ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 068

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

یاد روز معلم و حق تربیت

پیش از ورود به بحث الموت، شایسته است روز معلم یاد شود. این روز بهانه‌ای است برای شکرانه نسبت به کسانی که در تعلیم و تربیت — و به‌ویژه در تزکیهٔ نفس — سهیم‌اند؛ هم در ادب‌آموزی و هم در طهارت باطن.

قرآن می‌فرماید یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب: نخست تزکیه و سپس تعلیم کتاب. از همین رو حضرت امام علیه‌الرحمه فرمودند تزکیه بر تعلیم مقدّم است. آن‌که علم را در عمل می‌نشاند، با نگاه به او ادب و طهارت نفس آموخته می‌شود؛ علمِ بی‌عملْ مربّی نمی‌سازد.

امید آن است که خداوند منّان، برای همهٔ کسانی که حق معلّمی بر گردن دارند — چه در دنیا باشند و چه از دنیا رفته باشند — از صافیِ نظر، لطف و عنایت ویژه‌اش را نصیب حالشان کند. مکان و حالِ حضور قلب، زمینهٔ دعاست؛ کمترین شکرانه آن است که برای معلّمان دعا شود. چنین توجّهی نشانهٔ کرامت و قوّت نفس است. نفس ضعیف و بدحال به این امور التفات ندارد و صاحبان حق و حقوق را از یاد می‌برد.

اگر کسی متولّی آموزش و پرورش این سرزمین می‌شد، به‌جای قطع‌نامه‌های نام‌آوران و عناوین بی‌ثمر، «قطع معلّمان» را احداث می‌کرد و بیشترین توجّه نظام را به آنان معطوف می‌داشت. هرچه از آب و شیر و وجود نسل نو دیده می‌شود — چه خیرش و چه شرّش — از سرچشمهٔ معلّمی می‌آید. حتی در ناآرامی‌های چندماههٔ اخیر، یکی از تجربه‌های تلخ آن بود که پس از سال‌ها تازه فهمیده شد یکی از علل لجام‌گسیختگی نسل جدید انقلاب، حال معلّمان در مدارس است؛ یعنی اثر از هر دو وجه خیر و شرّ جاری است. پس اگر اصلاحی خواسته شود باید به معلّمان اندیشید؛ دست‌کم معلّمِ خویشتن را یافت و اصلاح خود را از آنجا آغاز کرد.

شهید مطهّری و گواهی امام

خدا شهید مطهّری را رحمت کند. اگر دیده شده باشد که حضرت امام علیه‌الرحمه آثار کسی را بدون استثنا نیک شمرده باشند، باید گفت؛ که خود امام تصریح می‌کردند: «من ندیدم آثار کسی که بدون استثنا خوب باشد.» اما دربارهٔ شهید مطهّری فرمودند بدون استثنا آثارشان نیک است — و این را در فضای خفقان آن روزگار بر زبان آوردند. در آن زمان چه خدمت‌ها به کشور و مردم کرده بودند؛ مخصوصاً در اوایل انقلاب که عقاید التقاطی بسیار شده بود و هم حوزه‌ها و هم دانشگاه‌ها در معرض خطر جریان‌های کمونیستی بودند. به یک معنا شهید مطهّری منجی آن مقطع بود. روحشان شاد و روح همهٔ معلّمان حق شاد؛ خدا حقشان را بر ما حلال کند.

ادامهٔ کتاب الموت؛ تمنای مرگ

بحث الموت به فضل الهی ادامه می‌یابد. سخن در روایت نخستین باب چهارم کتاب الموت است، آنجا که آمده: فتمنّوا الموت إن کنتم صادقین — اگر در ادّعای صداقت راست‌گویید، تمنای مرگ کنید.

در خصوص این تمنا پیش‌تر سخن رفته که همان تهیّه و آمادگی برای مرگ است. هرچه آمادگی انسان برای لقای خدا بیشتر باشد — دو دو تا چهار تا — شوق او به مرگ و دیدار حق نیز بیشتر خواهد بود. آن‌که شوق مرگ ندارد، در واقع آمادگی لقای خدا را ندارد؛ تمنای مرگ یعنی تهیّه و آمادگی برای مرگ، و بی‌آمادگیْ بی‌شوق می‌آورد.

عمل؛ راز بیم و ایمنی از مرگ

مرحوم آیت‌الله کوهستانی در قبرستان به شخصی فرموده بود: «عمل شما، عمل.» پرسیدند چرا این‌قدر از مرگ می‌ترسیم؟ فرمود: عمل. اگر عمل نیک باشد، دیگر ترس نمی‌ماند. ایشان می‌فرمودند شما اینجا را آباد کرده‌اید و آخرت را ویران رها کرده‌اید؛ از همین رو می‌ترسید از آنچه پیش رو دارید.

روایتی بسیار شگفت نیز هست: شخصی از پیامبر عزیز عالم پرسید چرا مرگ این‌قدر سخت و ترسناک است؟ رسول خدا فرمود: مال داری؟ — بنگر که پیامبر سخن را چه ساده و همه‌فهم بیان کرد. گفت آری. فرمود در راه خدا می‌بخشی و انفاق می‌کنی؟ گفت نه. فرمود برای همین می‌ترسی. بسیار روشن. چرا حاضر نیست ببخشد؟ چون به وعده‌های الهی اطمینان ندارد؛ آمادگی ندارد و از همین رو می‌ترسد.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حکمت‌های نهج‌البلاغه فرموده‌اند: هرگاه فقیر شدید با خدا معامله کنید. این سخن را باید ذخیره کرد و گاه‌گاه بازخواند. بالاخره چیزی هست که بخشی از آن را در راه خدا بتوان بخشید؛ آنگاه وسعت و گشایش الهی دیده می‌شود. وعدهٔ الهی است:

«مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا» (انعام/۱۶۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر کس کار نیکی بیاورد، ده برابر آن برای اوست.

و اگر قرض‌الحسنه باشد تا هجده برابر نیز آمده است. چون اطمینان به وعده‌های الهی نیست، آمادگی نیست و ترس می‌ماند.

چرا امیرالمؤمنین مرگ را دوست می‌داشت؟

از امیرالمؤمنین علیه‌الصلوة والسلام پرسیدند چرا مرگ را این‌قدر دوست دارید؟ — در حالی که شنیده‌اند حضرت می‌فرمود شوق من به مرگ از آن ولع و شوقی که کودک شیرخوار به سینهٔ مادر دارد بیشتر است. عجب پرسشی و چه پاسخ شنیدنی.

حضرت فرمودند: چون نمونه‌های الطاف خدا را در دنیا دیده‌ام. در دنیا دیدم خدا چه لطفی به من دارد؛ پس یقین کردم آن خدایی که در دنیا مرا آن‌قدر نواخت و در راه فرشتگان و پیامبرانش سوق داد، و آن‌قدر دوستم داشت که این‌همه اولیایش را فدا کرد تا به راه آییم، و کارگزاران عالمش را — که کثرتشان لا تعدّ و لا تحصی است — به صف کرد تا به راه راست رویم، در قیامت نیز مرا فراموش نخواهد کرد.

آیا تا کنون قصه از این زاویه دیده شده است؟ خدایی که در این دنیای کوچک این‌همه لطف دارد، آیا قیامت را فراموش می‌کند؟ حضرت ادامه دادند: آری، من از مقصد و از گونهٔ برخورد و پذیرایی آن خدای بزرگ در آن روز حسّاس دلهره‌ای ندارم — نه از جنس مقصد که به کجا می‌روم و نه از پذیرایی و رفتار خدا با من — چون اینجا ما را غرق در نعمت کرده است.

رحمت صدپاره؛ یک پاره در دنیا

روایتی بسیار شگفت می‌گوید خدا رحمتش را صد قسمت کرد و یک قسمت را به این دنیا آورد. این یک قسمت نه برای جزئی کوچک، که برای همهٔ اجزایی است که محبّت در آن‌ها جاری است: حتی جذب قطب مثبت و منفی که میانشان حبّی است؛ سنگ و قوهٔ جاذبه را نیز در وادی محبّت باید دید. اگر حب نباشد، اجزا از هم متشتّت می‌شوند. قرآن می‌فرماید کلّ فی فلک یسبحون — همهٔ افلاک در مداری خاص شناورند؛ و این نیز از حبّ ذاتی آن‌هاست.

اکنون که در محفل نشسته‌اید، اگر حب نبود اینجا جمع نمی‌بودید؛ حب است که انسان را کشانده است. محبّت پدر و مادر به فرزند، مردم به یکدیگر، زن و شوهر، حیوانات، نباتات و جمادات — همه را در کهکشان‌های بی‌کران طبیعت بریزند؛ باز یک جزء از صد جزء رحمت است. نود و نه بخش را آن‌سو نهاده است؛ الله اعلم که خدا با بندگان چه خواهد کرد.

حسن بصری و پاسخ امیرالمؤمنین

حسن بصری که از زاهدان ظاهریهٔ ثمانیه بود گفت: تعجّب می‌کنم کسی با این جلالت خدا و این سخت‌گیری به بهشت رود. امیرالمؤمنین چون شنید فرمود: اتفاقاً به‌عکس؛ من تعجّب می‌کنم چگونه کسی به جهنم رود — آن‌قدر که خدا مهربان است.

با این نگاه، چرا از مرگ ترسیده شود؟ حتی اگر خطاکار باشد، خدا آن نیست که ندیده و ناشنیده قلع و قمع کند و بگوید چون به من جسارت کردی داغونت می‌کنم، یا سلامم را پاسخ ندادی. نه؛ مگر آنکه — العیاذ بالله، زبان لال — پای غیر خدا، یعنی حقّ‌الناس، در میان باشد. آنجا طرف حساب خودِ مردم است و کار سخت می‌شود: خدا می‌گوید از خودشان بطلب. اما خدا مهربان است.

محاورهٔ بلال با همسر در لحظهٔ مرگ

در پایان بحث، محاورهٔ حضرت بلال با همسرش در لحظهٔ مرگ شنیدنی است. چون سخن از روز معلم بود، بلال نمونه‌ای است که معلّمش رسول خدا و امیرالمؤمنین بوده؛ مؤذّن پیامبر و دست‌پروردهٔ دامان نبوت. و معلّمی، چنان‌که حضرت امام فرمودند، شغل انبیاست. اکنون بلال افتاده و در آستانهٔ رحلت است؛ چند فقره از گفت‌وگویشان را باید شنید.

همسرش بر بالین آمد و گفت: واحسرتی که مبتلا شدم؛ بلا بر من نازل شد. بلال گفت: بلکه هنگام شور و شادی است؛ تا کنون رنجور و گرفتار بودم، اکنون آزاد می‌شوم. هنگام شادی است؛ چه می‌گویی واحسرتی؟ عجب؛ دارد می‌رود و چشمش به آن‌سو باز می‌شود. ما لال می‌شویم؛ پیامبر با بلال چه کرده بود؟

دوباره همسر گفت: هنگام فراق فرا رسیده؛ داریم جدا می‌شویم. بلال گفت: اتفاقاً هنگام وصال فرا رسیده؛ به اصل و وطن خویش می‌پیوندم. نگاه را بنگر.

همسر گفت: امشب به دیار غریبان می‌روی؛ آنجا غریب‌اند و کسی به یادشان نیست. بلال گفت: جانم به وطن اصلی‌ام می‌رود؛ به جایگاه اصلی که اتفاقاً همهٔ توجّه‌ها آنجاست.

دوباره همسر گفت: واحسرتا. بلال در جواب گفت: وادولتا — یعنی دولت می‌یابم.

همسر پرسید: از این پس کجا ببینمت؟ کجا پیدایت کنم؟ بلال گفت: در حلقهٔ خاصّان الهی. اطمینان نفس را بنگر. حضرت امام می‌فرمودند با اطمینان و قلبی آرام و ضمیری شاد از حضور مرخص می‌شوند و به دیار ابدی سفر می‌کنند. تا تعلقات از ریشه کنده نشود، چنین سخن گفتن دشوار است؛ پا به زمین می‌چسبد. در کلام بلال سرِ سوزنی تعلق دیده نمی‌شود.

همسر گفت: دریغا که با رفتنت خانهٔ بدن و خانمان ویران می‌شود. پاسخ بلال را بنگر: این کالبد مانند ابر است که لحظاتی به هم می‌پیوندد و از هم می‌گسلد. نگاه او به بدن خویش چون نگاه به ابر بود: گاه پیوسته و گاه پراکنده؛ پس نگران چیست؟ یعنی لا حول و لا قوّة إلا بالله العلی العظیم همین است.

خدا مرحوم آخوند کشمیری را رحمت کند که می‌فرمودند — و روایت نیز دیده شده — هر که روزی صد بار این ذکر شریف را بگوید، خدا هفتاد گونه بلا از او دور می‌کند که کمترینش غم و غصّه است: لا حول و لا قوّة إلا بالله. ان‌شاءالله عاقبت همه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر باشد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.