ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک ای داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمه الله.

بریم سراغ باب جدید کتاب الموت، باب سوم.

مرحوم مجلسی اینجا موضوع باب سوم رو بر اساس الطاعون والفرار منه مشخص کرده، اون، عنوان کرده.

عنوان چی؟

طاعون و فرار از اون.

حالا ربطش با موت چیه؟

در اثنای بحث متوجه می‌شیم.

روایت اول این باب از عیون اخبار الرضا انتخاب شده است مرحوم مجلسی.

قیل لصادق صلوات الله علیه.

سؤال شد از امام صادق که أخبرنا عن الطاعون.

به ما خبر بده آقا از طاعون.

یه مریضی‌ای بود که قدیما خیلی مرسوم بود.

مثل مثلا الان اومیکرون و کرونای الان که به این شکل مرگ و میر داشت شبیه به این.

فقال عذاب الله لقوم ورحمة لآخرین.

حضرت ظاهراً چیز عجیبی فرمودن.

فرمودن که این طاعون برای عده‌ای عذاب الهی است و برای عده‌ای رحمته.

همین عذاب برای یه سری رحمته.

قالو و كيف تكون رحمة وعذابا؟

آقا چگونه می‌شه که چیزی که نفسش عذابه رحمت حساب بشه برای بعضیا؟

أما قال أما تعرفون.

حضرت فرمود آیا نمی‌شناسید أن النيران جهنم عذاب على الكفار؟

آتش جهنم بر کفار عذابه و خزنت جهنم معهم ولی برای اون خزانه جهنم، خزان جهنم، اونایی که اونجا سدنه‌اند، خادمن، فيها معهم فيها اونایی که اونجان فهی رحمة عليهم.

آتش جهنم برای اون خزانش رحمته.

دلیلی که حضرت میاره.

خیلی جالب که ما قبلاً تو بحث سیر حکمیمون گفتیم نور و نار از یک جنس‌اند.

حضرت قابض الارواح یک حقیقته.

چگونه است که کافر بدشکل و بدمنظر می‌بینش، مؤمن خوش منظر.

همش بستگی به خودمون داره که او رو چگونه ما در آینه‌ در حقیقت اون مثل یک آینه‌ای است که ما خودمون رو در او می‌بینیم.

اگه ما زشتیم زشت می‌بینیم، زیباییم زیبا می‌بینیم.

همه چی به خود ما بستگی داره.

و الا جنس نور و نار یک حقیقته.

خب [نفس عمیق] اما موضوعی که حضرت اینجا بیان کرده برمی‌گرده به حالا طاعون و این‌ها.

آیا قرآن هم در این خصوص مطلبی داره؟

بله.

آیه دویست و چهل و سه سوره بقره می‌فرمود ألم تر إلى الذين خرجوا من ديارهم.

آیا نگاه نمی‌کنید به اونایی که خارج شدند از شهر و دیارشون؟

وهم ألوف.

اینا تعدادشون خیلی زیاد بود.

ألوف حالا در جلد دو تفسیر طبری می‌فرمود وقتی عرب بیش از ده هزار نفر باشه عده‌ای بهش می‌گه ألوف.

کمتر از ده هزار تا رو می‌گه آلاف.

اینجا چون آیه قرآن می‌فرماید وهم ألوفاً نشون می‌ده بیشتر از ده هزار نفر بودند.

کیا؟

که خارج شدند از شهرشون.

هذر الموت.

به خاطر ترس از مرگ.

فقال لهم الله موتوا.

خدا بهشون فرمود بمیرید.

حالا که از ترس از مرگ از شهرتون فرار کردید بمیرید ببینم.

ثمه حالا اینا مردن.

ثمه أحیاهم.

دو مرتبه خدا اینا رو احیا کرد.

حالا چرا؟

تو شأن نزول می‌فرماید چرا.

إن الله لظوف بالعل الناس.

چونکه خدا شدیداً بر بندگانش دارای فضله.

ولكن أكثر الناس لا يشكرون.

اکثر مردم شکر نمی‌گذارند.

این برمی‌گرده به، اه اون روایتی که در کافی جلد هشت صفحه صد و نود و نه می‌تونید این روایت رو ببینید که حضرت هزقیل یکی از انبیای بنی اسرائیل بود.

حضرت هزقیل.

ایشون رد می‌شد.

حالا جریانش چی بود؟

اینا تو شهر شام حدود هفتاد هزار نفر که زندگی می‌کردن طاعون گرفت اونجا رو.

خیلیا می‌مردن.

اینایی که وضع مالیشون خوب بود به قول امروزی‌ها مثلا ماشین فراری داشتن چی، اینا سوار شدن اینا فرار کردن از شهر.

بعضیا، بعضی از روایات فرمودن که نه.

والی شهر حالا اون عرض شود پیغمبر زمانش یا والی شهرش هرچی که بوده دستور جهاد داده بود.

اینا از ترس جهاد فرار کردن.

بعضی روایات می‌گن از طاعون اومده بود باز از ف-- جهاد فرار کردن اما به بهانه طاعون.

به هر حال فرار کردن که نمیرن.

هرچی که بود دلیل چی بود؟

قرآن صراحتاً می‌فرماید هذر الموت از ترس موت.

رفتن تو همون بیابونی که اینا پرتاب کرده بودن، همونجا خدا اینا رو به همون طاعون دچارشون کرد و مردن.

و حضرت هزقیل نبی که رد می‌شد دید که جماعت زیادی اونجا خب اینطوری که قرآن فرمود بیش از ده هزار نفر دست جمعی مردن، دلش به رحم اومد.

دست به دعا برداشت.

اینجا تأثیر نفس ولی خدا معلوم می‌شه.

و از خدا خواست که خدایا حالا بلا رو از اینا دفع کن.

ببخششون هرچی که بوده دوباره اینا رو زنده کن.

ایناها توبه کنن برگردن به هر حال این یکی از دلایل قرآنی بر اساس رجعت‌ها و موضوع رجعت.

اینایی که میگن آقا کجای قرآن رجعت اومده؟

شما معتقدید امام عصر صلوات الله علیه تشریف بیارن.

رجعت جزء قطعیاته و اگر کسی اعتقاد به رجعت نداشته باشه ایمان نداره.

حدیث داریم ایمان، ایمان نداره.

اینجا برمی‌گرده به همین آیه.

چگونه اینا زنده بودند و مرتب برگشتن تو همین نشئه به دعای نبی خدا.

بیش از ده هزار نفر برگشتن، زنده شدن و خدا اینا رو بخشید و به مرتبه.

که این نکات زیادی در اینجا هست انشاالله به مرور عرض می‌کنیم.

یکی از مهماتش حالا بحث رجعته.

یکی از مهم‌ترین‌هاش بحث تاثیر نفس ولی اللهه.

که حالا مثلا تو همون سحره فرعون تا چندین سال این‌ها بت‌پرست بودند.

اصلا این‌ها خدا قائل به الهیت نظام هستی نبودن که سحره و ساحرا که اومدن بر علیه پیغمبر خدا چیکار کردن؟

دسیسه چیدن دیگه سحر و جادوشونو ریختن.

اما به یک باره یک آن نفس ولی خدا حضرت موسی به این‌ها خورد.

این معجزه الهی رو دیدن.

تمام.

قالوا آمنا برب هارون و موسی.

اینا آم-- گفتن ما ایمان آوردیم.

یک آن ایمان آوردند و فرعون گفت دست و پاتونو ضربدری قطع می‌کنم به دار می‌کشونم تو اینا.

گفت هرچی می‌خوای بکن ما دیگه راهمونو پیدا کردیم.

خیلی عجیبه.

یک آن بعد چندین سال شیطنت نفس ولی خدا یا اون آیه چهل و نه سوره آل عمران.

اینو مخصوصا میگم این، این مطلبو که یه وقت ناامید ش-- یکی از کیدهای مهم شیطان امروز ناامیدی ما جوون‌هاست که اخیرا هم رهبر عزیزم فرمودن.

ناامیدی.

اینایی که تو طبل ناامیدی می‌زنن، تو سور ناامیدی می‌دمن.

اینا همه ناامید می‌کنند جوون‌ها رو این‌ها که کار شیطانی می‌کنند.

میام این صریح آیه قرآنه.

چهل و نه آل عمران.

اینو به ذائقتون بشینش عسل این آیه بلکه شیرین‌تر از عسل انشاالله بسه.

"أَنِّي" اینو کی فرموده؟

حضرت عیسی.

خیلی عجیبه "أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ" من از گِل "الطِّينِ" با طای دست و پا "أَخْلُقُ" خلق می‌کنم "لَكُم" برای شما "مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ" مثل یک کبوتر مثل پرنده برای شما می‌سازم با دستم با گِل پرنده می‌سازم.

گِله آقا.

"فَأَنفُخُ فِيهِ".

الله اکبر.

"فَأَنفُخُ" میگم نفخ سود.

دیدی دلت می‌پیچه میگی چی؟

نفخ معده پده.

نفخ و "نَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي".

این دمیدن "فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ".

همه سرشم تو اون "إِذْنِ اللَّهِ" هست.

به اذن الله میشه پرنده.

اصلا ت-دقت بکنید گِله شبیه پرنده‌ش کرده.

اصلا ما بدتر از این که دیگه نیستیم.

ما به یه جانی داریم بالاخره.

اصلا بگو تموم جانت رفته یه تیکه پو-پوست استخون موندی و یه گوشت و یه گِلی، یه خاکی "فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ".

نفس ولی خدا بخوره تمومه.

اینایی که به هر حال مثل ما شاید از موت بترسن، اینا نگرانن، کارشون خرابه یا از بلاهای زمانه مثل طاعون که اینجا مثال زده می‌ترسن.

بلا یه بخشش طاعونه، یه بخش موته دیگه.

قبلا گفتیم بحث‌ها رو که چرا میگیم بلا.

همونطور که طاعون برای کفار نعمته برای اهل ایمان رحمت این حدیث فرمود قبلا همین حدیثو خوندیم که موت هم برای کفار و مشرکین و منافقین نعمته، بدبختیه، عذابه.

برای اهل ایمان، برای مؤمن رحمته، عشقه.

از قفس آزاد شدنه.

از دنیا "سجن المؤمن وجنة الكافر".

توجه کردید بعد این توسل به ولی خدا امیدآفرین میشه.

یعنی اون‌هایی که گمان می‌کنند ب-- خدایی نکرده اگه بمیرن اتفاقات ناگوار منتظر-- نفس ولی خدا بسم الله توسل به امام عصر نگرفتن از ما که.

ما صاحب داریم غصه نخوریم انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد.