یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
عمری که خدا در آن عذر میپذیرد
روایت نهم باب دوم کتاب الموت از نهجالبلاغه در بحار: العمر الذي أعذر الله فیه — عمری که خدا در آن عذر را میپذیرد. در کمیل میگوییم اللهم فاقبل عذری؛ تا کی مهلت است؟ روایت میگوید لابن آدم ستون سنة — شصت سال. اگر کودکی و نوجوانی تا بیست را کنار بگذاریم با چهل سال فرصت پیشین همخوان است؛ به صورت معمول شصت. پس از شصت بر وفق روایت عذر پذیرفته نمیشود. این به معنای بستن کامل رحمت نیست؛ شدت و نهیب است؛ چون ملکات رسوخ کرده و تغییر پس از شصت نادر است. از اینرو اهل بیت از تسویف — سوف سوف؛ حالا فردا — در مناجات و حدیث برحذر داشتهاند.
حسرت غفلت و سوف سوف
بیشترین حسرت قیامت از غفلت دنیا یا از سوف سوف است: حالا جوانیم؛ بگذار پیر شویم. امام صادق هشدار داده است. بحار جلد یک صفحهٔ صد و سی و نه: مالی شبانه نزد امیرالمؤمنین آوردند؛ کارگزاران را فراخواند تا همان شب میان فقرا تقسیم کنند. گفتند فردا. فرمود کدامتان ضمانت میدهید من تا فردا زندهام؟ نگاه مولا این است. برخی آه ریاست و شهرت میکشند؛ یکی میپرسد چرا مدیر نمیشوم؛ دیگری حسرت معروف شدن دارد با آنکه غلطکاری مشاهیر را نمیکند. لباس روحانیت نیمهشهرت در حرم عبدالعظیم زیارت را مختل میکند؛ سؤال و استخاره و تعبیر. دام شیطان است این سوفها.
چشم باز و بسته در مرگ
از پیامبر پرسیدند چرا بعضی چشمبسته و بعضی چشمباز میمیرند. فرمود آنکه بسته مرد عزرائیل مجال باز کردن پلک نداد؛ آنکه باز مرد مجال بستن نداد. نهیب از تسویف است.
مناجات و حکمتهای نهج
مولا در مناجات: وعد بفضلک علی عبد غمره جهله و استولى علیه التسویف حتى سالم الایام — جهل غرقش کرد و تسویف استیلا یافت تا عمر گذشت و سر به سنگ قبر خورد و لا إله إلا الله بر زبان بند آمد. حکمت دویست و هفتاد و پنج: جاهلکم مزداد و عالمکم مسوف — نادان زیادهروی و عالم تسویف. واعظان جلوه در محراب میکنند و در خلوت کار دیگر. حکمت چهارصد و بیست و هفت: كل معاجل یسأل الإنظار و كل مؤجل یتعلل بالتسویف — بیفرصت مهلت میخواهد؛ بافرصت بهانهٔ فردا میآورد. در جان کندن یک آن برای شهادتین نمیدهند؛ لال میشود. باز: أتیتك بضعف من العمل و نفس إلى الراحة معتادة و دواعي التسویف منقادة. و لا تغتروا بالمنى و خدع الشیطان و تسویفه فإن الشیطان عدوکم حریص على إهلاککم. کمینگاه مرصاد شیطان تسویف است: از فردا شروع میکنم. درست آن است همین الآن با ارادهٔ قوی. انشاءالله عاقبت ختم به خیر؛ صلوات.
چهل و شصت
پیشتر بحث چهل سال فرصت آمده بود. روایت شصت با کنار گذاشتن تقریبی بیست سال کودکی و نوجوانی با همان چهل همخوان است. کسی چهل گفت از جهتی درست گفت؛ تصریح روایت شصت است. ریشسفیدان نباید برنجند؛ نهیب برای همه است.
رحمت بسته نیست
پس از شصت به معنای شدت قبول عذر است نه بستن در رحمت. ملکات رسوخ کرده و تغییر نادر است. دعاهای اللهم فاقبل عذری برای پیش از این شدت معنای ویژهای دارد؛ پیر ناآشنا به کمیل که تسبیح به دست میگیرد و میخواند نیز باید بداند سرّ سرّ ادعیه چیست.
شعر پرهیز در پیری
در جوانی پاک بودن شیوهٔ پیامبری است؛ و نه هر گبری به پیری پرهیزگار میشود. تعقیب نماز با کمیل بدون درک سرّ عذر، پس از شصت، جای تأمل دارد.
تقسیم شبانه بیتالمال
مال شبانه آوردند؛ مولا همان شب تقسیم خواست. فردا را نپذیرفت چون ضمانت حیات تا فردا نیست. نگاه بلندپرواز ریاست و شهرت در برابر این ضمانتنداشتن رنگ میبازد.
دام شهرت
حسرت مدیر شدن و معروف شدن حتی در انسان خوب نشانهٔ نگاه غلط است. نیمهشهرت لباس روحانیت زیارت عبدالعظیم را با هجوم سؤال مختل میکند؛ خانواده میگوید لباس مپوش تا زیارت کنی. شهرت کامل دام بزرگتر شیطان است.
پلک و عزرائیل
مرگ با چشم باز یا بسته نه تصادف صرف است؛ مجال ندادن ملک برای باز یا بسته کردن پلک. توجه به این نهیب ترس از سوف سوف میآورد.
جاهل مزداد عالم مسوف
نادان زیادهروی میکند و عالم امروز و فردا میکند. واعظ منبر که در خلوت کار دیگر میکند مصداق عالم مسوف است. دانستن بدون شروع عمل تسویف است.
معاجل و مؤجل
بیفرصت در نزع یک آن مهلت برای شهادتین میخواهد و زبان بند میآید. بافرصت بهانهٔ فردا میآورد. این تضاد حکمت نهج است.
ضعف عمل و عادت راحت
أتیتك بضعف العمل و نفس معتادة به راحت و انگیزههای تسویف. خدا درون و حال را مینگرد نه بیرون و قال را. عادت فردا فردا هلاکت است.
فریب آرزو و شیطان
لا تغتروا بالمنى و خدع الشیطان و تسویفه. شیطان دشمن حریص بر هلاکت است. کمینگاه مرصاد او تسویف است: از امشب، از فردا. درست آن است همین الآن با ارادهٔ قوی آغاز کنی؛ هر مشکلی هست الآن. انشاءالله عاقبت ختم به خیر؛ صلوات بر محمد و آل محمد.
بیشترین حسرت
روایتی حسرت را غفلت میداند و روایتی سوف سوف. هر دو پدر انسان را درآوردهاند. اهل بیت به انحاء مناجات و حدیث از تسویف برحذر داشتهاند.
سرّ سرّ کمیل
امام فرمود سرّ سرّ ادعیه اهل بیت است. اللهم فاقبل عذری در کمیل با سقف شصت سال معنای نهیب میگیرد. مهلت عذر محدود است؛ عمل را به پیری میفکن.
تغییرات زیر شصت
تغییرات زیر این سن ممکنتر است. پس از رسوخ ملکات ندرتاً کسی عوض میشود. فرصت جوانی و میانسالی برای ساخت ملکات خیر است نه برای سوف سوف.
تک و پاتک شیطان
آیا نقشهٔ شیطان را ندانیم میتوانیم بدل بزنیم؟ تک میخواهد تا پاتک. نقشهٔ او فردا فردا است. همین که زمان به شروع بدهی تسویف است؛ همین الآن درست است.
مهلت عذر در کمیل
اللهم فاقبل عذری وقتی معنا مییابد که هنوز در عمر معذوریم. روایت شصت سقف شدت را نشان میدهد. پیری که تازه تسبیح به دست گرفته باید بداند سرّ عذر چیست و فرصت ساخت ملکه محدود بوده است.
علی و ضمانت فردا
کدامتان ضمانت میدهید تا فردا زندهام؟ این جمله بیتالمال شبانه را همان شب تقسیم کرد. بلندپروازی ریاست در برابر بیضمانتی نفس رنگ میبازد. تسویف با فرض فردا زنده بودن میزیید.
معروف شدن و غلطکاری
کسی میگفت غلطکاری مشاهیر را نمیکنم چرا معروف نمیشوم. درد معروف شدن بدبختی است نه درمان. شهرت زیارت را میدزدد و سؤالباران میکند.
استیلای تسویف تا قبر
استولى علیه التسویف حتى سالم الایام — تسویف استیلا مییابد تا روزها سلامت بگذرند و ناگاه سر به سنگ قبر رسد و زبان از شهادتین بند آید. جهل زمینهٔ این استیلاست.
معاجل مهلت میخواهد
در نزع از نوک شست تا بینی جان کشیده میشود؛ یک آن برای لا إله إلا الله میخواهد و لال میماند. مؤجل بافرصت یتعلل بالتسویف. تضاد این دو حکمت بیدارباش است.
منى و خدع شیطان
غرور به آرزوها و نیرنگ شیطان و تسویف او سه داماند. شیطان حریص بر اهلاک است. مرصاد او فردا فردا است. بدل زدن به دانستن تک اوست: زمان نده؛ الآن شروع کن.
واعظان جلوه و خلوت
شعر دربارهٔ واعظانی که در محراب جلوه میکنند و در خلوت کار دیگر، با حکمت عالم مسوف همصداست. اهل عمل کجایند؟ دانستن منبری بدون شروع شخصی تسویف عالمانه است.
نهیب پلک
مجال ندادن عزرائیل برای باز یا بسته کردن پلک نهیب حاضر بودن مرگ در هر نفس است. سوف سوف با این تصویر نمیسازد.
آغاز همین لحظه
هر مشکلی هست همین الآن با ارادهٔ قوی آغاز کن. دادن زمان به شروع همان تسویف است. اهل بیت به انحاء مناجات و حدیث از سوف سوف برحذر داشتهاند تا حسرت قیامت نماند. صلوات بر محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.