یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
نام پیامبران؛ علمِ اسم
پرسش از نام پیامبران خود علمی است. چرا حضرت الیاس را ادریس خواندهاند؟ چرا حضرت یونس را یونس؟ بر پایهٔ روایتی که قرائت شد، نام یونس از انس میآید: بسیار با خدای منّان انس گرفت. بزرگان فرمودهاند اگر کسی بخواهد مونس و انیس او خدا باشد، ذکر یونسیه را — که در آن سری نهفته است — بسیار بگوید. این انس، نه تعارف لفظی، بلکه الفت وجودی با رب است؛ ازاینرو نام بر حقیقت حال نهاده شده است.
دربارهٔ آثار سورهٔ یونس، چون بحثی حدود بیست جلسه در اوصاف و احراز پیشتر گذشته، در اینجا تنها کلیتی گفته میشود تا راه فرار از غفلت روشن بماند. متن آیهٔ هفتم همین سوره نیز که موضوع جلسه است، یکسره دربارهٔ غفلت از آیات الهی است.
روایات در فضیلت سورهٔ یونس
در چند روایت شریف آمده است پیامبر فرمود هر کس دو یا سه ماه یکبار این سوره را بخواند، دیگر از غافلان نیست؛ حتی در قیامت نیز در شمار غافلان نمیآید. و به عدد کسانی که حضرت یونس را تکذیب کردند، هر بار که سوره خوانده شود حسنه میدهد. دستور دیگری نیز هست برای کسی که مالش را دزدیده باشند: از راه این سوره میتوان سارق را بازشناخت؛ تفصیل آن برای مجال خصوصی است و اینجا مقصود، عظمت سوره و پیوند نام یونس با انس است. بحث آغازین دربارهٔ جایگاه سوره و چرایی نام این بزرگوار بود؛ اکنون به خود آیه بازمیگردیم.
آیهٔ هفتم؛ دوگانهٔ لقاء و حیات دنیا
«إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ» (یونس/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که به دیدار ما امید نمیبندند و به زندگی دنیا خشنود و آراماند، و کسانی که از آیات ما غافلاند.
لقای الهی و «رضوا بالحیاة الدنیا» دو سوی یک حقیقتاند؛ دو طرفهاند. هرچه امید به لقای خدا بیشتر شود، رضایت به حیات دنیا کمتر میگردد؛ و هرچه رضایت و طمأنینه به حیات دنیا فزونتر شود، باور به ملاقات با خدا سستتر میشود. این نسبت معکوس، محور فهم آیه است.
فطرت الله؛ بیداری با تلنگر
این دوگانه در نهاد همه از کودکی هست:
«فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» (روم/۳۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فطرت الهیای که مردم را بر آن سرشته است.
فطرت الله همان فطرت الهی در درون است. با یک تلنگر بیدار میشود؛ مانع، غفلت است. انتهای آیه نیز «والذین هم عن آیاتنا غافلون» است: غفلت سراغ میآید و آیات را میپوشاند.
آدمی یکباره بالغ نمیشود؛ به تدریج از نفس به کمال میرود. چون به سن بلوغ رسید و عقل اندکی ظهور کرد، به علم حصولی نیاز است. علم حصولی نخست برای چیست؟ برای آنکه جرقهای شود تا علم کشفی و شهودی — یا علم حضوری — مجال یابد. این معانی در نهاد هست؛ تلنگری میخواهد تا آشکار شود. بدون آن جرقه، فطرت زیر غفلت میماند.
نمونهای ساده از تلنگر: چند جمله به چند بانوی بیحجاب که «مراقب باشید؛ روزی خدای خود را ملاقات میکنید؛ برای آن روز آماده باشید» — بیآنکه سخنرانی دراز شود. سرها فرو افتاد و منقلب شدند؛ بهجای دشنام، فطرت یکباره خود را نشان داد. تلنگر با یک جمله، یک کلمه و حتی یک نگاه نیز رخ میدهد.
منزل یقظه و انقطاع
اصطلاحاً این بیداری را منزل یقظه نامیدهاند: نخستین از صد منزل سیر و سلوک نزد بسیاری از بزرگان. بعضی آن را انقطاع خواندهاند: در یک آن بیدار شدن و بریدن از غفلت. چون این رخ داد، حرکت آغاز میشود — حرکت بهسوی لقای خدا. یقظه تنها احساس نیست؛ آغاز سیر است. بییقظه، علم حصولی هم انباشت الفاظ میماند و به شهود نمیرسد.
لقاء در همین دنیا
نکتهٔ دقیق آیه این است که پس از «لا یرجون لقاءنا»، با واو عطف میگوید «رضوا بالحیاة الدنیا» — نه حیات الآخرة. این نشان میدهد ملاقات با رب در همین دنیا ممکن است. لقاء منحصر به پس از مرگ نیست؛ در حیات دنیا نیز، به شرط بریدن از رضایت صرف به دنیا، رخ میدهد.
تشکیک مراتب لقاء
بزرگان اهل معرفت فرمودهاند این لقاء تشکیکی است: مراتب دارد. هر مرتبه که چشم بر گناه ببندی — یعنی به حیات دنیا راضی نباشی — به همان میزان امید دیدار خدا در وجود میشکفد و باور به ملاقات محکمتر میشود. بستن چشم بر گناه، همان نارضایتی از حیات دنیا به معنای مذموم آن است؛ و این نارضایتی، درب لقاء را میگشاید.
بر پایهٔ علم حصولی که نخست منقطع میکند، گفتهاند اول تخلیه است: همان انقطاع و یقظه و بیداری. علمای اخلاق گفتهاند نخست کاسه را پاک کن، آنگاه آب بریز؛ خانه را از آشغال خالی و جارو کن. در بحث نفث و رفث پیشتر آمده که کدام برتر است: یکبار آشغال درشت را بیرون میریزی؛ بار دیگر فرش را میتکانی و غبار نهان را نیز بیرون میآوری. باید به آن مرتبهٔ دقیق رسید؛ اما راه تشکیکی است و قدمبهقدم.
یک قدم انقطاع و تخلیه؛ سپس نوبت تجلیه و تحلیه است: جلا دادن و آراستن با اعمال صالح. اینها در هم اثر میگذارند. پس از انقطاع، نوبت عمل است — نه عمل توخالی بیتذکر و بیتأمل و بیتعقل. قلب قرآن بارها بر تعقل و تأمل و تفکر تأکید دارد؛ علامهٔ حلی نیز بر تلطیف سر و تعقل پای میفشرد. در نماز باید تأمل و حضور قلب باشد؛ امیرالمؤمنین علیهالسلام فرموده در نمازی که حضور قلب نیست خیری نیست. عمل هست و صلاة هست و ظاهراً عمل صالح است؛ چرا بیخیر؟ چون توجه به لقاء نیست. معراج المؤمن بیحضور، عمل صرف و حجاب میشود.
چون مراتب تشکیکی است، هرچه لقاء بالاتر رود و بیتفاوتی به دنیا بیشتر شود، همان کارهایی که پیشتر دلخوشی بود نیز حجاب مینماید و باید کنار گذاشته شود. آنچه در مرتبهٔ پایین حسنه بود، در مرتبهٔ قرب میتواند مانع شود.
حسنات الأبرار سیئات المقربین
در کشفالغمة فی معرفة الأئمة روایتی آمده: حسنات الأبرار سیئات المقربین. کسی که بسیار بالا رفته، کارهای نیک ابرار را برای خود گناه میبیند؛ نه آنکه آن کارها فینفسه بد باشد، بلکه برای مقام او زیبنده نیست.
حدود بیستوپنج سال پیش، برادرزادهٔ آقا که مدیر اجرایی هیئت بود نقل کرد رهبر در سوز دلی دربارهٔ هیئتها فرموده بود ای کاش روزی برسد که در هیئتها کامل عریان سینه نزنند؛ چیزی — حتی سه دکمه — بر سینه باشد. آن روز مفهوم روشن نبود؛ با ارتقای وجودی فهمیده میشود که حسنات الأبرار بد نبوده و بسیاری با آن مقرب شدهاند، اما چون مقرب شدند دیدند آن کار برای مرتبهٔ بالاتر زیبنده نیست. فهم این سخن خود نشانهٔ رشد است.
خطوات شیطان در برابر خطوات لقاء
اگر این نکته فراموش شود، خطوات شیطان قدمبهقدم میبرد. نخست نمیگوید مال حرام و بیتالمال را به خانه ببر؛ نخست نماز را سست میگیرد؛ اندکاندک بیتفاوتی میآورد؛ آنگاه خوردن مال بیتالمال نیز بیخیال میشود. عکس آن نیز مراتب لقاء الهی تشکیکی است: باید محاسبه و مراقبه و کشیک نفس داشت و مراقب خود بود. همانگونه که سقوط پلهپله است، صعود نیز پلهپله است.
برنامهٔ بندگی؛ هیئت و انضباط آخرت
بسیاری از هیئتها تشریفاتیاند. اشک ریختن ثواب دارد؛ اما تماشاچی بودن برنامهٔ بندگی نیست. باید برنامه داشت: گوینده کیست، مداح کیست، برگزارکنندگان کیستند، میزان خلوص چگونه است. همانگونه که برای اداره کارت میزنی و اگر یک ساعت دیر بیایی یک ساعت بیشتر میمانی برای جیب، برای آخرت نیز باید انضباط داشت. اگر برنامهٔ دنیا منظم است و برنامهٔ بندگی سست، رشد و تعالی کجاست؟ لقاء خدا و ملاقات رب در همین دنیا باید رخ دهد؛ این نکته را نباید از نظر دور داشت.
گناه و شکستن قرق الهی
رشد تشکیکی است؛ سوی دیگر نیز چنین است. هر گناه، هر گوشهٔ سپردن به معصیت، هر نگاه حرام، هر زبان گشودن به غیبت و دروغ، به همان اندازه قرق الهی را میشکند. شکستن قرق یعنی رضایت به حیات دنیا؛ زیرا معصیت مربوط به دنیاست. در آنسو جبروت و سلطنت الهی غوغا میکند و جبر محض است؛ اینجا اندکی اختیار دادهاند. هر قدر گناه کنی، باور به لقاء از تو گرفته میشود. این رفتهرفته به کجا میکشد؟ انکار اولیاء خدا — همان «والذین هم عن آیاتنا غافلون». بزرگترین آیات الهی امام عصر است؛ و انسان جلوی امام عصر میایستد.
روایت سمرة بن جندب؛ لا ضرر
مرحوم کلینی در کافی آورده: سمرة بن جندب درختی خرما در خانهٔ دیگری داشت و راه مشترک بود؛ بیاذن میرفت و از درخت میچید. صاحبخانه گلایه کرد که دستکم یاالله بگوید؛ زن و فرزند در خانهاند. سمرة گفت درخت من است؛ هر وقت بخواهم میآیم؛ این حرفها نیست. پیامبر پیشنهاد داد درخت دیگری بیرون باغ ببخشد؛ نپذیرفت. ده درخت در جای خوب؛ نپذیرفت. درختی نیکو در بهشت ضمانت کرد؛ نپذیرفت. باغی پر درخت در بهشت؛ باز نپذیرفت. فرمود درخت را از ریشه بکنند. قاعدهٔ «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام» از این واقعه برخاست.
رفتهرفته، قدمبهقدم، انسان جلوی امام زمان میایستد. گفتهاند نخستین کسانی که چون امام زمان ظهور کند در برابر او میایستند اهل علماند — اگر خود را اهل علم و دانشمند بدانیم. قصه خطرناک است؛ باید مراقب بود که عاقبت به خیر شود. دلبستگی به یک درخت، انسان را برابر پیامبر سخت کرد؛ دلبستگی به دنیا انسان را برابر حجت خدا نیز سخت میکند.
جمعبندی مسیر لقاء
سورهٔ یونس و ذکر یونسیه انس با خدا را میپروراند و از غفلت میرهاند. آیهٔ هفتم دوگانهٔ امید لقاء و رضایت دنیا را مینمایاند. فطرت با تلنگر بیدار میشود و منزل یقظه آغاز حرکت است. لقاء در دنیا و تشکیکی است: تخلیه، سپس تجلیه و تحلیه، با حضور قلب در عمل. حسنات مرتبهای برای مرتبهٔ بالاتر سیئه مینماید. خطوات شیطان و خطوات لقاء هر دو قدمبهقدماند. گناه قرق را میشکند و به غفلت از آیات — و انکار ولیّ عصر — میانجامد. روایت سمرة هشدار است که دلبستگی به دنیا آدمی را حتی برابر پیامبر و حجت خدا سخت میکند. راه، انس و یقظه و مراقبه و حضور است؛ نه تشریفات بیروح.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.