ددرس‌گفتارها

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد و عجل فرجهم.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام الیک یا داعی الله و ربانی ایاتہ.

سلام علیکم و رحمة الله.

[نفس عمیق] بریم به روایت بعدی از باب چهارم کتاب الموت روایت پنجم.

و قال اذ استحققت ولایة الشيطان و الشقاوة [نفس عمیق] جاء العمل بین العينین و ذهب الأجل وراء الظهر.

پیغمبر عظیم الشأن اسلام فرمودن که هر وقت کسی مستحق دوستی شیطان و بدبختی بشه.

استحققت ولایة الشيطان و الشقاوة.

هر وقت کسی مستحق بشه دو چیز رو، استحقاق ولایت شیطان رو و بدبختی و بیچارگی رو پیدا کنه، نشونه‌ش چیه؟

جاء العمل با الف بین العينین.

آرزوهای طولانی هی جلو چشمش رژه میرن.

هی آرزو داره.

حالا امروز اینو بخرم، فردا اونو بخرم، اینطوری بشم.

همینطوری آرزوهای دني-- همش آرزوهای دنیویه.

و دیگه چی؟

و ذهب الأجل با الف باز.

مرگ.

وراء الظهر.

پشت گوش میندازه.

مرگ رو پشت سرش قرار میده.

اصلاً توجه به موت و مرگ و اجل قطعی نداره.

یعنی شما ظاهرا ازش بپرسی آقا شما بالاخره میمیری یا نه؟

میگه بله، من رو قرآن دست میذارم قسم میخورم که میمیرم.

اما در عمل معلومه که باوری به موت و اجل نداره.

این عین روایت و متن روایت.

حالا اِممم کنایه ها و نکات بسیار زیادی تو همین ظاهر قلیل وجود داره.

چند تاشو من عرض میکنم.

حالا بحث ولایت شیطان رو باید یه جلسه مفصل و مبسط حرف بزنیم که مگر ما ولایتی به جز ولایت اهل بیت هم داریم که اینجا فرموده ولایة الشيطان؟

و چگونه است؟

به چه صورت اینها؟

ببینید چهار تا، اینجا چهار تا مطلب رو بیان کرده که این چهار تا مرتبه است به یک معنا.

چهار تا مرتبه [نفس عمیق] در هم تاثیرگذارند.

چهار تا مرتبه است.

حالا اگر از عقب شروع کنیم از انتها فرموده فراموشی مرگ.

فراموشی مرگ نتیجه‌ش چی میشه؟

[نفس عمیق] فرمودن که جاء العمل بین العينين.

آرزوها میفته تو چشم آدم.

همش به فکر آرزوهای دنیوی‌شه.

اگر کسی دائما مشغول به آرزوهای دنیوی شد، این نتیجه‌ش چی میشه؟

شقاوة و الشقاوة.

و کسی که شقاوة و بدبختی نصیبش شد، این کجا قرار می‌گیره جایگاهش؟

فرمود ولایة الشيطان.

این سه تا، چهار تا مرحله است که در این روایت وارد شده که اینا همه در هم تاثیرگذارن.

هر کدومش بیاد دیگری رو تقویت میکنه.

یعنی اگر کسی دچار ولایت شیطان بشه قطعاً بدبخته، بیچاره‌ست، شقاوة.

قطعاً آرزوها میاد تو چشمش و قطعاً هم مرگ رو فراموش میکنه.

از اون طرف بگیر.

اگر کسی مرگ و موت رو فراموش کرد، قطعاً آرزومند میشه، قطعاً بدبخت میشه و قطعاً تحت ولایت شیطان قرار میگیره.

این به این صورته.

یعنی در هم تاثیرگذارن این چهار مقوله.

نکته بعد این که ولایت شیطان به یکباره تحت س-- ما تحت سیطرش قرار نمی‌گیریم.

قدم به قدم، خطوه خطوه یعنی گام به گام پیش میره.

این نکته خیلی مهمه.

اینو اجازه بدید که قرآنی درباره‌ش حرف بزنیم چون بحث‌های ما شاخه‌نباتی از قرآن حرته.

این نکته آخر رو خوب توجه کنیم که آقا قدم به قدم، مرحله به مرحله، همونطور که ما عمرمون مرحله به مرحله پشت سر همه.

من از همه دوستانم که وجاهت به هر حال [نفس عمیق] چی عرض کنم؟

اولا اینجا خط مقدم جبهه فرهنگی نظامه، یک.

بعضیا اینجا رو فدک حضرت زهرا میدونن.

ببخشید یه پرانتز باز کنم بین بحث.

من صبرم تو بحث خیلی زیاده بعضی موقع‌ها اما دیگه سر میره صبرم.

[نفس عمیق] دو، این که همه الحمدالله تو وجاهت بچه انقلابی، بسیجی، سپاهی بعضیا.

سه، اینجا نمازخونه است.

چهار، بیان آیات و روایات داره میشه.

حرف، حرف من نیست.

چهار، اصلاً و اونایی که میگن چرا بین دو نماز؟

وظیفه سازمان اینه.

حالا سازمان بی‌خیال شده ما که نباید بشیم.

نیروهاشو تربیت کنن.

یعنی ما الان داریم، خود منم قاطی شما تحت تربیت اِاِاِ قال الله و قال رسول الله و اهل بیت قرار می‌گیریم.

باید این صحبت‌ها بشه.

در نهایت توقع نمیره و یه همچین جایگاهی آدم بشینه بعد هی با ورعلسیش حرف بزنه، بخنده، صحبت کنه.

این خوب نیست.

این جسارته.

ما بی‌خیال، ما جهنم.

اما جسارت به آیات و روایت نشه.

کسی نمی‌خواد گوش بده به سلامت نماز عصرتو برو تو اتاقت بخون یا بعدا بعدازظهر بیا بخون یا همین الان من ناراحت نمیشم.

پاشو فردا عصرتو بخون برو.

ولی وقتی میشینی بارها من اینو دیدم تحمل کردم و چند ساله بعضیا اصلا عادتشونه.

میشینن با بغل دستی‌شون حرف، حرف، بگو، بخند خوب نیست.

من از همتون دیدید مزاح هستم ولی حرف کار یه جایی داره دیگه خوب نیست.

جسارت نکنین به همدیگه، به حقایق.

اینم بگم و بس سلام.

فوقش حالا ما کمتر وارد بحث میشیم دیگه.

[نفس عمیق] در خانه اگر کس است یک حرف بسازد.

آقا همونطور که ما زندگیمون مرحله به مرحله است، [نفس عمیق] بچگی داریم، کودک، بعد نوجوون میشه، بعد جوون میشه، بعد میانسال میشه، بعد کهنسال.

شیطان هم متناسب با مراحل زندگی ما حمله ور میشه که ولایت ما رو به دست بگیره.

از کجا، از کدوم آیه اینو میگی آقا؟

استناد می‌کنیم به آیه بیست حدید.

همین.

درس امروز ما این باشه.

الانم خودتونو محک بزنید جلو آینه‌ی این آیه وایسید خودتونو نگاه کنید تو کدوم مرحله هستید.

شیطان الان به چه، به، با چه وسیله‌ای، حربه‌ای شما رو میخواد تصرف کنه.

اعمل اعلموا.

بدانید انما الحیاة الدنيا خدا داره تشریح میکنه.

حیات دنیوی پنج قسمته، پنج مرحله‌ست.

اول لعب بازیه.

مال بچه‌هاست.

شیطان هم بچه‌ها رو میاد با بازی از همون اولش که نمیاد میگه کافر شو، نماز نخون، مشرک شو.

نمی‌دونم برو دنبال زنا و شهوت و عرق و ورق و این چیزا.

از اول به بچه که اینا رو نمیگه مشغولش می‌کنه به بازی.

ما هم رهاش می‌کنیم میگیم ولش کن بذار بازی کنه.

تربیتشو متاسفانه رها می‌کنیم و انجام نمی‌دیم.

که حضرت عیسی علیه النبی و آله و علیه الصلاة والسلام خیلی شیرین در روایات داریم که در قصص الأنبیا که ایشون وقتی بچه‌ها تو محل بازی می‌کردن، ایشونم بچه‌سال بود، بچه بود.

طبیعت بچه بازیه دیگه.

وایمیستاد نگاه می‌کرد با تعجب اینا رو نگاه می‌کرد.

بهش گفتن آخه شما چرا نمیاید بازی کنی با ما؟

گفت دار، دار بازی نیست.

دار، دار حقیقته.

در جوانی پاک بودن هم شیوه‌ی پیامبریست.

اینه که خدا اختیارش می‌کنه از اول حواسش جمعه.

پس لعب بازی.

بچه‌ها رو به این شکل.

این مال بچه‌هاست، کودکانه.

وقتی نوجوون میشی و لع و لهو، لهو، سر میگن سرگرم بشیم.

حالا اوقات اصطلاحا میگیم فراغت.

سرگرم بشیم با هر چیزی سرگرمش کنه و لو بازی هم نباشه سرگرمش کنه.

بشینه حالا کارتون ببینه جلو تلویزیون و چه چه.

برای کسی که جوون شد این دو تا مرحله رو پشت سر گذاشت دیگه خیلی با بازی و سرگرمی نمیاد شیطان.

با چی میاد؟

و زینه تن.

دنبال [مکث] زینت و جمال و اینکه خودش رو آرایش کنه و بی آرایه و به چشم دیگران بیاره، دیگران بهش توجه کنن، عقده‌های درونیش رو بروز بده.

یکی از درد‌هایی که من دلم درد می‌گرفت هر وقت این عصر جدید رو می‌دیدم، اون لحظاتی بود که اکثراً این جوونا تو برنامه میومدن چی می‌گفتن یادتونه؟

می‌گفتن خداروشکر که این برنامه بود که ما دیده بشیم.

[نفس عمیق] اومدن ما رو مطرح، ما دیده بشیم.

این یه درد بزرگیه.

جوون اصلاً برای چی دنبال دیده شدنی؟

واسه خدا ببیند، ولی خدا ببیند، مردم ببیننت چشت می‌زنن، بدبختت می‌کنن، چشم ندارن تو رو ببینن، چشم تنگن، نظر تنگن.

[نفس عمیق] زینت.

جوون می‌خواد هی زینتش رو آشکار کنه.

حالا خستتون نکنیم رد شیم و میره مرحله‌ی چی؟

میانسالی.

الان اکثر شمایی که اینجا نشستید ما اکثرمون میانسالیم.

میانسالی رو طبق این آیه شیطان چگونه تصرف می‌کنه درش؟

آیا گفتید؟

جان؟

تفاخر.

آفرین و تفاخر.

اینجا با حب ریاست، ریاست طلبی.

جوون خیلی ریاست طلب نیست.

پیر هم خیلی ریاست طلب-- میانسالان خیلی دنبال ریاست طلبی و حب جاه و مقام و پست و میز و س-- این چیزا.

برتری جویی بر دیگران.

تفاخر.

بعد جالبه تو آیه فرمود تفاخر و بع این کن.

نسبت می‌گیره با دیگران.

من از فلانی به بهترم.

تحصیلاتم بالاتره.

اصل و نسبم بهتره.

مدیریتم قوی‌تره.

همش خودش رو می‌سنجه بین، تفاخر یعنی فخر فروشی می‌کنه با داشته‌هاش نسبت به دیگران.

حالا کسی که کهنسال شد چی؟

شیطان اینو چجوری میاد تصرف کنه ولایت رو دست بگیره؟

هرکی گفت.

نترسید بلند بگید.

اگه می‌دونید.

حالا آیه رو که اگه حفظ نیستید.

ادامه‌ی آیه رو بخونید.

[خنده] چقدر شما باهوشین.

و تكاثر و تكاثر في الأموال والأولاد.

دیگه آیه ادامه داره بسه.

کسی که سنش رفت بالا تکاثر می‌گیرش.

می‌خواد با مالش، با اولادش و لو به هیچکس چیزی نمیگه ها.

تفاخر نیست.

فخر بفروشه.

بگه ببین چند تا بچه دارم.

ببین چقدر مال و-- نه اصلاً تو خودش تکاثر داره.

یعنی کیف می‌کنه، عشق می‌کنه.

شب که می‌خوابه به به دلار رفت بالا، ملک کشید بالا، املاکم فلان.

این ملاک‌هایی که اینجا نشستن [خنده] کیف می‌کنن.

به به دیگه وضعم توپ شد.

آقا بچه‌هام اینطوری شدن.

این، این میشه تکاثر.

این میشه دام شیطان.

خط به خط به یکی از همون بچگی ما رو می‌کشونه تا ولایت خودش، تا پیری.

پناه بر خدا.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

الله- الله صلي علي محمد و آل محمد