یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز دههٔ کرامت؛ کریمهٔ اهلبیت
آغاز دههٔ کرامت و روز میلاد کریمهٔ اهلبیت، حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیهاست. به تصریح حضرت ولیعصر، زیارت ایشان همچون زیارت حضرت زهراست. آیتالله بهجت تعبیری ژرف دربارهٔ ایشان داشتند که جایگاه ویژهشان در ولایت را نشان میدهد: علی بن موسی الرضا از مهمانهای خصوصی و ویژهٔ خود در حرم خواهرشان حضرت معصومه پذیرایی میکنند؛ چه اینکه حرم معصومه اندرونی حرم امام رضاست.
قدیم خانهها اندرونی و بیرونی داشت؛ مهمان غریبه در بیرونی مینشست و محارم به اندرونی میآمدند. معماری اسلامی با دیوار و حریم، با معماری باز غربی که آشپزخانه را نیز در معرض دید نهاده متفاوت است. مقام این بانو چنان است که عارفی چون آقای بهجت میفرماید امام رضا مهمانان محرم خود را در اندرونی حرمش — که حرم معصومه است — پذیرایی میکند. پس اولاً جایگاه ایشان بسیار بلند است؛ ثانیاً هر کسی لیاقت ارتباط و نشست بر سفرهٔ ایشان را ندارد. ایشان به یک معنا از جلوههای اسم الله الکبیرند. امید آنکه دههٔ کرامت به میمنت قدوم این کریمه برای اهل ایمان — بهویژه دختران — پر از خیر باشد؛ بهترین الگو حضرت معصومهاند.
روایت چهارم باب چهارم؛ الموت الموت
بازگشت به کتاب الموت. باب چهارم؛ روایت چهارم از امام باقر علیهالسلام از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله: روایتی جاندار و پرنکته. پیامبر دو بار فرمودند: الموت، الموت. این تکرار هشدار و آمادهباش است؛ مرگ را، مرگ را به یاد آرید. وجوه تکرارِ دو «موت» بسیار است و به اهلش واگذار میشود؛ چنانکه در زیارت جامعهٔ کبیره دو بار «معکم معکم» آمده و معانی دنیا و آخرت، راحتی و سختی، غنا و فقر از آن برمیخیزد. یکی از وجوه آن است که ما دو بار میمیریم و دو بار زنده میشویم.
جاء الموت بما فیه؛ دو کرّه
پس از تکرار فرمود: جاء الموت؛ مرگ آمد. آمادهای یا نه؟ بما فیه: مرگ با آنچه در آن است آمد؛ مرگ تنها نیست؛ درونمایه دارد. چگونه میآید؟ گاه بالروح والریحان والکره المبارکه الی جنة عالیة لأهل دار الخلود؛ با روح و ریحان و بازگشت مبارک به بهشتهای بلند برای اهل سرای جاودان — آنان که سعیشان برای همانجاست و رغبتشان نیز؛ نوسان در عبادت ندارند؛ بهشتی زندگی کردهاند تا به بهشت روند. به تعبیر شهید سلیمانی: شهید زندگی کنی شهید میشوی؛ بهشتی زندگی کنی بهشت میشوی.
و گاه جاء الموت بما فیه بشقاوة و ندامة والکره الخاسرة الی نار حامیة لأهل دار الغرور؛ با سختی و پشیمانی و بازگشت زیانبار به آتش سوزان برای اهل سرای فریب — آنان که سعی و رغبتشان همان بوده است. چون با قول و فعل و علم و عمل اتحاد وجودی بستهاند، به سوی خود میروند: اگر به جهنم میروند چون خود جهنماند؛ اگر به بهشت، چون خود بهشتاند.
محک رغبت؛ سوی حرکت
صورت حدیث میپرسد: ما به کدام سو میرویم؟ در هر دو گروه میفرماید کان لها سعیهم و فیها رغبتهم؛ سعی و رغبت برای همان مقصد بوده است. پس از میل دل و رغبت — از لیلة الرغائب گرفته تا آنچه در روز بدان خیره میشویم — میتوان دانست اهل کجاییم. رخ و وجه ما به کدام سو است؟ از چه خوش میآید و نگاه را چه میرباید؟ اهل همانیم. به همین سادگی. امید عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اندرونی ولایت و گزینش مهمان
تشبیه حرم معصومه به اندرونی رضوی فقط ادب معماری نیست؛ ادب ولایت است. اندرونی جای محرم است. کسی که باطن آمادگی ندارد، بر سفرهٔ کریمه نمینشیند هرچند جسمش در صحن باشد. دههٔ کرامت دعوت به کسب این محرمیت است: طهارت ظاهر و باطن تا پذیرایی خصوصی امام معنا یابد.
تکرار الموت؛ دو مرگ و دو حیات
دو بار گفتن الموت میتواند ناظر به مرگ دنیا و مرگ برزخ باشد، یا مرگ ارادی عرفانی و مرگ اجباری طبیعی. در هر صورت پیامبر با تکرار، غفلت را میشکند. مرگ آمدنی است بما فیه؛ یعنی همراه با توشهای که در زندگی فراهم شده. توشه یا روح و ریحان است یا شقاوت و ندامت.
اتحاد وجودی مقصد و سالک
حدیث برای بهشتی و جهنمی یک عبارت میآورد: سعی و رغبت. این وحدت عبارت نشان میدهد مقصد از بیرون بر کسی تحمیل نمیشود؛ از درون برمیخیزد. کسی که رغبتش به دار الغرور است، کرّهٔ خاسره مییابد؛ کسی که رغبتش به خلد است، کرّهٔ مبارکه. محک امروز همان رغبت خاموش دل است، پیش از آنکه صور اسرافیل پرده بردارد.
لیلة الرغائب و سنجش میل
شب رغائب یادآور اهمیت میل است. رغبت بستر سعی است؛ سعی بیرغبت ریا میشود و رغبت بیسعی خیال. آنکه میخواهد بداند بهشترو است یا نه، باید ببیند دلش شب و روز به چه سو میکشد: به ذکر و خدمت و صدق، یا به زینت فریب. صورت حدیث برای باطنشناسی همین ابزار را به دست میدهد.
وجوه تکرار در معکم و الموت
در زیارت جامعهٔ کبیره تکرار «معکم معکم» بیسبب نیست: معکم نخست در دنیا، معکم دوم در آخرت؛ یکی در راحتی و دیگری در سختی؛ یکی در غنا و دیگری در فقر. همان منطق در «الموت الموت» جاری است. تکرار پیامبر، غفلت را دو بار میشکند و افق دو مرگ و دو حیات را پیش چشم میآورد. اهل معنا میگویند بیجهت حرف دوبار نمیآید؛ هر تکرار دری به باطن میگشاید.
روح و ریحان؛ زندگی بهشتی پیش از بهشت
«لأهل دار الخلود الذین کان لها سعیهم و فیها رغبتهم» وصف کسانی است که همتشان درجات عالیه است و پیوسته مراقباند؛ یک روز کافر و یک روز مؤمن نیستند. رغبت کنار سعی مینشیند تا عمل از ریا تهی شود. شهید سلیمانی بارها میگفت شهید زندگی کن تا شهید شوی؛ حدیث نیز میگوید بهشتی زندگی کن تا بهشت شوی. کرّهٔ مبارکه بازگشت به جایی است که جان پیشتر با عمل در آن سکنی گزیده است.
شقاوت و ندامت؛ دار الغرور
در سوی دیگر مرگ با شقاوت و ندامت و کرّهٔ خاسره به آتش میآید برای اهل دار الغرور. همان عبارت سعی و رغبت تکرار میشود تا معلوم گردد جهنم نیز از بیرون بار نشده؛ از درون روییده است. اتحاد وجودی با قول و فعل و علم و عمل، انسان را به سمت خودش میبرد. صورت روایت از کلمهٔ نخست تا رغبتهم پرنکته است؛ سه بار آمدن موت — دو تکرار آغازین و جاء الموت — خود هشداری مستقل است.
سنجش روزانهٔ وجه قلب
سؤال جلسه ساده و برنده است: با توجه به صورت حدیث به کدام سو میرویم؟ پاسخ را از رغبت بجویید نه از شعار. لیلة الرغائب یادآور شب میل است؛ اما هر روز نیز میل دل محک است. از چه کیف میکنیم، به چه خیره میشویم، رخمان به کدام سمت است؟ اهل همانیم. تا توضیحات باطنی روایت در جلسات بعد آید، همین صورت برای خودآزمایی بسنده است.
کریمه و الگوی دختران ایمان
دههٔ کرامت با قدوم حضرت معصومه آغاز میشود. زیارتش همسنگ زیارت زهراست؛ اندرونی رضویبودن حرمش یعنی گزینش مهمان محرم. دختران اهل ایمان در او الگویی تمام مییابند: علم، عفاف، هجرت، و قرارگرفتن در مدار ولایت. تبرک آغاز بحث الموت با نام کریمه، پیوند مرگ آگاهی با کرامت زیستن است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.