ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 091

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ادامهٔ روایت پنجم؛ ولایت شیطان و آیهٔ نساء

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. ایام فرخنده و نورانی است؛ آنان که چلهٔ موسوی گرفته‌اند در این دهه تکمیل می‌شوند. امروز آغاز ایام معدودات و میلاد و تزویج حضرت زهرا ام‌المؤمنین علیهاالسلام است.

در روایت پنجم باب چهارم کتاب الموت بودیم. آسان نباید گذشت؛ همه در ولایت شیطان چون تار عنکبوت گرفتاریم و خبر نداریم. یکی از آیات ولایت شیطان آیهٔ صدونوزده نساء است. نتیجهٔ تصرف شیطان فراموشی موت است و نشانهٔ شقاوت آرزوهای طولانی؛ در همین آیه نیز به آرزو تصریح شده. از لسان شیطان بشنویم وعده‌هایی که به خدا داده است.

سه لام تأکید؛ اضلال، امنیه، امر

لام‌های ابتدای افعال آیه قطعیت را می‌رساند؛ قصه جدی است و ما جدی نگرفته‌ایم. لأضلنهم: قطعاً گمراهشان می‌کنم. لأمنینهم: در آرزو می‌افکنم؛ ای‌کاش این و آن. در روایت پنجم نیز آرزو پیش چشم می‌آید و از موت غافل می‌کند؛ بی‌خبر تحت ولایت شیطان می‌رود. سپس لأمرنهم: وقتی در تور افتاد، امر می‌کند.

پله‌ها چنین است: اول یک‌باره تحت امر نمی‌روی چون فطرت الهی داری؛ اول اضلال، سپس امنیه، سپس امر. امر به چیست؟ فلیبتکن آذان الأنعام: گوش چهارپایان را بِبُرند. رسم جاهلی نذر بت‌ها بود؛ گوش حیوان را سوراخ می‌کردند تا وقف بت باشد؛ نه سواری نه گوشت تا بمیرد و مردار شود. اسلام نهی کرد. صاحب تفسیر نور می‌گوید وقتی اسلام تلف حیوان را روا نمی‌دارد، چه رسد به تلف عمر انسان. این جماعت حرام را حلال و حلال را حرام کردند و دین ساختند.

تغییر خلق الله و خسران مبین

شیطان می‌گوید لأمرنهم فلیغیرن خلق الله: امر می‌کنم خلق خدا را تغییر دهند. انسان باید انسان بماند؛ شیطان می‌کشد به حیوان و نبات و جماد و سنگی که وقود النار است. من یتخذ الشیطان ولیا من دون الله فقد خسر خسرانا مبینا: ولایت فقط استحقاق الله است؛ دوستی شیطان خسران آشکار است. کی می‌فهمیم؟ متأسفانه وقت موت، وقتی سر به لحد خورد.

قاعدهٔ اضلال و فطرت

لأضلنهم وقتی معنا دارد که پیش‌تر هدایت بوده باشد. همه در درون ندای الهی دارند.

«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» (روم/۳۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس روی خود را به دین حق‌گرایانه بدار؛ فطرت خدایی که مردم را بر آن سرشته است.

لا تبدیل لخلق الله: خلق الله تبدیل‌بردار نیست. شیطان ادعا می‌کند تغییر می‌دهم؛ اما فطرت نمی‌میرد. قلبِ مرده اصطلاح تسهیل فهم است؛ روح و نفس دفن می‌شوند زیر غبار آلودگی، نه آنکه جدول وجودی و رب وجودی قطع شود. فیض عمر و رزق و علم از دریای لایتناهی از کانال رب وجودی می‌رسد؛ آن باقی است. اضلال یعنی کشیدن از مسیر هدایت نه کشتن فطرت.

شاکله؛ فطرت ثانویه

برخی گفته‌اند شکل فطرت عوض می‌شود؛ قرآن شاکله می‌گوید:

«قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ» (اسراء/۸۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو هر کس بر شاکلهٔ خویش عمل می‌کند.

فطرت زیربناست؛ شاکله از اعمال ساخته می‌شود. کودک دروغ نمی‌گوید؛ رفته‌رفته دروغ شاکله می‌شود. عمل اول حال است؛ تکرار ملکه می‌شود؛ رسوخ فصل مقوم می‌سازد تا انسانیت دفن شود و صورت درنده بگیرد — چنان‌که نفس امام در قتلگاه در برخی اثر نکرد از شدت دفن فطرت. اگر در خیر رویم شاکله تقویت فطرت است؛ اگر در گناه، درندگی.

لأمنینهم و محک آرزو

آرزوی طولانی منهای آخرت — خانه و ماشین و مدرک و پول برای خود نه برای آخرت — دنیا می‌شود. اگر بوی آخرت دهد متجر اولیاء الله است. چنین آرزویی باور موت ندارد و تحت ولایت شیطان است. محک: مهربان‌تر به فرزند تو هستی یا خدا؟ اگر با خدا بر سر جان‌گرفتن پیش از عروسی فرزند دعوا داری، آرزوی طولانیِ بی‌رضا است؛ فراموشی موت و ولایت شیطان، ولو ظاهر مذهبی. لام‌های تأکید آیه هشدار جدی‌گرفتن دشمن است. ان‌شاءالله عاقبت به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

تبریک ایام و سنگینی روایت

ایام معدودات و میلاد و تزویج زهرا سلام‌الله‌علیها ظرف نور است؛ اما بحث موت و ولایت شیطان را نباید به بهانهٔ شادی رها کرد. گرفتاری در تار عنکبوت شیطان عمومی است. آیهٔ نساء نقشهٔ شیطان را از زبان خودش فاش می‌کند تا دشمن را بشناسیم.

جاهلیت بریدن گوش و تلف عمر

فرمان فلیبتکن آذان الأنعام یادگار جاهلیت است: حیوان را از انتفاع بینداز تا برای بت بماند. اسلام این اسراف را بست. صاحب نور می‌گوید اگر تلف حیوان روا نیست، تلف عمر انسان به آرزو و غفلت مرگ به طریق اولی ممنوع است. تغییر خلق الله همان تنزل از انسانیت به سنگ جهنم است؛ ولایت شیطان من دون الله خسران مبین است که غالباً دم مرگ فهمیده می‌شود.

فطرت نمی‌میرد؛ غبار می‌گیرد

لأن اضلال فرع بر هدایت پیشین است، می‌فهمیم همه فطرت الله را دارند. لا تبدیل لخلق الله دعوی شیطان را ابطال می‌کند: او نمی‌تواند ذات را بکشد. قلب مرده یعنی مدفون زیر عصیان. رب وجودی به رب مطلق متصل است؛ فیض می‌رسد. کار شیطان کشاندن از جاده است نه قطع سیم وجود. شاکله روساخت اعمال است: حال، ملکه، فصل مقوم. کودک راستگو با تکرار دروغ شاکله عوض می‌کند؛ بالعکس، تکرار خیر فطرت را قوت می‌دهد.

محک خانوادگی آرزو

دوستی خانه و ماشین و مدرک اگر منهای آخرت باشد دنیا و تور شیطان است. اگر برای آخرت باشد تجارت اولیاست. پرسش مهربان‌تر کیست — تو یا خدا — محک رضاست. نزاع با مرگ پیش از عروسی فرزند نشانهٔ آرزوی طول بلای فراموشی موت است. چند لام تأکید در آیه می‌گوید دشمن را شوخی نگیر؛ ظاهر مذهبی کافی نیست. علاج: موت پیش رو، آرزو پشت سر؛ همان پیام روایت پنجم.

جمع‌بندی عملی محک ولایت

پس سه نشانهٔ قرآنی در آیهٔ نساء برای تشخیص تور شیطان است: گمراهی از فطرتِ پیشین، آرزوی رژه، و تن‌دادن به امرِ تغییر خلق. علاج همان روایت پنجم است: موت را پیش رو نهادن تا آرزو پشت سر رود. فطرت نمی‌میرد؛ باید غبار را زدود و شاکله را با تکرار خیر بازساخت. ظاهر ولایی اگر با فراموشی مرگ همراه باشد نجات نمی‌دهد؛ دشمن را باید جدی گرفت چنان‌که لام‌های آیه جدی گرفته‌اند.

پیوند روایت پنجم و آیهٔ نساء

روایت می‌گفت بدبخت کسی است که آرزوها پیش چشمش رژه می‌روند و موت را پشت سر نهاده. آیه همان را از زبان شیطان تأیید می‌کند: لأمنینهم. پس فراموشی مرگ هم علت است هم معلول ولایت شیطان. کسی که دائم در ای‌کاش‌های دنیوی است، ولایت الله را ادعا می‌کند اما عملاً ولی‌اش شیطان است. لام تأکید سه فعل نشان می‌دهد برنامهٔ شیطان تصادفی نیست؛ پروژه‌ای قطعی است که فقط با جدیت مراقبهٔ موت می‌توان از آن بیرون آمد.

از اضلال تا امر؛ فاصلهٔ فطرت تا اسارت

فطرت مانع فرمان‌پذیری یک‌شبه از شیطان است. ازاین‌رو اول گمراهی می‌آید: کژفهمی دین، شبهه، سرگرمی حرام. بعد آرزو میدان را پر می‌کند تا فکر اجل نماند. وقتی دل پر از امنیه شد، نوبت امر است: بکن و نکنِ شیطان، از تغییر احکام تا تغییر خلقت و هویت. بریدن گوش حیوان نماد است؛ امروز شکل‌های دیگر تلف نعمت و عمر و تغییر خلقت همان روح جاهلی را دارد. خسران مبین وقتی آشکار می‌شود که لحد سردیِ واقعیت را نشان دهد.

زنده نگاه‌داشتن فطرت با شاکلهٔ صالح

چون فطرت نمی‌میرد، امید هست. غبار را با توبه و یاد مرگ و عمل صالح می‌توان زدود. شاکله اگر با تکرار نماز و صدق و انفاق ساخته شود، فطرت را تقویت می‌کند؛ اگر با دروغ و حرص، دفن می‌کند. داستان کسی که روی سینهٔ ارباب نشست و نصیحت معصوم در او اثر نکرد، نهایت دفن است. پیش از آن مرحله باید ایستاد: آرزوها را آخرتی کرد، موت را پیش رو نهاد، و ولایت را از شعار به محاسبهٔ لحظه‌لحظه آورد. این ایام نورانی زهرا سلام‌الله‌علیها بهترین فرصت تجدید عهد با ولایت الله است نه غفلت زیر پرچم شادی.

هشدار پایانی جلسه

در فضای نماز جماعت و سفرهٔ اهل ایمان باید هر کس خود را محک بزند: آیا آرزوهای منهای آخرت پیش چشم است؟ آیا از نام مرگ می‌رنجد؟ آیا رضای خدا را در تقدیر اجل می‌پذیرد؟ اگر پاسخ نگران‌کننده است، آیه و روایت یک سخن می‌گویند: تحت تصرف ولایت شیطانی؛ بشتاب به سوی یاد موت و توبه و بازسازی شاکله. تبریک ایام زهرا با غفلت از این خطر ناساز است؛ نور این ایام برای شکستن تار عنکبوت است. عاقبت به خیر با صلوات بر محمد و آل محمد رقم می‌خورد وقتی دشمن را جدی بگیریم و موت را از پشت سر به پیش رو آوریم؛ این حداقلِ وفاداری به روایت پنجم و آیهٔ نساء است. والحمد لله رب العالمین آمین آمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.