السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
عرض کردیم در این سلسله روایاتی که بهشون برخوردیم در باب سوم تا پیش از روایت دهم همه غالباً یک موضوع رو دنبال میکنند اون هم اینکه انسان توجه به قدرت الهی نداشته باشه و از مرگ، موت فرار کنه.
حواسش نباشه که الله یتوفی الأنفس حين موتها و همه چی به دست خداست.
حالا به بهانه طاعون، به بهانه مریضی، به بهانه مرگ، موت اینا یا حتی بخواد مثلاً از واجبش فرار کنه، واجب الهی رو ترک کنه به خاطر ترس از موت.
حالا ترس از طاعون و ترس از امیکرون و ترس از کرونا و اینها هم برای چی میترسه طرف؟
برای اینکه انتهاش به موت ختم میشه دیگه.
باز میشه به یک معنا همون ترس از موت.
یا چرا خیلیها در خود انقلاب ما متاسفانه کوتاه اومدن از ارزشهای انقلاب، از اون حرف اون کلمه وحدت آفرین کلمة الله هي العليا.
ابتداي انقلاب اون حرفی که زدن بعد کوتاه اومدن.
خیلی از متاسفانه متولیان و مسئولین و مدیران سطح بالای کشور ما.
چرا؟
علتش اینه که ترسیدن، ایمانشون ضعیف بود.
حتی من دیدم بعضیا که متاسفانه تو خود سپاه کار میکردن برام عجیب بود.
تو دیگه چرا که لباس سپاه تنتی که بچهها زمان جنگ بدون وضو اینو نمیپوشیدن.
مردمی که مریض داشتن دست میکشیدن به این لباس شفا میگرفتن.
میگفت من نمیدونم ره-- این آقا که تو سپاه بود میگفت من نمیدونم رهبر به چه امیدی جلو آمریکا وایساده.
به چه امیدی؟
به پشتوانه چی؟
مثلا جنگافزارهای اونا رو نگاه میکنی اصلاً قابل مقایسه با اون چیزی که ما داریم نیست.
اینا و این میفهمید حرفهای عجیب.
چرا؟
این نشونده چیه؟
این کرنیزی که در برابر دشمن میکنه علتش چیه؟
اینکه توجه به قدرت خدا نداره.
ان الله خدا، خدای منّان وعده داده که یدافع عن الذين آمنوا دفاع میکنه از اهل ایمان.
مدافع خداست.
شوخیه مگه؟
این توجه نکردن به خدا و امدادهای الهی.
چرا ما انقدر پریشون میشیم؟
یه مشکل اجتماعی پیش میاد مثل همین اخیرا.
یه مشت کف روآبی مثلاً تلاطم ایجاد کردن [سرفه] توی دریای لایت-- بیکران انقلاب.
یه خار و خسی ریختن اذیتهایی کردن.
بعد خیلی از ما پریشون شدیم.
بعضیا ناامید شدن.
گفتن کار تموم شد دیگه.
من شنیدم از بعضیا که گفتن کار تموم شد بچه خوبامون.
ولی پیش آقا که رفتن چقدر آقا محکم بود که اون مادر شهید به صدا دراومد گفت ما وقتی میایم محضر شما اصلاً تزریق امید به ما میشه.
شما کی هستی؟
چی هستی؟
علتش چیه؟
علتش همینه.
توجه به وعدههای الهیه.
امدادهای غیبیه.
اینا چیز کمی نیست [سرفه].
اینا رو مرور کنیم.
بعضیاش تو وصیتنامههای شهدا اومده، بعضیاش تو زندگینامههاشون اومده حتی خارج از کشور الان در جنگ مثلا مقاومت اینها زیاد اومده.
یکی از بچههای لبنان میگفت تو همون جنگ سی و سه روزه ما رفتیم و خیلی-- یه جایی قرار گرفتیم که به شدت بمبارون شدیم.
دیگه فرار کردیم.
دیگه هیچ راه پیش و پسی نداشتیم.
فرار کردیم هر جا میرفتیم بمبارون.
تا رسیدیم به یه دهکدهای متروکه خالی بود.
همه فرار کرده بودن.
یه خونه دیدیم که درش قفله.
دیگه رفتیم در اون قفل رو شکستیم.
رفتیم داخل این خونه پناه بردیم به این خونه.
برا-- ایشون صریحاً میگفت که ما وارد-- چون ما یه زمان ارتباط داشتیم با بچههای مقاومت جلساتی داشتیم، فرماندههاشون میاومدن.
مخصوصاً اون موقع که ما کارهای محرمانه میکردیم تو همین سازمان پیرامون حالا نیروهای خودمون، نیرو قدس و چه و اینا بعداً منجر به درگیریها با داعش شد.
میگفت ما وارد اون خونه که شدیم، همینطور وارد شدیم، اون جماعتی که وارد شدیم و همه هم به شدت گرسنه بودیم، تشنه بودیم، دیدیم یه سفره پهنه توش پر غذاست.
هیچکس هم تو خونه نیست.
در خونه هم قفل بود.
نگاه کردیم دیدیم غذا گرمه، غذا داغه، آماده خوردنه.
انواع و اقسام غذاها، میوهها، آب و...
و ما با تعجب همدیگه رو نگاه کردیم.
خوردیم دیدیم عبا-- اصلاً غذا انگار همین الان پخته شده و ایشون میگفت ما تو تا-- اصلاً نه-- تو کل عمرمون همچین غذایی نخورده بودیم.
انقدر خوش طعم، خوش عطر با اینها کسی که ایمانش ضعیفه الان این حرفا رو شاید بشنوه بگه بابا چی میگید شما؟
شوخیتون گرفته.
ولی واقعاً و تو همین انقلاب خودمون شما وقتی میری در درون لایههای وجودی انقلاب، ادارجات، سازمانها، اینها میچرخی حتی تو بعضی از مردم یقین میکنی که واقعاً امام عصر و خدا داره این انقلاب رو مدیریت میکنه.
واسطههای پاکانی مثل رهبر عزیزمون، یکه تازانی مثل سردار سلیمانی و اینا و صریح آیه قرآنه دیگه.
آیه بیست و پنج توبه رو با هم خوندیم.
حالا آیه بعدش رو میخواستم بخونم چون دیگه نصف وقتمون رفت همین آیه رو روش توقف کردیم همین رو دوباره مرور کنیم.
"لقد نصرکم الله في مواطن كثيرة".
قطعاً به تحقیق ما شما رو در مواطن بسیاری "نصرکم الله" خدا شما رو یاری کرد.
"ويوم حنين" حالا باید دید تو جنگ حنین چه خبر بوده که مخصوصاً آورده.
"اذ اعجبتكم كثرتكم" شما از کثرت تعداد خودتون تعجب کرده بودید.
غره شدید.
خیلی عجیبه اینجا.
به کثرت-- اصلاً آقا گیرم که ما خیلی زیادیم.
اگرچه "قلة عددنا كثرة عدونا".
اما گیرم ما خیلی زیادیم تجهیزاتمون هم خیلی زیاده.
اگه بخواهیم به این غره بشینیم جواب اون آقایی که این سؤال رو کرده بود صریحاً اینجا قرآن داره میگه "فلن تقنعكم".
اصلاً اینو شما رو-- شما رو غنی نکرد این تعداد زیاد شما.
به چه دلیل؟
فرار کردید.
امداد الهی بود که شما رو حفظ کرد.
همه چی به دست خداست.
اتفاقاً خیلی جالبه که من داشتم تفسیر روایی زیل این آیه رو مینو-- میدیدم خیلی روایات متعددی اومده بود.
خیلی شیرینه که دو تاشو براتون بگم.
در تفسیر روایة اهل بیت علیهم السلام جلد شش، صفحه هشتاد و چهار چند تا روایت اومده.
البته اینی که الان میگم براتون تو مستدرک هم، مستدرک الوسائل، جلد شونزده، صفحه هشتاد و پنج هم اومده.
زیل آیه چی؟
بیست و پنج توبه.
امام کاظم سلام الله علیه فرمودن-- اینو البته ابو علی بن راشد و یه جمعی با همدیگه رفته بودن منزل امام کاظم سلام الله علیه با حضرت گفت و گو کرده بودن.
روایت طولانیه فقط همین قسمتش رو میگم که این ابو راشد میگه من یه نوشتهای اونجا خونه امام کاظم دیدم که از حضرت سؤال شده بود.
در شما میخوره این سؤال.
آقا کسی قسم خورده یه انفاق سنگینی بکنه.
بعضی گرهها خیلی کور میشه تو زندگیهای ما.
ما از اساتیدمون یاد گرفتیم به دوستانمون میگیم یه صدقه سنگین بده.
سنگین، نه یه ده هزار تومن بده به فقیر.
گرهای باز کنی، آبرویی بخری خیلی تاثیر داره.
اصلاً صدقه حتی برای اموات.
لیلة الرغائب یکی از بهترین شبهای سال بود برای اینکه طبق، طبق نور بفرستی برای امواتت.
روایت داریم مخصوصاً با اطعمهش و مثلاً بستههای غذایی.
گره باز کردن اینا.
بعد طرف میگه خب چقدر باید بدیم؟
این مثلاً زیادی صدقه سنگین یعنی چی؟
اتفاقاً تو همین روایت این ابو راشد میگه دیدم اونجا نوشته بود که کسی که قسم یاد کرده یه صدقه سنگین بده که باز تاکید میکنم ببینید ما هم از این دنیا خواهیم رفت و اصلاً رفتیم خبر نداریم.
ما از این دنیا رفتیم.
تموم شده.
اکثرمون چهل پنجاه سالو گذروندیم و طبق روایاتی که بررسی کردیم کارمون تمومه دیگه.
الان موتمون آغاز شده.
موت ما شروع شده لذا قوای وجودیمون خُد خُد داره سفر آخرتشو میره.
هی ضعف و اینا به جهت چیه؟
موت ما شروع شده.
حالا شما با تعجب ما رو نگاه کنید و قبول نکنید.
ولی شروع شده.
این جوونام که به ریش ما پیرمردها میخندن.
شما هم گرفتار میشین غصه نخورید.
موتت که شروع بشه.
بعد اونجا اتفاقاً خیلی جالبه شما بدونید وقتی که پیغمبر نماز لیلة الدفن رو یا وحشت رو بیان کرد، اول فرمود صدقه.
میت به محض اینکه میمیره، نه شبی که دفن میشه، اون لحظهای که مُرد وارد عالم برزخ و قبرش شد.
قبر اصلی هم اونه.
این قبر اینجا بارها گفتیم قبر فقهیه.
یه سری احکام داره پودر بشن.
اصلاً قبر فقهی ندارن.
قبرشون اون بدن مثالیشونه که میرن در قالب اون قرار میگیرن.
این معنای درست تناسخ در اسلامه که قبلاً بحثش گذشته بین ما.
خب اونجا پیغمبر اول فرمود یه صدقه به نیت میتتون بدین.
اون لحظه که وارد عالم برزخ شد.
عجیبه صدقه که یه روایت داریم که استادای ما با گریه میگفت یه روزی بعد دیدم شیخ عباس آوردش، محدث عظیم.
فرمود که اگر چشماتون باز بشه میبینید امواتتون التماس بهتون میکنن با گریه که این جسارتا استخونی که جلو سگ میندازی به نیت ما بنداز.
انقدر اونجا احتیاج هست، محتاجن.
حالا نوبت ما هم میشه غصه نخورید که شده.
صدقه، صدقه.
بعد فرمود اگر کسی نداشت نماز لیلة الدفن بخونه.
انقدر صدقه مهمه.
حالا الان تا زنده ای انجام بده.
اون داستانی که روایت مشهوره دیگه.
یکی از دوستای آقا حتما شنیدید.
یه انبار خرما داشت.
وصیت کرد وقتی مُرد پیغمبر اینو بین فقرا تقسیم کنه.
پیغمبر انبار خرماي اون موقع رو تقسیم کرد.
همه رو بین فقرا تقسیم کرد.
آخر یه خرماي گندیده لای درز دیوار انبار این بابایی که مرده بود گیر کرده بود.
کشیدش بیرون اینو پیغمبر فرمود اگر همین خرماي گندیده رو در زمان حیات خودش انفاق کرده بود، ثوابش بیش از این انبار خرمايي بود که بعد از مرگش وصیت کرده بود.
چرا منتظری بمیری تا وصیت کنی؟
همین الان بسم الله بخشی از داراییتو خرج اسلام کن.
خرج قرآن کن.
خرج گرفتاران کن.
حالا خستتون نکنیم بحثو.
حالا این تو این روایت بودیم به حاشیه رفتیم که آقا از امام کاظم سؤال شده آقا کسی قسم خورده که از جهت یه صدقه سنگین چقدر؟
چه میزانه؟
حضرت فرمودن که اگر گوسفند داره حالا طبق اون موقع اگر گوسفند داره هشتاد و چهار گوسفند باید ببخشه.
حالا اینایی که ماشین دارن مثلاً شتر داره شتر اون موقع مثل ماشین الان بوده.
[خنده] اگه شتر داره یعنی شتر داره نه یه شتر ها، نه یه ماشین.
مثل کسی که مثلاً ماشینها داره نمایشگاه ماشین داره.
هشتاد و چهار تا شتر باید بده.
اگر نقره داره یعنی پول نقرهای درهم و دینار و اینا داره فرمود هشتاد و چهار نقره بده.
بعد جوابشو امام کاظم خیلی شیرین کنار همون پایین این ابو راشد داره میگه روایتشم سندشو گفتم.
اونجا دیدم امام کاظم چون هرچی اونا میگن از قرآنه دیگه.
قید کرده که سند یعنی امام معصوم هم سند از قرآن میاره که چرا هشتاد و چهار تا؟
به جهت این آیه بیست و پنج سوره توبه.
امام کاظم نوشته.
بعد این شخص میگه شمردم ما اون روایات که دیده بودیم و شنیده بودیم از اهل بیت دیدیم دقیقاً هشتاد و چهار بار خدا در جنگهای مختلف پیغمبر رو کمک کرده بود.
کمک خدا به پیغمبر.
تقریباً بیش از پنج-- بیش از هشتاد تا جنگ داشته پیغمبر.
چرا ما غافلیم از قدرت خدا؟
انشاءالله عاقبتمون ختم بخیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد