همه باهوش‌تره.

الان میگیم که اون که نبض بالا و پایین شدن دلار و سکه و بورس و اینا رو دستش داره و به هر حال چنان بازی میکنه تو بورس که بیا مثلا یه خونه‌شو کرده ده تا خونه فلان.

این الان اینطوریه.

طبق اون فرمایشی که فرمودن که وقتی امام صادق علیه السلام فرمودن که وقتی سر دنیا میره اونایی که تو دنیا میگن چی جا گذاشته، چی از خودش جا گذاشته.

اما اونایی که اون ورن یعنی ملائکه، اون ور میگن که چی با خودش آورده.

اینجا هرکی پولش بیشتره، شهرتش بیشتره، مدیریتی داره، معروف‌تره، مشهورتره و اینها نس-- اصل و نسبی داره.

مدرک تحصیلیش آقای دکتر، آقای فلان، مهندس، آقای حضرت آقای آیت الله فلان اینا بله اینجا یه اعتباری دارن.

همه اعتباره تموم میشه.

دیگه گذاشتن تو خاک ما رو اونجا نمی‌پرسن که مدرک تحصیلیت چیه که.

عنوانت چی بوده.

مثلا آقا ایشون آیت الله بوده مثلا آسون بهش بگیریم.

اتفاقا سخت‌ترم می‌گیرن.

آقا دکتر مهندس بوده بلده دیگه نپرسیم.

اتفاقا بیشتر اونجا سخت‌تر می‌گیرن.

اینجا یه قواعدی داره.

دنیاست.

اکثرا هم متاسفانه پیگیر اون قواعد اعتباری‌ان.

مثل اینکه اون اسکناسای زمان شاه وقتی انقلاب شد دیگه اعتبارش از بین رفت.

یعنی دیگه با خاک برابر بود.

اونجا هم اینطوری می‌شه.

این اعتبارات از بین میره.

کی از همه باهوش‌تره؟

اونجا کی رو میگن این خیلی زیرک بوده.

حضرت فرمود اكثرهم ذکرا للموت.

[نفس عمیق] اون که بیشتر از همه یاد موت بوده [خنده].

یعنی الان کسی زیاد یاد موت می‌کنه بهش میگن آدم افسرده‌ای بدبخت.

اكثرهم ذكرا للموت و أشدّهم استعدادا له.

صرفا اینکه یاد موت می‌کنه و قبرستون میره نه.

ما الان زیاد می‌بینیم که کنار قبرم مثلا مراسمای تشییع هست.

میره کسیو بخوان دفن کنن زیاد دیدیم که اونجا طرف حجابشو رعایت نمی‌کنه.

اونجا وایستاده داره غیبت می‌کنه.

اونجا وایستاده داره معامله می‌کنه تو بورس با موبایل بغل قبر.

که یه روایت تکان‌دهنده‌ای هست که خیلی این روایت ترسناکه.

پیغمبر فرمود اگر کسی چند جا حرف از دنیا بزنه، عبادت هفتاد ساله‌ش حبط می‌شه.

یکیش وقت کنار قبره، یکیش تو تشییه، یکیش وقت اذان گفتنه، اذان دارن میگن.

یکیش وقت اقامه‌ست، یکیش وقت قرائت قرآنه.

بعد اینکه میگه عبادت هفتاد ساله‌ش نابود می‌شه نه یعنی که حالا مثلا خط می‌زنن روش.

یعنی منظور اینه که اصلا این آقا عابد نبوده.

اصلا عب-- فکر می‌کرده هفتاد سال عبادت کرده.

تو اگر هفتاد سال عبادت می‌کردی واقعا عابد بودی، الان باید همه وجودت متمرکز این قبر باشه، این تشییع باشه.

چنان بریزی به هم که نوبت تو هم می‌خواد برسه.

داره اذان میگه آماده معراج باشی.

آماده الصلاة معراج المؤمن.

اصلا مگه می‌شه انسان وقت اذان گفتن حرف از دنیا بزنه؟

یکیش تو مسجده.

اصلا تو مسجد، تو مسجد نشستی.

سرم که تو مسجد صرفه نشستن تو مسجد حرف از دنیا بزنی.

اینها عبادت هفت سال، هفتاد ساله رو می‌سوزونه.

یعنی اصلا این عبادتی نداشته که الان جرات می‌کنه در یه همچین مکان مقدسی حرف از دنیا بزنه.

چه برسه به اونکه بغل ضریح نشسته هروکر می‌خنده.

ضریح دیگه اونجا که دیگه م-مسجدی بالاتر از اونجا ما نداریم که دیگه.

بغل ضریح انسان کامل نشسته داره هروکر می‌خنده یا لنگشو دراز کرده با رفیقاش اینا هژگویی می‌کنه.

اینا نشون میده که اصلا نفهمیده کجاست.

پس این که می‌فرماید ذكرا للموت زیاد اکثرهم ذکر الموت زیاد یاد مرگ میکنه.

زیاد یاد کردنی، زیاد تردد کردنی در اهل قبر که چی بشه و أشدهم استعدادا له که باعث بشه مستعد بشه استعداداتش رو در مسیر که رسیدن به موت شکوفا کنه.

یعنی همون موت قبل ان تموتو.

آقا بالاخره یه راهی رو میخوای بری، یه جایی که تا حالا نرفتی میخوای بری از چهار نفر پرس‌وجو می‌کنی یا نه؟

نقشه‌راهت رو بررسی می‌کنی یا نه؟

میری تو مپ و نمی‌دونم این چیزا نشان و بلد و اینا رو بیای نگاه می‌کنی آقا از کجا باید برم؟

مسیر کدوم طرفه یا نه؟

موت قبل ان تموتو یعنی یه بار برو، همینجا برو که بعد اونجا یه دفعه فکشفنا انک-- فکشفنا انک قطاء.

اگر وقتی این قطاء پرده برداشته شد، وقتی کشف شد قطاء، فکشفنا ان کل قطاء.

اگه اشتباه نخونده باشم عبارت عربیشو چه اتفاقی میوفتاد؟

فبصر الیوم حدید.

این چشمت چنان تیز می‌شه.

چرا تیز می‌شه؟

چون ندیدی، نرفتی، نچشیدی.

[مکث] پس این‌ها نشون میده که اصلاً قاعده اون ور با این ور متفاوته و ما باید برای اون ور خودمون رو بسازیم.

یکی از مهم‌ترین [مکث] چیزهایی که ما رو هم در دنیا فشل می‌کنه هم آخرت، گناهه.

اصلاً آدم گناهکار نه تو دنیا سعادت می‌بینه و مزه شیرینی زندگی رو می‌چشه، نه اون طرف.

اینکه میگه اینا خیلی زیرکن بلکه زیرک‌ترینن یعنی موت باعث می‌شه که اینا گناه نکنن.

به همین راحتی و گناه اینا به اینا آرامش میده.

حرص طمع‌شون رو می‌خشکونه.

حرص و طمع‌شون رو برمی‌داره.

یکی از بدترین بازار‌های دنیا الان بازار طمع و حرصه به دنیا.

شما تا حالا دیدید یه آدمی رو پل بره خونه بسازه؟

بهش نمیگید دیوانه.

آخه پل محل خونه ساختنه.

وقتی دقت می‌کنی به موضوع می‌بینی آقا کار، کار عاقلاست دیگه.

اون کسی که خونه ساخته بی‌عقله.

فقط در حدی که کفایت عمرش رو بکنه.

بعد هی میگه بچه‌هام ندارم، بچه‌ها.

هی حرص و جوش بچه‌هاشو می‌خوره.

بارها گفتیم تو به پدر ماد-- تو به بچه‌هات به عنوان پدر، مادر مهربان‌تری یا خدا؟

نمیگیم آینده‌نگری نکنیم اما نه اینکه حرص و طمع ورمون داره فقط کارمون بشه جمع کردن دنیا.

ضمن اینکه حدیث، این احادیث به انسان آرامش میده.

احادیثی مثل موت که روایات و آیاتی مثل موت مثل اینکه الان داریم قرائت می‌کنیم روایت ششوم به انسان آرامش میده که بالاخره راه رو، نقشه راه رو داره مشخص می‌کنه که آدم آرامش می‌گیره که آخرش اونه دیگه.

از این طرف هم یه سری احادیث مثل اینکه روزی‌ها تعیین شده‌ست آرامش به انسان نمیده به نظر شما؟

یا روزی‌ها تعیین شده‌ست چرا من باید حرص بزنم؟

چند تا آدم داریم به طمع اینکه روزیشونو بیشتر کنن رفتن کار دوم، سوم، بعد با کله خوردن زمین.

چنان بدهکاری‌هایی بالا آوردن.

آقا تا یه حد معقولی اسلام گفته هشت ساعت تلاش برای امرار معاش بقیه‌شو بسپر به من خدا.

برکتش با منه.

اون روایتی یادمون باشه اینم تقدیم کنم و السلام.

روایت فصل الخطاب هممون باشه که امیرالمؤمنین علیه‌السلام اسبشون رو کنار مسجد پارک، حالا به قول ما پارک کردن.

به قول ا-- اسب اون موقع الان می‌شه چی؟

ماشین الان ما.

فکر کن ماشینت رو یه جا پارک کردی، یه کارگر رو می‌گیری آقا مراقب ماشین من باش.

آقا مرکبشو یه جا پارک کرد گفت آقای کارگر آقای فلان، آقای غلام بیا مراقب ماش-- این مثلاً مرکب من باش.

بعد رفت آقا کارشو انجام داد مسجد نمازشو خوند برگشت دید [مکث] ااا نیست.

آقا غلامه نیست که هیچی، اون همایل روی اسب آقا هم نیست.

همایلی که تو گردن اسب می‌انداختن نیست.

دزدیده برده با خودش.

یه بالاخره ساعتی گذشت آقا برخورد کرد به یه آدمی دید داره همایل می‌فروشه.

نگاه کرد دید همایل خودشه مولا.

گفت اینو از کجا آوردی؟

گفت یه جوونی تو بازار اومد اینو به ما فروخت به دو درهم.

حضرت دو درهم رو داد بهش همایل خودشو خرید.

حق به صاحبش برگشت.

فرمود افسوس که من نیت کرده بودم تو دلم وقتی از مسجد اومدم بیرون دو درهم به این غلام فقر کمک کنم.

اون عجله کرد همون دو درهم رزق خودشو حرام کرد.

یعنی اگر این کارو نمی‌کرد باز اون دو درهم از دست امیرالمؤمنین بهش می‌رسید.

این کجا تا اون دزدیه.

این چه برکتی داشت، اون چه فلاکت و نکبتی توش بود.

اینه، این حرص و طمع و عجول بودن ما تو رسیدن رزقمون می‌زنه همه چی رو خراب می‌کنه.

اینکه می‌فرماید بین الطلوعین کاری که با رزقتو می‌کنه برتر است از اینکه صبح تا شب بدوی برای رزقت.

نه اینکه ندوی و بشینی تو خونه.

می‌خواد بگه این برکت میده به اون.

یه دو دو تا چهارتایی تو زندگی یه روه-روش‌هایی اسلام داده که اینا برکت میاره.

یعنی یه کاری می‌کنه همه میگن آقا این خیلی پول در نمیاره اما خیلی زندگی قشنگی داره.

از اون طرف، این طرف صد برابر این یکی داره در میاره همش بدبختی و بیچارگی و چه کنم، چه نکنم.

ان شا الله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم