بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آ یا سه سلام علیکم و رحمة الله.
عرض کردیم که در ابتدای باب چهارم کتاب الموت مرحوم مجلسی علیه الرحمة یه چند تا آیه رو ایشون آورده تفسیر کرده.
ما در آیه هفت و هشت سوره یونس بودیم.
اینجا توقف کردیم که [سرفه] ان الذین لا یرجون لقاءنا ورضوا بالحیاة الدنيا وطمأنهم بها.
قطعاً اونایی که حالا ظاهر عبارت میگه اونی که امید به لقای ما ندارن.
اما من در تفسیر اهل بیت که نگاه کردم حدیثی پیدا کردم که فرمودن تأویل کردن این منظور از لا یرجون لقاء الله یعنی اصلا ایمان ندارن به دیدار ما.
اصلا قبول ندارن، باور ندارن.
اگرچه شاکله ظاهریشون، هیأت و کصفتشون ظاهراً دیندار باشه.
اما چرا؟
چرا قبول ندارن؟
ایمان ندارن؟
چون ورضوا بالحیاة الدنيا وطمأنهم بها اطمینانشون، آرامششون با دنیاست که بحثش گذشت و اینها به دنیا اکتفا کردن.
می خوام امروز به فضل الله این خطر رو گوشزد کنم به خودم، حدیث نفس بخونم و دوستان خوبم که حرف من که نیست که آیه قرآن میخونم.
والذین وقتی که اینطوری شد کار به کجا میکشه؟
با توجه به دنیا، دلبستگی به دنیا کار به جایی میرسه که والذین هم عن آیاتنا غافلون به بحث غفلت از آیات الهی کار کشیده میشه [نفس عمیق] و این غفلت آیات رو-- آیاتی رو که میگه آیاتنا همه آیات ما رو رفته رفته از همین آیه های کوچیک الهی شروع میشه غفلت کردن که آسمان و زمین همین زمینی که الان روشیم آیات الله دیگه با بارها اینو بحث کردیم تا برو به خودت نفس ناطقه خودت از آیات بزرگ الهیه تا انسان کامل یا حضرت ولی عصر.
حالا خدا خیر بده به یکی از کارشناسای خیلی خوب و دوست داشتنی ما تو یکی از برنامههای سحر حرفای خیلی عالی خوبی زد.
من توجه میکردم، گوش میدادم.
یکی از شبکههای اسلامی ایران خیلی خوب بود استفاده میکردیم.
یه روز متاسفانه یه حرف بدی زد ایشون.
من احساس تکلیف میکنم اینو حداقل برای دور و بریهام تبیین کنم که ایشون فرمودن ما نباید بگیم انسان کامل چون ما احساس میکنیم ناقصیم.
خب بله ناقصیم.
نگیم انسان کامل که ما احساس نا-- نقص نکنیم.
اتفاقا باید بگیم انسان کامل که بدونیم ما ناقصیم.
ما اصلا سیر استکمالیمون از نقص به کماله.
تمام کمال.
از سن-- از نقص داریم به سمت کمال حرکت میکنیم.
حالا این خودش یه بحث مبسوطی میطلبه به وقتش انشاالله.
در تفاسیر اهل بیت، در تفسیر اهل بیت که خودش یک توصیه کردم بارها این تفاسیر روایی رو ببینید.
جلد شش، صفحه چهارصد و بیست و شش.
البته این روایت رو قبلاً من رو زبانم بارها جاری کردم.
حالا دارم س-سندش، مدرکش رو به شما میگم.
اتفاقاً ذیل همین آیه هفت سوره یونس این روایت وارد شده.
علی ابن ابراهیم نقل میکنه که در خصوص این والذین هم عن آیاتنا غافلون این به کجا کشیده میشه؟
این غفلت از آیات الهی، از همین آیات جزئی که همشون عظیماند میرسه تا اون آیت اعظم الهی، آیت کبرا بزرگترین آیه که حضر-- که فرمودن امیر المؤمنین والایمه این متنشه.
امیر المؤمنین والایمه اینا دلالت بر یعنی ذیل همون آیه دارن که فرمایش امیرالمؤمنین رو میاره اینجا علی ابن ابراهیم که و ما لله آیتون آیه ای برای الله که اسم جامع خداست نیست [نفس عمیق] که فرمود حالا توی روایت میگه هیه اکبر مني یه جا هیه نداره.
تو اینجا هیه نداره.
میفرماید اکبر مني.
هیچ آیه ای خدا نداره که بزرگتر از من باشه.
یعنی بزرگترین آیت الهی کیه؟
انسان کامله.
امام عصره.
نتیجه، قربونتون برم، چسبیدن به دنیا و غفلت و غفلت از یاد آخرت و هم و غم انسان بشه به دنیا اطمینان حاصل کنه.
یعنی آرامش خاطرش با اینه که جیبش پول باشه.
آرامش خاطرش اینه که دنیاش کوک باشه.
اینا خطر زنگهای خطره.
آرامشش در مناجات با خدا و ارتباط به اهل بیت و توجه به قرآن اینها نیست.
اینوری شده از این ور بوم افتاده.
خب این آ-- انسان رو قطعاً میکشونه به جایی که از امام زمانش غافل میشه.
شما فکر میکنید آدمایی که جلوی امیرالمؤمنین وایسادن مسلمان، آدمای چی بودن؟
یهو-- مثلاً چی بگم؟
غیر مسلمون بودن، نماز نخون بودن، مثلاً اینطوری شما اینطوری فکر میکنید در صورتی که میرید میبینید همه اهل نماز شب بودن.
امام حسین و نماز شب خونا و قرآن-- قاریان قرآن خوندن.
ربما تال القرآن والقرآن یلعنا یعنی چی؟
چه بسا آیه-- حدیث قرآن-- حدیث صریح اهل بیت که چه بسا کسی که قرآن میخونه قرآن لعنش میکنه.
یعنی حب به دنیا داره.
آخه توی چقدر من این روایات دیدم و دل-- از جوونی الحمد لله تن و بدنم لرزیده [نفس عمیق].
در جواهر الثنیه خیلی حدود بیست سی سال پیش میخوندم که مرحوم شیخ راملی میاره میگه که یک جوونی خیلی تو سجده خیلی حال و حوشی داشت.
مثل خیلی از ماها به دفعه فکر سیممون میچسبه و میگیم دیگه رفتیم آسمون هفتم و دیگه تو آغوش امام زمانی.
یه حالاتی دست میده ها.
امر مشتبه میشه فکر میکنه خبریه.
این حضرت موسی خیلی خوشش اومد.
گفت عجب چه حال خوشی داره.
خوش به حالش اینا.
خدا بهش فرمود که توجه به این حالش نکن، به این سجده طولانیش نکن.
اگه همین الان قبض روح بشه در بدترین جاهای جهنمه.
خیلی برای حضرت موسی تعجب شد.
بابا این با این حالش.
خیلی نباید بترسونه ماها رو ها عزیزان دلا.
بعد خب از خدا دلیلش رو خواست.
خدا فرمود موسی اگه همین الان دوراهی پیش بیاد، حالا من لطیفانه بیان خدا رو بر ای بیان میکنم، عرض میکنم.
دوراهی پیش بیاد دنیا و آخرت این میره سمت دنیا.
این دلبسته به دنیاست.
خوشش میاد از دنیا.
این دنبال دنیاش.
اصلا دینشو برای دنیاش میخواد.
این، این تعبیر بندهست.
اون سجدهای که میبینی داره زار میزنه برای دنیاش.
از من خدا دنیاشو داره طلب میکنه.
اینا خیلی خطرناکه ها.
لیلة القدر که امضا شد، امضا شد.
امضای حجت بن الحسن پای نامه اول ما خورد.
آیا به نظر شما از زبیر من اهل، اهل البيت امضای امیرالمؤمنین بود یا نه؟
زبیر از ما اهل بیته امضای مولا علی بود یا نه؟
چرا این امضا خطش دار شد؟
چرا حذف شد؟
یمحو الله ما یشاء و یثبت.
لوح محو و اثبات داریم.
امام عصر اثبات میکنه برای ما ثبت میکنه اما ما محوش میکنیم با گناهانمون.
خیلی باید فرق باشه بین مایی که توی ترس، خطر، امر خطیره.
مایی که تو این لباسیم.
مایی که نماد دینیم.
چهارشنبهای عرض کردم مخصوصا تو این جماعت که بنده الان نشستم تنم و دلم میلرزه.
قیافههای شما رو میبینم هر کدومتون یه نمادی از دینید.
هرکی شما رو ببینه میگه اوه، اوه این بریم بهش التماس دعا بگیم.
درسته؟
غیر از اینه؟
خیلی فرق میکنه که بعد خطرات ما خیلی بدتره.
به قول بچههای جنگ یادش بخیر میگفتن که یه آدم غیر مسلمون غیبت ما رو بکنه خیلی راحتتره.
بگه فلانی این کارو کرد.
ولی مسلمون متاسفانه این دین دارا، این ریش و تسبیح به دستا خدا نکنه غیبت کنن.
اول اثبات میکنن که ما فاسدیم، ما فاسقیم بعد بگن خب دیگه غیبت نداره.
فاسق و فاسد غیبت نداره.
من یک بار ندیدم حضرت امام علیه الرحمه به یه کسی که دیگه گنده ما، زعیم ما، بزرگ ما، یه رهبرمون.
شما شنیدید یک بار برگرده بگه آقا شما نمیفهمید.
مثلا بهش اشکالی بشه بگه آقا شما این راه درست نیست ها.
بگه مثلا این مدیریت شما تو نظام درست نیست فلان یا هرچی بگه آقا من کارایی دارم میکنم شما نمیفهمید در آینده میفهمید.
شما نمیفهمید من میفهمم.
تا حالا دیدین؟
الان مدیرای حزب اللهی ما بهش روجو میکنی اشکال صد درصدیشو بهش میدی میگه آقا شما نمیفهمی.
این اشکال از کجاست به نظر شما؟
به نظر شما اینا از کجا داره آب میخوره؟
از حب به دنیا، حب به ریاست، حب به میز.
کی میخوایم به خودمون بیاییم؟
یه حکایت برای شما بگم حالا که انقدر به نبض قضیه رسیدیم این خیلی قابل تأمله از علامه طباطبایی.
استاد حضرت علامه حسن زاده علیهم الرحمه.
ایشون یه خیلی خدا کنه که ما از این آدما پیدا کنیم باهاش یه مقدار حشر و نشر کنیم.
اینو خوب توجه کنیم که تمثیل قشنگیه.
اومد پیش علامه طباطبایی گفت آقا دنیا چگونهست؟
من میخوام بدونم این همه ر-- حب الدنيا رأس کل خطیئة یعنی چی؟
علامه طباطبایی تأمل کردن.
اینا هم زرنگ بودن.
متأمل میشدن تا از عالم ملکوت به سقع نفس ناطقهشون چیزی پیاده بشه بعد میگفتن.
از خودشون چیزی نمیگفتن.
بعد ایشون تأمل کردن علامه طباطبایی فرمودن امشب میبینی، دنیا رو میبینی.
این چه تا-- جوابیه؟
من از شما سؤال کردم جوابم داد، گفت امشب میبینی.
رفت خواب دید تو عالم خواب دید توی، تو قم تو یه رود خن-- رودخونهایه که پر آبه، آبش کدره و ریسمانهای ضخیم و نازک انواع و اقسام ریـ-- ریسمان به تمام بدنش پیچیده شده.
هرچی میخواد از این آب کدر و بدبو بیاد بیرون این ریسمانها نمیذارن.
ترسید.
در حال جدا کردن این ریسمانها بود دید نمیشه و از خواب پرید.
فردا اومد سر درس.
علامه فرمود دیدی؟
اون رودخونه تمثیل دنیا بود.
آبش کدر بود، بدبو بود، چی بود و اون ز-- ریسمانها علائق تو، دلبستگیهای تو، علقههای تو به این دنیا بود.
تا اینا رو جدا نکنی نمیتونی جدا شی از دنیا.
اصلا آدمایی که برزخ اصلا یعنی چی؟
برزخ.
آخرین جملهم باشه.
برزخ یعنی چی؟
میگی آقا من برزخم یعنی اصلا یه حال بدی دارم.
ها؟
نمیدونم اون وریم یا این وریم.
یه حد فاصل، یه پردهایه.
برزخ یعنی همین دلبستگیهایی که ما داریم.
تا این دلبستگیها هست ما تو برزخیم.
اگرچه از این دنیا بریم نسبت به علاقه و دلبستگیهایی که داریم به دنیا برزخ ما طول خواهد کشید.
ان شا الله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد