یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
روایت پنجم؛ آمدن امل و رفتن اجل
آخرین نکته پیرامون روایت پنجم از باب چهارم کتاب الموت. متن میگوید کسی که در ولایت شیطان قرار گیرد بدبخت میشود: جاء الأمل بین العینین و ذهب الأجل وراء الظهر. آمدن آرزوی طولانی و رفتن اجل. توأماناند: هر کدام بیاید آن دیگری میرود. اگر آرزوی دراز بیاید یاد مرگ از میان میرود و موت پشت سر قرار میگیرد و فراموش میشود. اگر یاد موت بیاید آرزو میرود. این دو ملازماند. أمل با الف یعنی آرزو؛ جاء الأمل بین العینین: خدا نکند هر دو چشم از آرزوها پر شود. اگر یک چشم پر شود هنوز امیدی هست؛ اینجا عینین است یعنی گرفتاری کامل؛ همه آرزوها به دنیا و فراموشی موت.
خطبهٔ قاصعه و بیماری شیطان
در بحث شیطان و ولایت او، خطبهٔ قاصعهٔ امیرالمؤمنین خوانده میشد؛ طولانیترین خطبهٔ نهجالبلاغه. مولا به خطر شیطان جدی اشاره میکند: ای بندگان خدا از این دشمن خدا — ابلیس — برحذر باشید؛ نکند شما را به بیماری خویش مبتلا سازد. بیماری شیطان تکبر و غرور و تعصب بود. علت عمدهٔ گرفتاریهای دنیایی اهل ایمان همین است که تکبر بگیرد. گمان کنید مرگ و بیماری و فقر و مصائب نبود؛ همگی متکبر میشدیم و ادعای خدایی میکردیم. اینها آمده تا تکبر بگیرد؛ کبریا مخصوص خداست.
خشوع قرب نه کبریای دروغین
به امام صادق گفته بودند شما میگویید کبریا نزد خداست؛ پس چرا در رفتارتان حالتی دیده میشود که دامنتان را جمع میکنید و ارتباط کم میگیرید؟ حضرت فرمودند این کبریایی نیست؛ خشوع حاصل از مقام قرب است؛ وقار و سکینه و آرامش. نباید اشتباه گرفته شود.
لشکر سواره و پیاده؛ تیر از مکان نزدیک
شیطان میخواهد ما را چون خودش بیمار کند؛ با ندای خود تحریک میکند و لشکریان سواره و پیادهاش را فریاد میزند — به یک وجه پیاده انسانها و سواره اجنه. خودش تنها نمیآید؛ لشکرها دارد. مولا به جان خود سوگند میخورد — و سوگند به جان خود نشانهٔ اهمیت سخن است — که تیر خطرناک را بر کمان نهاده و تا آخرین حد کشیده و از مکانی نزدیک پرتاب کرده است. نزدیک؛ یعنی بغل گوش و در خود تو: نفس اماره. تازه میروی جانپناه بیابی تیر رها شده. هر نگاه به نامحرم تیری از شیطان است؛ یک وجهش همین است.
رب بما أغویتنی و زینت دنیا
ادعای شیطان: رب بما أغویتنی لأزینن لهم — پروردگارا چون مرا اغوا کردی زرق و برق زندگی دنیا را در چشم آنان جلوه میدهم و همه را میفریبم. زرق و برق دنیا را باید سخت مراقب بود. کسانی که دامنشان را جمع میکنند به مقام خشوع میرسند؛ دیگران گونهای دیگر؛ اما همه در معرضیم.
حکایت مباحثه با شیطان
از کبار علمای شیعه — در ردیف سید بن طاووس — نقل است که با شیطان مباحثه کرد و جدل بالتی هی احسن. ملعون را مغلوب علمی کرد؛ چون میخواست برود شیطان گفت برندهٔ این مجادله من بودم: همین مقدار که مشغول مباحثه با من بودی از عمرت گرفتم. از او چنین عمر میگیرد و از هر کس به نسبت صحنهٔ وجودش. قصه جدی است. آیتالله مظاهری نیز کتابی در راههای کنترل نفوذ شیطان دارند؛ نقل است صاحب کتابی در شیطانشناسی گفت دیدی پوزهات را به خاک مالیدم؛ شیطان گفت خودم وسوسهات کردم این کتاب را بنویسی. برای کسانی که ذرهبین طهارت ندارند سخت جا میافتد؛ وقتی طهارت نفس بالا رود حسنات الأبرار سیئات المقربین پیاده میشود و میبیند اصلاً نباید مباحثه میکرد.
کجا دست شیطان بسته است؟
جاهایی هست که خدا رحم کرده و دست شیطان را بسته؛ زمانها و مکانها. یکی ماه رمضان که همگان میدانند. دیگری — و روایات نشان میدهد دستش بیشتر بسته است — دههٔ اول ذیالحجه که روز دومش است؛ ایام معدودات. قرآن به فجر و لیالی عشر سوگند میخورد؛ به شبهای دهگانهٔ همین دهه. آقا مجتبی تهرانی میفرمودند اگر به روایتی استناد کنیم که اگر در رمضان بخشیده نشدی امیدت روز عرفه است، و روایتی که خدا در هیچ ایامی بهتر از این دهه عبادت نشده، برخی گفتهاند این ده روز میتواند از رمضان بالاتر باشد. منظور ظرفیت روز عرفه است نه فقط صحرای عرفات. و لیالی عشر: شبها. سرّ لیل را در لیلة القدر بجویید؛ بزرگان اهل معرفت با استناد به اهلبیت فرمودهاند لیله حضرت زهراست سلاماللهعلیها؛ لیلة القدر زهرای خدا و ظرف نزول قرآن. میان این ده و حضرت زهرا ارتباطی هست.
یوم؛ ظرف ظهور
در فلسفه و حکمت و عرفان یوم ظرف ظهور اشیاست؛ کل یوم هو فی شأن. ایام الله و ایام معدودات یعنی این ده شبانهروز ظرف ظهور اللهاند. هرچه جایگاه ایام بالاتر، ظهور حق آشکارتر. خورشید به یک شدت میتابد؛ اما مانع سایه میاندازد و برداشتن مانع شدت نور میآورد؛ به خورشید مربوط نیست. خدا آنبهآن در تجلی است؛ سعهٔ وجودی زمان و مکان و شخص ظرفیت تجلی را معین میکند. اینکه عبادت هیچجا به اندازهٔ این ده شبانهروز نیست یعنی شدت ظهور خدا در این ظرف از هر شبانهروزی بیشتر است؛ خدا در این ده از هر زمان دیگر به بنده نزدیکتر و قابلدرکتر و در دسترستر است؛ از سر وجودی این ده شب که با حضرت زهرا پیوند دارد.
ملازمت امل و اجل در متن روایت
متن روایت تصریح میکند که آمدن یکی رفتن دیگری است. آرزوی طولانی میان دو چشم مینشیند و اجل را پشت سر میفرستد. یاد موت اگر زنده شود آرزوهای دراز را عقب میراند. مراقبت آن است که هر دو چشم از آرزوی دنیا پر نشود؛ یک چشم هنوز جای امید میگذارد، دو چشم نشانهٔ گرفتاری کامل است.
تکبر؛ بیماری ابلیس و داروی مصائب
اگر مرگ و درد و فقر نبود ادعای خدایی میکردیم. مصائب آمدهاند تا کبریا را به صاحبش بازگردانند. تعصب و غرور همان بیماری است که شیطان میخواهد به بندگان سرایت دهد. خطبهٔ قاصعه هشدار میدهد بیمار شیطان نشوید.
نفس اماره مکان نزدیک تیر
تیر از مکان نزدیک پرتاب شده؛ نه از افق دور. نفس اماره بغل گوش است. نگاه حرام یک تیر است. لشکر سواره و پیاده بسیج میشوند؛ شیطان تنها کار نمیکند. سوگند مولا به جان خویش سنگینی این هشدار را میرساند.
حسنات ابرار و سیئات مقربین
مباحثهٔ علمی با شیطان اگر عمر ببرد، برای مقرب خسارت است هرچند برای ابرار حسنه نماید. کتاب شیطانشناسی اگر به وسوسه نوشته شود خود نفوذ است. طهارت نفس ذرهبین میخواهد تا این ظرایف دیده شود.
لیالی عشر و پیوند با زهرا
سوگند قرآن به لیالی عشر شبهای این دهه را بالا میبرد. لیل در معارف اهلبیت با حضرت زهرا گره خورده؛ لیلة القدر ظرف نزول و زهرای خداست. ازاینرو عبادت این ده شبانه از بسیاری ایام بالاتر است و دست شیطان بستهتر.
سعهٔ وجودی و شدت تجلی
ظهور حق به سعهٔ قابل وابسته است. زمان و مکان و شخص اگر ظرفیت داشته باشند تجلی شدیدتر ادراک میشود. دههٔ اول ذیالحجه ظرفی است که در آن نزدیکشدن به خدا آسانتر است؛ نه آنکه خدا جابهجا شود، که قابلی آمادهتر است.
ترجمهٔ هشدار مولا در قاصعه
مولا میفرماید از دشمن خدا برحذر باشید تا به بیماریاش مبتلا نشوید؛ با ندای خود شما را تحریک کند و لشکریان سواره و پیادهاش را فریاد زند و بر ضد شما برانگیزد. به جانم سوگند تیر را آماده کرده و بر کمان نهاده و تا آخرین حد کشیده و از مکانی نزدیک پرتاب نموده است. نزدیک بودن مکان تیر یعنی دشمن درونی؛ نفس اماره. پیش از آنکه جانپناه بیابی تیر رها شده است. مراقبت از نگاه و خیال و آرزو همان سپر است.
زرق و برق زندگی و اغوای ابلیس
شیطان به پروردگار گفت چون مرا اغوا کردی زرق و برق دنیا را در چشم آنان میآرایم. اشارهٔ مولا به همین ادعاست. زینت دنیا ابزار اصلی اغواست. کسانی که دامنشان را جمع میکنند و به خشوع قرب میرسند یکگونهاند؛ دیگران در معرضاند؛ اما هیچکس بیرون از میدان نیست. فراموشی موت وقتی امل دو چشم را پر کند، همان پیروزی زینت است.
عمر دزدی در جدل با شیطان
عالم شیعی شیطان را در جدل مغلوب کرد؛ ملعون گفت برنده منم چون از عمرت ربودم. نسبت به صحنهٔ وجود هر کس، شیطان عمر میدزدد: گاه به جدل بیهوده، گاه به کتابی که خود وسوسه کرده، گاه به آرزویی که اجل را پشت سر میفرستد. حسناتالابرار سیئاتالمقربین اینجا معنا مییابد: کاری که برای عامه حسنه است برای مقرب اتلاف عمر است.
رمضان و عرفه و ده روز برتر
ماه رمضان دست شیطان بسته است؛ این را همگان میدانند. روایات دههٔ اول ذیالحجه را نیز چنین مینمایانند و گاه شدیدتر. اگر در رمضان بخشیده نشدی امید روز عرفه است؛ نه فقط در صحرا، که در ظرفیت خود روز. و خدا در هیچ ایامی بهتر از این دهه عبادت نشده. لیالی عشر سوگند قرآن است؛ شبها محورند و سرّ لیل با لیلة القدر و فاطمه علیهاالسلام گره خورده است.
ایام الله بهمثابهٔ ظرف ظهور حق
یوم در حکمت ظرف ظهور اشیاست؛ کل یوم هو فی شأن. وقتی ایام معدودات ایام الله خوانده شوند یعنی ظرف ظهور اللهاند. خورشید یکسان میتابد؛ مانع سایه میسازد و برداشتن مانع نور میافزاید. خدا آنبهآن متجلی است؛ سعهٔ زمان و مکان و شخص شدت ادراک تجلی را معین میکند. عبادت این ده شبانه شدیدتر است چون ظرف آمادهتر است و قرب حق محسوستر.
جمع سخن امل و شیطان و دهه
پس روایت میگوید امل دراز میان دو چشم میآید و اجل را پشت سر میفرستد. خطبهٔ قاصعه بیماری ابلیس را تکبر میداند و تیر را از نفس اماره نزدیک. زینت دنیا ابزار اغواست و جدل بیهوده دزد عمر. در رمضان و دههٔ ذیالحجه دست شیطان بستهتر است؛ لیالی عشر با زهرا پیوند دارد و یوم ظرف ظهور است. یاد موت امل را عقب میراند و خشوع قرب جای کبریای دروغین مینشیند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.