[همهمه] بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک ای داعی الله و ربانی آیاته سلامٌ علیکم و رحمة الله.
خیلی تلاش کردیم که امروز ما صحبت نکنیم و از عزیزان دعوت کنیم ذاکرین اهل بیت در مجموعه که بعد از نماز مختصری بالاخره مدحی بخونن.
متأسفانه همه جای قول داده بودم حتی تو بدنه سازمان.
مجبوری لحظات بنده رو دو مرتبه تحمل کنید.
تبریک عرض میکنم روز میلاد بسیار با عظمت و پربرکت امام جواد، عزیزاردو امام رضا رو علیهم الصلاة والسلام.
در عظمت این بزرگوار همین قدر بس که پدر عزیزشون بفرمایند: خب ایشون میلاد امام جواد، پربرکتترین مولود اهل بیت است.
شوخی نیست.
حالا چه خصوصیاتی داشته مولود ایشان در میان اهل بیت از همه با برکتتر باشد؟
حالا باید هم مسائل تاریخی اون روز رو دید، وضعیت امام رضا علیه الصلاة والسلام رو دید، شخص خود و شخصیت حضرت جواد الائمه رو بررسی کرد و چه و چه که یک شباهتی هم البته بین میلاد ایشان و عذر شود حضرت زهرا هست که میدانید که پیغمبر رو مقطوع النسل یاد کردن.
نشانک هو الأبتر.
تو سوره کوثر تأکید میشه که دشمن تو خودش ابتره.
چون میگفتن پیغمبر مقطوع النسله، فرزندانش همه از دنیا میروند.
لذا إنا أتیناک الْكَوْثَرَ ما به تو کوثر خیر کثیر حضرت زهرا سلام الله علیها رو دادیم که دیگه برکتش همه آل الله در دامن ایشون، در ظرف نوریه ایشون با اون مدارج و معارج رسیدن.
حضرت جواد الائمه همچنین بود.
به امام رضا به هر حال این تهمت رو میزدن.
دوست و دشمن کنایه میزدن چون حضرت خیلی دیر بچه دار شدن.
به حکمت الهی ایشون بچه دار نمیشدن و مثل پیغمبر به ایشونم حتی دوستان میگفتن ایشون مقطوع النسله.
نمیفهمیدن بالاخره امان از نفهمیا.
که بعد شاید یک وجهش البته این باشد که میلاد امام جواد نسل آل الله رو، نسل ذریه حضرت زهرا سلام الله علیها رو ادامه داد و به یک و-- به یک وجه میشه اینطوری هم دید که کسی که دیگه امام رضا رو رسید به امامت امام رضا دیگه از طریق امامت امام جواد تا امام عصر رو دیگه میرسه.
یعنی اثنی عشری میشه و امامتش ولایتش کامل میشه.
در هر حال این یک نکتهست.
نکته دیگه که من این رو خیلی دوست دارم خیلی زیاد دربارهش صحبت کنیم و فرصت کوتاهه، پیرامون اون موضوعی که ما هم گفتیم خیلیا میگن که در مطلق حاجات دنیوی و اخرویتون به امام جواد صلوات الله عليه توسل کنید.
دقت بفرمایید این رو من یه مقدار کمکی بازش کنم.
اونم اینکه ما قبلاً عرض کردیم بزرگان اهل بیت علیهم الصلاة و السلام، بزرگان اهل معرفت به ما تأکید کردن که از اهل بیت نخود کشمیش نخواهید.
اینها مقامشون انسان کامل است.
مقامشون به صادر نخستین رسیده است.
اینها از اینها باید چی خواست؟
خدا رو خواست، خودشون رو خواست.
اینا همین که در محضر حضور اونها قرار گرفتی کفایت میکنه.
دیگه چی میخوای؟
زشت نیست به نظر شما انسان بره مثلاً محضر امیرالمؤمنین، سلطان اول و آخر عالم زانو بزنه بعد بگه آقا مثلاً اا ازت خونه میخوام، ماشین میخوام، مشکلات مالی دارم، مشکلات جسمی دارم.
چون اینو از مولامون علیه.
آیا از مولا علی جز حکمت خواستن زشت نیست؟
وقتی شما اون شخصیت رو بارها مثال زدیم واسه اینکه البته این مثال خیلی ضعیفه ما چه کنیم؟
دستمون کوتاهه که شما مثلاً بری پیش پروفسور سمعیi ازش التماسگونه گریه.
حالا چته؟
چی شده؟
بری با چه سختی برسی به ایشون مثلاً بعد بگی به من میشه یه آمپول بزنی؟
خب بابا آمپوله که یه پرستار هم میتونه بزنه.
چرا جسارت به مقام ایشون میکنی شما؟
اینطوریه.
خواستههای ما عموماً متعارفش این شکلیه برای اهل بیت.
اونها انسان کاملاند.
لذا حضرت علامه شهرانی، استاد علامه حسن زاده میفرمودند که اینو در شرح مصباح الانس حضرت علامه فرمودند که استاد ما علامه شهرانی میفرمودند که ما مطلق اونچه که از حضرت عبدالعظیم حسنی خواستیم گرفتیم از خدا.
هرچی از ایشون خواهیم سو واسطه فیض ما بود، واسطه خیر بود.
اما از امام رضا هیچی نگرفتیم.
عجب!
این عالم بزرگ، عالم ربانی یعنی چی از امام بزرگ что نگرفتیم؟
یعنی حاجتهای مایی خرد و دنیوی و همین انوات اهل ایمان، همین شيعه امام میتونند واسطه خیر باشن.
پس این مطلق حاجات دنیوی و اخرویتون رو از مثلاً جواد الائمه بخواید یعنی چی بزرگان سفارش کردن؟
ببینید اسم اصلاً تو خودشه.
جواب تو خودشه.
میگه مطلقه یعنی کلاً سعادت دنیا و آخرتت رو بخواه.
یعنی باز خودشون رو بخواه چون سعادت دنیا و آخرت ما در گرو معیت با اونهاست.
"کونو مع الصادقین".
"کونو مع الصادقین" باشید به اتفاق صادقین.
این راه نجاته.
این صراط مستقیمه.
حالا صادقین رو برید در تفاسیر ببینید کیان.
همین آل اللهاند.
اینکه بر-- با اونها باشی، همراه اونا باشی، عندالله باشی، به محضر حضور.
ببینید الان ما در به یک معنا در محضر حضور هستیم.
درسته؟
الان در حضور جماعتی که اینجا هستن هستیم.
یک محضریست، محل حضوریست.
خدا وکیلی در همین جمع چند نفریمون چقدر آداب رو رعایت میکنیم.
چرا؟
چون رفیقا هستن، برادران خوبمون هستن.
اینها اصلاً ج-- ج-- جرات نمیکنیم خیلی کارا رو بکنیم، خیلی حرفا رو بزنیم حتی پامونو دراز کنیم یا با بیرجامه اینجا مثلا راه بریم.
با لباس زیر و اصلاً جرات نمیکنیم.
به یک معنا چیه؟
محضر حضوره دیگه.
همین رو برو بالا، تعالى ببر بالا، ببر بالا، ببر بالا.
انسان متقی به جایی میرسه که محضر حضور خدا رو درک میکنه.
چنان مراقبش قوی میشه که آنفاً خودش رو در معرض نگاه حجت و ولی کامل خدا و انسان کامل میبینه.
"فسیر الله ملکه و رسوله و المؤمنون" [نفس عمیق] این مو-- خدا که معلوم.
رسول هم معلوم.
اون اهل ایمان کیان که "فسیر الله و رسوله و المؤمنون" اونها هم میبینن.
اونها هم میبینن اعمال شما رو.
یعنی امام عصر است.
نه اینکه فقط دوشنبه و جمعه یا پنجشنبه نامه بره امضا بزنه بخونه، نه.
اصلاً در محضر حضور هستیم.
آنی اگر ایشون نگاه و توجهش رو از تکتک موجودات عالم هستی برداره، اونها فانی میشن، از بین میرن.
مثالش رو از جهت فلسفی زدیم.
مثل اینکه شما در غبغه خیالت هر چیزی رو الان تصور میکنی حاضره.
توجهت رو از اون برمیداری محو میشه.
انسان کامل به جایی میرسه که تمام کلمات وجودی نظام هستی رو چنان صاع وجودی داره که متوجهه به همشون.
رضا همه حاضرند.
بهشون توجه داره، نگاه داره.
نگاهش رو برداره همه فانی میشن.
ما آنفاً در محضر حضرتی، او واسطه فیض ماست.
او رب ماست.
[نفس عمیق] این جایگاه انسان.
پس از امام جواد هم نباید رفت نخود کیش میش خواست.
نباید رفت حاجات جزئی خواست.
باید سعادت کلی، سعادت دنیا و آخرت، محضر حضرت حق رو خواست.
این چنین.
اینم یه نکته که حالا تا حالا خیلی اینجا حرف زیاد داشتیم.
بماند.
تبریک هم عرض میکنم ورود حضرت امام علیه الرحمه رو.
روز اول دهه فجر و ورود امام و من توصیه میکنم به خودم و شما که دستاوردهای انقلاب رو خصوصاً، مخصوصاً با توجه به گفتههای دشمنانمون.
خیلی جالبه که بعضی جاها خود دشمنانمون هم به زبان آمدند و دستاوردها و افتخارات ما رو به زبان آوردند.
اونها رو بگیم.
تو کانالهامون بیان کنیم.
من امروز بررسی میکردم دیدم الحمدالله بعضیا کارای قشنگی کرده بودند.
بیست تا، چهل تا، بیش از صد تا.
مثلا بعضیا تن دو تن توی کلیپ کوچولو مثلا دستاوردهای انقلاب رو.
یادتون که این برنژیسکی وقتی سال-- حالا خودش نود و خوردهای بود که به درک واصل شد.
تو امنیت آمریکا بود و تو جلسه اتمسف-- تیک شمالی تو ناتو وقتی همه جمع بودند، خیلی جالب بود که اونجا اِمم...
بعد سال نود اگه یادتون باشه حضرت رهبر عزیزمون پیچ تاریخی رو بیان کردند برای اولین بار سال نود که ما پیچ تاریخی قطعیست و ما در حال عبور از او هستیم.
سال نود و چهار این ملعون که به درک هم واصل شد توی اون جلسه مثلا فرماندههای ارشد نظامی و امنیتی ناتو گفتش که سال نود و چهار، چهار سال بعد از فرمان حضرت.
گفتش که آره ما اِمم...
مجبوریم که از پیچ تاریخی عبور کنیم.
همه دنیا در حال د...
اِمم...
عبور کردن از این پیچ تاریخی هستند و اون تابلوها رو خیلی جالبه.
اون تابلوها که شما بخواید بپیچی تابلو میزنن، تو خیابونا تابلو، تابلوهای این پیچ تاریخی و رهبران ایران.
حالا اون جسارت کرد اسم کوچیک-- اس-- مثلا گفت خمینی و خامنهای.
من میگم رهبران ایران نصب کردند که در این پیچ تاریخی به چه سمتی برید.
تو جلسات خودشون این رو گفتن.
یا اون خاخامهای یهودی که تقریباً انقلاب ما سی و هفت هشت سالش بود صراحتا اعلام کردند اسناد محرمانهاش بعد درز کرد تو رسانهها که اعلام کرد که آه یک قدرتی در شرق ظهور کرده است.
منظورش ایران بود که اگر اینها چون عدد چهل برای اینها خیلی مقدسه، اگر اینها به چهل سالگی برسن، یعنی انقلاب ایران به چهل سالگی برسن دیگه نمیشه جلوشون رو گرفت و قدرت یکتا خواهند بود و همینها اسرائیل را نابود خواهند کرد.
و الان چهل و چهار سالست.
ببینید اینها مثلا یک از زبان خودشون آدم بتونه استفاده کنه.
افتخارآفرینیهای انقلاب که انفجار نور بود، نور بود رو بگه.
نکته آخر را هم به جهت اینکه بحث ما از دستمون در نره خیلی کوتاه دو دقیقهای اگر اجازه بدید دو سه دقیقهای تحمل کنید.
دیگه بالاخره روز میلاد آقا، روز ورود امام همه جا برنامه دارن، سخنرانی دارن.
اینجا متأسفانه نمیدونم چرا اینقدر بیحالیم ما.
خیلی باید امروز میترکوندیم هممون اینجا رو با خیلی کارها و خیلی چیزها.
به هر حال چه عرض کنم اگر اون آدم حالا سلبریتی بگیم چی بگیم؟
یه نفهمی که برمیگرده یا اون حالا سلبریتی فقط تو این هنرمندا و هنرپیشهها نیستن.
گاهی اوقات میبینی یه مداح اهل بیت هم نمیفهمه یه فوتبالیست هم نمیفهمه.
یه برگشت گفتش که هزاران هزار حکومت و انقلاب فدای جان امام زمان.
در صورتی که رهب-- حضرت امام چقدر زیبا تببین کردن که فرمودن حتی هزاران هزار جان فدای حکومت اسلامی حتی جان امام زمان.
اینو هر کسی نمیفهمه.
کسی میفهمه که قدرت تحلیل عاشورا داره.
میفهمه که آقا امام حسین عزیزترین شخص ردیفانه ده رو سینش نشستن.
خدا صبر کرده.
خدا چرا صبر کردی؟
ملائکه چرا آرومی؟
چرا؟
به جهت اینکه امام حسین فدای حکومت اسلامی و فدای دین شده.
دین، ناموس خدا دین خداست.
اونا اومدن دین رو پیاده کنن.
حکومت، حکومت اسلامی هم میاد دین رو پیاده کنه که اولین حکومت اسلامی بعد از اهل بیت به پا شده.
هر کسی حکومت رو کمک نکنه یه روزی پشیمون خواهد شد و چوب خواهد خورد.
اینجا باید گفت بله امام زمان هم خودش رو فدای حکومت اسلامی میکنه که عدالت برقرار بشه، دین پیاده بشه.
چیز عجیبی نیست.
برای همین امروز واقعا باید تو ادارجات قیامت میشد و نمیدونم چرا چه خبره چه دلمردگی گرفته ادارجات و سازمانها رو، ماها رو از جمله.
همین چهار کلام هم نگیم دیگه چیکار کنیم؟
نکته آخرش و سیر بحث ما بحث ملائکه بود و قول داده بودیم که در سیر بحث کتاب الموت مرحوم مجلسی بحث ملائکه رو بکشیم وسط که واسطهی فیض و امداد الهی هستند.
و امروز میخواستیم دسته دسته ملائکه رو بشینیم و فرصت نمیکنیم فقط یه نکتهای عرض کنیم.
عرض کردیم که هر چیزی در این عالم یه صورت طبیعی دارد، یه صورت مثالی دارد، یه صورت عقلی دارد، یه صورت الهی دارد.
این نکته رو هم لای پرانتز بگم اگر بعضیا گفتن سه صورت گفتن طبیعی، مثالی، عقلی و به الهی اشاره نکردن، منظورشون اینه که چون همه قبول دارن که هر چیزی صورت الهی دارد.
سبحان الذي بیده ملكوت کل شيء و الیه ترجعون.
آیه آخر سوره یاسین.
پس صورت الهی رو همه دارن.
اون ذیلش اونایی که اربعه میگن بعد یا مثلا ثلاثه میگن اینا تو این اونا الهی رو اشاره نمیکنن.
اینا میگن ولی الهیت نظام رو همه قبول دارن.
روح ما از اون جنسه.
حالا این صورت در ملائکه هم هست.
گفتیم ملائکه هم چهار تا همینطوری صورتهای مختلف در عوالم اربعه دارن.
اینجا به صورت ظاهر ظهور میکنند ملائکه به امداد غیبی.
بارون صورت طبیعی ملائکه است.
حالا من اینو، اینو که قبلاً گفته بودیم اینو میخواستم بگم.
در حالا هر کدوم از این ملائکه طبقهبندی هم یه وظایفی دارن.
یه روح اعظمه ذیلش چهار دسته ملائکهاند.
هر کجا حرف از علم است، پای حضرت جبرائیل میانهست.
هر کجا حرف از روزیست، پای حضرت میکائیل، کی فاعو فیها الکی میکائیل یه روزی رسان است در میانس.
این بارونها، برفها که داره میاد همه بادها و ارسلنا الرياح لواء همه زیر سر حضرت میکائیلاند و کارگزارانش.
هر کجا که حرف از اماته-- احیا هست در دمیدن و نفخ فیه من روح حیات است، پای حضرت اسرافیل است و هر کجا حرف از اماته است، حرف از حضرت عزرائیل است.
حالا هر چه هست وقتی جهلتو میمیره و حیات برات رخ میده باز عزرائیل اینجاست چون اماتهی جهل توسط عزرائیله.
الان شما میخوام یه نز-- یه مثال بزنم که الان متوجه بشی تو همین جلسه في المجلس ملائکه چگونه نزول کردن.
اگر شما این چیزی که ورزش فکریه در ظاهر من دارم با الفاظ بازی میکنم شما هم صوت یه کمه یا کیف مسموعه میشنوی.
یه در حقیقت صوت مادهست داری میشنوی.
ولی یه چیزی رو، یه حقیقتی رو میفهمی.
از ملکوت عالم یه چیزی رو متوجه میشی.
یه حقیقتی رو درک میکنی.
این ربطی به ماده نداره که.
من دارم ماده صحبت من مادیه.
صوته مربوط به عالم مادهست.
اما فهم مربوط به ملکوته.
اگر از این حرفها الفاظ شما در صغر نفس خودت اون مکمن غیبت چیزی رو فهمیدی، چشیدی و بهش رسیدی، اون رو حضرت علامه میفرماید نزول ملکه.
اون فهمت، اون فهمت در صغر نفس ناطقت اگر صورتی براش بری در قوه خیالت اون صورت، صورت ملکیه که نازل شده در قوه خیالت میبینیش.
اگر در عـ-- عالم عقلت در عقلش، اونا ملائکه هم جنسشون از عقله.
اون کلی رو گرفتی باز اون صورت کلی عقلی ملکیه که براتون نازل شده.
الهی هم که مربوط به روحه و ارتباط با حضرت حق.
این یه چیزی بود که به صورت کلی خواستم از نحوه تنزل ملائکه بگم صورتهای مختلفشون که از بحث هم در نرفته باشیم.
ان شا الله که عاقبت بخیر بشه.
نصار همه شهدا، امام عزیزمون و نصار ذریه حضرت زهرا مخصوصا حضرت جواد الائمه صلوات بلند خط کنید.
اللهم صل على محمد و آل محمد