ددرس‌گفتارها

روایت جدید البته از همون کتاب الموت.

باب دوم روایت نهم روایت هشتم رو دیگه تموم کردیم.

[نفس عمیق] از نهج‌البلاغه این روایت رو مرحوم مجلسی علیه الرحمه آورده که العُمرُ الذي أعذر الله فيه اون عمری که خدا عذر رو قبول می‌کنه درش.

کی خدا، تا کی خدا مهلت میده؟

خدا تا کی عُمر در عمر ما عذر ما رو قبول می‌کنه؟

در دعای کمیل میگیم اللهم فقبل عذری.

خدایا خیلی مهمه اینکه عذر ما رو خدا قبول کنه.

حالا تا کی مهلت داریم که عذر ما در درگاه خدا پذیرفته شده‌ست؟

تا کی به نظر شما؟

چهل.

خب حالا اینجا ش-- از یه جهت درست میگید از یه جهت نه.

الان، الان عرض می‌کنم.

می‌فرماید الابن آدمه ستّون سنه یعنی شصت سالگی.

حالا شما اگر-- چطور میگم ایشون از یه جهت درست گفتن.

شما اگر بیای اون دوران کودکی و خردسالی و نوجوانی و اینا رو دیگه تا سن بیست سالگی تقریباً نوجوون حساب می‌شه.

یعنی بالاخره تازه از تخم مرغ اومده بیرونه مثلاً نمی‌فهمه کجا هست.

اینو بگیم حالا خدا این رو لطف کرده اون بیست سالو در نظر نگرفته، اون بیست سال به علاوه چهل سال مخصـ-مخصوصاً اینطوری تقسیم کردن چون قبلاً ما بحث چهل سالو کرده بودیم که هرچه کنی تا چهل سال وقت داری.

اینجا باز همونه.

تصریح اونه.

اما در هر حال می‌شه به صورت معمول می‌شه شصت سالگی.

حالا فکر کنم این ریش سفیدا دیگه ما رو بیرون کنن از اینجا.

چند وقته گیر دادین به این بنده خدایی که ریششون سفیده.

[نفس عمیق] دیگه اونجا کسی شصت ساله شد طبق این روایت دیگه خدا عذرشو قبول نمی‌کنه.

اگه اینطوری نگاه کنیم اون دعاهایی که توش صراحتا مثل کمیل فرمود اللهم فقبل عذری ظاهراً برای آدماییه که جوونن.

چون بعضیا تا چهل سالگی رو هم جوون گفتن.

بالای اون رو میانسالی گفتن.

شصت به بعد رو پیری بعضیا هفتاد به بعد رو پیری.

حالا کاری به اونش نداریم.

سرّ سرّ کمیل دیگه.

حالا یه پیرمردی که معذرت می‌خوام از شما جسارت نشه جوونیش اصلاً نمی‌دونسته کمیل چیه اینا.

شروع کرده آخر و دیگه هیچ جا راهش نمیدن.

اومده مسجد یه تسبیح دستش گرفته و در جوانی پاک بودن شیوه‌ی پیامبری‌ست.

و نه هر گبری به پیری می‌شود پرهیزگار و می‌شینه به صورت تعقیب نماز کمیل که امام علیه الرحمه فرمود سرّ سرّ ادعیه اهل بیت هم همینطوری می‌خونه میره.

فقط تو هم اللهم فقبل عذریش ببین چه مطلبیه نهفته‌ست.

شصت سال وقت داری فقط که اینو بگی بعد شصت سال-- راستی اینم بگم این نیعنی که کلاً در رحمت بسته می‌شه و خدا دیگه کلاً هیچ عذری رو نمی‌پذیره.

نه منظورش یک شدتیه، یک هدیه، یک نهیبیه.

چرا؟

چون دیگه هرچی کردی تا اون موقع کردی دیگه تموم شد.

در ملکات نفست رسوخ کرده همون چیزی که خودت دنبالش بودی.

خیلی به ندرت پیش میاد که انسان از شصت سالگی به بعد بخواد مثلاً عوض بشه، تغییر کنه.

تغییرات زيل این سنه.

برای همین تا می‌تونن اهل بیت علیهم الصلاة والسلام به انحاء مختلف چه در مناجات‌شون و ادعیه‌شون که مقامات انشایی اون‌ها در درگاه حضرت حقه و چه در توصیه‌ها و روایات و احادیث‌شون ما رو از تسویف برحذر داشتن.

تسویف یعنی صوفه صوفه.

امام صادق علیه السلام فرمودن که بیشترین حسرت که قیامت مردم می‌خورن از، یه روایت داریم از غفلتیه که در دنیا داشتن.

یه روایت داریم از صوفه صوفه است.

حالا فردا، حالا پسفردا، حالا جوونیم، حالا بذار پیر شیم.

بالاخره میریم بالاخره فلان اینو اینطوری هم بالاخره بالاخره پدر ما رو درآورده این تسویف صوفه صوفه.

در یه عبارت خیلی جالبی می‌خوندم که از بحار جلد یک صفحه صد و سی و نه که یه مالی رو شبانگاه آوردن محضر امیرالمؤمنین به عنوان بیت‌المال.

خب ایشون همونجا کارگزارا رو فراخواند شبانه، حالا همه رفتن بخوابن و فرمود آقا بسم الله همین امشب کمک کنید اینو تقسیم کنیم بین فقرا و گرفتارا و اینا.

گفتن آقا حالا فردا رو که عمو نگرفتن اجازه بدید فردا.

فرمود کدومتون می‌تونید ضمانت بدید که من و علی تا فردا زنده باشم؟

این نگاه رو ببینید اگه مولای ماست.

بعضی از ما چقدر بلندپروازیم.

مثلاً الان طرف مدیر کل آه می‌کشه برای اینکه یه روزی بره مثلاً مدیر مرکز بشه.

اون آه می‌کشه بره ری-ریاست کل فلان.

دیدما یکی از دوستان خوب ما همینجا بچه خیلی خوبی هم است چندین بار اومد گفت حاجی چرا من هرچی تقلا می‌کنم مدیر بشم نمی‌شم؟

اصلا نگاه رو ببین.

بچه خوبی هم است واسه ت-- یا یه مرد دیگه خیلی دوسش هم داریم مثل دانشجو مثل بچه ما حساب می‌شد.

یه نوبه‌ام نیمچه معروف شد و اینا با یه حسرت می‌گفت حاجی من باور کن غلط‌کاری‌هایی که بعضی مرد‌های معروف می‌کنن-- جسارت به اونا نشه.

اونا که واقعاً کارشون درسته که خوبن.

الحمدالله سر موقع دارن.

اینایی که اشتباهاتی دارن.

کارایی که اونا می‌کنن من نمی‌کنم.

اما چرا من معروف نمی‌شم؟

ببین نگاه‌ها چقدر غلطه.

خب چه دردت می‌خوره معروف شدی که بدبخت بشی؟

ما حالا یه ذره همین لباس معروفم رو کرده نیمچه میریم مثلاً حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام اصلاً نمی‌تونم زیارت کنم.

می‌ریزن دورمون سؤال، سؤال، استخاره، خواب، تعبیر خواب هیچی دیگه.

یعنی خانمم میگه بابا تو رو خدا میری زیارت تو لباس روحانی تنت نکن بتونی به زیارتت برسی.

چه برسه که دیگه همه بشناسنت.

آخه میخوای چه کنی؟

دام شیطانه.

این ثوفه ثوفه‌ها.

خیلی روایت پرنهیبی رو دیدم از رسول خدا سؤال کردن که چرا این سؤال شاید برای همه ما پیش اومده‌ها.

ببین پیغمبر چه قشنگ جواب داده.

آقا چرا بعضیا می‌میرن چشمشون بسته است و بعضیا چشمشون بازه؟

پیغمبر چه جواب پرنهیبی دادن.

برای هزر داشتن ما رو.

فرمودن که اون کسی که چشمش بسته است و مرده پلک زده بوده، جبرائیل-- عزرائیل مجالش نداده پلکش رو باز کنه تمام.

و اون کسی که چشمش بازه دیدید بعضیا چشم باز می‌میرن.

اونم عزرائیل مجالش نداده که پلکش رو ببنده.

تمام.

خیلی واقعاً این‌ها رو آدم بهش توجه می‌کنه ها خیلی باید بترسه از ثوفه ثوفه.

مولا مون علی علیه الصلاة والسلام فرمودن در-- عرض کردن در مناجاتشون محضر حق "و عد بفضلک علیّ عبد غمره جهله یا جهلو" یعنی خدایا به فضلت ببخش، برگرد به سوی بنده تو که جهل گرفت غرق جهلش شده نادونیش "و استولی علیه تسویف" استیلا پیدا کرده برش تسویف.

ثوفه ثوفه.

حالا فردا فردا.

"حتی سالم الأيام" تا وقتی که عمرش می‌گذره و سرش به سنگ قبر می‌خوره بلند بگو لا اله الا الله زبانش بند میاد.

نمی‌تونه اونجا حرف بزنه.

در حکمت دویست و هفتاد و پنج مولا فرمود "جاهلکم مزداد و عالمکم مسوف" الله اکبر.

فرمودن جاهلای شما، آدمای نادونتون به مرض زیاده‌روی گرفتارن و علماتون اونا که آگاهن به گرفتاری تسویف.

حالا تو که بلدی مثل من بالا منبر این همه چیز می‌کنی چرا خوب عمل نمی‌کنی؟

شروع کن دیگه.

همش برای این و اون میگه.

"واعظان کین جلوه در محراب منبر می‌کنند چون به خلوت می‌روند آن کار دگر می‌کنند".

اهل عمل کجا؟

باز در حکمت چهارصد و بیست و هفت ببین چقدر مهمه که انقدر روایت من دیدم حالا گلچین کردم سه چهار تاشون نوشتم.

انقدر زیاد بود پیس-- پیرامون تسویف.

باز مولا فرمود "کل معاجل يسأل الإنغار".

اونایی که فرصت ندارن دنبال یه نظره رحیمی‌ان.

یه فرصت دوباره‌ن.

هق هقش داره تموم می‌شه دیگه نفششو حضرت قابض الارواح داره از نوک شست پاش می‌کشه می‌بره تا از دوسواخ بینیش بکشه بیرون جانشو.

می‌خواد فریاد بزنه یک لحظه فقط یک آن دیگه به من اجازه بده.

نه یک شب و یک ساعت، یک آن مهلت بده بابا بذار من یه لا اله الا-- مطلقاً.

لال.

و اینجا مولا می‌فرماید و "کل معجل" متأسفانه اونایی که وقت دارن "یتعلل بالتسویف" اینا بهانه‌جویی می‌کنن به تأخیر انداختن کارشون.

حالا فردا حالا پس فردا.

خیلی بیچاره کرد ما رو این تسویف واقعاً.

"أتیتک" دو مرتبه حضرت در مناجاتش.

"یا ربه بضعف من العمل ونفس الراحة مهتاد" این خدایا من به سوی تو اومدم با ضعف عملم، با nefsi که خودشو زده به راحتی.

فکر کرده حساب کتاب خدا اینطوریه و مثل مردم عادی و به ظواهر نگاه می‌کنم.

نه.

خدا ما درون را بنگریم و حال را.

نه بیرون را بنگریم و قال را.

"ودواع التسویف منغاده" و کسی که عادت کرده به انگیزه‌های تسویف گونه همش خودشو به امروز و فردا می‌زنه.

خلاصه تا دلتون بخواد زیاده.

یکی دیگه هم بگم حیفم میاد.

اینا پر از نورن این روایت‌ها.

"لا تقتر" باز مولا فرمود "لا تقتروا بالمنا و خدع الشيطان و تسویف– تسویفه فإن الشيطان عدوکم حریص على اهلاکم".

آقایون غره نشید، مغرور نشید.

به انگیزه‌ها، به نیرنگ زدن‌های شیطان گولش رو نخورید، فریبشو نخورید و خودتون رو با تسویف یعنی ثوفه ثوفه به هلاکت نندازید که این کار شیطانه، کید شیطانه، نقشه شیطان.

آیا ما نقشه نقشه شیطان رو ندونیم می‌تونیم بدل بزنیم؟

تک پاتک می‌خواد.

باید اول بدونی تک چیه که پاتک بزنی.

نقشه شیطان.

امیرالمؤمنین داره می‌فرماد.

توی روایت دیگه‌ای دیدم بیشتر نقشه شیطان.

اصلاً کمینگاه مرصاد شیطان که کمین کرده زوم کرده رو تو با تسویفه.

یعنی فردا فردا.

همین که میگی حالا از امشب شروع می‌کنم از فردا.

همین که زمان بهش بدی این تسویفه.

همین الان.

همین الان شروع کنی.

هر مشکلی هست همین الان شروع کنی.

این درسته.

اونم با اراده قوی.

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.