یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
امتنان ثبت حسنهٔ جوانی
در ادامهٔ روایت هشتم باب دوم کتاب الموت گفته شد خدای منان آنچه انسان در جوانی از روی بساطت وجودی و انبساط خاطر انجام میدهد در پیری و ضعف در حسنات مینویسد؛ و در سیئات نیز اگر ملکهٔ وجودی شده باشد با او هست و در وجودش ثبت شده است. آیا آیهای بر این امتنان هست؟ بسیار؛ از جمله آیهٔ صد و شصت انعام:
«مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَىٰ إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ» (انعام/۱۶۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هرکس نیکی آورد ده برابر آن برای اوست و هرکس بدی آورد جز همانند آن کیفر نشود و بر آنان ستم نرود.
ابتدا اجر به مثل بود؛ پیامبر زیادت خواست؛ آیهٔ عشر امثالها آمد؛ باز خواست؛ آیهٔ قرض الحسنه هجده برابر؛ باز خواست تا اجر بیحساب شد و آرام گرفت. سیئه به مثل ثبت میشود و ظلمی نیست.
مدیر و آیه
این آیه از منشور مدیریت اسلامی است. مدیر تراز کسی است که ده برابر پاداش دهد و به اندازهٔ خطا توبیخ کند؛ و لا یظلمون. خدا با بندگان چنین است؛ چرا ما نباشیم؟ مدیریت ادارات غالباً وارونه است؛ حال آنکه نحو صحیح همین تدریج در تفضل است.
کسب و اکتساب در بقره
آیهٔ دویست و هشتاد و شش بقره:
«لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ» (بقره/۲۸۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدا هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمیکند؛ آنچه به سود کسب کرده از آن اوست و آنچه به زیان اکتساب کرده بر اوست.
فرق کسب و اکتساب از یک ریشه است. لها ما کسبت به نفع است؛ علیها ما اکتسبت بر وزن افتعال به ضرر. اصرار و مداومت ملکه میسازد و عمل با جان اتحاد وجودی مییابد. اگر مطابق فطرت اولیه باشد قرآن آن را کسب نامیده — مرتبط با ملکوت و عقلگرا؛ خوردن و خواب و زناشویی و سبک زندگی عاقلانه: ویجعل الرجس علی الذین لا یعقلون. اکتساب مطابق فطرت ثانویه و طبع و غریزه و شهوت و شؤون ظاهری دنیاست؛ شکم پر کردن و خالی کردن؛ علیها مکتسب.
مسجد قبا و ضرار؛ مبدأ میل
دو نفر مسجد میسازند: یکی قبا یکی ضرار؛ دو نفر کنار هم نماز میخوانند. ظاهر یکی است؛ قبول و رد به باطن و سیرت و مبدأ میل بازمیگردد. اگر مبدأ میل دنیا باشد نماز و زیارت و صدقه و کتاب برای شهرت و دنیاست. عالمی کتاب بر ضد شیطان نوشت و بالید؛ در تمثل شیطان خندید که خودم وادار به نوشتنت کردم. میشود ده جلد بر مبانی ولایت فقیه نوشت و در نهایت برابر ولی زمان ایستاد؛ چون غرض درونی دنیا بوده است. از این بترسیم.
حدیث همّ دنیا و آخرت
کافی کلینی، جلد دو، صفحهٔ سیصد و نوزده، امام صادق: من أصبح وأمسى والدنیا أكبر همه جعل الله الفقر بین عینیه و شتت أمره و لم ینل من الدنیا إلا ما قسم الله له. شب و روز که بزرگترین همّ دنیا باشد فقر میان دو چشم مینشیند؛ قانع نیست؛ امور پراکنده میشود؛ و جز قسمت الهی از دنیا نمیرسد. و من أصبح وأمسى والآخرة أكبر همه جعل الله الغنى فی قلبه و جمع له أمره — توانگری در قلب و جمع امر. همه به باطن و فطرت و اصرار بر اعمال و مبدأ میل بازمیگردد که بهشتی یا دوزخی بودن را رقم میزند. انشاءالله عاقبت ختم به خیر؛ صلوات بر محمد و آل محمد.
تدریج در تفضل الهی
پیامبر سه بار زیادت خواست: از مثل به عشر، از عشر به قرض الحسنه، سپس اجر غیر حساب. سیئه همواره به مثل ماند تا ظلمی نباشد. این تدریج الگوی مدیر است که در پاداش گشاده و در کیفر دقیق باشد.
جبلت و فطرت ثانویه
بحث به جبلت انسان — فطرت ثانویه — بازمیگردد که با اصرار بر عمل ساخته میشود. وقتی ملکه شد در پیری نیز با اوست؛ چه در حسنه چه در سیئه. امتنان الهی حسنهٔ جوانی را نگه میدارد؛ اکتساب زیانبار نیز ثبت میماند.
عقلگرایی سبک زندگی
کسب عاقلانه همهٔ شؤون را دربر میگیرد: نگاه، خوردن، شنیدن، نوشتن، خواب، زناشویی، فرزندداری. اگر عقل نباشد رجس میآید. اکتساب فقط به ظهور دنیا و عرض وجود جسمانی میپردازد.
خطر مبدأ میل
علمای اخلاق خطر عوض شدن مبدأ میل را بسیار گفتهاند. میل به دنیا نماز و صدقه و تألیف را ابزار شهرت میکند. تمثل شیطان به نویسندهای که گمان ضربه به شیطان داشت هشدار است: نوشته میتواند به امر دشمن باشد.
فقر بین عینین
کسی که اکبر همّش دنیاست هرچه بگیرد سیر نمیشود؛ قرض و چک و چاله پر کردن؛ بدبخت است و امرش متشتت. آنچه میپندارد به زور بازو رسیده قسمت الهی است. مقابل آن غنای قلبی است حتی اگر ظاهر تهی باشد.
جمع امر و بهشت و دوزخ
جمع امر الهی سامان دادن تفرقهاست؛ بالاتر از مال ظاهر. اصرار بر اعمال مبدأ میل را میسازد و همان مبدأ بهشتی یا دوزخی بودن را تعیین میکند. باطن فطرت میدان تصمیم نهایی است.
حسنهٔ جوانی و ثبت در پیری
بساطت وجودی و انبساط خاطر جوانی اعمالی میزاید که خدا از سر امتنان در ضعف پیری همچنان در حسنات مینویسد. سیئات نیز اگر به ملکه بدل شده باشند رها نمیشوند؛ وجود خود آنها را ثبت کرده است. آیهٔ عشر امثالها و سیر تقاضای پیامبر تا اجر بیحساب، چهرهٔ این امتنان را نشان میدهد؛ سیئه همواره به مثل ماند تا کسی مظلوم نشود.
منشور مدیریت ده برابر
مدیر اسلامی اگر به آیه عمل کند در پاداش گشاده و در توبیخ به اندازه است و ظلم نمیکند. زبان حال بسیاری از ادارات وارونه است: پاداش کم و توبیخ بیش. خدا با بندگان ده برابر میدهد؛ الگو همان است. بحث مدیریت به جبلت و فطرت ثانویه نیز گره میخورد که پیشتر خنده برانگیخت؛ سخن از آیه است نه از رئیس سازمان.
وسع نه فقط طاقت
لا یکلف الله نفسا إلا وسعها — وسع نه صرفاً طاقت بدنی. سپس لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت فرق نفع و ضرر را در دو وزن از یک ریشه مینهد. کسب وقتی است که عمل با فطرت اولیه و عقل و ملکوت همسو شود؛ اکتساب وقتی که با اصرار فطرت ثانویه و طبع و غریزه ساخته شود.
اتحاد وجودی عمل و جان
اصرار و مداومت ملکه میسازد؛ جان منفعل همان میشود که عمل میکند و اتحاد وجودی رخ میدهد. اگر مطابق آفرینش الهی باشد لها؛ اگر خودساختهٔ دنیا باشد علیها. عقلگرایی در خوردن و خواب و فرزندداری نشانهٔ کسب است؛ شکممحوری نشانهٔ اکتساب.
ظاهر واحد باطن مختلف
مسجد قبا و ضرار و دو نمازگزار کنار هم ظاهر یکسان دارند. قبول و رد به سیرت و مبدأ میل بازمیگردد. میل دنیا زیارت و صدقه را ابزار شهرت میکند. کتاب ضد شیطان که شیطان به نوشتنش واداشته، و تألیف ولایی که برابر ولی میایستد، نمونههای خطر غرض درونیاند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.