ددرس‌گفتارها

[همهمه] اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجه.

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

در ادامه‌ی باب چهارم از کتاب الموت مرحوم مجلسی [مکث] آیاتی که عرض کردیم مقدمه‌ی این باب آوردند ما در روایت اول بودیم، تمنای موت که دیروز از یهود سخن گفتیم [مکث].

در ابتدای این باب گفتیم سلسله آیاتی رو مرحوم مجلsi آورده و تفسیر کرده.

یکی دیگه از اون آیات که مورد توجه هست در لقاء الله و ترس از موت، آیات هفت و هشت سوره‌ی یونسه.

می‌فرماید إن الذين لا يرجون لقاءنا قطعاً کسانی که امید ندارند لقاء ما رو، اصلاً باور ندارند که قراره به ملاقات ما بیان.

در صورتی که صریح آیات قرآن این رو تأکید کرده که يا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ.

حالا خیلی وقته این آیه رو ندیده بودم فکر می‌کنم سوره‌ی انشقاق باشه.

آیه شش انشقاق یا حدودا.

یه آی-- خیلی آیه عجیبیه، خیلی.

پیرامونش زیاد ما سخن گفتیم.

يا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مطلق داره میگه همه‌ی انسان‌ها مخاطب این آیه اند.

چیه؟

إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا با سختی داری میری حواست جمع باشه خیلی سخته اما فَمُلَاقِيهِ قطعاً قراره تو ملاقات کنی.

این یه چیز قطعیه.

حالا در این آیه هفت و هشت سوره‌ی یونس می‌فرماید اینا امید ندارن چنین چیزی رو.

چرا امید ندارن؟

چرا این‌ها امید لقاء خدا رو ندارن لذا تمنای موت هم ندارن؟

صراحتا بعد از همین کلمه داره خود خدا می‌فرماید و رضوا بالحياة الدنيا وطمعا بها دو تا خصلت دارن اینا.

یکی راضی شدن به حیات دنیایی.

دیروز ما بحث یهود رو گفتیم.

گفتیم این‌ها بر اساس آیه‌ی نود و چهار تا نود و شش بقره که دیروز خوندیم، قرآن می‌فرماید که این‌ها حتی از مشرکین هم چی‌ترن؟

پریزترن به اینکه تو دنیا بمونن.

عمر هزار ساله هم بدین بهشون بازم کمه.

اینا به شدت حرص به حیات دنیوی دارن.

در حالی که معت-- اعتراف می‌کنن که آخرت مال ایناست.

اصلاً آخرت مال ایناست.

انگار سند شش دنگش به نام اینا خورده و بقیه نوکر و کنیز اینان.

اما اینجا می‌فرماید که این‌ها الکی اینو میگن.

و رضوا بالحياة الدنيا اصلاً این‌ها اگر-- اصلاً بحث فتمَنوا الموت اینجا بود دیگه.

اگه راست میگید آخرت مال شماست تمنای موت کنید یهودیا.

اما نمی‌کنید.

چرا نمی‌کنید؟

این آیه دوباره داره پرده‌برداری می‌کنه از این قصه.

رمزگشایی می‌کنه.

چون و رضوا بالحياة الدنيا یعنی راضی‌اند به حیات دنیاشون.

عشق کو-- عشق و همه‌ی اون چیزی که کوکشون می‌کنه تو این دنیاست.

اصلاً آخرت و دین و اینا رو یه بهانه‌ای قرار دادن برای اینکه [مکث] دنیاشونو آباد کنن.

من بارها اینو به خودم نهیب زدم، حدیث نفس خوندم که اگر یک روزی-- سنت خداست اما خب حالا بگیم یه روزی سنت خدا اینطوری بشه که دین‌داری سود دنیوی نداشته باشه.

دقت بفرمید چی عرض می‌کنم.

دین‌داری، انقلابی بودن، ها؟

سود دنیوی مطلقا نداشته باشه.

مثل زمان امیرالمؤمنین که مطلقا نداشت.

کسی دم از علی می‌زد می‌کشتنش.

هیچ معامله‌ای باهاش نمی‌کردن.

زن و بچه‌ش و قار-- خونه و زندگیشو غارت می‌کردن.

اونجا هم مرد کسی پای مولا وایساد .

اگر اینو یعنی سود دنیوی دین رو برداری چند تا اون پای رکاب دین و انقلاب می‌مونیم؟

[مکث] رضوا بالحياة الدنيا که انّ بین این دو تا یک ملازمه دو طرفه هست.

یعنی هرچی که به حیات دنیا، به زندگی دنیا دل خوش کنی و راضی به اینجا باشی، منکر میشی ملاقات خدا رو قلباً.

اگرچه اقرار کنی بله ملاقاتی هست إنّا لله وإنّا إليه راجعون.

اما نه عملاً می‌بینی هیچ فرقی نداره.

همچنین اگر کسی از این طرفش هم هست، دوگانه است، دو طرفه است.

اگر کسی راضی شد به حیات دنیا، لقاء الله رو از ذهنش بیرون میره.

کسی هم اگر لقاء الله رو فراموش کرد و قبول نکرد قطعاً راضی میشه به فر-- به زندگی دنیا.

حتی دین‌داریش هم دنیاییست.

دیگه بیشتر از این در این خصوص حرف نزنم.

نکته دوم وطمعا بها آیه قرآن دارم می‌خونم.

اینا اطمینان کردن به دنیا.

محل اتکا و اطمینانشون، اون آرامش‌شون، طمأنینه‌شون با دنیاست، با سکه است، با دلاره، با زر و زوره، با این چیزا میزن میشن [مکث].

اصلاً کاری به آخرتشون و فقط یه لقلقه ای بر زبانشون.

والذین هم عن آياتنا غافلون اصلاً همینه که اینا غفلت کردن از آیات ما که بزرگ‌ترین آیه الهی حجت خداست و این‌ها غافل از زمام زمانشون‌اند.

أولئك مأواهم النار بما كانوا يكسبون باز كسب رو داره میگه.

همون اتحاد كسب و كاسب و مكسب یعنی اینا همه یک حقیقت میشن.

هرچی کسب می‌کنی اعمال ما اینجا داره اِ-- اتحاد وجودی با ما برقرار می‌کنه.

خود ما همون مكتسباتمون هستیم.

هرچی کسب می‌کنیم ما همونیم.

اگه جهنم کسب می‌کنیم جهنمی‌م.

بهشت کسب می‌کنیم بهشتی‌م.

همونطورم محشور میشیم.

چون جهنمی زندگی کردم می‌دونم چه کارم دیگه.

از لقای خدا فرار می‌کنم.

چون می‌دونم برم اونور اوه، اوه!

کلا پس مرکه است.

یک ملاحظه دوگانه بین این دو تا هست که، [نفس عمیق] که این‌ها چیکار می‌کنن؟

اطمینانشون به اسباب دنیویه، به پولشونه، به شهرتشونه، به میز و مدیریت و مقامشونه، به شان اعتباریشونه که اصلاً هم توجه نداره که بابا این که الان همین امروز حالا اسمش یادم رفت یکی از مدیر کلا گفتن سکته کرد مرد رفت.

خدا رحمتش کنه.

تموم شد.

الان مثلاً ملائکه میگن مدیرکل فلان جا تشریف آوردن.

راه باز کنید.

آب زنید راه را مژده دهید باغ را مدیرکل فلان تشریف آوردن.

ما بزنیم واسه مدیرکل خدا تو-- طول عمر و برکت بده به هرکسی که خدمت می‌کنه.

اما اینطوریه اونور.

این حرفا چیه؟

اینا اعتبار دنیاست.

[نفس عمیق] و نکته‌ی دیگه‌ای که خیلی باید بهش توجه داشت عزیزان دلم اینه که سبک زندگی-- اینو خوب توجه کنید.

سبک زندگی ما به عنوان یک آدم دین‌مدار، ولایی، انقلابی.

اوه، اوه چقدر ما عنوان داریم [نفس عمیق] با آدم‌هایی که غیر این هستن یعنی انقلابی نیستن.

یعنی صدا و سیمایی نیستن.

چون اینجاش خط مقدم جبهه فرهنگی نظامه.

ما خیلی ادعا داشتیم اومدیم اینجا.

بعضی از بچه‌های شما می‌گفتن اینجا رو ما فدک حضرت زهرا می‌دونیم.

اوه، اوه، اوه، اوه خیلی حرف سنگینه.

ادعاها، ح-حرف قشنگه‌ها.

حرف قشنگه.

من رد نمی‌کنم.

اما نسبت به همه می‌سنجنتون.

می‌سنجنمون.

اگر من رفتم محضر یکی از بزرگان می‌خواستم برای هیئتم اسم بذارم گفت قیامت با صاحب-- با عنوان هیئتتون محشورتون می‌کنم.

"یوم یندض کل ناص مع امامهم" ترسیدم بذارم محبین، عشاق، متوسلین.

گذاشتیم یا زهرا تموم شد رفت با خودشونه به ما چه یا زهرا.

ما هم می‌گیم یا زهرا میریم.

اینطوریه الان ادعات چیه؟

همونطوری هم چوب تو آستینت می‌کنن اونور.

یه به زبان نظام آبادی بگم.

ادعات چیه؟

[خنده] م-- جبهه فرهنگیه.

الان مثلا میگن شما کجا کار می‌کنی؟

صدا و سیما.

اه دیگه شما پسر پیامبری.

باید پشت سرت نماز-- آقا بالاتر از اون.

صدا و سیما که خط مقدم جبهه فرهنگی نظامه هیچی.

صیانت و حفاظت صدا و سیما.

اون دیگه پیشانی صدا و سیماست.

یعنی دیگه باید دست به میت بزنی زنده شه.

[نفس عمیق] حالا این سبک زندگی ادعاهای ماست.

ببین من خط-- خطوط رو خیلی عاقلانه بازش کردم.

خط‌ها رو مشخص کردم.

کسی منکر این نیست که رهبر عزیزمون فرموده اینجا خط جبهه مقدم، خط عرض شود مقدم جبهه فرهنگی نظامه.

دانشگاهه.

چه، چه، چه.

[نفس عمیق] حالا همین طور که چه ربطی به این آیه داره؟

دقت کنید.

آیه‌ای که دیروز قرائت کردیم یهود رو میاره مینشونه کنار مشرکین.

یهود اهل کتابه.

یعنی قائل به کتاب آسمانیه.

قائل به چیه؟

پیغمبره.

به غیب ایمان داره ظاهراً.

اما میاراش کنار مشرک.

میگه تازه اینا بدتر از مشرکینن.

چرا؟

وقتی نگاه می‌کنه می‌بینه همونطور که مشرکین [نفس عمیق] اِطمینان به حیات دنیایی کردن و دلشون به دنیا خوشه، دوست دارن هزاران سال اینجا زندگی کنن، اینا بدتر، بدتر از مشرکین.

عجب!

[نفس عمیق] یعنی اصلاً نمی‌واد اینجا سنجش رو امیرالمؤمنین قرار بده.

توجه کنید.

نگفته با پیغمبرشون بسنجید.

نه، گفته با مشرکین اینا رو بسنجید.

اینا از مشرکین پست‌ترن.

بابا اینا اهل کتابن.

اینا به یک معنا مسلمونن.

چون همشون مسلمونن.

این دینشون به خاطر دلایلی اسماشون عوض شده.

همه‌ی اینا "إن الدين عند الله الإسلام".

چگونه با مشرک خدا یه جا گذاشته‌ش؟

آقا جون سبک زندگیشونو با هم می‌سنجن.

[صدای گوشی] پیغمبر چرا فرمود من بچه‌ها رو دوست دارم، بچه‌ها رو.

[نفس عمیق] که الان مساجد ما چقدر از بچه‌ها خالی شده.

انقدر پس گردنی خوردن بچه‌های ما.

[نفس عمیق] فرمود پنج تا خصلت بچه‌ها رو من دوست دارم.

خیلی این روایت شیرین و قشنگه.

هر از چند گاهی بهش توجه می‌کنم.

قطعاً شنیدید، دیدید.

یه ذره بررسی کنیم.

پیغمبر عزیز عالم چرا بچه‌ها رو دوست داری؟

فرمود به پنج تا خصلت.

یک: این‌ها فرمود که خاک بازی می‌کنند.

یعنی اصلاً اهل غرور و خود-- تکبر و این حرفا نه مطلقا.

فرمود چیزی رو درست می‌کنن، خراب می‌کنن.

یعنی دل نمی‌بندن.

[نفس عمیق] فرمود چیزی رو ذخیره نمی‌کنن.

[خنده] یه پفک بهش بدی به قول آقا مجتبی یه پفک بهش بدی همشو میخوره.

میگه نصفشو بذارم فردا.

نه، مصداق این حرف نیست.

اعتماد داره به پدرش.

میگه پدرم رازق منه روزی فردا مو میاره.

تو آیه میگه چی؟

"و اتمنوا بها".

اینا به دنیا دل خوش کردن.

اصلاً وعده الهی رو قبول ندارن.

الکی شکمی دارن و حرف میزنن.

توی احوالاتی که من میگم می‌دونم باعث تعجب خیلی‌ها میشه چون با سبک زندگی ما کاملاً مغایرت پیدا کرده.

آقا بزرگ تهرانی رو یکی از بزرگان رفته بود خدمتش می‌گفت من اونجا بودم، یه کیسه برنج براش آوردم.

الان برای من و شما یهو ده کیسه برنج میارن.

یه دونشو میدیم به همسایمون.

خودمو میگم.

اصلاً کاری به شما ندارم.

کلام حدیث نص.

فرمود یه کاسه به ایالش گفت هوای منزلش گفت حضرت هوا یه کاسه بردار بیار.

زد یه کاسه غذای اون روزشو گذاشت کنار گفت بقیه‌شو بدید به همسایه‌ها.

از کجا معلوم من فردا زنده‌ام.

حالا ما نمیگیم دیگه انقدر زاهدانه، یه کاسه، یه گونی.

ده تا گونی می‌گیره میذاره تو خونه بعد چپش میزنه بعد همه رو میده بره.

بعد میاد نذر خیریه می‌کنه.

[نفس عمیق] خب خیریه ما بنده خدایی چند تا کیسه برنج داد آوردیم باز کردیم پر جوجه‌ست.

جوجه زده توش فهمیدیم که برای چی روغن سوخته رو نذر خیریه کرده.

[نفس عمیق] فرمود زیاد گریه می‌کنن بچه‌ها.

کلید بهشته.

چند تامون گریه می‌کنیم؟

مرحوم ملا صدرا فرمود من اسفارشو که همه بزرگان اهل معرفت حیرونشن فرمود با اشک چشم سحرها اینو از خدا گرفتم.

چند تامون اهل گریه کردن هستیم؟

و فرمود که اینا دعوا می‌کنن.

آخریش دعوا می‌کنن ولی با هم سریع آشتی می‌کنن.

کینه نمی‌گیرن.

حالا سبک زندگی ما رو بذاریم کنار اونایی که اصلاً ادعا نه از اسلام دارن، نه از انقلاب دارن، نه جبهه [نفس عمیق] فرهنگی نظام دارن.

ببینیم چجوری ما داریم زندگی می‌کنیم.

بعداً قیامت ببینیم سرمون بالاست یا پایینه.

این‌هایی که من دارم میگم همش آیه قرآنه، روایات اهل بیته، گفتار بزرگانه.

باید شیوه مدیریت ما کسی که تو مرکز صیانت نشسته پشت میییز با مدیریت سیما، صدا، با مراکز دیگه زمین تا آسمون فرق کنه.

باید نماد انقلاب باشه اینجا.

که انشاالله هست.

ما که تو دل شما خیلی نیستیم.

میایم نماز می‌خونیم میریم.

انشاالله هست.

اینا تذکریه "فإن الذکرى تنفع المؤمنین".

انشاالله عاقبت بخیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد