یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آیهٔ یونس؛ رجاء لقا و اطمینان دنیا
در ابتدای باب چهارم کتاب الموت مرحوم مجلسی آیاتی آورده و تفسیر کرده است. بحث در آیهٔ هفت و هشت سورهٔ یونس بود:
«إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا» (یونس/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که به دیدار ما امید ندارند و به زندگی دنیا خشنود شده و بدان آرام گرفتهاند.
ظاهر عبارت آن است که امید به لقا ندارند؛ اما در تفسیر اهلبیت حدیثی هست که تأویل میکند: لا یرجون لقاء الله یعنی اصلاً به دیدار ایمان ندارند و باور نمیکنند، هرچند شاکله و هیأت ظاهری دیندار نمایند. چرا؟ چون رضوا بالحیاة الدنیا واطمأنوا بها؛ آرامششان با دنیاست و به دنیا اکتفا کردهاند. امروز باید این خطر را به خود گوشزد کرد و حدیث نفس خواند؛ سخن شخصی نیست، آیهٔ قرآن است.
غفلت از آیات تا آیت کبرا
چون چنین شد کار به کجا میکشد؟ والذین هم عن آیاتنا غافلون؛ غفلت از آیات الهی. این غفلت از آیات کوچک آغاز میشود — آسمان و زمین که آیاتاند — تا نفس ناطقه که از آیات بزرگ است تا انسان کامل و حضرت ولی عصر. کارشناسان برنامههای سحر گاه سخن نیک میگویند؛ روزی یکی گفت نگویید انسان کامل تا احساس نقص نکنیم. اتفاقاً باید گفت تا بدانیم ناقصیم. سیر استکمالی از نقص به کمال است؛ تمام کمال از نقص به سوی کمال حرکت میکند. این خود بحثی مبسوط میطلبد.
سند روایی؛ ما لله آیة أکبر منی
در تفاسیر اهلبیت توصیه شده تفاسیر روایی دیده شود. جلد شش، صفحهٔ چهارصد و بیست و شش، ذیل همین آیهٔ هفت یونس، علی بن ابراهیم نقل میکند غفلت از آیات جزئی که همه عظیماند میرسد تا آیت اعظم و کبرا. امیرالمؤمنین والائمه؛ متن آن است که فرمود ما لله آیة أکبر منی؛ خدا را آیهای بزرگتر از من نیست. بزرگترین آیت الهی انسان کامل و امام عصر است. نتیجه: چسبیدن به دنیا و غفلت از یاد آخرت و هم و غم دنیا و اطمینان از پر بودن جیب و کوک بودن دنیا زنگ خطر است. آرامش اگر در مناجات و اهلبیت و قرآن نباشد از آن سوی بام افتادهاند و قطعاً به غفلت از امام زمان کشیده میشوند.
نمازشبخوانان روبهروی حق
گمان نرود آنان که روبهروی امیرالمؤمنین ایستادند بینماز و بیقرآن بودند. اهل نماز شب و قرائت بودند. حدیث است ربما تلی القرآن والقرآن یلعنه؛ چه بسا قرآنخوان که قرآن لعنتش میکند. حب دنیا چنین میکند. از جوانی با خواندن این روایات تن میلرزد. در جواهر الثنیه حدود بیست سی سال پیش نقل نزدیک به این مضمون آمده که جوانی در سجده حال خوش داشت؛ موسی خوشش آمد؛ خدا فرمود به این حال و سجدهٔ طولانی منگر؛ اگر هماکنون قبض شود در بدترین جای جهنم است. موسی تعجب کرد. دلیل آن بود که اگر دوراهی دنیا و آخرت پیش آید دنیا را برمیگزیند؛ دلبسته است و دین را برای دنیا میخواهد. سجدهاش برای دنیاست. این باید بترساند.
لیلةالقدر؛ محو و اثبات
لیلةالقدر امضا میشود؛ امضای حجت بن الحسن پای نامه میخورد. آیا امضای امیرالمؤمنین دربارهٔ زبیر که من اهلالبیت بود خط نخورد؟ یمحو الله ما یشاء و یثبت؛ لوح محو و اثبات هست. امام عصر اثبات میکند و گناهان محو میکنند. فرق است میان کسانی که نماد دیناند؛ قیافهها التماس دعا میطلبند و خطرشان سنگینتر است. در جنگ میگفتند غیبت غیرمسلمان راحتتر است؛ دیندار اگر غیبت کند اول فاسق میخواند تا بگوید غیبت ندارد. امام راحل دیده نشد به منتقد بگوید شما نمیفهمید و در آینده میفهمید. امروز برخی مدیران حزباللهی به اشکال قطعی میگویند شما نمیفهمید. این از کجا آب میخورد؟ از حب دنیا و ریاست و میز. کی به خود میآیند؟
تمثیل علامه طباطبایی؛ ریسمانهای علقه
حکایتی از علامه طباطبایی استاد علامه حسنزاده تأملبرانگیز است. کسی پرسید دنیا چگونه است و حب الدنیا رأس کل خطیئة یعنی چه. علامه تأمل کرد تا از ملکوت به نفس چیزی فرود آید؛ فرمود امشب میبینی. در خواب در رودخانهٔ کدر قم دید ریسمانهای ضخیم و نازک به تمام بدنش پیچیده و نمیگذارند از آب بدبو بیرون آید؛ ترسان از خواب پرید. فردا علامه فرمود دیدی؟ رودخانه تمثیل دنیاست؛ ریسمانها علائق و دلبستگیها. تا جدا نکنی از دنیا جدا نمیشوی. برزخ چیست؟ حال معلق و پرده و حد فاصل. برزخ همان دلبستگیهاست؛ تا هست در برزخی، هرچند از دنیا رفته باشی، به اندازهٔ علاقه برزخ طول میکشد. عاقبت بهخیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد: اللهم صل علی محمد و آل محمد.
سلسلهٔ خطر از دنیا تا غفلت حجت
آیه زنجیره میسازد: نومیدی از لقا، رضایت به دنیا، اطمینان به آن، غفلت از آیات، و سرانجام غفلت از آیت اکبر. ظاهر دین با حب دنیا جمع میشود و خطرناک است. سجدهٔ طولانی اگر برای دنیا باشد فریب است. امضای قدر با گناه محو میشود. ریسمانهای علائق برزخ میسازند. ذکر این سلسله حدیث نفس برای بریدن از اطمینان به دنیاست.
ایمان نداشتن به لقا با هیأت دیندار
تأویل اهلبیت از لا یرجون لقاءنا سختگیرانه و دقیق است: ممکن است کسی ظاهر دین را نگه دارد و در باطن دیدار را باور نکند؛ چون آرامشش از دنیا است نه از لقا. رضای به حیات دنیا و اطمینان به آن، ریشهٔ این انکار پنهان است. آیه هشدار میدهد که این حال به غفلت از آیات میانجامد. غفلت پلکانی است: از آیهٔ خاک و آسمان تا آیهٔ نفس تا آیت کبرا که امام است. آنکه امام را کوچک ببیند یا از او غافل شود، پیشتر از آیات نزدیک غافل شده است.
انسان کامل؛ آینهٔ نقص ما
انکار عنوان انسان کامل از ترس احساس نقص، خلاف مسیر استکمال است. باید گفت تا نقص دیده شود و حرکت آغاز گردد. سیر از نقص به کمال تمام هویت سلوک است. روایت ما لله آیة أکبر منی این آینه را در شخص امیرالمؤمنین و به تبع در حجت عصر مینهد. اطمینان به جیب و سامان دنیا بهجای مناجات و قرآن و اهلبیت، همان زنگ خطری است که به غفلت از امام میانجامد.
عبادت آلوده به حب دنیا
نماز شب و قرآنخوانی دشمنان اهلبیت نشان میدهد ظاهر عبادت کافی نیست. قرآن ممکن است قاری حبدنیا را لعنت کند. سجدهٔ طولانی اگر دوراهی پیش آید و دنیا برگزیده شود، برای دنیاست نه برای خدا. لیلةالقدر امضا میکند اما لوح محو و اثبات با گناه خط امضا را میگیرد. نمادهای دین خطر بیشتری دارند؛ پاسخ «شما نمیفهمید» به اشکال صحیح، بوی حب میز میدهد. تمثیل علامه ریسمانهای علقه را در رودخانهٔ کدر دنیا نشان میدهد؛ تا نبری بیرون نمیآیی. برزخ نام دیگر همان ریسمانهاست.
جمعبندی باب لقا و دنیا
آیهٔ یونس نقشهٔ سقوط نرم را میکشد: از نومیدی لقا تا رضایت دنیا تا اطمینان تا غفلت آیات تا غفلت حجت. روایت آیت اکبر این غفلت را در شخص امام نشان میدهد. نقد انکار عنوان انسان کامل، راه استکمال را باز میگذارد. داستان سجده و دوراهی، و امضای قدر و محو گناه، و پاسخ حبآمیز «نمیفهمید»، و رودخانهٔ ریسمانهای علامه، همه یک پیام دارند: تا علقه هست برزخ هست و لقا دور است. حدیث نفس امروز بریدن از اطمینان به دنیاست تا رجاء لقا زنده بماند.
یادآوری نهایی دربارهٔ برزخ و علقه
هر علاقه ریسمانی است؛ هر ریسمان برزخی میسازد. آنکه میپندارد با خروج از دنیا برزخ خودبهخود کوتاه میشود، تمثیل علامه را نادیده گرفته است. آب کدر دنیا و بوی آن همان لذتهای آلوده است؛ پیچیدن ریسمان همان عادتها و ریاستها و وابستگیهاست. بریدن ریسمان کار ذکر و طاعت و انس با آیات و حجت است نه کار شعار. آیهٔ یونس از آغاز این بریدن را با زنده کردن رجاء لقا میخواهد. بدون رجاء، رضا و اطمینان به دنیا میآید و غفلت از آیت اکبر ناگزیر میشود. این هشدار برای نمادهای دین سنگینتر است؛ زیرا چشمها به ایشان است و خطایشان زودتر امضا را محو میکند. صلوات بر محمد و آل محمد راه امید به ختم خیر است.
رجاء لقا را با ذکر و انس با حجت زنده نگاه دارید تا اطمینان دنیا جای آن را نگیرد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.