ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 062

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

باب چهارم بحار؛ حب لقاء الله و ذم الفرار من الموت

در کتاب الموت مرحوم مجلسی به باب چهارم می‌رسیم. عنوان باب چنین است: حب لقاء الله و ذم الفرار من الموت — دوستی ملاقات با خدا، دوستی لقاء الله، و مذمت فرار کردن از مرگ. این عنوان همین باب چهارم است. روایت نخست را مرحوم مجلسی از تفسیر قمی آورده است. تفسیر قمی ذیل آیک چنین می‌فرماید.

«فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» (بقره/۹۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس مرگ را آرزو کنید اگر راست می‌گویید.

«فتمنوا» یعنی پس تمنای موت کنید اگر صادقید. تفسیر قمی می‌گوید: قال إن فی التوراة مکتوبا — در تورات نوشته شده. چه نوشته شده؟ أولیاء الله یتمنون الموت — اولیای خدا تمنای موت می‌کنند. ذیل همان آیک «فتمنوا الموت إن کنتم صادقین» می‌فرماید در تورات آمده که اولیای خدا تمنای موت می‌کنند. ثم قال — سپس گفت:

«قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ» (جمعه/۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو همانا آن مرگی که از آن می‌گریزید قطعاً شما را ملاقات‌کننده است.

این نیز اشاره به آیهٔ قرآن دارد: آن موتی که از آن فرار می‌کنید، فإنه ملاقیکم — قطعاً آن را ملاقات خواهید کرد. تقریباً آیهٔ هشت سورهٔ جمعه است.

نهی تمنای موت از روی جزع

اینجا سؤال پیش می‌آید: چگونه است که در روایات تمنای موت منع شده، نهی شده و خوب نیست؟ برای نمونه در تفسیر اهل‌بیت — جلد یک، صفحهٔ پانصدوپنجاه‌وهشت — روایتی از مولای ما امیرالمؤمنین علیه‌الصلوةوالسلام آمده است: لا یتمنینّ أحدکم الموت لضرٍّ نزل به — هیچ‌یک از شما تمنای موت نکند به سبب ضرری که به او رسیده. مثلاً طرف گرفتار است، ضرر و زیان دیده، تحت فشار است و می‌گوید خدایا مرگ مرا برسان. اینجا مولا می‌فرماید به این خاطر نباید تمنای موت کنی. ولکن لیقل — بلکه چنین بگوید: اللهم أحینی ما دامت الحیاة خیراً لی — اگر تا وقتی زندگی خیر من است مرا زنده بدار؛ وتوفّنی إذا کانت الوفاة خیراً لی — و هرگاه موت به خیر من بود، خدایا آن موقع مرا بمیران. این فرمایش امیرالمؤمنین است.

فإنها نهی تمنّی الموت لأنه یدلّ على الجزع — هنوز سخن مولاست. می‌فرماید نهی شده که تمنای موت کنید چون این نوع جزع شمرده می‌شود؛ از ناتوانی انسان جزع کند. پس چگونه است که اینجا می‌فرماید «فتمنوا الموت» یا در تورات به قول تفسیر قمی نوشته که اولیای خدا تمنای موت می‌کنند؟

مقصود: تهیؤ نه درخواست مرگ

ان‌شاءالله در روایت بعدی تصریح می‌شود که مقصود از این تمنای موت آن نیست که بگوید خدایا مرا بکش، مرا ببر؛ این نیست. یعنی تهیؤ برای موت، آمادگی برای موت. مقصود همین است: کسی که صادق است ترسی از موت ندارد و کاملاً آماده است. یعنی پس از وجودش نیز اگر خبر گیری، می‌بینی سراپا شوق دیدار خدا دارد. چنان نیست که کراهت از موت داشته باشد. ممکن است یکی اصلاً به زبان نیاورد که خدایا مرا ببر؛ اما ابداً آمادگی هم ندارد — می‌داند چه کرده است. به قول شیخ‌الرئیس: هر کسی که از مرگ می‌ترسد از خودش می‌ترسد؛ می‌داند چه کرده، از اعمال خودش می‌ترسد. در هر حال این نشان می‌دهد که تهیؤ و آمادگی برای موت تصریح شده، نه اینکه از خدا بخواهد ما را ببرد. در تفسیر قمی روایات دیگری نیز پیرامون همین قضیک آمده است.

کیست که از موت فرار می‌کند؟

در خصوص «تفرون منه» — اینکه از موت فرار می‌کنند — کیان‌اند که از موت فرار می‌کنند؟ جواب در خود روایت تفسیر قمی است. می‌گوید در تورات هست که اولیای خدا تمنای موت دارند؛ بعد در آیهٔ قرآن می‌فرماید تفرون منه فإنه ملاقیکم. پس اگر فرار می‌کنند اولیای خدا نیستند؛ چرا؟ چون در تورات هست که اولیای خدا حداقل فرار از موت ندارند؛ اتفاقاً تهیؤ و آمادگی و شوق لقاء الله دارند. پس کسی که از موت بدش می‌آید — تا نام مرگ می‌آید رنگش می‌پرد، بدش می‌آید، دوست ندارد — معلوم است از اولیای خدا نیست. کسی که ولی خدا و دوست خدا شد، اتفاقاً بهترین و شیرین‌ترین لحظه برایش همان لحظه‌ای است که این پرده برداشته می‌شود.

«لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» (ق/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا از این در غفلت بودی؛ پس پرده‌ات را از تو برداشتیم و امروز دیده‌ات تیز است.

آیهٔ بیست‌ودو سورهٔ قاف. فکشفنا عنک غطاءک — این غطاء، این پرده، وقتی از جلو چشم برداشته شد چه می‌شود؟ فبصرک الیوم حدید — امروز بصرت، بینایت، حدید و تیز می‌شود. دیدی ناگاه کسی تیز نگاه می‌کند جایی را. وقتی پردهٔ لحظهٔ مرگ کنار رود، همه تیزبین می‌شوند. یکی از معانی سکره یا سکرات مرگ که می‌گویند همان بی‌هوشی است، همین است: چشمشان به باطن عالم باز می‌شود. همهٔ ما — از گوینده تا شنونده — روزی خواهد آمد، دور یا نزدیک، چشم باز می‌شود و باطن عالم را می‌بینیم. گذشته از اعمال خودمان که بماند؛ باطن این عالم که می‌بینی چشم تیز می‌شود. این آیهٔ قرآن است: فبصرک الیوم حدید.

تقطع اسباب و فرق مؤمن و کافر

اینجا کسی که کافر است، مشرک است، منافق است، معصیت‌کار است، آدم بدی بوده، قرآن صراحتاً می‌فرماید:

«وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ» (بقره/۱۶۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اسباب از آنان گسسته شد.

اسباب قطع می‌شود بر اینان؛ یعنی کسانی که محافظ و مراقبشان بودند، فکر می‌کرد مالش حفظش می‌کند، جاهش، مقامش، منصبش، جایگاه اجتماعی‌اش، مدرک تحصیلی‌اش، مدیریتش — من مدیرکل فلان‌جا — فکر می‌کرد این‌ها نگهش می‌داشته. آنجا وتقطعت بهم الاسباب؛ همه‌چیز قطع می‌شود؛ همهٔ اسباب تمام می‌شود. لذا چشمش تیز می‌شود؛ می‌بیند هیچ‌کس نمی‌تواند کمکش کند. فرق بین کافر و مؤمن اینجا مشخص می‌شود. مؤمن این تیزی چشمش به جهت شوق اوست؛ شوق لقاء الله دارد؛ پیوسته چشم می‌اندازد که اولیای خدا بیایند.

حارث همدانی را فرمودند: من یمت یرنی — من علی به تو بگویم هر کس بمیرد علی را خواهد دید؛ چه کافر باشد چه مؤمن. مؤمن شوق دیدار امیرالمؤمنین علیه‌الصلوةوالسلام در لحظهٔ مرگ را دارد؛ لذا چشم می‌اندازد، چشمش تیز است که آقایش را ببیند. شوق موت دارد. فتمنّی الموت یعنی در درونش تمنای موت دارد چون صادق است.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» (توبه/۱۱۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با صادقان باشید.

در تفاسیر فرموده‌اند الصادقین علی و اولاد علی‌اند، اهل‌بیت علیهم‌الصلوةوالسلام. اینجا می‌گوید اگر تو صادقی یعنی همراه با علی هستی؛ پس شوق زیارت نداری؟ اگر بگویند بی‌هزینه برو نجف، برو بر ضریح بنشین و کیف کن، نباید چشمت تیز شود؟ مؤمن این شوق را دارد اما کافر نه. کافر همهٔ اسباب برایش قطع می‌شود و دیگر آغاز عذاب و بیچارگی و بدبختی‌اش است؛ آن هم تا ابد. این روایت اول از باب چهارم بود. دو سه نکتهٔ دیگر هست که فرصت نیست؛ روزهای بعد. پیشاپیش نیز دعا آن است که خدا لطف کند از ته وجود این دعا گفته شود: این آخرین ماه رمضان عمر نباشد؛ عید فطرهای دیگر نیز با عافیت و تندرستی و در خدمت اولیای خدا دیده شود. عاقبت ختم به خیر باد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.