بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
السلام علیکم و رحمة الله.
[نفس عمیق] إذ تحققت ولاية الشيطان و الشقاء وقتی که کسی مستحق ولایت و دوستی شیطان شد و بدبخت شد، جا الأمل بین العینین آرزوهای طولانی جلو چشمش رژه میره و ذهب الأجل وراء الظهر.
موت میفته پشت سرش.
یعنی فراموشی موت بهش دست میده.
با توجه به اینکه ما در مبحث ولایت شیطان و ولایت الله که در تقابلن سخن گفتیم، وقتی نگاه میکنی که اساس ولایت شیطان بر گمراهی و اغواء و اساس ولایت الهی بر هدایته، بر عبودیت و تقواست، نشون میده که اگر کسی میخواهد در مسیر هدایت قرار بگیرد یعنی در ولایت الله باشد، لاجرم باید دائماً به فکر موت باشه.
و اگر کسی تحت تصرف شیطان رفت، تحت دوستی و ولایت شیطان قطعاً عرض کردیم نشونهش فراموشی موته.
اینکه اساس کار شیطان، دعوت شیطان، ولایت شیطان بر گمراهیه، خب آیاتی رو قبلاً هم مرور کردیم که همون مهمترینش لَا أُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ.
یعنی اون میخواد أجمعین همه رو اغواء کنه، همه رو گمراه کنه.
این نشون میده که اساس دعوت شیطان و ولایت شیطان بر گمراهیست.
یعنی کسی گمراه شد قطعاً تحت ولایت شیطان قرار گرفته است.
اما اساس دعوت و ولایت الله چی بود؟
یه جا که میفرماید إنا هدینا السبیل ما هستیم که راه رو نشون میدیم، هدایت میکنیم.
إما شاكرا وإما كفورا.
حالا میخوای شما شاکر باش، بخوای کفران بورز، خودت میدونی اما هدایت از ماست.
این قشنگ تصریح بر این داره که کار خدا، ولایت الله، رسالت اولیا همه چیه؟
بر اساس هدایته.
یا همون آیهای که فرمود إن عبادي، عبادي ليس لك عليهم سلطان.
بر بندگان من که در واد، وارد بر محیط عبادت من شدن، عبودیت من شدن تو شیطان نمیتونی تسلط پیدا کنی.
پس اینم نشون میده که اصلاً راه خدا، طریق الهی، طریق هدایت است و عبودیت و بندگی.
این یک نکتهای رو ما ازش استخراج کنیم.
اون نکته بسیار، بسیار، بسیار مهمه که در سیر و سلوک ما و ریاضات شرعیه ما بسیار کارساز اینه که وقتی اساس کار شیطان بر اغواگری و بیچاره کردن و ززز به ضلالت کشوندن و گمراهیه، إلا عبادك منهم المخلصین.
میخواد همه اغواء بشن.
نگاه شیطانی اینه که همه گمراهن.
دقت بفرمایید.
الا یه عدهای که خودشونو نجات میدن.
این نگاه شیطانیه.
نگاه الهی چیه؟
نگاه الهی بر اساس هدایته.
کل مولود یولد على الفطره.
همه بر اساس فطرت الهی قل كل یعمل على شاکلته فطرت پیدا کردن.
یعنی در نگاه الهی ابتدا به ساکن همه خوبن مگر اینکه عکسش ثابت بشه.
برعکس اینایی که کارای امنیتی میکنن میگن همه مجرماند مگر اینکه عکسش ثابت بشه.
در راه مسیر هدایت نگاه باید این چنین باشه.
آقا همه خوبن.
همه ان شا الله اهل نجاتن.
مگر اینکه عکسش ثابت بشه.
اتفاقاً دو تا روایت خیلی جان جوندار یعنی جانانه در این مسیر هست که یکیش فرمایش اباعبداللهست.
از حضرت پرسیدن ادب رو میشه معنی کنید؟
ادب یعنی چی؟
از امام حسین.
حضرت فرمودن هو أن تخرج من بيتك ادب یعنی اینکه از خونهت که خارج شدی فلا تلقى أحدا به اهدی برخورد نکنی إلا رأيت له الفضل عليك مگر اینکه او رو بر خودت برتری بدی.
ب- حتی اگر چیزی پیدا نمیکنی توجیه کنی.
مثلا ظاهر طرف کاملاً مغایره با ارزشهای اسلامیه.
آقا میگی آقا شاید اون عاقبت به خیر شد، من نشدم.
بالاخره یه راهی باید پیدا کنی.
این ببینید نگاه الهی چگونه است.
نگاه ولایت الله این چنینه.
اما شیطان نه.
شیطان میگه آقا همه بدن، همه فلان فلان شدن، فقط من خوبم و دار و دسته من و حزب من و اینطوریه.
یعنی میگه آقا همه بدن مگر عکسش ثابت بشه.
اینا که کارای امنیتی میکنن خیلی باید مراقب سلامت نفسشون باشن.
اون کار ضربه به سیر و سلوکشون نزنه.
البته این رو عرض کنم ما بله روایت داریم برای مؤمن اگر کار مبهمی دیدی از مؤمن شک کردی.
حالا این کاری که این مو-مؤمن انجام داد یعنی محب امیرالمؤمنین ظاهرش شکل گناه داره.
چه کنم؟
حضرت فرمودن که یه روایت میگه تا چهل، یکی میگه تا هفتاد بار اگه ازش کار مبهم دیدی میگه فرمود که چکار کن؟
به صحت برداشت کن.
یعنی براش حتی میگه اگر دلیلی پیدا نکردی دلیل بتراش.
و یه روایت عجیبتر از همه اینا دیدم که فرمود اگر نتونستی دلیل بتراشی یعنی توجیه کنی، توجیه کنی کار مؤمنو که نه انشاالله گناه نیست و اگر نتونستی دلیل بتراشی این رو بگذار به حساب خباثت نفست.
یعنی خبث نفسه که نمیتونی برای مؤمن دلیل بتراشی.
منتها این نکته خیلی مهمه، حائز اهمیته.
مخصوصاً تو این جمع.
اونم اینکه بحث امر به معروف و نهی از منکر اینا به جاش.
مخصوصاً جایی که انسان میخواد سرنوشت یه عدهای رو به دست کسی بسپارد.
یعنی در تعیین مسئولین، مدیران.
حالا دیگه حمله به صحت میکنیم.
انشاالله آدم خوبیه.
این حرفا چیه؟
اینجا باید مو رو از ماست کشید بیرون.
برعکس متأسفانه در سیستم مدیریتی یکی از دلایلی که ما انقدر مشکلات داریم اینه که رو حساب رابطه و پارتی و این از عاشق چشم و ابرو اونه، پسر عمشه، پسر خالشه، تو حزبه، چیشه.
اینا میاره میذاره بهترین، خطرناکترین، خطیرترین مسئولیتها و مدیریتها رو به دست او میسپارد.
در صورتی که قابلیتش رو نداره.
در همین راستا اجازه بدید که بریم سراغ فرمایش معصوم.
ما از خودمون الکی حرف نزنیم.
یادش بخیر یه بار یه همایش حالا نگم چه رست-- چه حالا نگم چه مسئولینی.
یه مسئولین و مدیران کل یه نهادی از کل کشور جمع بودن.
ما مجری اجرای این برنامه بودیم.
بین هر آیتم حدود بیست سال پیش همین فرمایشات امیرالمؤمنین رو گفتم.
آخرش ما رو بازخواست کردن.
گفتن به چه اجازه اینا رو گفتی؟
برای چی؟
گفتم آقا فرمایش امیرالمؤمنین رو گفتیم.
گفتن نه برای چی گفتی تو منظور داشتی.
م-مدیر اون همایش میزد تو سرش میگفت منو بدبخت کردی، آبروی منو بردی.
حالا شما بشنوید من چی گفتم اونجا.
[خنده] بیست سال تجدید خاطره شد.
[خنده] تجدید خاطرهش هر روز داره میشه.
ای کاش بیست ساله بود.
امیرالمؤمنین مثلا بخشی از نامههای شصت و دو نهجالبلاغه رو من دو سه تاش رو براتون بخونم به مالک فرموده.
کی؟
آقامون امیرالمؤمنین.
حرف من نیست که.
اولا فرمود ای مالک در به کارگیری کارمندان و کارگزارانی که باید زیر نظر تو کار کنند، هیچ گونه واسطه و شفاعتی را این رابطهها، پارتیبازیها، هیچ گونه رابطه و شفاعتی را نپذیر مگر شفاعت چی؟
کفایت و امانت را.
عجب!
یعنی باید آدم میخواد کفیل یه ملتی بشه، یه امتی بشه، یه عدهای بشه.
کفایت داشته باشه، به درد این کار بخوره، تخصصش داشته باشه.
دو، امانت یعنی تعهد هم داشته باشه، امانتدار باشه.
سر دیگران رو نبره فاش کنه.
حالا اینجا چقدر حرف شما خودتون چقدر درد و دل دارید که باید بگید.
من دیگه وارد جزئیات نشم.
فرمایش مولا رو میگم.
در جای دیگه هم تو همین نامه میفرماید سعه صدر.
مالک حواست باشه اون کسی که میذاری مسئول یه کاری باید گشاده سینه باشه، زود عصبانی نشه.
اصلاً بعضیا حوصله ندارن با ارباب رجوع برخورد کنن.
آقا بذاریدش کنار اینایی که حوصله ندارن.
س-- بعدیش فرمود که باتجربه باشه.
افراد-- مالک، افراد باتجربه را به عنوان کارگزار انتخاب کن.
یه روز ما اینجا بحث مدیریت و اینها چالشهاش گفتیم.
نقد کردیم.
یه بنده خدایی تیکه انداخت که گربه دستش به گوش نمیرسه میگه پیف پیف پو میده.
و اونجا ما مخصوصاً عرض کردیم تو همین سازمان سه تا مدیر کلی به بنده پیشنهاد شد تو این چند ساله و یکیشو شش ماه نگه داشتن تا بالاخره به اجبار من قبول کنم.
نکردم.
گفتم آقا اون کاری که اونجا باید انجام بدم در تخصص من نیست.
این خیانته اگر من در صورتی که چند برابر الان حقوقم میشد.
دیگه خودتون میدونید دیگه مدیر کلی یعنی چی.
یکیش تو همین مرکز بود.
پیشنهاد همین مرکز.
واقعاً باید سعی کنن اگه من حرف، حرفشو میذارم در لباس پیغمبر اینو میگم بعضیا فکر نکنن آقا نشستیم واقعاً عروس بلد نیست برقصه میگه زمین کجه.
یکی دو تا دیگه فرمایش رو گلچین کنم عرض کنم که اگرچه همش گله، همش بو خوش داره.
مولا فرمود "من بیم آن دارم که نابخردان، نابکاران زمام امور این مدت این ملت را به دست آرند و مال خدا را دستبهدست گردانند و بندگان او را بردگان خود گیرند و با صالحان به دشمنی برخیزند و فاسقان را حزب خود قرار دهند." بشه لونه زنبور.
این مخصوصاً اینو که اونجا گفتم برگشتم آقا گفتم مگه ما بخور بخور از بیتالمال کردیم که این آقا اینطوری گفته.
گفتم اگر شما نخوردید چرا آتیش گرفتید؟
اگر خوردید که پس بشنوید.
و جمله آخر.
حالا زیاد نوشتم.
یه جمله دیگه عرض کنم.
این فرمایش امیرالمؤمنین به مالک.
"بیگمان مردم هلاک شدند آنگاه" کی هلاک شدند؟
"آنگاه که پیشوایان هدایت و پیشوایان کفر را یکسان شمردند و گفتند هر که به جای پیغمبر نشست چه نیکوکار باشد و چه بدکار اطاعت او واجب است.
پس بدین سبب هلاک شدند." یادتونه یه مدتی پیچیده بود ولایت اداری، ولایت اداری.
مدیرت هرچی گفت باید بگی چشم.
تو همین جا پیچیده بود از من پرسیدند من از دفتر آقا برای اطمینان.
من که قبول نکردم ولی استفتاء کردم گفتم نخیر آقا همچین فرمایشی ندارند و اصلاً قبول ندارند همچین چیزی.
ولایت اداری یعنی چی؟
ولایت تعریف-- آقا ولی فقیهم اگر علیعذ بالله که ولایت داره دیگه به قول پیغ-- رهبر عزیزم به قول امام علیه الرحمه ولایتش ولایت کلیه است.
یعنی در طول ولایت رسول الله شوخی نیست.
یعنی هرچی بگه امره.
امر الهی محسوب میشه.
اون هم اگر خطا کنه علیعذ بالله گناهی بکنه از عدالت همون لحظه ساقط میشه.
دیگه ولایت نداره.
چه برسه به دیگران.
انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله- اللهم صل علی محمد و آل محمد