صلی الله محمد و آل محمد و تعجل.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
در روایت چهارم از باب چهارم بودیم.
عرض کردیم که بسیار کثیر الفروع هست این روایت و اینکه دو بار کلمه موت در ابتداش تکرار شده.
الموت، الموت قطعا فلسفهای دارد که گذشته از بحث هشدار و آماده باش بودن این قصه که پیغمبر فرمودند و اهمیتش، تکرارش نشانه اهمیتشه، موقعیتشه، جایگاهشه.
میتونه موت، این دو تا موت که تکرار شده یکیش همون موت اصلیش باشه، یکیش علی البدل یا فرعش که شبیه به اونه یعنی خواب.
در مثلا روایتی از اه امام باقر صلوات الله عليه سؤال شد که این در بهار اومده در مرحوم مجلسی آورده "قیل لمحمد بن علی علیهم السلام ما الموت؟" سؤال شد که موت چیه از امام باقر.
قال حضرت فرمودند که "هو النوم الذي یأتیکم کل لیلة." این موت همون خوابیه که هر شب شما درکش میکنید.
"الا انه طویل مدته." مگر اینکه این موت مدتش طولانیتر از اون خوابیه که میخوابید.
خوابتون یه چند ساعته اما این موت خیلی طولانیتره.
"لا ینتبه منه." بیدار نمیشید ازش، از این خوابی که اصطلاحاً بهش میگیم موت بیدار نمیشید "الا يوم القيامة." پس همون خوابه اما طولانیتره و قیامت ازش پا میشید.
"فمن رأى في نومه من اصناف الفرح ما لا یغادره، یغادر قدره." میفرماید همونطور که تو خواب میبینید صنوف مختلف خوابهای مختلف میبینن که بعضی خوابها فرحانگیزه، نشاط آوره.
"ومن اصناف الاحوال." بعضی از صنوف خوابهاشون میبینی هول داره، ترس داره.
"ما لا یغادر قدره." یه هولها و خطراتی در خواب داره خیلی وحشتناک، اصلاً توصیف نشدنی.
"فكيف حال فرح في النوم و وجل فيه." چگونه است این شادی و ترس در خواب؟
"هذا هو الموت." این همون موته که حالا اون سختیهایی که به انسان میرسه شبیه به خوابه.
منتها عمیقتره، طولانیتره.
"فاستعدوا له." پس براش خودتون رو آماده کنید.
مهم این استعداد و آماده کردن بر اوست که اون معنای شفیع، نه یعنی پارتیبازی.
یعنی همین استعداد رو انسان شکوفا کنه و با خودش ببره.
استعداد مضمحل نشه.
این یه معنا.
یه معنای دیگه از اینکه دو تا موت تکرار شده میتونه یه دونه موت در دنیا باشه و میتونه یه دونه موت در برزخ باشه.
قبلاً هم بر اساس آیه یازده قاف گفتیم "قالوا ربنا" اینا میگن که پروردگار ما "امتش اثنتین" دو بار ما رو از دنیا بردی به موت رسوندی و "احیانا اثنتین" دوبار هم زنده کردی.
"فاعترفنا بذنوبنا هل الی خروج من سبيل." آیا یه راهی هست ما از عذاب نجات پیدا کنیم؟
اینم نشون میده که یه، یه موت در دنیا داریم، یه موت در برزخ.
هر دو تاش هست.
میتونه این باشه که دو بار اومده.
میتونه موت اختیاری و غیر اختیاری باشه.
اختیاری "موتوا قبلاً تموتوا." یعنی شما میتونی همین الان سفر به باطن عالم بکنی.
میتونی اسماء الهی درت پیاده بشه، به لقاء رب خودت برسی.
اینا معنای موته.
همینجا چشمت به باطن عالم باز بشه.
و موت غیر اختیاری که همون اجباریه که بالاخره اگر اینجا "موتوا قبلاً تموتوا" هم رخ نده بالاخره به اجبار میبرنت.
میتونه موت خوب و بد باشه به هر نحوش که تو خود روایت هم وارد شده همین روایت چهارم.
که یا "الکرة المباركة" است یا "الکرة الخاسرة" است.
یا موت مبارک خوبه، رو-- روح و ریحانه یا به سمت عذاب و حسرانه.
یعنی دو نوع موت لذا ما داریم به صورت کلی.
میتونه موت آنفعانی باشه که اون تجلی لا تک- لا تكرار فت تجلی که بارها عرض کردیم که آنفعان خدا داره اسم الممیت و المحی خودش رو پیاده میکنه.
آنفعان ما داریم میمیریم، زنده میشیم.
"كل يوم هو في شأن." این ظرف ظهور ما که حق درش ظهور کرده، این آنفعان داره میمیره، زنده میشه.
سلولهای بدن آنفعان شکلشون عوض میشه.
ما آنفعان انسان جدیدی هستیم.
پس در هر آنی ما یه موت داریم، یه حیات، یه موت، یه حیات.
همینطوری.
میتونه موت بعد از موت منظور پیغمبر باشه که توجه داشته باشید به این قصه.
میتونه موت حیوانی و موت انسانی باشه که باز نمیبینید مثلاً در قرآن آیه دو ملک "الذي خلق الموت والحياة ليبلوكم أيهم أحسن عملا وهو العزيز الغفور".
اصلا موت و حیات دو تا هم خلق الهیاند.
هم موت خلق یعنی عدم نیست، وجود داره هم حیات.
و اینها برای اینه که شما به انسانیت برسید.
"أحسن عملا" به بهترین وجه ممکن عمل کنید.
پس انسان میتونه موتش انسانی باشه، "أحسن عملا" داشته باشه.
میتونه حیوانی باشه و بلکه "بل هم أضل سبيلا" باشه.
"أولئك كالأنعام" مثل حیوانات که بحثهاش گذشت.
اینم دو نوع موته.
میتونه موت، ا، آنی و موت تدریجی باشه.
موت ناگهانی و موت تدریجی.
اینم مثلا کسی که به تدریج میمیره بهش میگن مائت.
کسی که یک آن میمیره بهش میگن میت.
موت تدریجی مثل این که کسی طول عمر پیدا میکنه از چهل سالگی به بعد دیگه سفره اعضای بدنش قوای وجودی شروع میشه ضعف در بدن میاد.
این موت تدریجیه.
موت آنی، ناگهانی، مرگ مفاجات در روایت ازش استفاده شده، بیان شده، عنوان شده.
خیلی هم بده، سخته.
یک آن اصلا طرف آماده نیست.
میاد یقه میکنه آدمو.
که میگن پناه ببرید به خدا از موت، از شر موت مفاجات، مرگ مفاجات ناگهانی.
جمعاً مرگ شدن.
اینا اصلا آمادگی و تهیئ نداره.
خیلی خطرناکه انسان بدون آمادگی از دنیا بره.
لذا فرمودن از یکی از عرفا شنیدم که فرمودن روایتی براش ندیدم ها از یکی از عرفا خودم شنیدم که فرمود بعد از شهادت بهترین موت، موت در بستر بیماریه.
چون رفته، رفته، رفته، کاهیده میشی، رنجیده میشی، آب میشی، همچین سفرت خورد خورد.
یه دفعه نمیبرنت.
آمادگی پیدا میکنی.
پس میتونه موت ناگهانی یا تدریجی باشه.
میتونه موت قبل از دنیا و بعد از دنیا باشه.
قبل از دنیا و بعد از دنیا کجا اومده تو آیات؟
یعنی چی؟
مثلا در آیه بیست و هشت بقره "كيف تكفرون بالله وكنتم أمواتا".
چگونه کفر میورزید به خدا در حالی که شما میته بودید، میت بودید.
میت بودید.
ها؟
این یه موت که برمیگرده به قبل از خلقت ما.
"فأحیاكم".
زنده شدید.
الان اومدی تو این دنیا.
"ثم يميتكم".
دوباره تو همین دنیا انتهای دنیاتون میمیرید.
میشه دو تا موت دیگه.
"ثم يحييكم".
دوباره احیا میشید.
این حالا "ثم إليه ترجعون" که رنجش در اون ارجاعه.
رجوع به حضرت حقه.
برگشتن الکرّه دوباره برگشت.
که این دو تا موت ما گفتیم اون موت، اون یه نمونهش میتونه موت انتهای دنیا باشه و انتهای برزخ.
حالا این موتی که داریم الان دربارهش حرف میزنیم میتونه موت قبل از دنیامون و انتهای دنیامون باشه.
چطور شما در نماز در سجده میری پا میشی چرا دو تا سجده اصلا انجام میدی؟
معنای دو بار موته.
در سجده اول موت اوله.
یعنی ما رو از كتم عدم خلق کرد.
موت اول "و كنتم أمواتا".
لذا اونجا تسبیح میگی.
"يسبح لله ما في السماوات وما في الأرض من شيء إلا يسبح بحمده".
حتی میتم تسبیح گوه به یک معنا.
داره اسم المومیت حضرت حق رو میخونه.
وقتی از سجده اول بلند شدی حالا وقت چیه؟
"فأحياكم" اینجای آیه است.
زنده شدی.
دنیای شماست.
در دنیا بهترین ذکر استغفاره.
لذا گفتن بین دو سجده، بین سجدههات استغفار کنید چون لحظه دنیاتو داری درک میکنی به یک معنا.
نمازم که معنای جمعی داره.
همه دنیات به یک باره بین دو سجدهت جمع میشه.
استغفار میکنی.
دو مرتبه برمیگردی به خاک.
سجده دوم.
آیه رو ببین "ثم يميتكم".
این موت دومه.
یعنی اون موتیه که ما منتظرشیم.
انتهای دنیاست.
که بریم اونجا دوباره تسبیح میگی.
بعد که چه-- که چی بشه؟
وقتی از سجده دوم سر بلند کردی "ثم يحييكم".
قیامتت رخ میده.
وقت آخرته که حالا وقت آخرت چی کار باید بکنی؟
شهادته اینه که به دردت میخوره.
شهادت میدی بعد لقا حاصل میشه.
ملاقات میکنی.
سلام میدی.
دیگه مخاطب-- "السلام علیک"، "السلام علينا"، "السلام عليكم".
ببین همش سلامه.
این دیگه قیامت رخ داده، آخرته.
لقا رخ داده.
اینا همش معناهاییست که من تند و تند دارم میگم هر کدومش باور کنید چند تا منبر میطلابه.
یه دونه دیگه هم بگم زیاده ها.
وقت داریم یه دونه دیگه بگیم که.
اونم موت در ایمان و کفره.
موت در ایمان و کفر یعنی این که میتونه کسی در حالت ایمان جون بده.
خیلی خوب بهترین نوع موته.
یکی هم خدایی نکرده در حالت کفر.
کسی که به فرمایش حضرت عیسی علیه النبيین و آله و علیه الصلاة والسلام ا بخواد به ایمان بمیره دو بار باید بمیره.
میتونه معنای این دو موت اونم باشه.
یه روایت شیرینی بود که من قبلاً هم براتون اینو خونده بودم.
م-- سند و مدرکش هم گفته بودم که حضرت عیسی فرمود "لم يلق الملكوت السماوات.
لم يلق الملكوت السماوات".
هیچکس نمیتونه به ملکوت، به باطن آسمانها برسه که این معنای موته دیگه.
حرکت به سمت ملکوت.
"ملم يلد-- ملم يولد مرة".
مگر اینکه دو بار احیا، دو بار زنده شده باشه.
این دو بار زنده شدن یعنی چی؟
اولاً دو بار زنده شدن دو تا موت توشه.
ثانیا اون زندگی دومی برمیگرده به زندگی انسانی، ایمانی.
یعنی ما الان زندهایم.
خب بله، حیوان هم زنده است، نبات هم زنده است، جماد هم زنده است.
اما اگر ایمان داری این موتت میشه موت ایمانی.
یعنی اگر بمیری الان با ایمان میشه موت ایمانی و دو نوع موت میشه.
لذا حضرت عیسی فرمود اگر دومین حیات رو نداشته باشی نمیتونی به اون موت ایمانی یعنی به ملکوت آسمانها برسی و، و، و، و قس علی هذا تا دلتون بخواد دو تا، دو تا، دو تا همینجوری هست.
انشاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد