ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 049

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

پذیرش عذر تا شصت سالگی و دام تسویف

در روایت بود که خدای منان تا شصت سالگی عذر انسان را می‌پذیرد؛ از شصت به بعد پذیرش عذر نیست. کار تمام است؛ هرچه کرده تا شصت کرده. این را به بزرگ‌ترین کید شیطان در مسیر انسان پیوند دادیم: تسویف؛ صوفه صوفه، حالا فردا.

نکته: تسویف با تفکر جابجا نشود. تفکر را تعطیل نکنید به بهانهٔ اینکه مبادا در دام تسویف بیفتید. گاه هنوز خیر و شر را تشخیص نداده‌ایم؛ آنچه لازم است تفکر و تعقل و تأمل و تدبر است. وقتی تشخیص دادی این راه خیر است، آنگاه در انجام خیر و ترک شر تسویف می‌آید. تسویف بعد از تفکر است؛ این‌ها جابجا نشوند.

جوانی بستر برکت یا خباثت

صوفه صوفه و حالا فردا دام بزرگی است که معمولاً در جوانی بیشتر خود را نشان می‌دهد: حالا فرصت داریم، جوانیم، عشق و حال کنیم. اهل‌بیت بسیار تأکید کرده‌اند مراقب جوانی باشید. جوانی هر طور باشد تا آخر عمر معمولاً همان‌گونه است؛ در بستر جوانی عمر انتها می‌یابد. اگر جوانی پربرکت بوده تا آخر با برکت می‌رود؛ اگر با خباثت بوده با خباثت.

رهبر بارها مضمون فرموده‌اند که پیشرفت‌ها و استقامت کشور از توبهٔ زمان جنگ و اخلاص جوانی‌هاست. بسیاری از ما آنچه داریم از صفا و خلوص و توبهٔ جوانی است؛ به برکت نفس امام و شهدا برکتی بود که ادامه می‌یابد. برکت در برابر خباثت و بی‌برکتی در جای‌جای قرآن آمده است.

«وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لَا یَخْرُجُ إِلَّا نَکِدًا» (اعراف/۵۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و سرزمین پاک گیاهش به اذن پروردگارش بروید، و آنچه خبیث است جز اندک و بی‌برکت برنیاید.

روایت محاسن و تفسیر بلد طیب

آیهٔ پنجاه و هشت اعراف به همین اشاره دارد: سرزمین پاک رویش پربرکت دارد؛ زمینه‌ای که با جوانی پاک برکت می‌یابد. «والذی خبث لا یخرج إلا نکدا»: از سرزمین خبیث جز تک‌وتوک کج‌ومعوج و بی‌خاصیت نمی‌روید.

در تفسیر اهل‌بیت (و نورالثقلین ذیل آیه) روایتی است که عمرو عاص ملعون به امام حسین رسید — پدرش معلوم نبود و میان نامزدها عمرو و عاص معروف‌تر بودند و این دو را به او چسباندند. محاسن پرپشت امام را دید و پرسید چرا محاسن شما پر است و ما کم؟ معاویه نیز کوسه بود. امام به آیه اشاره کرد: البلد الطیب — اشاره به محاسن مبارک و برکت سرزمین پاک مادرش زهرا؛ والذی خبث — اشاره به محاسن خبیث که تک‌وتوک است. از فردا کسی را کوسه دیدیم نگوییم خبیث است؛ تفسیر به رأی نکنیم.

مضمون دیگر ذیل آیه: بلد طیب علم امام است که از خداست؛ سرزمین خبیث آگاهی‌های دشمنان که تک‌وتوک و بی‌برکت است. پس بحث جوانی را جدی بگیریم.

حواریون عیسی و صید انسان

حضرت استاد علامه حسن‌زاده در درس نفس بر اهمیت جوانی تأکید می‌کردند و داستان حواریون عیسی را می‌آوردند: یوحنا بن زبدی معروف به یوحنای الهی و انجیلی و عیسوی، نویسندهٔ اناجیل و همراه حضرت تا آخر عمر؛ مکاشفات را می‌نوشت. در جوانی با برادر و پدر ماهی می‌گرفتند. حضرت عیسی گذر کرد — پیامبر دام می‌اندازد برای صید انسان‌ها به انسانیت. کسانی که می‌گویند چرا پیامبران برای ما ماشین و موشک نساختند جواب این است که انبیا برای انسانیت و تعالی معنوی آمدند؛ همان مضمون امام که فرمودند گیریم آب و برق مجانی شد، ما برای رشد و آخرت شما آمده‌ایم.

عیسی به آن سه نفر فرمود: تا حالا ماهی صید می‌کردید؛ بیایید با من انسان صید کنیم و در دام خدا بیندازیم نه ماهی در شکم مردم. دو برادر جوان قبول کردند و حواری شدند؛ پدر نماند. استاد می‌فرمودند چرا پدر نماند؟ چون دنیا در وجودش اثر کرده بود و از شصت گذشته بود؛ آن دو نه.

افلاطون و ظرف وجود جوان؛ با هدایت ریش‌سفید

افلاطون عاشق جوانان بود؛ می‌گفت علم را در پوست حیوان نمی‌نویسم؛ جوانان بیایند در وعاء قلبشان بریزم. پا به سن گذاشته‌ها را به کلاس حکمت و عرفان راه نمی‌داد؛ به همین خاطر در کتاب‌ها توهین شد. حضرت استاد رگ غیرتش می‌جوشید؛ علت آن بود که ظرف وجود جوان مستعد است؛ آنکه ریش سفید شده کارش تمام است — بیا جوان را بساز.

البته این دلیل نمی‌شود بدون پیر خردمند و تجربه به گود رفت و خراب کرد. رهبر فرموده‌اند جوانان — شاب — به خط مقدم بروند اما با هدایت ریش‌سفیدان؛ نه فقط جوانان بی‌تجربه که کار را خراب کنند. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

جدایی دقیق تفکر از تسویف

تفکر ابزار تشخیص خیر و شر است؛ تسویف بیماری بعد از تشخیص. کسی که به بهانهٔ پرهیز از فردااسوزی فکر را تعطیل کند در تاریکی می‌ماند. پس اول تعقل و تدبر؛ سپس عزم بر عمل. صوفه صوفه آنجا گناه است که راه روشن شده و قدم به تأخیر می‌افتد. جوانی چون خیال فرصت دارد شکارگاه ویژهٔ شیطان است؛ اهل‌بیت بر حفظ جوانی اصرار دارند زیرا بستر دوام عمر است.

برکت توبهٔ جنگ و زمینهٔ بلد طیب

رهبر پیشرفت و استقامت را از توبه و اخلاص جوانی زمان جنگ می‌دانند. صفا و خلوص آن دوره برکت ادامه یافته است. آیهٔ بلد طیب همین منطق را در تصویر زمین می‌گوید: زمینهٔ پاک رویش فراوان دارد؛ زمینهٔ خبیث نکد می‌رویاند. جوانی پاک مانند زمین طیب است. روایت محاسن نیز تمثیل است نه مجوز تهمت به کوسگان؛ تفسیر به رأی ممنوع است. بلد طیب در وجه دیگر علم امام است و خباثت آگاهی دشمن.

صید انسان به‌جای صید ماهی

عیسی جوانان ماهیگیر را به صید انسان فراخواند. انبیا برای ماشین و موشک نیامده‌اند؛ برای انسانیت آمده‌اند. امام نیز فرمود گیریم خدمات مجانی شد، غایت انقلاب تعالی انسان است. دو برادر جوان پذیرفتند؛ پدرِ از شصت گذشته نپذیرفت چون دنیا در او رسوخ کرده بود. روایت شصت سال پذیرش عذر با این داستان هم‌صدا می‌شود.

جوان در صحنه با هدایت تجربه

افلاطون ظرف قلب جوان را بر پوست نوشته ترجیح می‌داد؛ تهمت‌ها از نفهمی این مبنا برخاست. علامه غیرت می‌ورزیدند که بزرگی افلاطون را با بهتان نیالایند. در عین حال میدان بدون پیر خردمند ویران است. روایت شاب و سخن رهبری: جوانان خط مقدم، ریش‌سفیدان هدایت. نه کنار گذاشتن تجربه و نه خاموش کردن نیروی جوانی. ان‌شاءالله بین برکت جوانی و حکمت پیری جمع کنیم.

شصت سالگی و بسته شدن درِ عذر

روایت پذیرش عذر تا شصت سالگی هشدار است نه یأس برای کهنسالانِ توبه‌کار؛ اما نسبت به تسویف جوانی بسیار سختگیر است. شیطان می‌گوید هنوز وقت هست؛ شریعت می‌گوید بستر شکل‌گیری شخصیت همان جوانی است. هرچه در جوانی کاشته شود تا پایان عمر میوه می‌دهد — برکت یا خباثت.

نکد بودن رویش خبیث

زمین خبیث بی‌رویش نیست؛ رویشش نکد است: کم، کج، بی‌خاصیت. علمی که از دشمنان می‌آید گاه هست اما برکت هدایت ندارد. در برابر، علم امام بلد طیب است و نباتش به اذن رب می‌روید. جوانی مؤمن اگر طیب بماند حتی محاسن ظاهر و باطن برکت می‌گیرد؛ تمثیل روایت حسینی برای فهم برکت است نه تهمت به چهره‌ها.

رسالت انبیا و غایت انقلاب

سؤال از صنعت و رفاه به‌جای انسانیت، جابه‌جایی غایت است. عیسی صید انسان را بر صید ماهی ترجیح داد؛ انقلاب نیز تعالی انسان را بر خدمات صرف. پدر ماهیگیر چون از شصت گذشته و دنیا رسوخ کرده بود دعوت را نپذیرفت؛ جوانان پذیرفتند. این الگو با روایت عذر و تأکید رهبری بر توبهٔ جنگ هم‌خوان است: ذخیرهٔ اخلاص جوانی کشور را نگه می‌دارد.

جمع‌بندی عملی جلسه

اول فکر کن تا خیر را بشناسی؛ سپس تأخیر مکن. جوانی را بستر برکت بدان نه فرصت هوس. از تفسیر به رأی بپرهیز. جوان را به میدان بیاور و تجربه را کنارش بنشان. تسویف را با تفکر اشتباه نگیر. ان‌شاءالله عاقبت به برکت صلوات ختم به خیر شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.