ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 057

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ترس از موت؛ آبادی دنیا و ویرانی آخرت

طبق روایاتی که از باب سوم مرحوم مجلسی — از روایت دوم تا نهم — بررسی شد، غالباً مردم از موت می‌ترسند. اگر از طاعون و کرونا و امیکرون و بلاهای ظاهری ترس دارند به جهت ترسشان از موت است؛ شاید خود ما نیز چنین باشیم. اکثر می‌ترسند. دلایل بسیار است: دنیا را آباد کرده‌ایم و آخرت را ویران؛ می‌ترسیم از جای آباد به جای ویران برویم. روایتی داریم که حتی نزدیکان انبیا و اولیا نیز چنین بوده‌اند. این ترس فقط مال آدم‌های ضعیف نیست. آنان که بسیار قوی‌اند ترس ندارند؛ فتمنّوا الموت إن کنتم صادقین — حتی لحظه‌شماری برای موت می‌کنند. اما متوسط و ضعیف الایمان همه ترس داریم.

حکایت سلیمان و قابوس؛ ادب مدیریت و اجل حتمی

در کتاب شریف احیاء العلوم، جلد چهار، صفحهٔ سیصد و سی و هفت حکایتی شیرین است که نشان می‌دهد حتی نزدیکان انبیا نیز چنین بوده‌اند. مردی صبح علی‌الطلوع به محضر حضرت سلیمان آمد — آمدن صبحگاه نشان قرب است — در حالی که بسیار به هم ریخته بود. انبیا پدرانه رفتار می‌کردند؛ سریع پرسید چرا این‌قدر مضطربی؟ چه شده؟ قابل توجه مسئولان و متولیان امر و مدیران و پدران و هر که مسئولیتی دارد: اگر در زیردست پریشانی و اضطراب و مشکل و ضعف و لرزش و حتی لغزش دید، سریع پدرانه بخواهد؛ نه با سیستم اداری که فوراً طرف را ناک‌اوت کند. خواست و گفت چه شده؟ گفت یا نبی‌الله می‌آمدم — دلیل دوم قرب — حضرت عزرائیل را دیدم؛ دیدن فرشته کار هر کسی نیست. نگاهی تند به من کرد و بسیار به هم ریختم؛ از این جهت ناراحتم.

نکته‌ها همه درس است. نبی‌خدا پرسید من چه می‌توانم برایت بکنم؟ خود را تمام در اختیار مرید گذاشت؛ بگو لبت را باز کن. کدام‌یک نسبت به زیردستان چنینیم؟ لب بگشا مشکلت چیست؟ نه بر حساب پارتی و باند و رابطه که جای ضابطه را در اداره‌ها گرفته؛ بر حساب آنکه بنده‌ای گرفتار است. مرد گفت شما که باد مسخر شماست؛ می‌شود لطف کنی ما را با باد به هندوستان روانه کنی؟ آنجا بسیار دور بود؛ شاید یک ماه راه. سلیمان لبیک گفت و بلافاصله به ملک مأمور باد دستور داد او را درجا برسان؛ امتثال کرد. کار همان درجا تمام شد؛ نه آنکه روی میز بماند برای بعد.

فردا صبح حضرت عزرائیل به محضر سلیمان آمد. پیگیری‌ها را بنگر؛ در این روایات و آیات درس‌های مدیریتی نهفته است. کار رفیقش را انجام داده و تمام شده؛ حالا پیگیری می‌کند: برای چه نگاه تند به رفیق ما کردی؟ به حضرت قابوس بن ورد چرا نگاه تند کردی؟ دلیلش را بگو. فرمود من نگاه تند نکردم؛ او سوءبرداشت کرد. نگاه تعجب‌برانگیز کردم. چرا؟ چون قرار بود همان روز ساعتی بعد در هندوستان قبض روحش کنم. دیدم او به هر وسیله‌ای بخواهد خود را برساند یک ماه در راه است؛ چگونه خدا به من دستور داده و خدا خلاف وعده نمی‌کند؟ این تعجب من بود. رفتم سر قرار به امر الهی؛ دیدم او همانجاست و قبض روحش کردم. الله اکبر.

گذشته از نکات ریز این دست روایات، قضای حتمی و اجل قطعی رسیدنی است؛ تمام می‌شود و می‌رود. انسان بخواهد فرار کند و بترسد برای چیست؟ این‌ها همه قوای عالم‌اند. ملائکه و حضرت عزرائیل را چرا دشمن می‌گیریم؟ چرا بعد مرگ باید ببینیمش؟ اتفاقاً اگر از خودت باشی او را زیارت می‌کنی؛ بسیار زیبا و خوش‌سیما و تو دل‌بر است. طبق روایات بسیار دوست‌داشتنی و خوش‌بو؛ زیباتر از او شاید ندیده‌ای. چرا باید ترسید؟ اینان قوای عالم‌اند؛ می‌آیند امداد برسانند و آرامش دهند. این همه مقدمهٔ اصل موضوع بود.

آیهٔ سکینه و جنود؛ توبه/۲۶

متن موضوع آیهٔ بیست و شش سورهٔ توبه است — دیروز و پریروز آیهٔ پیشین گفته شد:

«ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ» (توبه/۲۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سپس خدا آرامش خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان فروفرستاد و لشکرهایی فروفرستاد که آن‌ها را نمی‌دیدید و کسانی را که کفر ورزیدند عذاب کرد؛ و این است سزای کافران.

امدادهای الهی چگونه نازل می‌شود؟ ثم أنزل السکینه علی رسوله وعلی المؤمنین: آرامش و اطمینان بر پیامبر و اهل ایمان؛ و أنزل جنوداً — قوای عالم و ملائکه را که پیش‌تر بحث شد — لم تروها که نمی‌بینیدشان. اینان جنود الهی‌اند تا کمک و امداد کنند. چرا می‌ترسی؟ چرا مضطربی؟ مگر عالم حساب و کتاب ندارد؟ مگر خدا ندارد؟ مگر ساحت نداریم؟ و عذب الذین کفروا: گمان می‌کنی کفار و مشرکین و منافقان رهایند؟ نه؛ چنان معذبشان می‌کند. صبر کن؛ مهلتی داده شده و سپس در هم می‌پیچدشان؛ جلوی چشم آنان که تحت ظلم واقع شده‌اند.

سکینه چیست؟ حدیث امام رضا

سکینه چیست و چگونه بر قلب نازل می‌شود؟ ذیل این آیه حدیثی در تفسیر اهل‌بیت جلد شش صفحهٔ نود و دو؛ و در کافی مرحوم کلینی جلد پنج صفحهٔ دویست و پنجاه و هفت. علی بن أسباط گوید از امام رضا علیه‌السلام پرسیدم جعلت فداک ما السکینه؟ فرمود ریح من الجنة: نسیمی از بهشت؛ جنسش بهشتی است. لها وجه: صورتی دارد کوجه الانسان — شبیه انسان؛ تا به‌جای آنکه ناگهان غیر انسان بینی و وحشت کنی مأنوس باشی. أطیب من المسک: خوشبوتر از مشک. و هی التی أنزلها الله علی رسول الله بحنین فهزم المشرکین — همان که در جنگ حنین بر پیامبر نازل شد و مشرکان را درهم شکست. پس: به صورت نسیم می‌آید؛ صورت دارد؛ شبیه انسان است؛ انس می‌گیرد؛ قدرتمند است؛ بر انسان نازل می‌شود و کمک می‌کند.

پس از پنجاه‌ویک‌دو سال عمر، بیشتر زمان جنگ و اکنون تک‌وتوک، بسیار دیده‌ایم کسانی حتی جوان‌تر که این ریح — باد نسیم خشک با بوی عطر خوشبوتر از مشک — را می‌دیدند و می‌چشیدند و می‌بوییدند و می‌گفتند نسیم سیدالشهدا می‌آید. خود را در معرض نسیم قرار دهید؛ باران می‌بارد چتر را کنار بگذارید. این‌ها بر اثر مراقبت پیش می‌آید؛ می‌شود انسان به اینجا برسد.

ملائکه در دعای سوم صحیفه؛ چهار صورت

ملائکه به یک معنا قوای عالم‌اند. امام سجاد علیه‌السلام در دعای سوم صحیفه با زبان اهل‌بیت وجود این موجودات را تصریح می‌کند؛ با عظمت یاد کرده: درود بر خازنان باران — بارش رحمت خازن دارد؛ روان‌کنندگان ابرها. ابر را روان می‌کنند که چون ابرها بانگ زنند — قوای عالم که نسیم رحمت‌اند تشر می‌زنند و امر می‌کنند به ابرها؛ آواز تندر به گوش می‌رسد؛ و چون ابرها از آن نهیب به راه افتند صدای رعد و برق شنیده می‌شود — شلاق ملائکه بر دوش ابرها؛ آذرخش از درونشان برق می‌زند. درود بر ملائکه و خزان باران و برف؛ یکی‌یکی امام سجاد می‌آورد.

جملهٔ آخر را خوب باید گرفت؛ مباحث حکمی و فلسفی و گاه عرفانی‌اش گذشته است. هر چیزی در این نشئه هست چون:

«وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ» (حجر/۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هیچ چیز نیست مگر آنکه خزائن آن نزد ماست و جز به اندازهٔ معلوم فرونمی‌فرستیم.

یک صورت طبیعی و ملکی و دنیوی دارد؛ یک صورت برزخی یا مثالی یا خیالی؛ یک صورت عقلی؛ و یک صورت الهی که از حضرت اله نازل شده — خزانه‌ها آنجاست. ما نیز چنینیم: صورت دنیوی که اکنون دیده می‌شود؛ صورت برزخی همین‌اکنون؛ صورت عقلی بسیار کلی — روح یا بهتر قلب؛ صورت الهیت روحی که به حضرت حق وصل است. ملائکه نیز چنین‌اند. صورت ملکی‌شان می‌تواند باد باشد — عجب؛ باد صورت ملکی ملک است — باران، برف، دریا، آب؛ ازاین‌رو حرمت دارند و رحمت‌اند. صورت مثالی دارند؛ برای حضرت مریم سلام‌الله‌علیها تمثل کردند:

«فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا» (مریم/۱۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس برای او به صورت بشری راست‌قامت نمایان شد.

این مقدمه که از ترس موت و حکایت سلیمان و قابوس گفته شد برای آن بود که دانسته شود اجل حتمی رسیدنی است و فرار جغرافیایی آن را برنمی‌گرداند؛ و دیگر آنکه ملائکه دشمن نیستند بلکه امدادگرند. اصل بحث آیهٔ سکینه بود: آرامش چگونه نازل می‌شود و جنود لم تروها کیستند. حدیث امام رضا روشن کرد سکینه ریح من الجنة است با صورت انسانی تا وحشت نیاید و با بوی خوش‌تر از مشک؛ همان که در حنین مشرکان را درهم شکست. مشاهدات اهل مراقبت در جنگ و روضه نیز همین نسیم را گزارش کرده‌اند.

پس باد و باران و برف فقط پدیدهٔ طبیعی نیستند؛ صورت ملکی خازنان رحمت‌اند که امام سجاد بر آنان درود فرستاده. آنکه حرمت باران و دریا و باد را بشناسد حرمت ملائکه را شناخته است. تمثل برای مریم نشان صورت مثالی است؛ جنود الله صورت عقلی؛ و روح اعظم با چهار ملک کلی صورت بالاتر. ترس از عزرائیل وقتی می‌ریزد که بدانیم او نیز از همین سلسلهٔ امداد است و برای اهل ایمان رویی دیگر دارد. تمثل یعنی عالم مثال؛ در قوهٔ خیال ملائکه را دید. صورت عقلی‌شان جنود الله است؛ مافوق آن صورت الهیهٔ کلیه. روح اعظم که حدود بیست جلسه در ماه مبارک سال پیش درباره‌اش سخن رفت چهار ملک زیردست دارد: عزرائیل، اسرافیل، میکائیل، جبرئیل. این چهار ملائکهٔ کلی‌اند که تمام ملائکه زیردست آنان‌اند؛ آن‌که بالای این چهار است روح اعظم است. هر کدام وظایفی دارند که ان‌شاءالله ادامه می‌یابد. عاقبت به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر باشد. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.