ددرس‌گفتارها

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين.

السلام علیک يا داعي الله و رباني آياته.

سلام عليكم ورحمة الله.

خیلی خیلی تبریک میگم این ایام فرخنده پر پر نور رو بسیار ایام خاصی‌ست.

اون‌هایی که چله موسوی گرفتن این ده روز تکمیل می‌شه کارشون خوشا به سعادتشون.

در بین احراج میرن به اوج می‌رسن نتیجه می‌گیرن.

خصوصاً امروز روز اول این دهه آخر که ایام معدودات هست و ان‌شاءالله سخن می‌گیم دربارش که چه ایام خاصی‌ست که امروز هم که میلاد و تزویج حضرت زهرا ام المؤمنین علیهم الصلاة والسلام هست.

ان‌شاءالله بر همتون پر از خیر و برکت و مبارک باشه.

[نفس عمیق] در روایت پنجم بودیم از باب چهارم کتاب الموت.

دلم نمیاد که راحت از این روایت رد شیم چون متأسفانه درگیریم هممون، گرفتاریم.

در ولایت شیطان مثل تار عنکبوتی گرفتاریم و خبر نداریم.

یکی از آیاتی که [سرفه] به موضوع ولایت شیطان پرداخته آیه صد و نوزده سوره نساست.

[سرفه] همونطور که گفتیم نتیجه تصرف ولایت شیطان می‌شه فراموشی موت و مرگ و از نشانه‌هاش که آدم شقی و بدبخت می‌شه آرزوهای طولانیه و فراموشی مرگ.

مخصوصاً جالبه که تو همین آیه هم به آرزوهای طولانی باز تصریح شده.

آیه از لسان شیطانه.

یادتون عرض کردم صحبت‌های این خبیث رو بریم ببینیم تو قرآن با خدا صحبت‌هایی که کرده، وعده‌هایی که داده.

میگه ولا ode-- این لام‌هایی که اول این سه تا فعلی که الان می‌خونم اومده یعنی قطعاً یعنی قصه خیلی جدیه.

خیلی جدیه.

ما جدی نگرفتیم.

ولا اضلنهم.

شیطان میگه من اینا رو گمراه می‌کنم.

گمراهشون می‌کنم صد در صد قطعاً.

ولا امنینهم.

این‌ها رو در آرزو می‌افکنم.

می‌ندازمشون به آرزو.

هی آرزو، آرزو، آرزو.

ای کاش اینو داشتم، اونو داشتم.

هرچی می‌بینه آرزو می‌کنه.

تو روایت پنجم هم همین اومده بود دیگه.

که آرزو تو چشماش می‌افته و این باعث می‌شه که از موت غافل بشه.

خودشم خبر نداره رفته، رفته داره میره تحت تصرف ولایت شیطان.

ولا آمرا نه.

ببینید پله‌هایی رو عرض کردم بر اساس قرآن خطبه خطبه قدم به قدم شیطان میاد جلو و ما رو می‌بره، اینه.

اول که به یکبار آمرا نهوم نیست که من به اونا امر می‌کنم تحت امر شیطان که قرار نمی‌گیری اول چون فطرت داری، فطرت الهی داری.

اول لاضل-- لاضلنهم میاد گمراه می‌کنه.

اضلال قاعده اضلال که حالا دربارش حرف می‌زنیم.

بعد ولا امنینهم می‌ندازه انسان رو به آرزو و اینا.

بعد که کسی گرفتار شد تو تور عنکبوتی شیطان افتاد دیگه ولا آمرا نهون.

دیگه می‌افته به امر کردن دیگه تحت امر شیطان قرار می‌گیره دیگه.

که چی بشه؟

فلیبث کن آذان الأنعام.

آذان جمع أذن.

گوش‌های چهارپایان که اینا رو میگه امر می‌کنم بهشون این گوشا رو ببرن.

چیه قصه؟

بر می‌گرده به کارهایی که در زمان جاهلیت می‌کردن.

نذر بت‌هاشون می‌کردن چهارپایان و مثلاً گاو و گوسفند و شتر و اینا نذر بت‌هاشون می‌کردن.

این چنین بود که گوش اینا رو سوراخ می‌کردن.

گوش این چهارپا رو سوراخ می‌کردن.

یعنی این دیگه وقف این بته.

دیگه ازش کسی نمی‌تونه نه سواری بگیره نه از گوشتش استفاده کنه تا بمیره و مردار بشه، بگنده.

اسلام اینو نهی می‌...

همچین ما همچین چیزی نداریم آخه این چه کاریه؟

و این خودش یه تصریحه به قول آیه براعتی در تفسیر نورش می‌فرماید وقتی اسلام اجازه نمیده حیوان رو تلف کنی، حیوان رو تلف کنی بگه حالا این ما نذر این بود ولش کنید دیگه گوشتشو نخورید ازش استفاده نکنید.

دیگه چه برسه به اینکه انسان تلف بشه، انسان عمرش تلف بشه.

گوشت زدیه دیگه.

خب حالا اینا افتادن به این کار که ااا حرام رو حلال کردن.

حلال رو حرام کردن.

از خودشون حرف زدن.

دین درست کردن.

سبک ساختن.

ولا دو مرتبه ولا آمرا نهون.

دو مرتبه به اینا چیکار می‌کنه شیطان؟

میگه من بهشون امر می‌کنم فلیغیرن خلق الله که در خلق الهی تغییر ایجاد بدن.

عجب!

یعنی تو قراره انسان باشی شیطان کارو می‌کنه حیوان بشی، نبات بشی، جماد بشی، تنزل پیدا کنی در حد جماد، سنگ بشی که قرآن می‌فرماید اینا اصلاً ااا وقود هنار.

اینا قلب‌هاشون مثل سنگ، مثل سنگ می‌شه، سنگ آتشین، سنگ جهنم می‌شه اصلاً.

و من يتخذ الشيطان وليا اگر کسی شیطان رو ولی خودش گرفت، این دیگه صراحتا داره میگه ولایت شیطان رو.

دوست گرفت شیطان رو من دون الله به جز خدا.

اینجا نشون میده من دون الله یعنی آقا اصلاً ولایت فقط ولایت اللهه که استحقاق گرفتن و دوستی او هست.

من دون الله ولی حالا تو به انحراف رفتی و شیطان رو ولی گرفتی.

چه، چه اتفاقی می‌افته؟

فقط خسران خسرانا مبینا.

این دیگه یه خسره، خسارت آشکاریه.

چه خسارتی خسر و خسرانا مبینا.

کی می‌فهمیم اینو؟

متاسفانه وقت موت.

وقتی که سرمون به سنگ لحد خورد، اون موقع می‌فهمیم.

حالا اینجا نکاتی که توی این آیه هست من خیلی سریع عرض کنم و رد شم.

اولیش که می‌فرماید و لأضلنهم اینو بدونید قاعده اضلال، رها کردن، گمراه کردن ما رو وقتیه یعنی وقتی به کار می‌ره که قبلش هدایت بوده باشه.

یعنی باید تو راه هدایت باشه که حالا بیای گمراهش کنی دیگه و الا معنا نداره.

این نشون میده که همه انسان‌ها در درون خودشون ندای الهی و هدایت رو دارن.

ان الله يهدي من يشاء.

بر می‌گرده به فطرت.

تو آیه سی سوره روم می‌فرماید فطرت الله التي فطر الناس عليها که بارها اینو قرائت کردیم، اون فطرت که ما مفتوریم به او، فطرت الهی، خداجوئیم ذاتاً.

این بوده ما ذاتاً در مسیر هدایت بودیم.

خب.

بعد اینجا ادامه آله، آیه لا تبدیل لخلق الله.

اصلا نمیشه خلق الله رو تبدیل کرد.

اینجا توش این آیه شیطان میگه چی؟

من اینا رو امر می‌کنم که فلا يغيرن خلق الله.

من یه کاری می‌کنم امر می‌کنم اینا خلق خدا رو تغییر بدن.

اون آیه میگه لا تبدیل لخلق الله.

اصلا تبدیلی نیست.

یعنی از اینجا می‌فهمیم که اولا ما در درون خودمون فطرت الهی داریم، در مسیر هدایت از بچگی بودیم، خودمون به انحراف رفتیم.

دو، شیطان نمی‌تونه ذات ما رو تغییر بده.

شیطان نمی‌تونه اصطلاحاً کاری بکنه فطرت ما بمیره چون تغییر بردار نیست، تبدیل بردار نیست.

شیطان ادعا کرده اما نمی‌تونه فطرت ما رو بکشه، روح ما رو کلاً بکشه.

اینکه میگن قلبش مرد یه اصطلاحه برای سهولت فهم.

و الا دفن می‌شه یعنی روح هست، نفس هست، قلب وجود داره.

اون ذات ما که جدول وجودی ماست، رب وجودی ماست و متصل است به رب مطلق و دریای لایتناهی وجود و هر فیضی به ما می‌رسه از فیض عمر، رزق، علم، فهم، معرفت، هرچی که هست از اون دریای لایتناهی یه رب مطلق می‌رسه از کانال وجودی جدول وجودی ما که رب وجودی ماست.

ربی الاعلی ربی العظیم.

این از اینجا به ما می‌رسه.

اون هست، اون باقی و برقرار خواهد ماند.

ولی چی می‌شه؟

دفن می‌شه تو وجود یعنی غباری آلودگی میاد روشو می‌گیره.

این و لأضل، و لأضلنهم که شیطان اینجا گفته کاملاً داره همین رو بیان می‌کنه که اینا تو مسیر هدایت بودن.

حالا من می‌کشونم ایشون اینور.

می‌کشم اینور نه یعنی می‌میره فطرت، نه.

به این که من رو بعضی‌ها گفتن م-- فطرت شکلش عوض می‌شه.

شکلش یه طور دیگه می‌شه که اس-- بهش می‌گن چی؟

شاکله.

در آیه هشتاد و چهار سوره اسرا باید باشه.

می‌فرماید که قل پیغمبر بگو کلن، کلن همه، همه، همه، يعمل على شاكلته همه بر اساس شاکله خودشون عمل می‌کنند.

شاکله رو یعنی اون رو بنا، فطرت زیربنای وجودی ماست.

شاکله بر اساس اعمال ما درست می‌شه.

همه بر اساس شاکله‌شون عمل می‌کنند.

اول الهین، فطرت اصلاً بچه دروغ نمیگه.

نشنیدین از قدیم‌ها میگن [مکث] حرف راستو از بچه بشنو چون فطرتش الهیه.

رفته رفته به دروغ می‌افته.

این فطرت ثانویه، شاکله درست می‌شه.

اعمال ما اول که انجام میدیم حاله، حاله میاد میره.

چه خوب باشه چه بد.

اگر تکرار شد، اصرار شد تبدیل به ملکه می‌شه.

خدا نکنه ملکه دیگه کلاً رسوخ پیدا کنه در-- بمونه دیگه ریشه بدوانه.

اون دیگه می‌شه فصل مقوم که مثلاً دیگه طرف واقعاً دیگه سگ شد جسارتا.

دیگه واقعاً خوک شد، گاو شد.

اصلاً نمی-- دیگه از انسانیت فارغ شد.

کلاً فطرتش در درونش چی شد؟

دفن شد.

مثل اون ملعون که رو سینه ارباب نشسته، آقا داره، داره نصیحتش می‌کنه تو این کارو نکن من تو با این وضع ضامنم که خدا تو رو ببخشه.

اما به هوس ملکة کارشو می‌کنه.

اینه دیگه فطرت چنان دفن شده نفس امام معصوم هم درش تأثیر نداره.

اینطوری می‌شه.

پس اینو حواسمون باشه که ش-- اون شاکله ما چیزیست که خودمون داریم می‌سازیمش.

اگر به در مسیر خیر و خوب و نیکی و دین و اینا حرکت کنیم، اون فطرت اولیه تقویت می‌شه.

شاکله‌ای که خودمون ساختیم تقویت شده اونه، قوت اونه.

اما اگر به سمت ضعف و خدایی نکرده گناه و معصیت و این‌ها بریم، اون موقع چی می‌شه؟

شما بفرمایید.

تبدیل می‌شه به یک درنده‌ای که حالا دیگه اسمشو انسان نمیشه گذاشت.

حالا بهش میگیم شاکله.

نکته بعد در خصوص و لأمنینهم.

اینم که قبلاً درباره‌ش صحبت کردیم.

اگر کسی آرزوهای طولانی تو چشمشه و این آرزوها منهای آخرته دوست داره آقا، دوست داره خونه، خونه، ماشین، ملک، آبرو، نمممدرک تحصیلی، پول.

ذاتا اینا رو دوست داره.

نه برای اینکه بتواند آخرت را کسب کند با این وسایل.

نه، منهای آخرت شده میشه دنیا.

این میشه دنیا و الا دنیا اگر بوی آخرت بده دیگه دنیا نیست که.

متجر اولیاء الله میشه به قول امام حسن میشه محل تجارت اولیای خدا.

این آرزوهای طو-طولانی اومد قطعا آن انسان باور به موت نداره و تحت تصرف ولایت شیطان اومده و نکته آخر اینکه اگر کسی کارش به اینجا کشید، آقا خودمون رو محک بزنیم دیگه ها.

دیگه همچین فضاهای مقدسی با هم نشستیم.

به هر حال سر سفره نماز جماعت اینو هممون الان تو این چند لحظه آخر خودمون خودمون رو محک بزنیم.

اگر کسی دچار آرزوهای طولانی شده، آرزوهای منهای آخرت.

مثلا دوست داره مثلا بچه‌هاشو عروس و دوماد بکنه.

خب شما م- به این‌ها مهربان‌تری یا خدا؟

جواب بده ببینم.

شما به بچه‌هات مهربان‌تری یا خدا؟

با خدا دعوا داره که چرا میخوای جون منو بگیری؟

هنوز دختر و پسرم رو عروس و دوماد نکردم.

خب این قطعا آرزو طولانیه.

چون رضای خدا درش نیست.

تو خودت رو جای خدا گذاشتی، خدا مهربان‌تره که.

اگر کسی دچار این شده به نتیجه، نتیجه‌ش چی شد؟

فراموشی موت و مرگ بهش رو-- دست داده.

اصلا یاد موت نمی‌کنه.

کسی هم حرف از مرگ می‌زنه میگه ده نمم-- زبونتو گاز بگیر.

العیاذ بالله این قطعا تحت تصرف ولایت شیطان قرار گرفته.

ولو ظاهر ولایی و مذهبی داشته باشه.

خطر خیلی جدیه.

دیدی چند تا لام تاکید تو افعال این آیه اومده بود؟

آیه قرآن هم بود، مال خودم نبود.

باید دشمن رو جدی بگیریم.

ان‌شاءالله عاقبتmu ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد