ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 050

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

باب طاعون و فرار منه در کتاب الموت

باب سوم کتاب الموت بحار مرحوم مجلسی با عنوان الطاعون والفرار منه مشخص شده است. ربطش با موت در اثنای بحث روشن می‌شود. روایت اول از عیون أخبار الرضا است. از امام صادق پرسیدند از طاعون خبر ده — بیماری مهلکی مانند آنچه در روزگار ما با مرگ‌ومیر دیده شد. فرمود:

«عَذَابُ اللَّهِ لِقَوْمٍ وَرَحْمَةٌ لِآخَرِينَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): عذاب خدا برای گروهی و رحمت برای گروهی دیگر.

پرسیدند چگونه یک چیز هم عذاب باشد هم رحمت؟ فرمود آیا نمی‌دانید آتش جهنم بر کفار عذاب است و بر خازنان جهنم که با آنان‌اند رحمت؟ نور و نار از یک ریشه در بحث‌های حکمی پیشین گذشته است.

موت برای مؤمن رحمت و برای کافر عذاب

چنان‌که طاعون برای کفار نقمت و برای اهل ایمان می‌تواند رحمت باشد، موت نیز برای کفار و مشرکین و منافقین عذاب است و برای مؤمن رحمت و عشق و آزادی از قفس. دنیا سجن المؤمن و جنّة الکافر است. آنان که از موت می‌ترسند یا از بلاهای زمانه مانند طاعون هراسان‌اند باید نسبت خود با ایمان را بسنجند.

توسل به ولی خدا؛ امید در بلا

توسل به ولی خدا امیدآفرین است. نفس ولی خدا به اذن الله کار می‌کند. کسانی که گمان می‌کنند اگر بمیرند گرفتارند و به امام عصر متوسل نشده‌اند، بدانند صاحب دارند؛ نباید غصهٔ بی‌پایه بخورند. بلا بخشی طاعون است و بخشی خود موت؛ و در همه، نسبت ایمان تعیین‌کنندهٔ عذاب یا رحمت است.

جمع فقهی و معرفتی باب

فرار از طاعون در روایات احکام خود را دارد؛ اما باطن باب آن است که بلا را با چشم توحیدی ببینی: همان حادثه برای دلی عذاب و برای دلی دیگر رحمت است. خازن آتش از آتش نمی‌سوزد چون نسبت دیگری با آن دارد؛ مؤمن نیز در سختی‌ها اگر نسبت ولایی داشته باشد، از قفس دنیا رها می‌شود نه آنکه در نقمت بماند. این نگاه، ترس را به توکل و توسل بدل می‌کند. امید عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

ادامهٔ مضمون عذاب و رحمت

پرسش یاران امام از چگونگی جمع عذاب و رحمت در یک پدیده، در حقیقت پرسش از نسبیت باطنی حوادث است. شیء فی‌نفسه یک حکم ندارد؛ حکم آن به ظرف قلبی و ایمانی گیرنده بازمی‌گردد. آتش برای کافر سوزاندن است و برای خادم مقرّبِ همان آتش، محیط خدمت و قرب. طاعون و مرگ نیز چنین‌اند. ازاین‌رو فرار از طاعون اگر به معنای حفظ بدن باشد با توکل منافاتی ندارد؛ اما فرار از معنا — فرار از نسبت‌دادن بلا به حکمت الهی — فرار از توحید است. کتاب الموت با آوردن این باب می‌آموزد که سخن از مردن، سخن از کیفیت نسبت با خدا و ولی اوست.

صاحب داشتن در عصر غیبت

جملهٔ پایانی درس — که صاحب داریم و غصهٔ بی‌پایه نباید خورد — جمع عملی بحث است. توسل به امام عصر نفس ولی خدا را به اذن الهی در زندگی جاری می‌کند. ترس از طاعون و مرگ وقتی به یأس بکشد، نشانهٔ غفلت از صاحب است؛ وقتی به دعا و اصلاح نسبت بینجامد، همان بلا می‌تواند رحمت باشد. بدین‌سان باب طاعون، باب مرگ‌آگاهیِ امیدوارانه است نه باب وحشت.

پرسش از امام دربارهٔ طاعون

سؤال یاران از امام صادق صلوات‌الله‌علیه ساده و عمیق بود: از طاعون خبرمان ده. بیماری‌ای که در قدیم بسیار رایج بود و مرگ می‌آورد؛ شبیه بحران‌های واگیر عصر ما. پاسخ امام دووجهی بود: عذاب برای قومی و رحمت برای قومی دیگر. شگفتی اصحاب از جمع این دو حکم، زمینهٔ تمثیل آتش جهنم شد: همان آتش برای کافر عذاب است و برای خازن و خادم رحمت. بدین‌سان امام قاعدة نسبت را آموخت.

نور و نار؛ ریشهٔ واحد نمای دوگانه

در سیر حکمی پیشین گفته شده بود که نور و نار از یک ریشه‌اند و تفاوت در نسبت گیرنده است. اینجا همان اصل به طاعون و مرگ تعمیم می‌یابد. پدیدهٔ بیرونی واحد است؛ معنای آن در ظرف ایمان و کفر دو می‌شود. مؤمن از قفس دنیا رها می‌شود؛ کافر از بهشتِ پنداری دنیا به عذاب می‌رسد. سجن المؤمن و جنّة الکافر خلاصهٔ همین دوگانگی است.

ترس از مرگ و بلا؛ تشخیص حال دل

آنان که مانند بسیاری از ما از مرگ می‌ترسند یا از بلاهای زمانه هراسان‌اند، باید حال دل را بسنجند. اگر نسبت ایمانی درست باشد، همان بلا می‌تواند رحمت باشد؛ اگر نه، نعمت هم عذاب می‌شود. فرار بدنی از طاعون در جای خود سخن دارد؛ اما فرار معرفتی از دیدن حکمت، بیماری بزرگ‌تر است.

توسل؛ نفس ولی به اذن الله

توسل به ولی خدا امید می‌آفریند. نفس ولی به اذن الله کارگر است. در عصر غیبت، صاحب داشتن به معنای غفلت از اسباب نیست؛ به معنای نبریدن از حجت است. غصهٔ بی‌پایه نشانهٔ فراموشی صاحب است. درس با صلوات تمام می‌شود تا هم مرگ‌آگاهی بماند و هم امید.

جمع‌بندی باب سوم

باب طاعون و فرار منه در کتاب الموت فقط بهداشت و تاریخ بیماری نیست؛ درسنامهٔ نسبت انسان با بلا و مرگ است. عذاب و رحمت دو نام برای یک حادثه‌اند در دو دل. خازن آتش نمی‌سوزد؛ مؤمن متوسل نمی‌شکند. این نگاه، فقه فرار و عرفان بقا را در یک افق می‌نشاند. امید آنکه عاقبت ختم به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

ربط طاعون با باب مرگ

چرا طاعون در کتاب الموت آمده است؟ چون مرگ‌آفرینی بلای واگیر، آینهٔ مرگ عمومی است. انسان در طاعون فشرده می‌بیند آنچه در عمر عادی پخش است: نزدیک‌بودن مرگ، بی‌ثباتی بدن، نیاز به نسبت درست با خدا. فرار از طاعون اگر فقط فرار بدن باشد و دل همچنان غافل، سود معرفتی ندارد؛ اگر فرار با توبه و توسل همراه شود، همان فرار می‌تواند رحمت باشد.

خازنان و مؤمنان

تمثیل خازنان جهنم بسیار دقیق است: در میان آتش‌اند و نمی‌سوزند چون مأموریت و نسبت دیگری دارند. مؤمن نیز می‌تواند در دل سختی باشد و نسوزد اگر نسبت ولایی‌اش زنده باشد. کافر در ناز دنیا نیز در حقیقت در آتش غفلت است. این جابه‌جایی ظاهر و باطن، لبّ باب سوم است.

امید پایانی

صاحب داریم؛ غصهٔ بی‌پایه نشاید. توسل به امام عصر پل امید است. طاعون و مرگ برای اهل ایمان می‌تواند درِ رحمت باشد. این سخن نه انکار درد است و نه دعوت به بی‌احتیاطی؛ دعوت به دیدن دو وجهیِ بلاست. عاقبت بخیر باد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

روایت عیون و انتخاب مجلسی

مرحوم مجلسی روایت نخست باب را از عیون أخبار الرضا برگزیده تا نشان دهد سخن از طاعون، سخن امام معصوم است نه طب عامیانه. پرسش «أخبرنا عن الطاعون» تقاضای معرفتی است؛ پاسخ امام افق را از میکروب به معنا می‌برد. عذاب و رحمت در یک پدیده، درس بزرگ توحید است: فاعل یکی است و قابلیّت‌ها دو. ازاین‌رو فرار منه نیز باید با فهم این دوگانگی خوانده شود نه با وحشت صرف.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.