یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
طاعون در روایت؛ ظاهر بلا و دو باطن
بر اساس روایت اول از باب سوم کتاب الموت، آنجا که سخن از طاعون و عذاب الهی میرود، امام صادق علیهالسلام تصریح دارند که طاعون اگرچه ظاهرش بلاست، برای گروهی عذاب و برای گروهی رحمت است. این دوگانگی باطن، پرسش اخلاقی سختی پیش میآورد: وقتی بلایی میآید — طاعون دیروز، یا بیماریهای فراگیر و زلزلههای امروز — آیا حق داریم خطه و مردمی را که بلا دیده متهم کنیم که حتماً معصیت کردهاند؟ آیا چنین اجازهای داریم؟
متأسفانه پس از زلزلهٔ وحشتناک بم، برخی که لباس مقدس پیامبر را بر تن داشتند سخنانی گفتند که با صدق این لباس سازگار نبود. در رسانه القا شد که این چوب خداست و حتماً معصیتی در کار بوده است. حدیث نیز داریم که چون ربا و زنا زیاد شود زلزله میآید؛ اینها در منابع هست. اما آیا هر زلزله یا هر بیماری فراگیر را میتوان به معصیت «دیگران» نسبت داد؟ و اگر بر زبان نیاوریم، آیا در باطن حق داریم چنین بیندیشیم تا حرمت اجتماعی محفوظ بماند؟
امام سجاد؛ برآشفتن از اتهام به خلق
امام سجاد علیهالسلام پاسخ دادهاند. اجازه دهید با زبان خود حضرت بازگو شود. شخصی نزد امام آمد و گفت: جایی بلا و طاعون آمده و عدهٔ بسیاری را کشته است؛ اینان حتماً معصیتکار بودهاند که بلا نازل شده. حضرت برآشفته و ناراحت شدند. فرمودند: اگر آنان معصیتکار بودند و به طاعون گرفتار شدند، خدا آنان را ببخشاید — یعنی اگر سخن تو درست باشد، این بلا کفارهٔ گناهانشان است و آمرزش آورده. اما تو چه؟ امامی که با رحمت در این عالم آمده میفرماید: خدا تو را نمیآمرزد که چنین اتهامی به خلق خدا زدی و چنین نگاهی به خلقت کردی. تو را چه به تجزیهوتحلیل و ارزیابی؟
این خطکشیهای خداست. ستّاریت حضرت حق محال است که فروشکسته شود. کسانی که بهآسانی دربارهٔ بندگان خدا داوری میکنند، از این ادب الهی فاصله گرفتهاند. علم به اینکه برخی معاصی در تکوین با زلزله پیوند دارد، علم به مصداق جزئی یک شهر و یک خانواده نمیآورد.
داستان مداح هیئت و مدعی پایان عمر
رفیقی مداح — از جمع هیئت — زنگ زد؛ بههم ریخته و مضطرب بود. کسی، که او نیز هیئتی و اهل همین مجالس بود، گفته بود چند روزی بیش از عمرت نمانده؛ کارت تمام است؛ آماده باش. و برای این ادعا به جزئیات شخصی و خصوصی زندگی او استناد کرده بود. پاسخ روشن بود: بسیار بیجا کرده است. چه کسی حق دارد چنین سخنی بگوید؟ اگر او دلایلی از زندگی خصوصی آورده، دلیل مشروعیت ادعا نیست؛ وهم آدمی میسازد. میتوان چهار پنج مورد دیگر هم بر آن افزود؛ وهم حد نمیشناسد.
پس از چندی همان مدعی گفته بود اگر میخواهی این بلا دفع شود، بخشش سنگینی در زندگی بکن: ماشینت را به من بده. طرف بچهٔ هیئت و سینهزن امام حسین بود؛ از سنخ دکانداران دین نبود. شیطان در وهم او رخنه کرده بود. وهم را عقل پنداشته بود. گفته شد دهانش را ببند؛ چرا قبول میکنی؟ اصرار کرد ماشین را به کسی بدهد که گره از کارش گشوده و آرامش داده بود؛ آن کس نپذیرفت تا خود را با همان مدعی یکی نشمارد: اگر ماشین بپذیرم، با او چه فرق دارم؟
ماهها بعد زنگ زد که دیشب امام عصر را در خواب دیده و به حضرت متوسل شده که میخواهد کمک سنگین به یکی از رفقا بکند؛ بگو به که بدهم؛ و حضرت او را نشان داده. باز رد شد با این سخن که سلام مرا به آقا برسان و بگو اگر میخواهی به ما چیزی بدهی خودت بده؛ چرا حواله میکنی؟ گفت مگر قرض نداری؟ پاسخ: همهٔ مردان امروز دارند. اصرار و تمنا ماند. مقصود نقل قصه برای سرگرمی نیست؛ دردآور بود و نشان میداد شیطان چگونه القا میکند: آخر عمرت است؛ بنشین. دخالت در کار خداست.
دزدی با چشم و پروندهٔ خصوصی خلق
چرا به بسیاری چیز نمیدهند — کشف و کرامت و امانتهای معنوی؟ چون سر در پروندهٔ خصوصی این و آن فرو بردهایم؛ پاییدهایم چه میکند و چه میگوید. دزد شدهایم؛ دزد با علم و با چشم. خدا نیز چیزی نمیدهد چون ظرفیت نیست — مگر آنجا که مصلحت اسلام اقتضا کند و قصهاش جداست. تشر امام سجاد همین نقطه را میزند: قضاوت دربارهٔ بلای دیگران، شکستن حریم ستّاریت است.
دو نگاه؛ بلای خود و بلای دیگری
اگر بلایی نازل شد و به تو نیز رسید، دربارهٔ خودت میتوانی بگویی حتماً گناهی کردهام. اینگونه باید نگریست؛ و آن را از ناحیهٔ حضرت حق بدانی — نه کینه و پدرکشتگی خدا با تو، بلکه ریختن گناهان و پاککردنت. اشتباه نشود: سخن از درجات نیست؛ سخن از کفارهٔ گناه است؛ و باز هم خوب است که خدا میخواهد پاکت کند. اما دربارهٔ دیگران حق نداری بگویی خدا میخواهد گناهانش را پاک کند؛ تو را چه؛ مگر از گناهانش خبر داری؟ باید بگویی خدا میخواهد درجاتش را بیفزاید؛ امتحانش کند تا إنشاءالله روسفید بیرون آید و درجه بگیرد.
جابهجایی جبههها؛ پاییدن خود
باور کنید؛ بسیاری اینجا ریشسفیدند و دیدهاند کسانی را که خطمقدم هیئتها و مساجد و حتی جبههها بودند و امروز آنسوییاند؛ کار را تعطیل کرده و حتی به تمسخر گرفتهاند. در قم جلسات توبهای هست از کسانی که جبهه رفتهاند؛ برخی شبهای جمعه توبهنامه امضا میکنند. و چقدر از آنسوییهای فامیل که شاهنشاهی بودند امروز سینهچاک رهبرند؛ آدم باورش نمیشود. بسیار باید مراقب بود. آخرالزمان جابهجایی دارد؛ جبهه هی عوض میشود. مراقب خود باشیم؛ دانه را سفت بگیریم؛ بهجای آنکه بگوییم این چنین کرد و آن چنان، خود را بپاییم. امید که قولها ختم به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
ادب سکوت و مرز حدیث تکوینی
حدیث پیوند برخی معاصی با زلزله، قانون کلی تکوین را میگوید؛ مجوز تفتیش حال یک شهر و یک خانواده نیست. علم به علت کلی، علم به مصداق جزئی نمیآورد. ستّاریت خدا ایجاب میکند زبان و دل از نسبتدادن گناه به مصیبتدیدگان باز ایستد. رحمتشمردن بلا برای مؤمن و عذابشمردنش برای کافر، کار امام معصوم است؛ نه کار ناظر بیرونی که از غیب بیخبر است.
وهم مدعیان و آرامش رد کردن
ادعاهای پایان عمر و دستور بخشش مال به شخص مدعی، از سنخ مکاشفهٔ رحمانی نیست؛ از سنخ تسلط وهم است. حتی اهل هیئت در برابر این دام ایمن نیستند. نشانهٔ سلامت آن است که انسان زیر بار تحقیر غیبگویان نرود و کار خدا را به حوالههای بشری نسپارد. آرامش حقیقی از رد چنین القائاتی میآید، نه از خریدن رضایت مدعی با مال و ترس.
رحمتشمردن بلا برای مؤمن
امام صادق ظاهر بلا را دو باطن میبخشد: عذاب برای گروهی، رحمت برای گروهی. این تفکیک کار معصوم است نه کار ناظر بیخبر. مؤمن میتواند بلای خویش را کفاره و پاکسازی ببیند؛ اما حق ندارد بلای همسایه را به گناه او سند بزند. ادب توحیدی آن است که زبان از تهمت باز ایستد و دل به ستّاریت خدا تسلیم باشد. هرکه پروندهٔ خلق را بگشاید، پروندهٔ خودش در ملکوت سنگینتر میشود.
فرق اتهام عمومی و توبهٔ شخصی
حدیث پیوند ربا و زنا با زلزله، دعوت به توبهٔ اجتماعی است نه جواز رسوایی مصیبتدیدگان. جامعه باید از گناه بپرهیزد؛ فرد مصیبتدیده را نباید در روز مصیبت متهم کرد. امام سجاد خشم خود را بر همین جابهجایی نهاد: کفاره اگر هست میان بنده و رب است؛ تو را چه که داوری کنی؟
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.