ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمه الله.

در کتاب موت مرحوم مجلسی می‌رسیم به باب چهارم.

باب چهارم عنوانش اینه "حب لقاء الله و ذم الفرار من الموت".

دوستی ملاقات با خدا، دوستی لقاء الله و مذمت در فرار کردن از مرگ.

این عنوان این بنده، این بابه که باب چهارم می‌شه.

روایت اولش رو مرحوم مجلسی از تفسیر قمی آورده که تفسیر قمی این چنین می‌فرماید که "فتمنوا الموت ان کنتم صادقین" این آیه نود و چهار سوره بقره‌ست، این تیکه.

"فتمنوا" یعنی پس تمنای موت کنید اگر صادقید، اگه راست می‌گید.

"قال ان في التوراة مكتوبا".

ایشون می‌فرماید که گفتش که در تورات نوشته شده، چی نوشته شده؟

"اولياء الله يتمنون الموت".

اولیای خدا تمنای موت می‌کنند.

ذیل اون آیه "فتمنوا الموت ان کنتم صادقین" اگر راست می‌گید تمنای موت کنید.

می‌فرماید که توی تورات اومده که اولیای خدا تمنای موت می‌کنند.

"ثم قال" بعد گفت "ان الموت الذي تفرون منه" اینم دوباره اشاره به آیه قرآن داره.

اون موتی که ازش فرار می‌کنید "فإنه ملاقيکم ان الموت الذي تفرون منه فإنه ملا" قطعاً شما اون رو ملاقات خواهید کرد.

خب حالا اینجا سؤال پیش میاد که چگونه است که در روایات تمنای موت منع شده، نهی شده، خوب نیست.

مثلاً در یه روایتی امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام داره در تفسیر اهل بیت دیدم خودم صفحه-- جلد یک، صفحه پونصد و پنجاه و هشت می‌تونید ببینید روایت که مولامون امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام فرمودن "لا يتمنين احدکم الموت" هیچ‌کدومتون تمنای موت نکنید "لضر نزل به" برای اون ضرری که بهتون می‌رسه.

مثلاً طرف گرفتاره، ضرر و زیان داده تحت فشاره میگه خدایا مرگ منو برسون.

اینجا مولا می‌فرماید به این خاطر نباید تمنای موت کنی.

"ولکن ليقل" بلکه اینطوری بگید "اللهم احيني ما دامت الحياة خيرا لي" اگر تا وقتی که زندگی خیر منه، منو زنده بدار "وتوفني اذا كانت الوفاة خيرا لي" اگر هر وقت که موت به خیر من بود، خدایا اون موقع من رو بمیران.

این فرمایش امیرالمؤمنینه.

"فانها نهى تمني الموت لانه يدل على الجزع".

حضرت اشاره می‌کنند به اینکه این فر-- هنوز فرمایش مولا‌ست‌ها.

می‌فرماید که نهی شده که تمنای موت بکنید چون این نوع جزع حساب می‌شه.

از رو نا، ناتوانی و این‌ها انسان جزع کنه.

خب پس چگونه است که اینجا داره می‌فرماد "فتمنوا الموت" یا تو تورات به قول تفسیر قمی نوشته که اولیای خدا تمنای موت می‌کنند.

حالا انشاالله روایت بعدی که برسیم تصریح می‌شه درش که منظور از این تمنای موت نه یعنی خدایا منو بکش، منو ببر، این نیست.

یعنی تهییؤ برای موت، آمادگی برای موت.

منظور اینه.

منظور این منطوق اینه که کسی که صادقه ترسی از موت نداره و کاملاً آماده‌ست.

یعنی بعد از وجودش هم که خبر می‌گی، می‌گیری می‌بینی سر تا پا شوق دیدار خدا رو داره.

اینجوری نیست که کراهت داشته باشه از موت.

حالا یکی هم احتمال داره که اصلاً به زبانش نیاره.

نیاره به زبانش که خدایا منو ببر.

ها؟

اما اه اصلاً و ابداً آمادگی هم نداره.

یعنی می‌دونه که چه کرده.

به قول شیخ الرئیس هر کسی که از مرگ می‌ترسه از خودش می‌ترسه.

می‌دونه چه غلطی کرده، می‌دونه چه کارهایی کرده، از اعمال خودش می‌ترسه.

در هر حال این نشون می‌ده که تهییؤ و آمادگی برای موت تصریح شده، نه اینکه از خدا بخواد ما رو ببره.

که در تفسیر قمی که حالا براتون عرض کردیم، البته روایات دیگه‌ای هم پیرامون همین قضیه آورده.

اه اما در خصوص "تفرون منه" اینکه فرار می‌کنند از او-- از موت، این کیا فرار می‌کنند از موت؟

دقت بفرمایید جوابش تو خودشا.

توی اون روایت که تو تفسیر قمی آورده می‌گه توی تورات هست که اولیای خدا تمنای موت دارند.

بعد توی این آیه از قرآن می‌فرماید "تفرون، تفرون منه فإنه ملاقيکم".

فکر می‌کنم سوره جمعه آیه هشت این تو حدودا باشه.

که این‌ها فرار می‌کنند از موتی که بالاخره ملاقاتش می‌کنند.

اگر فرار می‌کنند پس اولیای خدا نیستند.

چرا؟

چون تو تورات هست اولیای خدا از حداقلش اینه که فرار از موت ندارند.

اتفاقاً تهییؤ و آمادگی برای موت دارند.

شوق لقاء الله رو دارند پس کسی که از موت بدش میاد دقت بفرمایید تا اسم مرگ میاد رنگش می‌پره، بدش میاد، دوست نداره، زبونتو گاز بگیر العیاذ بالله.

این معلومه که از اولیای خدا نیست.

کسی که ولی خدا شد دوست خدا شد اتفاقاً بهترین، شیرین‌ترین لحظه براش اون لحظه‌ایه که این قطعا این پرده برداشته می‌شه "فکشفنا عنک" آیه بیست و دو سوره قافه.

"فکشفنا عنک قطاعک" این قطاع، این پرده وقتی از جلو چشت برداشته شد چی می‌شه؟

آیه رو کی حفظه؟

"فبصرک اليوم حدید".

"فبصرک اليوم" امروز این بصرت بینایت "الحدید" تیز می‌شه.

دیدی یهو زل می‌زنه یکی تیز نگاه می‌کنه یه جا رو میگه "فکشفنا عنک" وقتی که این قطاعک وقتی پرده لحظه‌ی مرگ بره کنار، آیه بیست و دو سوره قاف همه تیزبین می‌شن.

همه چه-- اصلاً یه معنای سکره یا سکرات مرگ که میگن همون بی‌هوشی همینه.

چشمشون به باطن عالم باز می‌شه.

هممون یعنی می‌شود همه‌ی ما از من بگیر تا همه‌ی شما بالاخره روزی خواهد آمد.

دور و نزدیک بالاخره چشم باز می‌شه و باطن عالم که می‌بینیم اوه، اوه، اوه چه خبره.

حالا گذشته از اعمال خودمون اون که بماند.

باطن این عالم که می‌بینی چشم تیز می‌شه.

این آیه قرآنه ها.

"فبصرک اليوم حدید".

حالا اینجا کسی که کافره، مشرکه، منافقه، معصیت کاره، آدم بدی بوده تمام اینجا خود قرآن صراحتاً آیه صد و شش-- صد و شش بقره می‌فرماید "وتقطعت بهم الاسباب" اسباب قطع می‌شه بر این‌ها.

یعنی اونایی که محافظش بودند، مراقبش بودند فکر می‌کرد مالش حفظش می‌کنه، جاهش، مقامش، منسبش، جایگاه اجتماعیش، چه، چه، این‌ها مدرک تحصیلیش، این‌ها مدیریتش.

آقا من مدیر کل فلان جا.

فکر می‌کرد این‌ها نگرش می‌داشته.

اونجا "وتقطعت بهم الاسباب" همه‌چی قطع می‌شه.

همه‌ی اسباب تموم می‌شه.

لذا چشش تیز می‌شه.

می‌بینه هیچ کسی نمی‌تونه کمکش کنه.

توجه کردید؟

اصلاً فرق بین کافر و مؤمن اینجا مشخص می‌شه.

مؤمن این تیزی چشمش به ادع-- به جهت شوقشه.

شوق لقاالله داره.

هی می‌پاد که اولیای خدا بیاد.

یا حارث همدان "من یمت یرنی".

من علی به تو بگم هرکس که بمیرد من علی را خواهد دید.

چه کافر باشه چه مؤمن.

مؤمن شوق دیدار امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام لحظه‌ی مرگ رو داره لذا چشم می‌اندازه چشمش تیزه که آقاشو ببینه.

شوق موت داره.

"فتمنى الموت" یعنی در درونش تمنای موت داره.

چون صادقه.

تو قرآن می‌فرماید حالا یادم نیست کدوم آیه است.

"کنوا مع الصادقین" همراه صادقین باشید.

در تفاسیر فرمودن الصادقین علی و اولاد علی‌ان، اهل بیت علیهم الصلاة والسلام.

اینجا میگه اگه تو صادقی یعنی همراه با علی هستی بسم الله الان آقات می‌خواد بیاد شوق زیارت آقا نداری؟

الان بهت بگن بفرمایید مفت و مفت برو نجف.

برو رو برو این طلا بشین کیف کن.

خب نباید چشمت تیز بشه و کی کجا چیکار کنم؟

کیف کنی؟

مؤمن این شوق رو داره اما کافر نه.

کافر دیگه همه‌ی اسباب براش قطع می‌شه و دیگه اول عذاب و بیچارگی و بدبختیشه.

اونم تا ابد.

انشاالله این رو حالا تو همین روایت اول بود از باب چهارم.

دو سه تا نکته دیگه هست که انشاالله الان فرصت نیست روزهای بعد.

پیشاپیش عید فطر هم به همتون تبریک میگم.

انشاالله که خدا لطف کنه از ته وجودمون این دعا رو بکنیم‌ها.

خدا لطف کنه این آخرین ماه رمضان عمر ما نباشه.

انشاالله عید فطر های دیگه ای رو هم ببینیم با عافیت، با تندرستی و در خدمت اولیای خدا باشیم.

انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد